هدف این پژوهش، تعیین فرصتها و تهدیدهای ناشی از گسترش فناوری اطلاعات در تربیت دینی دانش آموزان دبیرستانهای پسرانه شهر اصفهان بوده است. این تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی و جامعه آماری آن، شامل دبیران درس دین و زندگی، مربیان پرورشی و مشاوران این دبیرستانها، به تعداد 756 نفر بوده است. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، 254 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته، شامل 46 سؤال بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت بود که فرصتها و تهدیدهای فناوری اطلاعات را در سه حیطه شناختی، عاطفی و رفتاری تربیت دینی دانش آموزان سنجیده است. تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی، نشان داد که در تربیت دینی دانش آموزان، مهمترین فرصتها در حیطه شناختی؛ کیفیت بخشی به تربیت دینی با ایجاد شناخت نسبت به ابعاد آن، در حیطه عاطفی تقویت ایمان به ارزشها وآموزه های دینی و در حیطه رفتاری، غنی سازی اوقات فراغت دانش آموزان است و مهمترین تهدیدها در حیطه شناختی، فروکاستن از ارزشهای دینی در نظر دانش آموزان، در حیطه عاطفی، نسبی و سلیقه ای تلقی کردن ارزشهای اخلاقی و در حیطه رفتاری، ایجاد شکاف میان رفتارهای دانش آموزان و آموزه های قرآن و اهل-بیت(ع) است.
کتاب شریف نهج البلاغه، گنجینة اخلاقی ِمکتب اسلام است و تبیین «چیستی ارزش اخلاقی» از منظرِ آن، در ارائه نظریه اخلاقی اسلام، راهگشاست. ازآنجاکه ارزش اخلاقی از مقولة معقولات ثانیه فلسفی است که تعریف آن به جنس و فصل ممکن نیست، از راه های کشف هویت آن، بررسی پیوند ارزش اخلاقی با امور مختلفی همچون خود فعل، نتیجه فعل، نیت فاعل و انتخاب آگاهانه یا غیرآگاهانه اوست؛ ازاین رو از پرسش های مهم در این زمینه، آن است که «ارزش اخلاقی چه ارتباطی با انتخاب آگاهانه شخص دارد»؟ با کنکاش در جملات اخلاقی نهج البلاغه، این نتیجه به دست آمد که در دیدگاه نهج البلاغه هرچند تأثیر عاطفه در ارزش اخلاقی منتفی نیست و امام عواطف و احساساتی را تحسین یا تقبیح کرده است و گاه، نقشی برای عاطفه در ارزشمندی افعال قائل شده است، اما محوریت با عقل است و عاطفه، زمانی به ارزش اخلاقیِ فعل کمک می کند که تحت سیطرة عقل باشد
هدف از انجام این پژوهش، بررسی ویژگیهای زندگی مطلوب از دیدگاه روانشناسی و اسلام و مقایسه بین آنهاست که با روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفته است. زندگی مطلوب از دیدگاه روانشناسان مثبت، از دو دیدگاه کلی لذتگرا و سعادتگرا مورد بررسی قرار گرفته است. امروزه روانشناسی مثبت، رویکردی سعادت گرا به زندگی مطلوب داشته و بر منش و فضیلت های فردی تاکید کردهاند و مراحلی را برای تحقق زندگی مطلوب برشمردهاند. افرادی که به تمام مراحل زندگی مطلوب، نائل شوند به خود شکوفایی رسیدهاند. آنچه برای طی کردن مراحل مختلف زندگی مطلوب لازم است، استفاده از کارکرد بهینه و بهره گیری از تمام استعدادها در جهت شکوفایی و دستیابی به تواناییهای بالقوه افراد میباشد. زندگی مطلوب از دیدگاه اسلام، در گسترهای وسیعتر از آنچه در روانشناسی مثبت وجود دارد، طرح شده است؛ در دیدگاه اسلام، زندگی انسان دارای دو سطح دنیوی و اخروی است که ارتباط تنگاتنگی هم با یکدیگر دارند. زندگی مطلوب در منابع اسلامی، بر محور سعادت شکل میگیرد و افراد به هر اندازه که از اسباب سعادت بهرمند باشند، به همان میزان از زندگی مطلوب دنیوی و اخروی برخوردار خواهند بود. البته تحقق کامل اسباب سعادت دنیوی و عوامل زمینه ساز زندگی مطلوب اخروی، در دوره ای خاص از زندگی بشر- به خاطر تحولات عمیقی که در این دوره اتفاق میافتد- امکان دارد که از آن به دوره ظهور امام زمان (عج) یاد میشود.
