فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۱٬۵۱۹ مورد.
روش های بیان نفی در زبان روسی
حوزههای تخصصی:
یکى از مسائل مشکل و پیچیدهء زبان روسى، وجود جملات منفى است. ساخت این جملات با توجه به معانى مختلفشان. نه تنها براى افراد غیر اسلاو که براى سخنگویان ملت هاى اسلاو غیر روس نیز مشکل ساز و قابل بحث و بررسى است. گاهى اوقات با توجه به محل قرار گرفتن ادات نفى، دانشجویان دچار سر در گمى شده و چندین جملهء متفاوت روسى را توسط یک جملهء فارسى ترجمه کرده و جملهء به دست آمده را معادل آن ها مى پندارند. در بعضى موارد، وقتى ساختار جمله منفى است، چه در سبک محاوره اى و یا کتابت، براى بیان مفعول مستقیم به طور گریزناپذیر به جاى حالت مفعولى از حالت اضافى استفاده مى شود. این مقاله بر آنست تا با مقایسهء انواع جملات منفى، ساخت و معانى متفاوت آن ها را در زبان روسى و معادلشان در زبان فارسى مورد بررسى قرار دهد.
بررسی ماهیت معنای دستوری در علم صرف روسی
حوزههای تخصصی:
زبان شناسان روسى در حوزهء علم صرف به بررسى ماهیت "معناى دستورى " پرداخته و سعى مى کنند تا با یافتن و مطرح ساختن یک سرى خصوصیات، معناى دستورى را از سایر معانى- به ویژه معناى لغوى- متمایز سازند. بسیارى از زبان شناسان روس، معناى دستورى را یک عنصر دو وجهى مى دانند که در بر گیرندهء دو وجه "صورت" و" معنا" است. صورت معانى دستورى را "ابزارهاى دستورى صرفى" و "ابزارهاى دستورى همنشینى " تشکیل مى دهند. این زبان شناسان همچنین در تعریف خود از معناى دستورى، "انتزاعى یا تعمیمى بودن " را به عنوان مهمترین مؤلفه معناى دستورى معرفى مى کنند. اما، بررسى هاى زبان شناختى مؤید این مطلب است که مؤلفهء واقعى در تعیین ماهیت معناى دستورى "اجبارى بودن " معناى دستورى است.
گذشته نقلی و بعید متعدی در سغدی و شباهت آنها با برخی از گویش های ایرانی نو(مقاله علمی وزارت علوم)
جهت میانه زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان فارسی همچون بسیاری از زبانهای دنیا ، سه نوع جهت وجود دارد که عبارتند از : معلوم ، مجهول و میانه . ساختهای میانه در زبان فارسی همچون مجهول مشتمل بر یک موضوع هستند . فعلهای میانه به لحاظ صرفی ، شبیه صورت معلوم خود می باشند ؛ اما به لحاظ نحوی و معنایی به مجهولها شباهت دارند . در این جستار ، سعی بر آن است تا ضمن تبیین ویژگیهای ساخت میانه در زبان فارسی ، چگونگی اشتقاق این ساختها به عنوان ساختی متعدی بر اساس تازه ترین رویکردهای دستور زایشی - گشتاری مشخص شود .
نگاهی به راهکارهای واژه گزینی در زبان فارسی دری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان، به مثابه پدیده اجتماعی و وسیله افاده کننده مفاهیم، رسالت دارد که تحولات متداول اجتماعی را در عرصه های گوناگون منعکس سازد. برای ایفای این وظیفه، در هر برهه زمانی، گنجینه واژگانی آن ناگزیر باید دستخوش دگر گونی هایی گردد که یکی از عوامل آن واژه گزینی و واژه سازی است.
