فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۹٬۴۴۱ مورد.
تبیین مبانی انسان شناختی اخلاق جنسی از دیدگاه اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تبیین مبانی انسان شناختی اخلاق جنسی در اسلام، با روش توصیفی – تحلیلی است.
از دیدگاه اسلام، انسان غریزة صرف و حیوانی کامجو نیست تا همه چیز او را به کامجوئی از غریزة جنسی و آزادی در ارضاء آن فروبکاهیم، بلکه انسان در کنار غریزه جنسی که وجه مشترک انسان و حیوان است، از فطرت نیز برخوردار است.
بنابراین، در انسان شناسی اسلامی، انسان دارای سه روح نباتی، حیوانی و فطری است.
بر این اساس، مبانی انسان شناختی مؤثر در اخلاق جنسی عبارتند از: غریزة جنسی، فطرت الهی، کرامت، اندیشه ورزی، اصالت روح، قابلیت تکامل نفس، اختیار و انتخاب آگاهانه، حب ذات، چند ساحتی بودن انسان، هویت جمعی و ضعف.
به این ترتیب، اخلاق جنسی نیز ریشه در روح فطری و انسانی انسان دارد و به تبع همین فطرت است که ما می توانیم از اصول و ارزش های اخلاقی همچون سرکوب نکردن غریزة جنسی، اعتدال، شکوفایی فطرت الهی، حفظ کرامت ذاتی انسان، حفظ کرامت انسانی زنان، عمل به فرامین الهی، مصونیت اخلاقی، کسب بینش صحیح، رعایت اعتدال، تکامل روحی و روانی، اصالت روابط عاطفی، ارتقاء معنویت، رفتار جنسی مسئولانه، تدرج و تمکن، ازدواج آزادانه و آگاهانه، دگر خواهی، محبت، رشد متوازن و متعادل، تحکیم هویت جمعی، کنترل رفتار جنسی، به رسمیت شناختن هویت فردی، تخفیف حکم، مدارا و مسامحت صحبت کنیم.
نگرشیبهمراحلتطورعلماخلاقاسلامی
منبع:
کتاب نقد ۱۳۸۳ شماره ۳۰
حوزههای تخصصی:
امامان فداکاران مخلص راه خدا
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت دینی الگوها و عبرتهای شخصیتی و رفتاری
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی تاریخ و سیره پیامبران و امامان در روایات
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی موارد دیگر روایات و عترت
مقایسه تعریف دروغ از منظر غربی و اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال دوازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۴۳
19-30
حوزههای تخصصی:
تعریف کلاسیک از دروغ در دنیای غرب، متشکل از سه مؤلفه است: 1. جمله ای خطایی گفته شود 2. گوینده از خطا بودن آن مطلع باشد 3. گوینده قصد فریب مخاطب را داشته باشد. در اواخر قرن بیستم تعریف سه مؤلفه ای و به خصوص مؤلفه سوم آن (قصد فریب)، با مخالف های جدی روبه رو شده و تعریف های جدیدی از دروغ ارائه گردید. در تعریف های جایگزین از واژه اظهار کردن ( assertion ) استفاده و تلاش می شود با تأمل در این واژه، مواردی همچون شوخی، لطیفه، تئاتر و ... را از ذیل تعریف دروغ خارج کنند. در اغلب تعریف های ارائه شده نزد فیلسوفان و فقها از واژه إخبار و گزارش دادن استفاده شده است. این واژه (اخبار) به خوبی شوخی و لطیفه را از ذیل دروغ خارج می کند چرا که در آنها إخبار از امرِ دیگر، وجود ندارد؛ در نتیجه اندیشمندان مسلمان قصد فریب را جزء مؤلفه های دروغ در نظر نمی گرفتند. این مقاله بیان می کند که چگونه دقت در دو واژه اخبار و اظهار کردن ما را از لحاظ کردن قید «قصد فریب» به عنوان یکی از مؤلفه های دروغ بی نیاز می کند.
