هدف از مطالعه حاضرفراهم آوردن شواهد تجربی برای فرضیه باردرگیرشدن در یک جامعه غیر انگلیسی زبان بود. چهارگروه از پیش شکل گرفته که دربرگیرنده ۱۲٦دانش آموزدرسطح متوسط بود در این پژوهش شرکت کردند. برای حصول اطمینان از اینکه شرکت کنندگان درسطحی مشابه از لحاظ دانش زبان انگلیسی می باشند، آزمون استاندارد نلسون پیش ازشروع مطالعه برگزار شد. همچنین، زبان آموزان توسط آزمون مقیاس دانش واژگان مورد سنجش مقدماتی قرارگرفتند. درطول هفت جلسه مطالعه، به هرگروه تکلیفی متفاوت (خواندن، پرکردن جاهای خالی، نوشتن جملات ابتکاری، و انشا نویسی) با شاخص میزان درگیرشدن متغیر بر اساس فرضیه باردرگیرشدن ارائه شد. آزمون مقیاس دانش واژگان دو بار (آزمون ثانویه فوری و با تأخیر) برای اندازه گیری میزان پیشرفت و یادگیری دردوسطح تشخیص وتولید برگزار شد. نتایج حاکی ازصحت فرضیه در یادگیری تشخیصی وتولیدی و تثبیت یادگیری تشخیصی بود. اما درشرایط تثبیت یادگیری تولیدی، قسمتی از فرضیه یاد شده مورد تأیید قرارگرفت. علاوه براین، افزایش دانش واژگان درطبقه های دانش جزئی، ادراکی وتولیدی بر تأثیرمثبت تکالیف به صورت جداگانه درطول زمان صحه گذاشت.
همزاد یکی از فنون ادبی در آثار خولیو کورتاسار است. وی به عنوان استاد ادبیات تخیلی‘ بسیار ماهرانه به این موضوع پرداخته و مجموعه داستان های زیادی را آفریده که امروزه نه فقط در ادبیات آمریکای لاتین مورد توجه قرار گرفته اند‘ که در زمره آثار ادبیات کلاسیک جهان نیز به شمار می آیند. وی با به تصویر کشیدن انواع مختلف همزاد‘ که با هویت آدمی مرتبط اند‘ نوع متفاوتی از ادبیات تخیلی را ارائه می دهد. بنابراین‘ آنچه که در این تحقیق مد نظر است‘ بررسی حضور همزاد در یکی از داستان های کوتاه وی به نام ‹‹جزیره ای در نیمروز›› است که در آن‘ یک مهماندار هواپیما‘ به نام مارینی‘ در مسیر تهران – رم از فراز جزیره یونانی سیروس واقع در دریای اژه می گذرد. طی پرواز‘ وی متوجه این جزیره می شود و از پنجره هواپیما به آن می نگرد. مارینی به گونه ای شگفت آور مجذوب جزیره می شود و از این لحظه به بعد‘ این وسوسه به گونه ای مهار نشدنی افزایش می یابد. وی در حالی که مشغول نظاره جزیره است‘ به ناگاه خودش را در این مکان می بیند و داستان بر همین اساس به پیش می رود.
