فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
بررسی طرحواره های قدرتی در برخی از ضرب المثل های زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، برخی از ضرب المثل های زبان فارسی را که در آن ها مشکل و نوع برخورد با آن مطرح شده، در چارچوب طرحواره های قدرتی بررسی می کنیم. براساس یافته ها، در ضرب المثل های بررسی شده طرحواره های قدرتی سه امکان دارند: وجود مشکل به مثابة یک سد که نمی توان آن را از سر راه برداشت. در این گونه ضرب المثل ها راهکار یا توصیه ای برای حل مشکل وجود ندارد. دومین امکان این است که مشکل را می توان از طریق ارائة راهکاری پیشنهادی برطرف کرد. وجود مشکل به عنوان یک سد که می توان آن را پشت سر گذاشت، سومین امکان است. بررسی های آماری نشان می دهد که امکانات دوم و سوم به ترتیب بیشترین و کمترین میزان بسامد را در ضرب المثل های بررسی شده داشته اند. در امکان دوم که خود انواعی دارد، ضرب المثل هایی که بیانگر حل مشکل از طریق راه حل مطلوب و مناسب هستند، بیشترین فراوانی را دارند. بسامد امکانات طرحوارة قدرتی در ضرب المثل های بررسی شده، رهیافت هایی را دربارة روان شناسی قوم شناسیِ ایرانی ارائه می دهند؛ بدین صورت که تفکر حاکم بر رفتار و منش قوم ایرانی در گذشته و حال این بوده و هست که توصیه می شود خود در برابر سد مشکلات پایداری داشته باشد، برای هر مشکلی در جستجوی راهکار و راه حلی باشد و همچنین سعی کند بهترین راه حل را در مواجهه با مشکل و رفع آن برگزیند. غالب ضرب المثل های بررسی شده گویای این اند که قوم ایرانی، روحیه ای قوی و بالا در برابر مشکلات دارد.
فعل های کمکی وجهی در کردی سورانی
حوزههای تخصصی:
در کنار زمان دستوری و نمود، وجه نمایی از مفاهیم اصلی معناشناسی گزاره است که توسط دسته بزرگی از ابزارهای زبانی بیان می شود، اما هر زبانی، با توجه به ویژگی های خود، دست به انتخاب تعدادی از این اقلام زبانی می زند. زبان مورد مطالعه این تحقیق کردی سورانی است و ابزار زبانی مورد مطالعه آن افعال کمکی وجهی در این زبان است که عبارتند از ʔeše ’باید/شاید‘، bu:in ’شدن‘و twanin ’توانستن‘. با توجه به نقش گذر بودن این افعال، این تحقیق تلاش می کند نشان دهد هر فعل وجهی کدامیک از معناهای مختلف وجه نمایی را نشان می دهد. نتیجه به دست آمده بیانگر این است که هر یک از این افعال سه نوع وجه نمایی معرفتی، تکلیفی و پویایی را نشان می دهند و آنچه آنها را از هم متمایز می کند، مرتبه های وجه-نمایی (امکان و الزام) و انواع آنها (حدسی، استقرایی و فرضی برای وجه نمایی معرفتی، قانون و مقررات، عرف و هنجارها و اقتدار فردی برای منبع قدرت در وجه نمایی تکلیفی و میل و خواست و توانمندی برای وجه نمایی پویایی) است. همچنین، مشاهده می شود که زبان کردی سورانی فاقد فعل کمکی خ اصی برای بی ان وجه نمایی گواه نمایی است.
شیوة تغییر واکه های مرکب در وام واژه های انگلیسی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی شیوة تغییر واکه های مرکب در وام واژه های انگلیسی است. به این منظور تعداد 568 وام واژه انگلیسی از فرهنگ زمردیان استخراج شده و نحوة تلفّظ آنها در دو زبان انگلیسی و فارسی براساس IPA، مشخص شده است. از آنجا که تلفّظ انگلیسیِ برخی واژه ها در دو گونة بریتانیایی و آمریکایی متفاوت است، تلفّظ گونة بریتانیایی، در بررسی داده ها لحاظ شده است. سپس از میان داده ها، وام واژه های دارای واکة مرکب استخراج شده و براساس نوع واکة مرکبِ موجود در آنها از هم تفکیک شده اند و تغییرات این واکه ها در زبان فارسی مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی ها نشان می دهد که در آن گروه از واکه های مرکب افتان که جزء دوم آنها را واکة // تشکیل داده است، این جزء به غلت متناظرش یعنی [j] تبدیل می شود و در آن گروه از واکه های مرکب افتان که جزء دوم آنها واکة [] می باشد، این جزء در زبان فارسی زمانی به غلت [w] تبدیل می شود که جزء اول آن به واکة [o] تبدیل شده باشد و همخوان های پایانه نیز بیش از یکی نباشد. از این رو از بین این نوع واکه ها تنها واکة مرکب /a/ در اغلب موارد به توالی یک واکه ساده و غلت [ow] در زبان فارسی دیده می شود. واکه های مرکب خیزان به واکة ساده تبدیل می شوند.