این امر در زبان فارسی دری، طی روند تکامل آن، همواره الزامی بوده و، در هر مرحله، نحوه ویژه خود را داشته است. مثلا در دوره میانه زبان های ایرانی، از واژه بیم با پیشوند واژه ساز بی – و یا با پسوند واژه ساز – گین واژه های بی بیم و بیمگین ساخته شده است. حال آنکه امروزه، به جای بیمگین واژه بیمناک به کار می رود و بی بیم متروک است. یا، در ادوار گذشته تاریخ زبان فارسی دری، از واژه های زیان و شوی (= شوهر) با پسوند – مند زیانمند و شوی مند ساخته می شد. اما امروزه زبان فارسی دری راهکارهای و ضوابط ویژه واژه گزینی پیدا کرده که در خلال حیات تاریخی این زبان شکل گرفته و راه انکشاف و تکامل را می پیماید. در جنب این شیوه های نو، بعضا طرزهای واژه گزینی و واژه سازی در زبان فارسی تا حدی استواری خود را حفظ کرده و حتی در درازنای قرنها معروض دگرگونی نشده است.
در واژه گزینی زبان فارسی دری، وندها، همانند واژه های آزاد، بعضا ویژگی های چند معنایی، هم معنایی و هماوایی یا هم نگاشتی دارند. مثلا – وار در بزرگوار پسوند تملیکی، در دیوانه وار پسوند تشبیهی و در شاهوار پسوند لیاقت است. یا پسوند – آر با بنهای فعلی متعدد نقشها و معناهای متعدد پیدا می کند: خریدار (فاعلی)، رفتار (اسم مصدر)، گرفتار (مفعولی). همچنین، در این زبان، وندهای هم معنا وجود دارد، مانند پیشوندهای نا – و بی در واژه های ناکاره و بیکاره، ناقرار و بی قرار؛ یا پسوند های – زا و – ستان در واژه های گلزار – گلستان، چمنزار – چمنستان، ریگزار – ریگستان، نیزار – نیستان، و جز آن ...
معنی شناسی پیش الگویی: نگرش و آزمایش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"در این مقاله، نخست نظریه معنیشناسی پیش الگویی، در مقایسه و تقابل با پیشینه خود، نظریه معنیشناسی مؤلفهای که ریشه در رویکرد کلاسیک ارسطویی، به مقولهبندی دارد؛مورد بررسی قرار خواهد گرفت و کاربست هریک از این دو نظریه در زبانپژوهی، به ویژه در مطالعه مؤلفههای زبان، همچون آواشناسی و معنیشناسی همچنین آموزش زبان نموده خواهد شد.
"
تاثیـر تفسیـر بیـن هلالی، مثال دار و تکـرار بر خوانـدن زبان آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی تاثیر سه فن پیش تغییر تفصیلی واژگانی به نامهای افزودن توضیح میان دو هلالی (یا توضیح واژگانی توجیهی)، مثال دار و بازگویی پرداخته است. این بررسی به منظور یافت تفاوتهای موجود میان تاثیر این سه فن بر درک مطلب (خواندن) دانشجویان فنی صورت گرفته است. فنون مطرح در سه متن علمی عمومی اعمال شدند که بر اساس معیارهای میزان قابلیت خواندن و عملکرد دانشجویان در آنها انتخاب شده بودنــد. نهایتاً چهـار صورت از متن ها، شامل سه متن از پیش تغییر یافته و متن اصلی از 171 دانشجوی ESP دانشگاه علم و صنعت ایران و دانشگاه اسلامی کار امتحان گرفته شدند . شایان ذکر است، دانشجویان به وسیله امتحان PET (آزمون مقدماتی زبان انگلیسی) دانشگاه کمبریج تعیین سطح و تقریباً همگون شده بودند. نتایج بیانگر تفاوت معنـی دار و عملکرد بهتر در درک مطلب دانشجویان در متون تغییر یافته افزودن توضیح میان دو هلالی و مثال دار بود. از سوی دیگر، تفاوت معنی دار میان درک مطلب دانشجویان در متن اصلی و متن تغییر یافته با کمک فن بازگویی واژگانی وجود نداشت. کاربرد نتایـج ایـن تحقیق بـرای نویسنـدگان مطالب آموزشی علمــی بااهداف ویـژه ESP -EST - EAP بوده که مایلند متون علمی ساده تری را جهت ارتقاء درک مطلب و ترجمه درون زبانی دانشجویان به منظور افزایش توانایی در خواندن مطالب در اختیارشان قرار دهند.
