یکى از مهمترین تهدیدهاى نهضت رسولخدا صلىاللهعلیهوآله ، بازگشت امت اسلامى به معیارهاى جاهلى و سر برآوردن ریشههاى غیر انسانى آن دوران بود. جامعهاى که رسولخدا صلىاللهعلیهوآله اسلام را در آن عرضه کرد، جامعهاى قبیلهاى بود. در آن جامعه، سنت به منزله زیر ساخت همه مقولههاى فرهنگى و اجتماعى عمل مىکرد. سنت جاهلى که در جامعه جزیرة العرب، ریشهدار و عمیق بود، در زمان پیامبر عامل بازگشت و ارتجاع شد.
رسولخدا صلىاللهعلیهوآله از آغاز بعثت، تلاش کرد اعمال و معیارهاى جاهلى را محدود کند. ایشان در این راستا، بیش از سایر انبیا و نهضتها موفق بود، با وجود این، سنتهاى جاهلى کاملاً نابود نشد. دو عامل، یکى حضور عناصر تحولناپذیرفته (مشرکان، منافقان و اهل کتاب) و دیگرى وجود بقایاى باورها، اندیشهها و سنتهاى جاهلى سبب بازگشت جامعه به معیارهاى جاهلى شد و تهدیدى بزرگ براى نهضت پیامبر گردید.
بازگشت به جاهلیت با دور شدن از زمان رسولخدا صلىاللهعلیهوآله بیشتر گریبانگیر جامعه اسلامى شد. از نظر پیامبراعظم ریشههاى رجعت، هواپرستى و دنیازدگى بود که همواره به عنوان عاملى ارتجاعى در نهضتهاى الهى دیده مىشود.
خالد بن ولید یکى از اشراف زادگان بنىمخزوم بود که تا پیش از پذیرش اسلام در سال هشتم هجرت همواره در کنار دشمنان سر سخت پیامبر صلىاللهعلیهوآله علیه آن حضرت فعالیت مىکرد. پس از قبول اسلام، در نبردهاى مهم حنین و موته و سریه بنىجذیمه و محاصره طائف ایفاى نقش کرد.
عملکرد او در سریه بنىجذیمه و کشتن سى نفر بىگناه و عدم قصاص وى از سوى رسولخدا صلىاللهعلیهوآله و نصب مجدد او به عنوان فرمانده در محاصره طائف، به صورت یک معضل تاریخى در آمده و ذهن پژوهشگران را به خود مشغول ساخته است. البته تحلیل مورخان اهلسنت و شیعه و چگونگى پرداختن آنان به مسئله خالد کاملاً متفاوت است. آنچه در نوشتار حاضر مطرح شده بررسى عملکرد خالد در سریه بنىجذیمه و چگونگى برخورد پیامبر صلىاللهعلیهوآله با این مسئله و تحلیلهاى مورخان شیعه و سنى در این زمینه است.