Native and Non-native Use of Lexical Bundles in Discussion Section of Political Science Articles(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The study of lexical bundles, among types of text analysis, is gaining importance over the others in the last century. The present study employed a frequency-based analysis approach to the use of lexical bundles. The discussion section of 60 political science articles, with corpora around 253,063 words were investigated in three aspects of structure, form, and function of lexical bundles. The present study selected its data pool out of scholarly articles from qualified journals in the field of political sciences. One part of the data pool was made up of 30 articles written by American native speakers. The second half of the data comprised the 30 articles written by Iranian scholars in political sciences. The findings showed that native and Persian-speaking writers employed the same forms of lexical bundles, and there were significant differences concerning the nativeness and functions. Bearing in mind the findings of the present study, material developers would think of the possibility of the addition of lexical clusters into the materials. It can similarly be valuable for the development of the second language writing strategies, for those who need to write in academic contexts especially political contexts.
ضمیر فاعلی عام در زبان فارسی: مقایسه ای بین زبان های ضمیرانداز ثابت و نسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر به یکی از ویژگی های مهم زبان فارسی که آن را از زبان های ضمیرانداز نسبی(partial NSL) متمایز می کند می پردازیم. براساس پارامترهای ضمیراندازی ریتسی (1982) که بیشتر با تمرکز بر تهی بودن ضمیر فاعلی شخصی و تأکید بر مفهوم ارجاعیت (referentiality) ارائه شده است انتظار می رود زبان های ضمیرانداز ثابت (consistent NSL) در هرنوع بافتی ضمیراندازی را مجاز بدانند. درمقاله حاضر خلاف این پیش بینی در یکی از زبان های ضمیرانداز ثابت یعنی زبان فارسی به تصویر کشیده می شود و با استفاده از داده های زبانی نشان داده می شود هرچند به نظر می رسد فاعل تهی در زبان های ضمیرانداز ثابت نسبت به زبان های ضمیرانداز نسبی معمول تر باشد، در خصوص ضمیر فاعلیِ غیر شخصی سوم شخص مفرد وضعیت برعکس است. به صورت خاص در زبان فارسی همانند دیگر زبان های ضمیرانداز ثابت، برخلاف زبان های ضمیرانداز نسبی فاعل ناملفوظ سوم شخص با خوانش عام (generic) یافت نمی شود. در این مقاله به تبعیت از رویکرد هولمبرگ (2010) سعی داریم با اصلاح پارامترهای ریتسی (1982) و جایگزینی مفهوم ارجاعیت با معرفگی (definiteness) تمایز زبان فارسی با زبان های ضمیرانداز نسبی را بالاخص در بکارگیری ضمیر آشکار و غیرآشکار غیرشخصی از نوع عام تبیین نماییم.
بررسی صوت شناختی همخوان کناری در زبان فارسی معیار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش ویژگیهای صوت شناختی و آواشناختی یی از همخوان هایِ روانِ زبان فارسیِ معیار -[l]- بر اساس تلفظ 19 سخنگوی زن و مرد مورد مطالعه قرار گرفته است. به این منظور ایهای آواییِ آغازین، میانی و پایانی قرار گرفت و گوی81 نمونه آواییِ حاویِ این واج را تولی اند. ماهیت همخوانهای روان در زبان های مختلف به گونه ای های آواییِ متفاوت بسیار تغییرپذیرند و زیر تأثیر عوامل متعددیییر شوند. در خصوص همخوان روان [λ] تغییرات میه دوم بسیار حائز اهمیین تغییرات منجر به ایجاد دو شیوه تولیدِ متفاوت از این همخوان میشود، آنچه در سنت آواشناسی [λ] روشن و ]ɫ[ تیره نامیده میشود. در این پژوهش، علاوه بر بررسی جایگاه این همخوان در پیوستارِ روشنی و تیرگی، شیوه تولید آن در بافت های آواییِ متفاوت و همچنین ِ سازه هایِ اول، دوم و سومِ این همخوانِ روان نیز در جایگاههای آغازین و بیای اندازه گیری شده است.