شاخص ها و آسیب های تربیت دینی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال آن است که با توجه به تحقیقات انجام شده درخصوص وضعیت موجود تربیت دینی در مدارس و با نظر به شاخص های برگرفته از آموزه های دینی (اعم از قرآن و سنت)، به آسیب شناسی تربیت دینی دانش آموزان در نظام آموزش رسمی کشور بپردازد. در این مقاله ابتدا با استفاده از روش فراتحلیل و اسنادی، مجموعه ای از تحقیقات انجام گرفته در عرصه تربیت دینی در آموزش و پرورش مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از روش تحلیلی ـ استنتاجی تلاش گردیده است با بررسی متون دینی، شاخص هایی جهت نقد وضعیت موجود استخراج گردد و در پایان جهت اصلاح و بهبود کمی و کیفی روند تربیت دینی دانش آموزان در نظام آموزش رسمی کشور در مقاطع مختلف تحصیلی، با عنایت به مشکلات و آسیب های مطرح شده، راهکارهایی جهت نزدیکتر شدن به وضعیت مطلوب در پنج محور رویکرد و برنامه ریزی، اهداف، محتوا، روش و معلم مورد نظر قرار گرفته است.
بررسی رابطه توکل به خدا و سلامت روان دانشجویان دانشگاه پیام نور
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه توکل به خدا و سلامت روان در دانشجویان دانشگاه پیام نور است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع همبستگی است. بدین منظور، 177 نفر از دانشجویان دانشگاه پیام نور (98 دختر و 79 پسر) به طور تصادفی به پرسشنامه های راهیابی در حوادث و رخدادهای زندگی (توکل به خدا) و سلامت عمومی (GHQ) پاسخ دادند. یافته ها: داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، Z فیشر و تحلیل واریانس چند متغیری(MANOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد بین خرده مقیاس توکل پرسشنامه راهیابی در حوادث با خرده مقیاس های اضطراب، علائم جسمانی و افسردگیِ سلامت روان، همبستگی منفی معنی دار وجود دارد؛ ولی همبستگی سایر ابعاد پرسشنامه راهیابی در حوادث با سلامت روان، معنی دار نشده است. بین دختران و پسران در تمام زیرمقیاس های سلامت عمومی تفاوت معنی دار وجود دارد؛ در حالی که بین این دوگروه در ابعاد پرسشنامه راهیابی در حوادث، تفاوت معنی داری وجود ندارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد توکل به خدا می تواند به عنوان یک راهبرد مقابله ای، نقش موثری در افزایش سلامت روان داشته باشد.
رویکردى به توبه
ارتباطات درون فردی از منظر اسلام(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق معاشرت[اجتماعی]
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق زیستی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق دینی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت تربیت اخلاقی
ارتباط هر فرد با خودش ارتباط «درون فردی» نام دارد. تبیین مفهوم «خود»، حقیقت انسان و ضرورت شناخت خود می تواند به فهم دقیق تر مفهوم «ارتباط درون فردی» کمک کند. ارتباط با خود، کارکردهای فراوانی، از قبیل افزایش اعتماد به نفس، خود کنترلی، وجدان کاری و خود شناسی کارکنان در سازمان را به همراه دارد. خودشناسی کارکنان، که یکی از عوامل افزایش بهره وری است، از طریق ارتباط با خود و مراحل آن - یعنی مشارطه، مراقبه، محاسبه و معاتبه نفس - به شکوفایی می رسد. رابطة بین خودشناسی و ارتباط مؤثر با خود یک رابطة دوری فزاینده است؛ بدین معنا که موفقیت و شکست در هر یک، مستلزم موفقیت و شکست در دیگری است. از منظر اسلام، مهم تر از اصل این نوع ارتباط، جهت گیری آن است. برای اینکه انسان بتواند ارتباط مؤثری با خود برقرار کند، لازم است خود را به خوبی بشناسد تا جهت گیری این ارتباط به سوی نیل به کمال و سعادت او باشد. با توجه به تصویری که قرآن کریم از انسان ترسیم می کند، سمت و سوی ارتباطات درون فردی از منظر اسلام، باید به سویی باشد که انسان را تافتة جدا بافته ای از خالق خود نبیند و بتواند او را هر چه بیشتر به خالق و مبدأش نزدیک کند.
اخلاق از دیدگاه اشاعره و معتزله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلیات مکاتب کلامی معتزله
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلیات مکاتب کلامی اشاعره
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و..]