ارزشیابی پویا که ریشه در روانشناسی اجتماعی- فرهنگی روانشناس شهیر روس ویگوتسکی دارد رویکردی کاملا جدید در آموزش زبان ارایه کرده است که بر اساس آن رابطه میان آموزش وامتحانات باید رابطه ای تعاملی باشد. اگر چه تاثیر این رویکرد در برخی از حوزه های آموزش زبان قبلا مورد تحقیق قرار گرفته است، در حوزه منظور شناسی چنین نیست چرا که مطالعات اندکی در این حوزه انجام شده است. بر این اساس 40 شرکت کننده از دو سطح بسندگی انتخاب و به طور تصادفی به 4 گروه ( 2 گروه ارزشیابی پویا و دو گروه ارزشیابی غیرپویا) تقسیم شدند. هر کدام از این گروهها در مورد به کارگیری نقشهای زبانی درخواست و پوزش در زبان انگلیسی قبلا آموزش مقدماتی دیده بودند با این تفاوت که گروههای ارزشیابی پویا با استفاده از مقیاس لنتلف و پونر (2011) کمک مناسب را بر اساس حوزه تقریبی رشد خود دریافت کردند در حالی که گروههای غیرارزشیابی پویا صرفا بر اساس تواناییهای مستقل خود عمل کرده و مورد آزمون قرار گرفتند. البته همه گروهها در پیش آزمون، پس آزمون و پس آزمون تاخیری شرکت کردند. نتایج سه آزمون فوق به طور معنی داری برتری عملکرد گروههای ارزشیابی پویا را نشان داد. این نتایج همچنین نشان داد که گروههای ارزشیابی پویا از پیش آزمون به پس آزمون و پس آزمون تاخیری تغییرات معنی داری داشته اند، تجربه ای که گروه ارزشیابی غیر پویا در سطح بسندگی بالا فاقد آن بود. در پایان، نتایج به دست آمده نشان داد که روش آموزش (و نه سطح بسندگی) بر عملکرد شرکت کنندگان در سه آزمون تاثیر معنی دار داشته است. یافته های این مطالعه از این جهت می تواند مهم باشد که کاربرد ارزشیابی پویا را در آموزش منظورشناسی تایید می کند.
Few studies can be found which have directly addressed the issue of burn-out by considering the influence of teachers’ coping resources such as emotional intelligence and reflectivity especially in an EFL context. Therefore, in order to bridge this gap, the present study was conducted to investigate the relationship among teachers’ burnout, emotional intelligence, and reflectivity with a sample of 125 Iranian EFL teachers from several private language institutes in Kurdistan and Hamedan. Moreover, differences in the teachers’ burnout, emotional intelligence, and reflectivity scores were examined with respect to teachers’ teaching experiences. To answer the research questions, the Maslach Burnout Inventory-Educators Survey, Teacher Reflectivity Questionnaire, and Bar-On EQ-I Scale were used and Pearson Product-Moment Correlation, Multiple Regression and MANOVA analyses were utilized. The findings showed that emotional intelligence and reflectivity were reversely correlated with burnout, and they could both predict the level of burnout. The results of the study also revealed that there were significant differences between teachers’ level of emotional intelligence with respect to their teaching experience. However, no significant differences were found between teachers’ burnout and reflectivity with respect to their teaching experience. Implications of the study are discussed in details in the paper.
در حالی که ادبیات داستانی و واقعیت به طور ظریفی در هم تنیده اند خواندن اثر رودیارد کیپلینگ قرائت تازه ای از واقعیت به خواننده القا می کند. تصویر هند و خلق شخصیت هندی براساس پیش زمینه امپراطوری بریتانیا که از طرح ها و نقشه های معین تشکیل یافته ترسیم شده است. به عبارت دیگر، مکان خلق شده توسط ذهن نویسنده یا همان هند کاملا در چارچوب این امپراطوری جای می گیرد. آیا نقش ادبیات در این میان صرف اهداف امپریالیستی یا فراتر از آن است؟ محقق می کوشد تا شگردهای رمان نویس در جهت خلق شخصیت های قالبی و دورگه و غیره را بررسی کند. اشاره ها به متن مذکور در جهت روشن نمودن مطالب نظری به کار رفته است. شواهد بسیاری در رمان وجود دارد که نقش خیال پردازی ادبی در حفظ نظام امپریالیستی را نشان می دهد. پرداخت کیپلینگ به این موضوع به هیچ وجه آزاداندیشانه نیست.