نحو کودک؛ نحو تمام عیار شواهدی از روند فراگیری بخش مقوله ای و ساخت اطلاع زبان فارسی
حوزههای تخصصی:
دربارة ماهیت دستور جهانشمول در بدو تولّد، دو دیدگاه کلی مطرح است که به دیدگاه واژگان گرا و دیدگاه درخت کامل معروف اند. طرفداران دیدگاه واژگان گرا، دستور جهانشمول را ناقص و بلوغ را عامل اصلی تکوین آن می دانند. اما پیروان دیدگاه درخت کامل، بر کامل بودن درخت زبانی کودک از بدو تولّد تأکید نموده و تعامل و درونداد را عامل فعلیت و توسعة آن فرض می کنند. فرض قطعی هر دو دیدگاه این است که در فرایند رشد زبان، کودک مقوله های واژگانی را زودتر از مقوله های نقشی فرا می گیرد. پیامد طرح این ایدة مشترک، اعتقاد به عدم بازنماییِ گره های نقشی مثل زمان/ تصریف، متمم نما ، مبتدا و کانون در نحو اولیة کودک است. پژوهش حاضر، با بررسی طولی روند فارسی آموزی یک کودک فارسی زبان، به ارزیابی این ایدة مشترک پرداخته و با ارائة چندین شاهد قابل اعتنا نشان داده است که در فراگیری زبان فارسی، اولاً مقوله های نقشی همزمان با مقوله های واژگانی، و نه پس از آن ها، فراگرفته می شوند و ثانیاً گره های نقشی به طور کامل در زبان کودک قابل مشاهده هستند و فعالیت مقوله های نقشی به حدی گسترده است که شواهدی از دسترسی کودک به ساخت اطلاع نیز قابل ارائه است
قصدگرایی در برابر استقلال معناشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل مقایسه ای ساز و کار قرینه و بافت زبانی در فهم متن
حوزههای تخصصی:
بافت زبانی به عنوان بستری که معنای دقیق واژگان و جملات را مشخّص می کند یکی از مباحث مهم در پژوهش های زبانی، به ویژه علم معناشناسی به حساب می آید. در مباحث سنّتی نحو و بلاغت، مؤلّفه هایی چون «قرینة لفظی» و «قرینة معنوی» زیرمجموعة مقولة گستردة بافت زبانی به حساب می آیند. بافت زبانی در علم معناشناسی از آفاق گسترده ای برخوردار است. این نوع بافت در سطح روابط همنشینی واژگان و به ویژه در روابط معنایی مانند هم معنایی، چندمعنایی و اضداد یا حتّی در سطوح گسترده تری چون پاراگراف و متن به خواننده کمک می کند تا به معنای دقیق و مشخّص کلام برسد. در این مقاله با روش استنادی تحلیلی به ویژگی ها، سازوکارها و کارکردهای این نوع بافت و قرینة لفظی و معنوی در فهم متن پرداخته شده است. نگارندگان در پایان و از رهگذر تحلیل مقایسه ای بافت و قرینه به نتایجی رسیده اند که مهم ترین آنها حاکی از این است که قدما نگاهی جزئی به بافت زبانی داشته اند و این نوع بافت را بیشتر در محدودة قرینه بررسی کرده اند. این نگرش بیشتر با نحو درآمیخته است و در سطح جمله محدود شده، در حالی که بافت زبانی در مباحث معناشناسی جدید، علاوه بر سطح جمله، در حدّ پاراگراف، متن یا حتّی ارتباط متون با یکدیگر نیز مطرح است.