در علم اخلاق، از حسن و قبح سخن می رود و اخلاق بر اخلاق از دیدگاه اشاعره و معتزله مدار حسن و قبح می چرخد، اعم از آن که در حوزه عقاید یا اوصاف نفسانی و یا افعال باشد. نگارنده در مقاله حاضر، اخلاق را از دیدگاه دو مکتب کلامی اشاعره و معتزله بررسی کرده است. معتزله به حسن و قبح ذاتی و عقلی افعال معتقدند و آن را از لوازم اساسی عدل الاهی می دانند. آنان همه افعال الاهی را حَسَن و زیبا می دانند و برآنند که خدا فعل قبیح انجام نمی دهد و در انجام واجبات، اخلال نمی ورزد. صفت عدل به صفات اراده و قدرت مطلق الاهی بازمی گردد؛ این صفات به شناخت توحید و مطلق صفات خداوند می انجامد. شناخت توحید و اثبات قدیم بودن خدا، بر آزادی اراده و اختیار انسانی در افعالش متوقف است و صحت این امور نیز به عقل توقف دارد نه نقل؛ در غیر این صورت، به فروپاشی نظام اجتماعی، بطلان قانون علّیت و نیز به نابودی شرع و دین می انجامد. در برابر این دیدگاه، اشاعره به حسن و قبح الاهی و شرعی افعال پایبندند. آنان به عدل خدا باور دارند اما نه با تعریفی که معتزله قائل است؛ بلکه به اعتقاد ایشان هر کاری که خدا انجام دهد، عین عدل است. بنابراین، آنان حسن و قبح افعال را ذاتی نمی دانند و به تبع، برای عقل در کشف حسن و قبح، ارزشی قائل نیستند؛ بلکه آفریننده حسن و قبح را خدا و فرمان الاهی می دانند. در نظر آنان نیز حسن و قبح افعال، به اراده و قدرت مطلق الاهی بازگشت دارد که هر دو صفت از صفات ذات به شمار می آید. نکته دیگر، آن است که هر دو مکتب در عقلی بودن برخی از معانی حسن و قبح، دیدگاهی مشترک دارند؛ تنها در استحقاق مدح و ثواب و ذم و عقاب، عاجلاً و آجلاً، اختلاف نظر وجود دارد. سرانجام این که در دستگاه کلامی معتزله و مطابق تفسیر آنان از حسن و قبح افعال، نگاه و توجه، بیش تر «انسان مدارانه» است؛ حال آن که در دستگاه کلامی اشاعره، تأکید بیش تر الاهیاتی و «خدامحور» می باشد.
کلام مؤثر
اخلاق فضیلت مدار و نسبت آن با اخلاق اسلامی
حوزههای تخصصی:
در برابر دو نظام «اخلاقی تکلیف گرا» و نتیجه گرا در غرب، دهه های اخیر شاهد احیای مجدد نظامی اخلاقی شده که به جای «کنش» بر «منش» تأکید دارد و به اخلاق فضیلت مدار (Virtue ethics) نامور شده است. مسلمانان از گذشته با روایت افلاطونی این نظام آشنا بوده و با تعدیلی اندک، آن را بر اخلاق اسلامی منطبق دانسته اند.این مقاله میکوشد تا نسبت این اخلاق را با اخلاق اسلامی بررسی کند و صحت ادعای یگانگی آن دو را محک بزند؛ به همین سبب، نگارنده بحث را از معادل یونانی فضیلت (آرته) آغاز می کند و معنای آن را در فرهنگ یونانی تحلیل کرده، فضائل اصلی در این نظام اخلاقی را براساس متون اصلی اخلاق فضیلت مدار نشان می دهد. آن گاه سیر این نظریه در جهان اسلام را پی می گیرد و جایگاه مقبول آن را در میان عالمان مسلمان باز می تاباند. سرانجام مدعای اصلی این مقاله (ناسازگاری روایت یونانیِ اخلاق فضیلت مدار با ارزش های اخلاق اسلامی) بیان می شود و نگارنده برای اثبات آن، سه دلیل اصلی پیش می کشد: نُخست آنکه، فضائل اصلی در اخلاق یونانی، سکولار و دنیوی است. دوم آنکه، فضائل چهارگانه اصلی در این نظریه، جامع فضائل اصلی اسلامی نیستند. سوم آنکه، معنای این فضائل در اخلاق یونانی با معنای آنها در نظام اخلاق اسلامی سخت متفاوت است. دشواری فضائل چهارگانه، مغایرت نفس شناسی با نفس شناسی قرآنی است.
