فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۱۲۹ مورد.
تعیین و اولویت بندی عوامل مؤثر بر زنجیره تأمین سبز با استفاده از رویکرد تحلیل مسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از ابزارهای حفظ محیط زیست، همراه با افزایش عملکرد شرکت ها، مدیریت زنجیره تأمین سبز است. در همین راستا، هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر زنجیره تأمین سبز در شرکت های تولید کننده مواد شیمیایی و مواد شوینده است. روش شناسی این پژوهش کمی بوده و با رویکرد پیمایشی، نمونه ای شامل 36 شرکت تولیدی با نرم افزار ""پی اِل اِس"" مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. تحلیل آماری داده ها در دو مرحله بررسی همبستگی تاوکندال و استفاده از روش آماری تحلیل مسیر انجام شد. با توجه به نتایج پژوهش، فرضیه تأثیر محرک های داخلی مدیریت زنجیره تأمین سبز بر فعالیت های عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین سبز، تایید نگردید در حالی که تأثیر محرک های خارجی بر محرک های داخلی و تأثیر محرک های خارجی بر فعالیت های عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین سبز تأیید شده و این بدان معناست که محرک های خارجی می توانند برای گیری مثبت محرک های داخلی را به سمت و سوی فعالیت های عملیاتی مدیریت زنجیره تأمین سبز فراهم آورند و شرکت ها برای باقی ماندن در عرصه رقابت، ملزم به اجرای این فعالیت ها هستند.
مدلی برای قابلیت ارتجاعی زنجیره تامین جهت رقابت پذیری درشرکتهای خودروسازی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ماهیت پویای تجارت جهانی ضروری می سازد که زنجیره های تامین قابلیت انطباق با تغییر را داشته باشند. همچنین پیچیدگی محیط کسب و کار وافزایش رقابت در صنایع مختلف، سبب ناپایداری وبی ثباتی عوامل رقابت پذیری شده است.ایجاد و تداوم رقابت پذیری ،مستلزم برخورداری از شایستگی هایی است که با تکیه بر توانمندی های سازمان برای مشتریان ارزش ایجاد کند.در این تحقیق مدلی برای قابلیت ارتجاعی زنجیره تامین جهت رقابت پذیری درشرکتهای خودروسازی ایران ارائه می شود که انتظار میرود با بکارگیری آن، شرکتهای خودروساز علاوه بردستیابی به روشی موثربرای مدیریت حوادث ،امکان رقابت پذیری هم کسب نمایند.برای این منظورابتدابامطالعه گسترده درادبیات موجود،چارچوب مفهومی اولیه برای قابلیت ارتجاعی زنجیره تامین جهت رقابت پذیری استخراج گردید.درادامه، بابهره گیری ازنظر خبرگان (روش دلفی)، مصاحبه وانجام پیمایش، مدل تحقیق مطابق با شرایط صنعت خودروکشورشکل گرفت ونهایی شد. نتایج تحقیق گویای آن است که شرکتهای خودروسازی کشور باایجادیا تقویت توانمندی هایی نظیرانعطاف پذیری درمنبع یابی،اثربخشی،امنیت،انعطاف پذیری در اجرای سفارش،قابلیت انطباق وهمکاری می توانند قابلیت ارتجاعی لازم جهت مقابله با مهمترین نقاط آسیب پذیر صنعت خودرومانند: نوسانات نرخ ارزوقیمت ها، تحریم های بین المللی، ضعف دردانش فنی،پایین بودن سطح کیفی محصولات و خدمات پس ازفروش ضعیف رادرخودایجاد وعلاوه برآن با بهره گیری ازفرصت های پیش آمده،امکان رقابت پذیری نیزکسب نمایند
کاربرد روش شناسی سطح پاسخ در بهینه سازی یک سیستم موجودی سه سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کنترل موجودی یکی از مسائل حائز اهمیت در مدیریت زنجیره های تامین است. در این مقاله یک سیستم تولید، توزیع، موجودی سه سطحی شامل یک تولید کننده مرکزی، دو عمده فروش و تعدادی خرده فروش در نظر گرفته شده است. تقاضای مشتریان در خرده فروشان از یک فرآیند پواسون مرکب پیروی کرده و سیاست کنترل موجودی سطوح از نوع سیاست مرور مستمر ( Q R, ) است. در این تحقیق، با در نظر گرفتن ساختار استاندارد هزینه در یک مدل موجودی، نسبت به برآورد تابع هزینه این سیستم با استفاده از روش شناسی سطح پاسخ، به صورت ترکیبی از آزمایش های طراحی شده، شبیه سازی، تحلیل رگرسیون و بهینه سازی اقدام شده است. روش به کار رفته در این مقاله می تواند به عنوان روشی نوین در بهینه سازی سیاست موجودی زنجیره های تامین استفاده شود؛ ضمن آنکه بهینه سازی همزمان پارامترهای موجودی، شامل نقطه سفارش مجدد و اندازه دسته سفارش، یکی دیگر از مزایایی مدل پیشنهادی به شمار می رود.
