سرزمین ایران با توجه به گستردگی و تاریخ طولانی آن دارای گویش ها و گونه های زبانی متنوعی است. این گویش ها که از دیرباز در ایران رایج بوده اند، بر برخی از متون فارسی کهن نیز تأثیر گذاشته اند. این تأثیر در متون پیش از دورة مغول (دورة تکوین) بیش از دوره های دیگر زبان فارسی دیده می شود. برای نمونه در ساخت های فعلی دورة تکوین، عناصری دیده می شوند که مسلماً از گویش ها وارد زبان فارسی معیار شده اند. برخی از این عناصر که در مقالة حاضر بررسی شده اند عبارتند از: پیشوند فعلی «هاز-/ هوژ-» و گونه های آن، پسوند تاجیکی «-گی»، کاربرد نوعی خاص از افعال کمکی، پیشوند فعلی «بو-»، کاربرد غیرمعیار پسوند -ist ، ساخت های متعدی قیاسی و گونة گفتاری پسوند -ān . اغلب این عناصر هنوز تنها در گویش های ایرانی دیده می شوند.
گویش کرمانجی که دربخش هایی از خراسان نیز به آن تکلم می شود در واقع یکی از گویش های ایرانی شمال غربی است که به رغم هم جواری با بسیاری از زبان ها مانند فارسی، ترکی، عربی، روسی، و ارمنی و از دست دادن برخی از ویژگی های صرفی و نحوی خود، یکی از مهم ترین مشخصه های تمایزدهندة صرفی و نحوی به نام نظام حالت دهی ارگتیو- مطلق را حفظ نموده است. این نوع نظام حالت دهی ازجمله ویژگی هایی است که هنوز در برخی از گویش های ایرانی (مانند کرمانجی، تالشی، تاتی، بلوچی و غیره) باقی مانده است در حالی که در برخی دیگر (مانند فارسی معاصر،کردی مرکزی و جنوبی، لری، مازندرانی، گیلکی و غیره) به کلی از بین رفته است و جای خود را به انواع نظام های حالت دهی دیگر از جمله فاعلی- مفعولی داده است. در این تحقیق،ضمن بررسی انواع نظام های حالت، نخست نظام حالت ارگتیو در گویش کرمانجی در خراسان بررسی و آن گاه با مراجعه به تعدادی از موارد فروپاشی و تبدیل آن به نظام های دیگر، خصوصاً نظام حالت دهی افقی، نشان خواهیم داد که این گویش از نظام حالت ارگتیو گسسته برخوردار است.
پژوهش حاضر دو پسوند اشتقاقی «-ین» و «-ینه» را در زبان فارسی بررسی و سویه های گوناگون معنایی و صوری آنها را واکاوی می نماید و می کوشد با رویکرد ساخت بنیاد و در چارچوب نظریه ساخت واژه ساختی الگوهای واژه سازی را بر پایه مفهوم «طرحواره های ساختی» و رابطه پایگانی این طرحواره ها تبیین نماید. ساخت واژه ساختی نظریه ای واژه بنیاد و نشانه بنیاد در حوزه ساخت واژه است که رویکردی شناختی و کاربردبنیاد به واژه سازی دارد. داده های پژوهش برگرفته از پیکره ساخت واژی نگارندگان، با بیش از 12000 واژه مشتق و مرکب فارسی، و فرهنگ فارسی زانسو (کشانی، 1372) است که 71 واژه مشتق ساخته شده با پسوند «-ین» و 59 واژه ساخته شده با پسوند «-ینه» را در بر می گیرد. براساس یافته های پژوهش این پسوندها تنوع معنایی چشمگیری دارند که در سطح طرحواره های ساختی انتزاعی قابل تبیین است نه در سطح واژه های عینی زبان و از همین رو آن را چندمعنایی ساختی می نامند. پسوند «-ین» می تواند در 7 زیرطرحواره ساختی نمایان شود و واژه هایی از مقوله صفت بسازد، اما «-ینه» دارای 9 زیرطرحواره ساختی است و واژه هایی از مقوله اسم و صفت می سازد.
زبان ها و گویش ها به عنوان یکی از عناصر عمده فرهنگ ها، از سرمایه های انسانی محسوب می شوند و در شرایطی که شاهد نابودی سریع این سرمایه های ملّی و انسانی هستیم و نگه داری از آن ها میسّر نیست، لازم است با ثبت و ضبط ویژگی های آن ها از محو کامل این میراث های فرهنگی جلوگیری به عمل آوریم. هدف از انجام این پژوهش توصیف بخشی از نظام فعلی گویش روستای ادکان (خراسان شمالی اسفراین) است. این گویش از جمله گویش های تاتی خراسان شمالی می باشد و تاکنون تحقیق زبان شناختی جامعی بر روی آن انجام نگرفته است. در این پژوهش، برای جمع آوری داده ها، از ده گویش ور زن و پنج گویش ور مرد بومی، سال خورده و میان سال، و بی سواد و کم سواد ساکن در این روستا استفاده شده است و سؤالات از قبل تدوین شده ای به طور شفاهی از آن ها به عمل آمده و صدایشان ضبط گردیده است. داده های خام این بررسی از آوانویسی صدای ضبط شده گویش وران به دست آمده است. این داده ها نشان می دهد که نظام فعلی این گویش تفاوت های زیادی با زبان فارسی معیار دارد و مهم ترین نتایج مرتبط با این پژوهش عبارتند از: 1) این گویش فاقد زمان های ملموس، ماضی نقلی مستمر وگذشته ابعد است؛ 2) شناسه ها در این گویش در زمان های مختلف و با فارسی معیار متفاوتند؛ 3) تکواژهای ماضی ساز در این گویش متفاوت با فارسی معیارند؛ 4) در این گویش پیشوندهای فعلی اغلب به سبب هماهنگی واکه ای با ستاک فعل، به صورت های دیگری به کار می روند؛ 5) در گویش ادکان صرف فعل در ماضی نقلی مشابه صرف آن در ماضی ساده است وتفاوت آن ها در جایگاه تکیه است؛ 6) در این گویش فعل کمکی «بودن» در صرف فعل های ماضی بعید، به /d/ تبدیل می شود؛ 7) برای ساخت صورت آینده فعل در این گویش دو روش وجود دارد؛ 8) ساخت فعل امر در گویش ادکان مشابه با فارسی معیار است به جز موارد استثنایی چون فعل «ایستادن».