برای یافتن و معرفی معیارهای ارزیابی کیفیت ترجمة مدرسان ترجمه براساس نظر دانشجویان در دانشگاه های ایران، در پژوهشی توصیفی تلاش شد تا نظرها، اظهارات، و بازخورد دانشجویان درمقابل رویکردهای ارزیابی مدرسان ترجمه بررسی شود. این پژوهش با برگزاری چهار مصاحبة گروهی و با نمونه ای کیفی شامل دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشتة مترجمی زبان انگلیسی انجام شد. با تحلیل داده های به دست آمده از مصاحبه های گروهی، نظرها و بازخورد دانشجویان بررسی شد و سپس، میزان تفاوت و شباهت رویکرد مدرسان ترجمة ایران با مدل ها و رویکردهای ارزیابی که نظریه پردازان بین المللی ارزیابی ترجمه ارائه کرده اند، بررسی گردید. یافته های حاصل از مصاحبة گروهی با دانشجویان رشتة مترجمی زبان انگلیسی، برطبق شیوة تحلیل داده های کیفی نظریة داده بنیاد، کدگذاری و تحلیل شدند. یافته های حاصل نشان داد براساس اظهارات دانشجویان، رویکرد مدرسان ترجمه ایرانی تا حد زیادی با معیارهای ارزیابی کیفیت ترجمه که نظریه پردازان بین المللی ارزیابی کیفیت ترجمه معرفی کرده اند، مطابقت می کند.
یکی از موضوعات نوین در زبان شناسی کاربردی ، بررسی و سنجش تاثیر آزمونهای زبان ورود به دانشگاه بر رفتارها و تغییرات آموزشی در دوره های قبل از آن است . این تاثیر که در ادبیات مربوطه به تاثیر بازشویی یا تاثیر آزمون بر آموزش شناخته شده ، حائز اهمیت و شایسته بررسی است . زیرا با واکاوی دقیق این تاثیر ، حوزه میزان تغییرات آموزش و یادگیری و یا نبود آنها را می توان مشخص و معین نمود . در این مقاله ، سعی نویسنده بر آن بوده است تا دامنه این تاثیرات را از طریق بررسی آزمونهای کارشناسی ارشد 5 رشته از رشته های ادبیات و علوم انسانی بر فعالیتهای آموزشی و یادیگری در دوره کارشناسی همان رشته ها بیازماید .
در این مقاله دو اصطلاح فنّی در متن پهلوی گزیده های زادِسپَرَم بررسی می شود. ابتدا قرائت رایج واژه ائفقثجظ (فصل 34: بند 28) به صورتnisārīk/nisārīg نقد و بررسی شده است که، نخستین بار، آن را زنر (1955: 345) با این خوانش به معنی «آغازین» ارائه کرد و سپس ژینیو و تفضّلی (1993: 120) نیز آن را پذیرفتند.nisārīg واژه ای تک بَسامَد (منفرد) در زبان پهلوی است که با اصلاحی ناچیز می توان آن را به صورت اخقثجظ (wahārīg: بهاری) تصحیح و به همراه واژه paymānīg به صورت اندازه میانگین/ اعتدالی بهاری ترجمه کرد. سپس، در جست و جوی تفسیری قانع کننده از مفهوم عبارت “se kanārag ī gēhān” (فصل 34: بند 25)، این عبارت با عبارات مشابه موجود در مدارک باستانی نجومی و کیهان شناسی به زبان های اَکَّدی (متن های موسوم به اسطرلاب ها و الواح میخی مُل آپین)، سنسکریت (براهمنه ها) و لاتین (خطابه در باب خورشید توانا از یولیانوس، امپراتور مهرپرست روم)، مقایسه و عبارت یادشده به عنوان اصطلاحی فنّی معرفی شده است که به الگوی مشهور «تقسیم بندی سه بخشی آسمان (به نواحی جنوبی، میانی و شمالی)» در کیهان شناسی مشرق زمین باستان اشاره دارد.
