چکیده: هدف از تدوین این مقاله، تبیین عوامل زمینه ساز در جهت کمال و تربیت انسان می باشد. تبیین عوامل مورد نظر بر اساس دیدگاه های مطرح شده در نهج البلاغه می باشد. این مقاله که از نوع پژوهش های بنیادی است، با روش تحقیق کیفی مبتنی بر تحلیل محتوایی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته و با مطالعه گزاره های انشائی در نهج البلاغه، شش عامل اساسی در تربیت را که هموار کننده مسیر کمال آدمی است استخراج و پیرامون آن به بحث و بررسی پرداخته است. این عوامل عبارتند از:1)عامل معرفت شناختی به واجب تعالی. 2)یقین، و محقق نمودن آن در نفس. 3)خرد و خردورزی. 4)علم و نقش آن در تربیت و کمال انسان. 5)خودشناسی. 6)تمسک متربی به مربی کامل(انسان کامل).
معرفت خدا در عالم ذرّ و اقرار بر معرفت، در آیات و روایات مطرح شده و اندیشمندان بزرگ در این مورد سخن گفته اند. در این نوشتار، نظریه های پنج تن از دانشمندان قرن 14 با دیدگاههای مختلف، نقل و نقد و بررسی شده است:سیّد حبیب الله خویی، میرزا مهدی اصفهانی، سیّد عبدالحسین شرف الدین، شیخ مجتبی قزوینی، علاّ مه عبدالحسین امینی.
اسلام دین خاتم است و این امر مستلزم ظرفیت این دین آسمانی در پاسخ به نیازهای بشر در همه زمانها، مکانها و شرایط مختلف است. بخش عظیمی از این ظرفیت معلول اصل مهم مصلحت حکیمانه و منطبق با فطرت است. در سیره و سخنان امام علی(ع) این اصل مهم از جایگاه ویژهای برخوردار است به گونهای که با استناد به آن میتوان به رهیافتهای نوینی در اینباره نائل شد. مصلحت شامل مصالح دین و جامعه هر دو میشود. شیوه مصلحتیابی حضرت از طریق مشورت، نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر و بهرهگیری از تجربه و دانش متخصصان انجام میگیرد. مصالح عامه، حکومتی و قانونی، سازمانی و حرفهای و مصالح شخصی، انواعی از مصلحت است که آن حضرت مورد توجه و تأکید قرار داده است.