بررسی نحوی و معنایی فعل های ایستا در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فعل در دستور زبان به عنوان هستة گروه فعلی و عنصر عمده و اصلی است. این مقوله دستوری در زبان های مختلف دارای ویژگی های نحوی و معنایی خاصی است. در برخی نظریه های دستوری مانند دستور نقش و ارجاع، افعال را به طبقاتی تقسیم نموده اند. در این نظریه، افعال به پنج طبقه شامل ایستا، کنشی، پایا، لحظه ای و کنشی-پایا طبقه بندی شده اند. هدف ما در این تحقیق بررسی افعال ایستا در زبان فارسی است. افعال ایستا افعالی هستند که بیانگر کنش نبوده و بر خلاف فعل هایی که هنگام انجام گرفتن در هر مرحله نیازمند گذر زمان هستند، به مطلق زمان مربوط می شوند. این فعل ها از لحاظ زمانی نامحدود هستند، به عبارت دیگر نمود پایانی ندارند. با وجود اینکه این دسته از افعال لحظه ای نیستند و برای به انجام رسیدن، نیازمند گذر زمان هستند، قابلیت استمرار ندارند؛ چون یک فعل ایستا دارای مراحلی نیست که یکی پس از دیگری انجام گیرد. در این مقاله طبقه بندی افعال بر اساس نظام دستور نقش و ارجاع صورت می پذیرد و با استفاده از آزمون های نحوی و معنایی خاصی افعال ایستا از دیگر طبقات فعل متمایز شود و ویژگی های خاص این دسته از فعل های زبان فارسی را مشخص می شود و رفتار دستوری متفاوت این دسته از افعال با توجه به ویژگی های طبقه ای توجیه می شود.
انگاره هندسه مشخصّه های واجی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هندسه مشخصه ها مبحثی در واج شناسی می باشد که مشخصه های توصیف کننده آواها را عناصری بدون ساختار و درهم ریخته نمی داند، بلکه برای آنها ساختار هندسی مشخصی قائل است که در آن، مشخصه ها به گونه ای منظم و سلسله مراتبی درون ساختار واج قرار گرفته اند. تاکنون انگاره های مختلفی در چارچوب هندسه مشخصه ها ارائه گردیده که هر کدام بر شواهدی در زبان های مختلف بنا شده اند. در این مقاله با بررسی داده های واجی زبان فارسی و ارائه شواهدی بر اساس آنها، سعی شده است که بهترین مدل هندسه مشخصه ها که در چارچوب آن بتوان ویژگی های واجی زبان فارسی را توصیف نمود، ارائه گردد.
تعیین هویت واجی چهار همخوانِ گرفته در ترکی آذری (گونه های تبریزی و گوگانی ترکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یی از مسائلی ی آذری بر سر آن اختلاف نظر دارند، تعداد همخوان های این زبان است. اجزای همخوانیِ مسئله ساز در تحلیل ها عبارتند از [Ρ]، [γ]، [] و []. نگارندگان با ارائة داده هایی از دو گونة تبریزی و گوگانی و تحلیلِ آنها بر اساسِ انگارة واج شناسی زایشیین اختلاف نظر در سایر پژوهش ها به این دلییین هویت واجیِ همخوان هاییی (مجموعه هایینه) بوده است و معیار پیش بینی پذیری و گرایش های همگانیِ نظام های آوایی را در نظر نگرفته اند. داده های این پژوهش به دو شیوه گردآوری شده اند: یی در محیط طبیعی ادای پاره گفتار و دیگری به شیوة هدایی گفتارهایبه اعتقاد نگارندگانِ پژوهش حاضر، گونه های مورد مطالعه، بیست ویی دارند. به ای[Ρ] و [γ] واج گونه هایی از واجِ // محسوب می شوند، // واجی دییع ناقص دارد و فقط در آغازة هجا نمود آوایی دارد، و [] واج گونه ای از همخوان انسدای- سایشیِ /δζ/یانة هجا نمود آوایی می یابد. همچنین، ییش قوی به نرم شدگی در پایانة هجا در این گونه ها مشاهده می شود.
بررسی تطبیقی استعاره های مفهومی جهتی در زبان های اسپانیایی و فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر با هدف بررسی تطبیقی استعاره های مفهومیِ جهتی، در دو زبان فارسی و اسپانیایی به نگارش درآمده است. در این مقاله تلاش شده تا از میان طبقه بندی لیکاف و جانسون (1980) از استعاره های مفهومی، در قالب استعاره های ساختی، جهتی و هستی شناختی، تنها طبقة استعارة جهتی بر داده هایی از زبان اسپانیایی مورد سنجش قرار گیرد و کاربرد این استعاره در سطح نگاشتِ استعاری و بازنمود زبانی در زبان فارسی بازکاویده شود.