مطالعة تطبیقی سبکهای فرزندپروری
حوزههای تخصصی:
فرزندپروری، به شیوة غالب بر تربیت فرزندان از سوی والدین اشاره دارد و بر چگونگی رشد و تکوین شخصیت کودکان تأثیر به سزایی دارد. در کشورهای غربی تحقیقات گسترده ای در مورد سبک های فرزندپروری و پیامدهای آن صورت گرفته است و بر آن اساس چهار سبک فرزندپروری مطرح شده است: فرزندپروری مقتدرانه، فرزندپروری مستبدانه، فرزندپروری سهل گیرانه و فرزندپروری مسامحه کارانه. این طبقه بندی بر پاسخ دهی و تقاضاهای والدین مبتنی است. در متون و احادیث اسلامی نیز به شیوة تربیت فرزندان از دیدگاه معصومین(ع) اشاره شده است. از دیدگاه اسلامی مسئولیت اصلی فرزندپروری، به عهدة پدر و مادر است. آنها باید برای آموزش و تربیت فرزند، بهترین شیوه ها را به کار گیرند. هریک از سبک های فرزندپروری با بروز و نگهداری رفتارها و ویژگی های خاصی در فرزندان رابطه نشان داده اند؛ برای مثال عزت نفس بالا، پیشرفت تحصیلی و کفایت های اجتماعی ازجمله متغیرهایی است که با فرزندپروری مقتدرانه رابطه دارد. همچنین مشکلات رفتاری، افسردگی و سایر مشکلات روان شناختی با فرزندپروری مسامحه کارانه مرتبط اند. با توجه به اینکه پژوهش های مربوط به فرزندپروری غالباً در کشورهای غربی صورت گرفته اند و با توجه به اهمیت فرزندپروری و تأثیرپذیری آن از مسائل فرهنگی، مطالعة حاضر با هدف بررسی تطبیقی سبک های فرزندپروری در کشورهای غربی و از دیدگاه دانشمندان اسلامی صورت گرفته است. به این منظور سبک های فرزندپروری و تأثیر آن بر رابطة والدین و فرزندان و بروز مشکلات رفتاری، شناختی و روان شناختی توصیف و تبیین شده است.
نفس و عوامل مؤثّر در تکامل آن از دیدگاه سهروردی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در نگاه سهروردی، «نفس» یا «نور اسفهبد»، نوری از انوار الهی، هستی صرف، جوهر مجرد روحانی، مدّبر جسم و مدرک معقولات است؛ ثبوت آن به علم درونی و اثبات تجردش بر شهود باطنی استوار است؛ حدوث آن به افاضه ی اشراقی عقل فعّال و مشروط برحدوث جسم میباشد و ارتباطش با بدن نیازمند واسطه ای به نام «روح حیوانی» است، که الطف اجسام، پراکنده در تمام بدن و حامل قوای نفس میباشد.
از نظر شیخ اشراق، ادراک موجودات عالم، اعمّ از تصوّر جسمانیّات و شهود امور روحانی،کمال علمی و تجرّد نفس از تمام علایق مادّی، کمال عملی نفس است. نفس در استکمال خویش همّت خود را معطوف عالم انوار نموده و از ظلمات تن رها می شود. البته تدبیر مهمات حیات دنیوی ضروری است، لذا ثمره ی این تکامل «اعتدال در خلق» میباشد. در مسیر تکامل نفس، عارف مجاهد، از کلام «لا اله الاّ الله» به نوای «لا هو الاّ هو» و از آن به ندای «لا أنت الاّ أنت» و سپس به نجوای «لا انا الا انا» صعود میکند و در غایت قرب به مرتبه ی «توحید» رسیده و واصل انوار الهیّه میباشد که در آن خلع بدن، مقدور آدمی و حجب نوری، مکشوف اویند. پس از مرگ نیز، نفس به بقای علّتش باقی است و نفوس متکامل به ملک ابدی و نعم سرمدی، لذّت جاودانه می یابند.