آگاهی از وضعیت عملکردی بانک ها امکان ایجاد شناسایی نقاط قوت و ضعف را فراهم آورده و سبب می گردد مدیران استراتژیک به شکل فعالانه تری در مقایسه با رقبا عمل نمایند و سهم بازار بیشتری را به دست آورند. در این راستا تحقیق حاضر با هدف ارزیابی عملکرد شعب بانک مهر اقتصاد استان سیستان و بلوچستان با استفاده از رویکرد BSC و فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) انجام گرفت. بدین منظور چهار بعد عملکردی شامل مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری در نظر گرفته شد. جهت سنجش عملکرد شعب به لحاظ ابعاد مالی، فرآیندهای داخلی و رشد و یادگیری از داده های واقعی موجود در صورت های مالی و اسناد سال 92 استفاده شد و جهت سنجش بعد مشتری یک پرسشنامه محقق ساخته با طیف 5 تایی لیکرت طراحی، و بین مشتریان هر شعبه به تفکیک توزیع شد. همچنین جهت مقایسه ابعاد عملکردی BSC و مقایسه شعب به لحاظ عملکرد، یک پرسشنامه با مقیاس 9 تایی بر اساس ANP طراحی، و بین مدیران، روسای شعب و کارشناسان به تعداد 40 نفر توزیع شد. تجزیه و تحلیل داده ها بر اساس نرم افزار SPSS و Super Decision نشان داد از دیدگاه مدیران و کارشناسان بانک مهر اقتصاد استان سیستان و بلوچستان بعد مالی با ضریب 52/0 مهم ترین معیار جهت ارزیابی عملکرد شعب بانک به شمار می آید و پس از آن ابعاد مشتری، رشد و یادگیری و فرآیندی به ترتیب با 34/0، 10/0 و 05/0 اولویت های بعدی را دارند. به لحاظ کل ابعاد عملکردی شعبه ایرانشهر با کسب وزن نهایی 092/0 رتبه 1 را به دست آورد. و پس از آن شعب بازار و معلم و سایر شعب قرار گرفتند.
پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین ویژگیهای کیفی حسابرسی وهزینه حقوق صاحبان سهام شرکت های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران میپردازد. به همین منظور مدل گوردون به عنوان معیاری برای محاسبه هزینه حقوق صاحبان سهام، لگاریتم طبیعی ارزش بازار حقوق صاحبان سهام معیاری برای محاسبه اندازه صاحبکار و معیارهای اندازه، تخصص صنعت و دوره تصدی حسابرس برای محاسبه کیفیت حسابرسی به کار رفته است. جامعه آماری پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1385 لغایت 1389 بوده و رابطه مذکور در 525 سال شرکت مورد بررسی قرارگرفته است.
یافته های پژوهش حاکی از آن استکه بین اندازه و دوره تصدی حسابرس با هزینه حقوق صاحبان سهام صاحبکار، رابطه منفی معنی داری وجود دارد و این رابطه برای شرکت های کوچک تر به مراتب قوی تر است. این تحقیق به اهمیت ویژگی های کیفی حسابرسی درتعیین هزینه حقوق صاحبان سهام شرکت تأکید مینماید و نمایانگر این است که شرکت ها، به ویژه شرکتهای کوچک می توانند هزینه حقوق صاحبان سهام را با ارائه اطلاعات حسابرسی شده قابل اتکا وکاهش ریسک اطلاعات از طریق انتخاب حسابرس باکیفیت کاهش دهند.
پژوهش حاضر به بررسی تاثیرات رفتاری مولفه فرهنگی زن منشی بر اساس مدل هافستد بر حرفه حسابرسی ایران پرداخته است شناسایی وجود چنین تاثیراتی و ابعاد آن می تواند به شناسایی بهتر رفتار حسابرسان و بهبود کیفیت خدمات حرفه ای آنها کمک نماید جامعه آماری مورد بررسی در این پژوهش اعضای موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند تعداد حسابرسان آزمون شده 253 نفر می باشند که از 21 موسسه حسابرسی انتخاب شده اند انتخاب آنها بر اساس روش تصافی ساده می باشد. در فرضیه های پژوهش تاثیر شرایط فرهنگی زن منشی بر رشد و ارتقای حرفه ای حسابرسان، میزان رعایت قوانین و مقررات حرفه ای توسط حسابرسان و قواعد و رویه های مورد اعمال حسابرسان در رسیدگیها بررسی و آزمون شده اند نتایج آزمون آماری تایید تاثیر زن منشی بر انتخاب و ارتقای شغلی حسابرسان در موسسات حسابرسی و عدم تایید تاثیر زن منشی بر انتخاب رویه های حسابرسی توسط حسابرسان و عدم تایید تاثیر زن منشی بر میزان رعایت قوانین و مقررات حرفه ای در رسیدگیها می باشد.
استدلال علّی شامل درک علّت رویدادهایی است که در گذشته رخ داده (تشخیص) و پیش بینی رویدادهایی است که در آینده رخ خواهد داد (پیش بینی). این نوع استدلال بخش مهمی از گزارشگری مالی و افشا داوطلبانه را تشکیل می دهد، با این حال، پژوهش های بسیار اندکی از این استدلال ها به عنوان مبنایی برای توسعه و تفسیر ایده های پژوهشی قابل آزمون استفاده کرده اند. این مطالعه دارای اهداف دوگانه است: اول، مرور نظریه های اصلی روان شناسی مرتبط با استدلال علّی. دوم، شناسایی راه های استفاده از این نظریه ها در زمینه پژوهش های رفتاری گزارشگری مالی و افشا داوطلبانه. نتایج نشان می دهد که نظریه های استدلال علّی در گزاشگری مالی و افشا داوطلبانه به صورت بالقوه دارای کاربردهای با اهمیتی می باشد.