طراحی مدل سفارش دهی ترکیبی قطعات خودرو در زنجیره تامین دو سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
3استاد گروه مهندسی صنایع، دانشکده فنی و مهندسی، دانشگاٯودیت حجم ارسالی حل شد و نتایج آن با یکدیگر مقایسه شد، مشاهده شد که با اعمال محدودیت حجم ارسال، دوره سفارش دهی افزایش می یابد و بدنبال آن هزینه های کل سالانه نیز افزایش می یابد. در نهایت جهت اعتبار سنجی، مدل ارائه شده با داده های موجود در ادبیات حل شده و با مدلهای ارائه شده در ادبیات مقایسه شده است.
برخورد با پیچیدگی زنجیره تأمین با استفاده از رویکرد فرآیند تفکر تئوری محدودیتها(مطالعه موردی: یک شرکت تولید کننده کاغذ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای پر رقابت امروز، افزایش کارایی زنجیره تامین, در موفقیت شرکتها اهمیت بسزایی دارد. عوامل مختلفی مانع افزایش کارایی زنجیره تامین می شوند که از آنها تحت عنوان پیچیدگی های زنجیره تامین یاد می کنیم. این مقاله تلاش در معرفی و بکارگیری روشی کارا و اثر بخش برای شناسایی و برخورد با این پیچیدگی ها دارد. این روش بر اصول سیستمی تئوری محدودیت ها استوار است. این تحقیق نشان می دهد چگونه یک مدیر می تواند از نمودارهای منطقی فرآیند تفکر تئوری محدودیت ها جهت شناسایی و برخورد با عوامل ریشه ای پیچیدگی زنجیره تأمین استفاده نماید. این رویکرد در یک شرکت بزرگ تولید کنند کاغذ در کشور پیاده سازی شده است. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه و مصاحبه گردآوری شده و با روشی منطقی و گام به گام و بصورت تعاملی یعنی با نظرخواهی از کارشناسان و مدیران ارشد زنجیره تامین شرکت تحلیل شده است تا نتایج از اعتبار کافی برخوردار باشند. در این راستا سه گام اول فرآیند مذکور یعنی ترسیم نقشه اهداف واسطه، درخت واقعیت جاری و نمودار رفع تناقض ها مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج نشان می دهد این نمودارهای منطقی به میزان بسیار زیادی در شناسایی پیچیدگی های زنجیره تامین و ریشه یابی آن ها مفید می باشند
بررسی نظری ارزش افزایی در زنجیره تأمین با استفاده از منطق «ارائه خدمت-کسب برتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مدیریت زنجیره تأمین و مدیریت بازاریابی هر دو از مدل ها و اهداف صرفاً متمرکز بر کالاها و محصولات فاصله گرفته اند و به سمت مدل ها و اهداف متمرکز بر شبکه های ارزش، سهامی مشترک، تأمین خدمات و خلق ارزش حرکت می کنند. برخی از این حرکت ها تحت تأثیر مفهومی معروف به نام منطق ""ارائه خدمت-کسب برتری"" قرار گرفته اند.
این مقاله بر آن است تا از منطق ""ارائه خدمت-کسب برتری"" جهت تفکّر و اندیشه در مورد مدیریت زنجیره تأمین بر اساس تأمین خدمات استفاده کند که در آن کالاها به عنوان سازوکارهای تأمین کننده و توزیع کننده خدمات در نظر گرفته می شوند.
این تحقیق از نوع کاربردی است و از استراتژی تحلیلی-توصیفی جهت تجزیه و تحلیل موضوع تحقیق و از منابع کتابخانه ای و پایگاه داده الکترونیک جهت گردآوری ادبیات نظری تحقیق استفاده گردید.
از نتایج تحقیق آن است که با استفاده از منطق ""ارائه خدمت-کسب برتری"" می توان امکان درک آگاهانه تری از ماهیت حقیقی تبادل اقتصادی فراهم کرد تا نیاز به مدیریت زنجیره تأمین و نیز مدیریت بازاریابی را باز مهندسی کرد و آن ها را به یک فرآیند و سیستم یکپارچه ای همگرا کرد تا عملکرد سازمانی، ارزش مشتری و رفاه جامعه افزایش یابد.
چارچوبی برای فرآیندهای مدیریت دانش در زنجیره تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت دانش، یکی از مهم ترین منابع رقابتی برای هر سازمان محسوب می شود، به نحوی که بسیاری معتقدند شرکت هایی که بتوانند هرچه سریع تر دانش را کسب و به مرحله کاربردی برسانند در یک بازار رقابتی، موفق تر خواهند بود. از طرفی دیگر، رقابتِ بین شرکتی اهمیت خود را از دست داده است و رقابت بین زنجیره های ﺗ ﺄ مین جهت ارائه بیشترین ارزش به مشتری، مورد ﺗ ﺄ کید قرار گرفته است. بنابراین، این پژوهش به دنبال ارائه چارچوبی برای فرآیندهای مدیریت دانش در زنجیره ﺗ ﺄ مینِ صنعت خودروسازی است. این پژوهش کاربردی در دو زنجیره ﺗ ﺄ مین شرکت ایران خودرو و سایپا به عنوان بزرگ ترین و فعال ترین شرکت های خودروساز در ایران و به صورتی پیمایشی و با کمک 206 خبره در صنعت خودرو صورت گرفته است. در این پژوهش، از روش آلفای کرونباخ برای بررسی پایایی و از سه روش تحلیلِ محتوا، تحلیل سازه و تحلیل تشخیصی، برای بررسی روایی استفاده شده است. همچنین، برای پاسخگویی به ﺳ ﺆ الات پژوهش، از تحلیل عاملی ﺗ ﺄ ییدی مرحله اول و دوم و آزمون همبستگی استفاده شده است.