در این مقاله برای نخستین بار شبکه ای با جست وجوی تحت وب برای تبیین «باهمایی واژگانی» بر پایة معناشناسی قالبی پیشنهاد داده و آن را «هم نت» می نامیم و با قالب نت که شبکه ای برای تبیین قالبی واژگان است، پیوند می دهیم. این شبکه نه تنها به درک ما از باهمایی واژگانی یاری می رساند، بلکه می تواند مقدمه ای برای پژوهش های رایانشی در مورد ماهیت ترکیبات واژگانی باشد. برای توصیف چگونگی کارکرد این شبکه، به عنوان نمونه باهمایی با واژة «دست» در نظر گرفته شد و داده ها از منابع مختلف از جمله دو پیکرة بی جن خان و پایگاه دادگان زبان فارسی استخراج شد. روشی که برای بررسی باهمایی در این پژوهش به کار رفته، عبارت است از مقایسة قالب های اجزای ترکیب واژگانی با قالبی که کل ترکیب در آن تعریف می شود. نتیجه این که از طریق مقایسة این قالب ها و شیوة ارتباط آن ها با یکدیگر، نه تنها نوع ترکیب (از جمله ساده، استعاری و مجازی) دست یافتنی است، بلکه می توان به اطلاعاتی در مورد انگیزه های فرهنگی و تاریخی که در پس ترکیب های هم آیند قرار گرفته اند، دست یافت.
پژوهش حاضر بر آن بود که سه نوع متن از مقدمه کتاب های دانشگاهی یعنی؛ سرآغاز، مقدمه و پیش گفتار را از لحاظ کاربردها و ساختارهای متنی بالقوه، آنچنان که در نظریه نوع متن توسط سویلز (۱۹۹۰) و باتیا (۱۹۹۳) استدلال شده، بررسی نماید. علاوه بر این، مطالعه فعلی بر این هدف بود که پدیده اختلاط نوع متن را به عنوان عامل بیناگفتمانی، در سراسر انواع متن فوق الذکر بررسی نماید. در انجام این کار، پردازش جز به کل به عنوان رویکردی به تجزیه و تحلیل حرکت بلاغی، به منظور دستیابی به دیدگاه نسبتا عینی از ماهیت این گونه های نوع متن مقدماتی دانشگاهی اتخاذ گردید. داده ها که شامل سه مجموعه داده ی جداگانه با تعداد کل ٧٥ نمونه متنی مستخرج از کتاب های درسی زبانشناسی کاربردی بودند، به منظور شناسایی اختلاف آماری محتمل در بکارگیری حرکت بلاغی در سراسر سه مجموعه داده ی مورد مطالعه، بررسی شدند. یافته های این مطالعه، مدل های ساختاری تقریبا مشابهی را برای سه نوع متفاوت از مقدمه کتاب دانشگاهی نمایان کرد. با این وجود، تحلیل آماری داده ها حاکی از وجود تفاوت هایی ملموس تنها در دو حرکت بلاغی بود. علاوه بر این، بررسی صناعات فراگفتمانی و ویژگی های بلاغی در هر سه مجموعه داده، نشان داد که چگونه نویسنده های مقدمه کتاب ، منابع متنی را با موفقیت به تصرف درآورده و یک هدف تبلیغاتی را با یک هدف آموزنده درآمیخته اند. یافته های این تحقیق، نه تنها برای نویسندگان در تالیف یک بخش مقدماتی موفق برای کتاب های درسی خود در زبانشناسی کاربردی سودمند می باشد بلکه همچنین می تواند به عنوان دستورالعمل هایی در راستای تغذیه آموزش انگلیسی با اهداف ویژه از نظر محتوا و طراحی برنامه درسی و نظام آموزشی استفاده شود.
در مطالعه حاضر، تأثیر متغیر خلاقیت زبان آموزان غیرفارسی زبان بر توانایی آنها در تشخیص برخی از جملات استعاری (مرده و نو) و لفظی مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور، 45 نفر از زبان آموزان سطح پیشرفته مرکز آموزش زبان دانشگاه بین المللی امام خمینی در آزمون خلاقیت و آزمون تشخیص جملات استعاری زبان فارسی شرکت کردند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که متغیر خلاقیت رابطه معناداری با تشخیص جملات استعاری زبان فارسی دارد. هر چند خلاقیت زبان آموزان با توانایی آنها در تشخیص استعارات مرده و جملات لفظی نیز دارای رابطه معناداری بود، اما این متغیر با تشخیص استعارات نو زبان فارسی رابطه قوی تری داشت.