تحلیل 38 نمونه استعارة مفهومی جهتی در قالب 15 اسمِ نگاشت، که از رمان اسپانیایی گفت وگو در کاتدرال اثر ماریو بارگاس یوسا، مجموعه مقالاتی دربارة استعاره های مفهومی به زبان اسپانیایی و برخی داده های شفاهی استخراج شده بود، این نتیجه را به دست داد که شباهت ها میان استعاره های مفهومی مبتنی بر درک انسان از مقولة «جهت»، در بین دو زبان به مراتب بیشتر از تفاوت هاست. این نتیجه، جایگاه بنیادین درک مکان و درک جهت به عنوان خاستگاه شکل گیریِ استعاره های مفهومی در حوزه های انتزاعی را می نمایاند. از سوی دیگر، توجه به تفاوت های دو زبان فارسی و اسپانیایی در ساخت استعاره های مفهومی، مؤید تأثیر فرهنگ بر ساخت استعاره های مفهومی است.
انگارة زبان شناختی نگارش و گزینش خبر: رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه از دیرباز زبان شناسی به خبر، به عنوان گونه ای از متن، توجه ویژه ای داشته، بیشتر پژوهش های این حوزه بر تحلیل صرف متون خبری و شناسایی ویژگی های زبانی آن ها تمرکز یافته و توجه زبان شناسان و محققان علوم رسانه بیشتر به تعیین مجموعه ای از ملاک های گزینش خبر یا «ارزش های خبری» و ارائة فهرست های مختلف از این معیارهای گزینش معطوف بوده است. مقالة حاضر بر آن است تا به این پرسش ها پاسخ دهد: چگونه می توان فرایند نگارش و گزینش خبر را در قالب یک انگارة منسجم توصیف کرد؟ ملاک ها و به اصطلاح مرسوم ارزش های خبری زبانی کدام اند؟ و رابطة این ملاک ها با دیگر عوامل نگارش و گزینش خبر چگونه است؟
هدف این پژوهش، شناسایی و معرفی انگارة زبان شناختی فرایند نگارش و گزینش خبر است که در آن مجموعه ای از بایسته های زبانی تولید خبر در کنار عوامل غیر زبانی، ازجمله ملاک های اجتماعی، اقتصادی و حرفه ای، بازبینی و ارائه می شود. پژوهش حاضر به شیوة توصیفی و تحلیلی و با اتکا به داده های میدانی از جمله مصاحبة هدفمند با خبرنگاران فعال در عرصة مطبوعات و خبرگزاری ها انجام شده است. این پژوهش ضمن معرفی اصول چهارگانة گرایس به عنوان معیارهای نگارش متن خبری، انگاره ای چندسطحی از فرایند تولید خبر را معرفی می کند که مبتنی بر دستاوردهای زبان شناختی، به ویژه تحلیل گفتمان انتقادی است و به نقش عوامل کلان ساختی از جمله ایدئولوژی، روابط قدرت و رقابت در شکل دهی به گفتمان خبری نیز می پردازد.
بررسی معناشناختی استعاره زمان در داستان های کودک به زبان فارسی (گروه های سنی الف، ب، ج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره یکی از مهم ترین موضوعات مورد بحث در زبان شناسی شناختی است. هدف از مقاله حاضر بررسی وجود و کیفیت استعاره ی مفهومی «گذر زمان به مثابه حرکت در مکان» در قصه های کودک در گروه های سنی الف، ب و ج، در چارچوب معناشناسی شناختی بر اساس نظریه معاصر استعاره ی لیکاف است.
روش انجام این مقاله به صورت توصیفی– تحلیلی بوده است. در این مقاله داده ها به روش کتابخانه ای و از 60 کتاب کودک گرفته شده است.
به طور کلی می توان از این مقاله چنین نتیجه گیری کرد که: الف) به نظر می رسد، کودک فارسی زبان، در گروه های سنی مورد بررسی، مفهوم زمان را به واسطه ی حرکت در مکان درک می کند و این نه تنها از طریق حرکت خطی، در راستای افقی و عمودی امکان پذیر است بلکه جهت حرکت از لحاظ کیفی می تواند متفاوت باشد؛ بدین معنی که حرکت می تواند به صورت حجمی، فضا یا ظرفی را پُر کند، سطحی را بپوشاند یا به صورت تغییر حالت و وضعیت خود را نشان دهد. ب) کودک فارسی زبان، در گروه های سنی مورد بررسی، نه تنها مفهوم زمان را به واسطه ی حرکت در مکان درک می کند بلکه عملکرد الگوی نگاشت "" زمان چیز است""، ""آن چیز در حرکت است"" در استعاره زمان، با فرافکنی هستی شناسانه به ماه و خورشید و اشیاء پیرامون کودک وابسته است و بر درک مفهوم زمان تأثیر مستقیم دارد.