در چارچوب معرفی شده برای مدیریت دانش در زنجیره ﺗﺄمین، چهار فرآیند اصلی و یک فرآیند مکمل تعریف شدهاست. سپس، از طریق فنّ تحلیل عاملی، فرآیندها و شاخصهای موجود در چارچوب، مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان داد که وجود تمامی این فرآیندها برای زنجیره ﺗﺄمین الزامی است و از نظر اهمیت به ترتیب عبارت اند از: 1) انتقال، اشتراک و توزیع 2) استفاده، کاربرد و بهره برداری 3) کسب، خلق و تولید دانش 4) سازماندهی، نگهداری و انبار، و 5) ارزیابی و بازخور
همکاری میان سازمانی و عوامل موثردر بهبود آن در زنجیره تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همکاری میان سازمانی، به عنوان یکی از مفاهیم نوین در مدیریت زنجیره تامین، مورد توجه بسیاری از محققین و پژوهشگران واقع شده است؛ ازاین رو در پژوهش حاضر، ارتباط دو دسته عوامل درون سازمانی که دربرگیرنده متغیرهایی همچون استراتژی و فناوری سازمان هستند و عوامل میان سازمانی که اعتماد میان طرفین و منابع ورودی مشترک را شامل می شوند با سطح همکاری میان سازمانی در زنجیره تامین ایران خودرو مورد آزمون قرار گرفته است. در این تحقیق از دو نرم افزارspss و لیزرل برای تحلیل داده ها و آزمون متغیرهای تحقیق استفاده شده و در نهایت مدل معادلات ساختاری از متغیرهای تحقیق طراحی گردیده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد به استثنای فناوری، میان سایر عوامل با همکاری میان سازمانی، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
نقش مدیریت دانش در تکامل زنجیره تامین شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه دانش و سرمایه فکری سازمان یک عامل اصلی رقابت است و از نگاهی دیگر این زنجیره های تامین هستند که با هم رقابت می کنند بنابراین سازمان ها می بایستی بکوشند به صورت یکپارچه هماهنگ با سایر اعضای زنجیره قابلیت های رقابتی کل زنجیره تامین را بهبود دهند. در این مسیر موضوع مدیریت یکپارچه سرمایه دانشی زنجیره تامین نیز چه در بهبود ویژگی های عملکردی زنجیره و چه در ارتقای انسجام زنجیره اهمیت دارد. مقاله حاضر ابتدا به بررسی زنجیره تامین و سیر تکامل آن پرداخته سپس مدیریت دانش و نقش آن در زنجیره تامین را مورد بحث قرار می دهد. مرور نظری ادبیات موضوع نشان می دهد که نقش مدیریت دانش در زنجیره های تامین نه تنها انکارناپذیر بوده، بلکه با گسترش فن آوری اطلاعات و توسعه تجارت الکترونیک منجر به ورود زنجیره تامین به مرحله پنجم تکاملی خود شده است.
الگویی مبتنی بر مهندسی همزمان برای مدیریت تنوع محصول در زنجیرة تأمین صنعت پوشاک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت تنوع و سفارشیسازی محصول در دهههای اخیر، شرکتهای بزرگ تولیدی الگوهای مدیریتی را جستجو میکنند که با کمترین تغییرات و نوسانهای ساختاری و فرایندی در درون زنجیرة تأمین، آنها را قادر به تولید و عرضة محصولات بسیار متنوع کند. به عبارت دیگر، آنها به دنبال افزایش سطح تنوع و سفارشیسازی محصولات به منظور توسعة توان رقابتی از یک سو، و حفظ کارایی زنجیرة تأمین از سوی دیگر، هستند. در این تحقیق با اتخاذ رویکرد کیفی با استفاده از مشاهدات میدانی و مصاحبة با طراحان، تولیدکنندگان و مشتریان، موضوع تنوع و سفارشیسازی در صنعت پوشاک بررسی شده است. زنجیرههای تأمین پوشاک داخل کشور که با مقیاس تولید صنعتی تولید میکنند، جامعة هدف این تحقیق است. سه نتیجة مهم و متمایز این مطالعه نسبت به مطالعات پیشین عبارت است از ١. دستهبندی مناسب ابعاد تنوع در صنعت پوشاک، ٢. توسعة مدلی از فرایند کاهش تنوع در زنجیرة تأمین صنعت پوشاک و ٣. توسعة مدل اقدامهای مدیریتی برای کاهش شکاف تنوع در مراحل مختلف مدل پیشین و در سه سطح تصمیمگیری راهبردی، عملیاتی و مشتری.