برداشت درست از متون دینی نیازمند فهم روشمند است. مقاله پیش رو، ابتدا راه حل پیشنهادی خود را برای این منظور در قالب یک سیر منطقی و قابل تکرار و الگوده ارائه داده، به آسیب های ناشی از بیتوجهی به برخی مقتضیات این روش اشاره نموده است. در هر دو بخش، نمونه هایی از متن احادیث، استخراج و عرضه میگردد. در بخش نخست، سه مرحله برای برداشت روشمند عنوان و تبیین شده است. مرحله اول: احراز متن یعنی اطمینان از حدیث بودن و صحت متن؛ مرحله دوم: فهم متن به معنای برداشت ابتدایی و درک منطوق کلام در دو قسمت مفردات و ترکیبات حدیث و مرحله سوم: فهم مقصود، از طریق توجه به بافت و زمینه و نیز تشکیل خانواده حدیث است.
در بخش دوم به عوامل مؤثر در برداشت های نادرست از حدیث اشاره کرده و برخی از آسیب های جدی در این عرصه در دو بخش زمینه های اختیاری و غیراختیاری همراه نمونه توضیح داده شده است.
نویسنده مقاله بر این باور است که با واکاوی مبانی فکری و پیش فرض های فلسفی یک اندیشمند یا یک نظام فکری ـ اقتصادی میتوان هدف اصلی در عدالت اجتماعی ـ اقتصادی را معیّن کرد، لذا نقطه شروع را در تحلیل فلسفی مفهوم عدل و مراحل میانی را به بازتاب این تحلیل بر گستره های فکری یک مکتب درباره خدا و انسان قرار داده است. قضاوتی که درباره هدف اصلی در عدالت اقتصادی میشود، متأثر از این نظام اندیشه ای باشد.
نویسنده در پی اثبات این فرضیه است که عدل به معنای توازن بوده و معانی دیگر این واژه با تحلیل هستیشناختی، به معنای اصلی بازمیگردند و فرهنگ علوی در سه گستره «خداشناسی»، «انسان شناسی» و «اجتماع» با ارائه برداشت هایی از «عدل الاهی»، «اعتدال انسانی» و «عدالت اجتماعی ـ اقتصادی» در پی نقش بندی ذهن انسان در این باره است.
قرآن کریم در آیه تطهیر به صراحت به لفظ اهل بیت اشاره فرموده است. مفسران شیعه درباره مصداق آن که پنج تن آل عبا هستند، اتفاق نظر دارند؛ اما مفسران اهل سنت بر یک عقیده نبوده و آرا مختلفی را در این باره مطرح نموده اند که حاصل اکثر آنها این است که اهل بیت شامل تمامی بستگان نسبی و سببی پیامبر| میباشد. در این مقاله با کنکاشی در نهج البلاغه که متعلق به دوره صدر اسلام و بخشی از فرمایشات نخستین کاتب و شاهد همیشگی وحی قرآنی است، تلاش شده است تا دیدگاه امام علی× در باره مصداق اهل بیت را بازشناساند. آن حضرت اهل بیت را دارای ویژگیهای خاص میداند که تنها بر پنج تن آل عبا قابل انطباق است
چکیده: هدف از تدوین این مقاله، تبیین عوامل زمینه ساز در جهت کمال و تربیت انسان می باشد. تبیین عوامل مورد نظر بر اساس دیدگاه های مطرح شده در نهج البلاغه می باشد. این مقاله که از نوع پژوهش های بنیادی است، با روش تحقیق کیفی مبتنی بر تحلیل محتوایی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته و با مطالعه گزاره های انشائی در نهج البلاغه، شش عامل اساسی در تربیت را که هموار کننده مسیر کمال آدمی است استخراج و پیرامون آن به بحث و بررسی پرداخته است. این عوامل عبارتند از:1)عامل معرفت شناختی به واجب تعالی. 2)یقین، و محقق نمودن آن در نفس. 3)خرد و خردورزی. 4)علم و نقش آن در تربیت و کمال انسان. 5)خودشناسی. 6)تمسک متربی به مربی کامل(انسان کامل).
معرفت خدا در عالم ذرّ و اقرار بر معرفت، در آیات و روایات مطرح شده و اندیشمندان بزرگ در این مورد سخن گفته اند. در این نوشتار، نظریه های پنج تن از دانشمندان قرن 14 با دیدگاههای مختلف، نقل و نقد و بررسی شده است:سیّد حبیب الله خویی، میرزا مهدی اصفهانی، سیّد عبدالحسین شرف الدین، شیخ مجتبی قزوینی، علاّ مه عبدالحسین امینی.
اسلام دین خاتم است و این امر مستلزم ظرفیت این دین آسمانی در پاسخ به نیازهای بشر در همه زمانها، مکانها و شرایط مختلف است. بخش عظیمی از این ظرفیت معلول اصل مهم مصلحت حکیمانه و منطبق با فطرت است. در سیره و سخنان امام علی(ع) این اصل مهم از جایگاه ویژهای برخوردار است به گونهای که با استناد به آن میتوان به رهیافتهای نوینی در اینباره نائل شد. مصلحت شامل مصالح دین و جامعه هر دو میشود. شیوه مصلحتیابی حضرت از طریق مشورت، نصیحت، امر به معروف و نهی از منکر و بهرهگیری از تجربه و دانش متخصصان انجام میگیرد. مصالح عامه، حکومتی و قانونی، سازمانی و حرفهای و مصالح شخصی، انواعی از مصلحت است که آن حضرت مورد توجه و تأکید قرار داده است.