این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی درمان مرور زندگی با تأکید بر اصول هستی شناسی اسلامی بر روابط والد فرزندی نوجوانان صورت گرفته است. به این منظور از بین مراجعه کنندگان به مرکز مشاوره، دو خانواده، که با نوجوانان خود دچار تعارض و مشکل بودند و موافق شرکت در این نوع از درمان به عنوان نمونه و با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و طی 6 جلسه 90 دقیقه ای، الگویی از درمان مرور زندگی با گرایش هستی شناسی اسلامی اسمعیلی (1389) برای آنها اجرا شد. روش پژوهش رویکرد کیفی (مطالعه موردی) و هم چنین از طرح آزمایشی A-B با مرحله پیگیری استفاده شده است. در این پژوهش به منظور گردآوری داده های کمی از پرسشنامه سنجش تعارضات والد فرزندی تهیه شده توسط اشتروس و مصاحبه و هم-چنین سؤالات باز پاسخ که زیر نظر متخصصین تهیه شد، استفاده شده است. تجزیه و تحلیل یافته-های کمی (با استفاده از جدول و نمودار) صورت گرفته است و نتایج یافته ها نشان داد که روش درمانی مرور زندگی با گرایش هستی شناسی اسلامی برکاهش تعارضات در روابط والد فرزندی مؤثر بوده است.
این تحقیق، که با هدف تعیین میزان انطباق برنامه های درسی فرماندهان و مدیران با شاخصهای تربیت دینی انجام شده است از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل فراگیران، دانش آموختگان، استادان، مدیران و کارشناسان آموزشی دوره های فرماندهی و مدیریت است. با استفاده از فرمول کوکران حجم نمونه تحقیق 150 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته با 51 سؤال بودکه روایی آن با استفاده از روش اعتبار محتوا و پایایی آن با محاسبه آلفای کرونباخ (951/0) تعیین شد. ابتدا کل اعضای جامعه آماری به دو گروه دانشجویان دانش آموختگان و استادان مدیران کارشناسان تقسیم، و به نسبت، سهم نمونه هر گروه تعیین گردید. برای توصیف داده ها از شاخصهای مرکزی و پراکندگی و برای تحلیلهای آماری از آزمونهای فریدمن و کروسکال والیس استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد: شاخصهای بصیرت و ولایتمداری بیش از سایر شاخصها در برنامه های درسی دوره های فرماندهان و مدیران مورد توجه قرار گرفته؛ بنابراین جهتگیری عمده برنامه های درسی دوره های فرماندهان و مدیران سپاه مبتنی بر افزایش بصیرت و ولایتمداری است.
علم فقه و اخلاق از قدیمی ترین علوم اسلامی هستند که در رفتار انسان تأثیر مستقیم داشته و همچون گذشته، زنده و بالنده، به نقش آفرینی پرداخته و به توسعه و گسترش قلمرو خود ادامه می دهند، همانگونه که فقه، مجموعه ای از قوانین وآیین زندگی انسان است اخلاق نیز مجموعه ای از صفات روحی و باطنی بشمار می رود. از این رو شناخت فقه و مکاتب فقهی و در مقایسه با آن، دانستن اخلاق و مکاتب اخلاقی، به عنوان دو دانش رفتاری، ما را در مسیر عمق بخشی به فهم تعاملات و روابط آن دو یاری می رساند و با طرح مباحث گوناگون و مقایسه ای از جمله تعریف دقیق و منبع شناخت فقه و اخلاق، می توان به چگونگی نسبتِ میان آن دو دست یافت. بدین جهت این مقاله برآن است، تا با بررسی مفهوم و منابع معرفتی آن دو، چگونگی رابطه علمی و منطقی و یا تمایز میان آن دو را بیان کند.که باتوجه به وجود نوعی همپوشانی بین آن دو، قطعاً در مقام تعارض و تباین یک دیگر نیستند