در این نوشتار با بهرهگیری از چارچوب نظری «هویت، فضا»، فرایند تعامل ساحتهای عقلانی و احساسی انسان در فضا و بازتولید آن، که حاکی از تبلور متفاوت ابعاد عقلانی و احساسی آدمی نسبت به گونههای متفاوت فضایی است، برخی از ابعاد دینداری در دو فضای «تقیّد به تماشای برنامههای مذهبی تلویزیون» و «تقیّد به رفتن به مسجد» با روش پیمایشی و فن پرسشنامه مورد بررسی قرار گرفته و تبیین گردیده که در شرایط تقیّد به مسجد زمینه مناسبتری برای تبلیغ دینی فراهم است؛ چراکه در فضای تماشای تلویزیون، ماهیت سرگرمکنندگی آن مجال کمتری برای تجلّی ابعاد دینمدارانه انسان فراهم میکند. هدف از این پژوهش این است که ظرفیت مکانها و فضاهای سنّتی تبلیغ را با فضاهای مجازی نوین بررسی و میزان تأثیرگذاری، تفاوت و ظرفیتهای هر یک را با هم مقایسه نماید.
هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفههای خوشبینی در نهجالبلاغه است. نویسنده با استفاده از روش تحلیل متون دینی، درصدد پاسخ به این سؤال است که آیا مفهوم خوشبینی در منابع اسلامی دارای همان مؤلفههایی است که در روانشناسی مطرح شده است؟ جستوجو و تحلیل آموزههای نهجالبلاغه نشان میدهد که خوشبینی از سه مؤلفه تشکیل شده است: «توجه انتخابی»، شامل توجه مثبت به ویژگیهای خداوند، زیباییهای جهان، ویژگیها و رفتار مثبت افراد، افکار و گفتار مثبت، امکانات و نعمتهای خداوند، نقاط مثبت خود، و توجه بیشتر به نتایج کارها تا مشکلات آن است. «تفسیر منطقی»، به: امتحان دانستن سختیها و مشکلات، موقتی دانستن رویدادهای مثبت و منفی، نقش خدا، خود و دیگران در وقوع رویدادها اشاره دارد. «انتظار مثبت» نیز نشان میدهد فرد خوشبین، به انتظار کمک از خداوند، انتظار وقوع رویدادهای خوشایند، و انتظار عملکرد درست از سوی دیگران باور دارد.
اخلاق وضعیت، گرچه سابقهای طولانی در فرهنگ و اندیشه بشری دارد، اما با وجود این، رویکردی نسبتا تازه به اخلاق در فرهنگ مسیحی است که توسط اسقف جوزف فلچر در کتابی به همین نام ارائه گردیده است. این رویکرد بر محوریت موقعیتی که فرد در آن قرار گرفته تأکید دارد و وجود اصول کلی و احکام عام اخلاقی را منکر میگردد. به عبارت دیگر، در این اخلاق، وضعیت و موقعیت است که حکم اخلاقی را تعیین میکند و نه احکام عام و از پیش تعریف شده. این مقاله میکوشد تا با استفاده از متون و مقالات موجود، ضمن بررسی گذشته و حال این رویکرد، تصویری روشن از این نگاه به اخلاق ارائه نماید و در فرازی خاص، به تبیین نسبیگرا بودن و یا مطلقگرا بودن آن بپردازد و در پایان نیز نکاتی را در نقد این رویکرد بیان نماید.
به عقیده نگارنده مقاله، گرچه مقاله اخلاق وضعیت به خودی خود به نوعی نسبیگراست ولی تقریری که جوزف فلچر از آن میدهد، چندان با نسبیت اخلاق سازگار نیست.