ردیف از دیدگاه معناشناسی
ریشه شناسی و دانش ساخت واژه و تأثیر آن بر یادگیری و توسعهء واژگان زبان انگلیسی
حوزههای تخصصی:
دانش زبانى در زمینهء ساختار و ریشه شناسى واژه، واجد تمامى ویژگى هایى است که روان شناسان آموزش از آن به عنوان "فراگیری معنادار" یاد کرد ه اند. علاوه بر این، در محدودهء فراگیرى زبان خارجى محققان به دنبال یافتن بهترین شیوهء تدریس براى این گروه از فراگیران اند. بر این اساس، پژوهشى بر روى گروهى از دانش جویان دانشگاه تهران که در یک نیم سال، درس زبان عمومى انگلیسى را مى گذراندند، انجام شد و با اعمال شیوه هاى آمار و نمرات دانشجویان، این نتیجه به دست آمد که یک آموزش معنادار در زمینه تجزیه و تحلیل واژه مى تواند کمک شایانى به یادگیرى و افزایش واژگان دانشجویان در وهلهء اول و بالا بردن دانش دستورى آن ها در مرحله بعدى باشد.
توصیف نظام ضمایر شخصی در زبان فارسی با نگاهی همسان در زبان آلمانی
حوزههای تخصصی:
در دمشور سنتى زبان فارسى، ضمایر شخصى به دو دسته تقسیم مى شوند، یک دسته ضمایر منفصل اند و دسته دیگر ضمایر متصل. در مقالهء حاضر سعى شده است تا ضمایر متصل، یا پسوندى، به صورت نظامى متشکل از سه صیغگان تحلیل و بررسى شوند: صیغگان اول شامل پسوندهاى غیرفعلى اند که اصولا به ستاک فعل وصل نمى شوند، صیغگان دوم شامل پسوندهای فعلى اند که فقط به ستاک فعل متصل مى شوند، صیغگان سوم شامل پسوندهاى فعلى و غیرفعلى اند که ممکن است به ستاک فعل وصل شوند و یا نشوند. در نوشتهء حاضر، نمودهاى این صیغگان ها به صورت توزیعى در زبان فارسى معیار و محاوره مورد بررسى قرار مى گیرند. در ضمن نگارنده همراه با شواهدى نشان مى دهد که اصولا در زبان آلمانى ضمایر پسوندى وجود ندارد.