طبق تعریف سرفصل آموزشی مصوب مقطع کارشناسی ارشد رشتة مطالعات ترجمه، یکی از اهداف عمدة این دوره تربیت مترجمانی است که بتوانند نیاز روزافزون کشور به تبادل اطلاعات با کشورهای دیگر را برآورده سازند. شناخت عناصر فرهنگی یکی از ابزارهای مهم موفقیت مترجمان در این امر خطیر است. مترجمان باید علاوه بر ویژگی-های زبانی، با ویژگی های فرهنگی زبان مبدأ و زبان مقصد و نیز روش های ترجمة عناصر فرهنگی آشنایی کافی داشته باشند. در این مقاله به بررسی این مطلب می پردازیم که آیا در سرفصل مصوب رشتة مطالعات ترجمه در مقطع کارشناسی ارشد، به نقش فرهنگ در ترجمه توجه کافی شده است و آیا در این سرفصل دروسی تعریف شده اند که به طور مستقیم به مطالعة فرهنگ و نقش عناصر فرهنگی در ترجمه و شیوة ترجمة آن ها بپردازند. علاوه براین، نظرهای دانشجویان این رشته دربارة سرفصل و همچنین عملکرد آن ها در ترجمة عناصر و اصطلاحات فرهنگی نیز بررسی شده است. تحلیل محتوای سرفصل مصوب رشتة مطالعات ترجمه نشان داد که تنها دو درس با عنوان «شناخت عناصر فرهنگی در دو زبان» و «فرهنگ و جامعه شناسی در ترجمه»، به عنوان دو درس اختیاری برای آشنایی دانشجویان با عناصر فرهنگی درنظر گرفته شده اند؛ اما ازمیان ده دانشگاه بررسی شده در این پژوهش، تنها دو دانشگاه یکی از این دو درس را به عنوان دروس اختیاری به دانشجویان ارائه می دهند. درمجموع، 60 دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات ترجمه در این پژوهش شرکت نمودند که آن ها را به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم کردیم. ابتدا دانشجویان دو گروه به یک پرسش نامة کیفی محقق ساخته پاسخ دادند و نظرهای خود
لف نیکلایویچ تالستوی، نویسنده بزرگ روس، همچون فیلسوف و جامعه شناس در آثار خود ظاهر می شود و تناقض های زندگی را، نه تنها در یک فرد خاص، بلکه در یک جامعه و کشور توصیف می کند. موضوع مهم آثار لف تالستوی مسایل مذهبی و اخلاقی است. به نظر می رسد نویسنده در رمان های جنگ و صلح، آنا کارنینا و رستاخیز تحلیل بسیار دقیقی از شروع اخلاقیات و افول آن ها بر اثر هوس های کشنده داده است. لف تالستوی در آثار خود معمولا به این نتیجه می رسد که تنها با تکیه به مذهب و اخلاق می توان به خوشبختی دست یافت. زمانی که نویسنده سیمای قهرمان خود را توصیف می کند، بازگشت تدریجی به زندگی، بلوغ و کسب تجربه در زندگی را در وی نشان می دهد. از نظر تالستوی این بازگشت، فقط از طریق مذهب امکان پذیر است. روی آوری به مذهب است که به قهرمانان آثار او آرامش قلبی و اعتماد به نفس می بخشد.
چرا ما شاهد ترجمه های متعدد از یک متن ادبی هستیم؟ اگر یک زبان مبداء و یک زبان مقصد وجود دارد دلیل پیدایش ترجمه های متعدد از یک متن ادبی چه می تواند باشد؟ در این مقاله به طور مختصر ملاحظه خواهیم کرد که ترجمه ادبی انتقال ساده مطالب از یک زبان به زبان دیگر نیست بلکه یک تفسیر است و مستلزم انتقال یک فرهنگ به فرهنگ دیگر است. سوالی که مطرح می شود این است که آیا متنی که مترجم به وجود می آورد بایستی با فرهنگ مقصد همخوانی داشته باشد یا با فرهنگ مبداء؟