اهمیت تطبیق معنایی و ساختاری کلمات در هنگام ترجمه و تالیف لغت نامه
حوزههای تخصصی:
ترجمه به عنوان بازیابى و انتقال مطالب از زبانى به زبان دیگر مواجه با سطوح مختلف زبانى اعم از صرف، نحو، لغت سازى و معنا مى گردد. توجه به سبک متن و معناشناسى آن از جدیدترین مقوله هاى زبان شناسى است که ذهن اندیشمندان این رشته را به خود مشغول داشته است. در تنظیم لغتنامه هاى روسى مجموعه اى از بخش هاى گفتار که از نظر دستورى نقش هاى متفاوتى دارا مى باشند مورد توجه قرار مى گیرند. این اجزاء عبارتند از فعل- اسم- صفت- حروف اضافه- حروف ربط و قید. معمولا ضمایر و اعداد به ترتیب در مجموعه اسامى و صفات قرار داده مى شوند، صفت فعلى و قید فعلى نیز چون از مشتقات فعل هستند مدخل جداگانه اى در لغتنامه هاى روسى ندارند. از موارد خاص که فقط اختصاص به روسى دارد و در زبان فارسى جایگاهى ندارد ذکر اختصارات اسم بر اساس جنس دستورى و نوشتن گونه و یا نوع افعال است و صفت در شکل مذکر مفرد ثبت مى شود. در ارائه معانى مواردى یافت مى شود که به علل فرهنگى و یا سبک رایج در روسى مصداق برابر تک کلمه اى یافت نمى شود، در چنین مواردى چاره اى باقى نمى ماند که نزدیک ترین مفهوم انتخاب و ارائه شود در مورد ترکیبات نحوى غیر استاندارد و ضرب المثل ها کار مؤلف به مراتب مشکل تر خواهد شد و در صورت نداشتن اطلاعات نحوى دقیق و احاطه بر فرهنگ و ادب زبان مبدا و مقصد، خطاهاى متعددى روى خواهد داد که به برخى از آنها در این مقاله پرداخته مى شود.
بررسی مقایسه ای قید در زبان های روسی و فارسی
حوزههای تخصصی:
در زبان روسى و فارسى، قید یکى از انواع کلام اکست که از لحاظ حالات صرفى تغییر نمى کد. از لحاظ نحوى، قید در هر دو زبان مى تراند در کنار خود متمم داشته باشد. برخى از زبان شناسان، قید تفضیلى را همان قید تعییریافته محسوب مى کنند و معتقدند که قید در زبان روسى تغییر مى کند. در زبان فارسى نقش نحوى واژه در جمله می تواند وجه تمایز قید از صفت باشد. در هر دو زبان، قید گاهى واژه اى یا گاهى کل معنى جمله را به مفهوم معینى محدود مى سازد. در زبان فارسى، اعضاى اصلى جمله نیز مى توانند در کنار خود وابسته (متمم) داشته باشند. قید در هر دو زبان هیچگاه با واژه دیگر در حالت مضاف و مضاف الیه قرار نمى گیرد، بلکه ارتباط نحوى مجانبت برقرار مى کند. مقایسه قید در هر دو زبان نشان مى دهد که برخى ساختارها، در هر دو زبان، از لحاظ اعضاى جمله، از یکدیگر متفاوت اند که در این مقاله بدان پرداخته خواهد شد.
ترکیبات حرف اضافه دار گیلکی استثنایی دیگر بر پارامتر هسته چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف این تحقیق، بررسی ترکیبات حرف اضافهدار گیلکی و مقایسه نتایج آن با نظریه چامسکی، در خصوص پارامتر هسته میباشد.برای انجام تحقیق، 1200 آزمودنی از دو شهر فومن و رشت انتخاب و براساس متغیرهای سن، جنس، سواد و مکان به دوازده گروه تقسیم شدند.20 جمله بهطور تصادفی از کریستن سن(102-97:1375)انتخاب شد و پس از اعمال اصلاحات واژگانی و ساختاری مورد استفاده قرار گرفت.در هر جمله، یک جای خالی وجود داشت که میبایست با یک عبارت حرف اضافهدار مناسب تکمیل میشد.از این تعداد آزمودنی، 24020 ترکیب جمعآوری شد.ترکیبات به دست آمده به چهار گروه بدون حرف اضافه، دارای حرف اضافه پیشین، دارای حرف اضافه پسین و سرانجام ترکیبات دارای هر دو نوع حرف اضافه پیشین و پسین، بهطور همزمان، تقسیم شدند.یافتهها نشان داد که در این زبان به جای اینکه پارامتر هسته دوتایی باشد، سهتایی است.به بیان دیگر، در ترکیبات حرف اضافهدار گیلکی، سه نوع ساختار به چشم میخورد:(1)هسته-آغازین(2)هسته-پایانیو سرانجام ترکیبی از موارد(1)و(2).
"