شیعه معتقد است که منصب حاکمیت در جامعة اسلامی، منصبی الهی است که خداوند آن را تعیین کرده و از میان اصحاب پیامبر، حضرت علی علیه السلام از سوی خداوند برای این منصب پس از پیامبر انتخاب شده و جز ایشان کسی شایسته این منصب نیست. اینان برای اثبات این باور خود، به دلایل عقلی، قرآنی و روایی فراوانی استدلال کرده اند، اما تاکنون برای اثبات این باور، کمتر به آیات و سوره های مکی قرآن استدلال شده، و اگر هم استدلال شده معمولاً به آیاتی بوده که در مدینه نازل شده است. مقالة حاضر با مطالعة سورة «طه» کوشیده است برای باور یادشده به آیات مکی استدلال کند و در ضمن اثبات خلافت و لزوم حاکمیت حضرت علی علیه السلام پس از پیامبر بر کل جامعة اسلامی، توجه خاص قرآن به مسئلة حکومت و پیوند ذاتی قرآن با سیاست را تبیین کند.
مفسران با تصور ناسازگاری میان نافرمانی آدم (ع) و عصمت وی، آیات مربوط را به شکل های گوناگون و گاه متضاد تأویل کرده اند. اغلب با پیش فرض پیامبر نبودن وی در بهشت و ناسازگاری عصمت با گناه پیش از نبوت وارد بحث شده اند. نگارنده با هدف نقد جامع دیدگاه مفسران درباره ماهیت نهی از شجره ممنوعه و نافرمانی آدم(ع)، می کوشد ضمن اثبات تحریمی بودن نهی از شجره ممنوعه، با توجه به شرایط استثنائی آدم در بهشت، این دوره بسیار کوتاه از زندگی او را در مقایسه با دوران پیش از نبوت دیگر پیامبران، یک استثنا معرفی و ناسازگاری میان نافرمانی در بهشت و عصمت در روی زمین را نفی کند. دلایل این استثنا عبارت اند از: برزخی بودنِ بهشتِ آدم، عدم ضرورتِ نبوت و عصمت وی و توقف کوتاهش در آنجا و فقدان هرگونه تجربه عینی درباره دشمنیِ شیطان و آگاهیِ تفصیلیِ بازدارنده درباره پیامدهای نافرمانی خداوند. به سبب همین استثنا بودن، احکامِ نافرمانیِ در بهشت را نمی توان به روی زمین سرایت داد؛ همان گونه که تقسیمات مربوط به اوامر و نواهی برگرفته از ادیان رویِ زمین مانند مولوی، ارشادی و تنزیهی، قابل سرایت به بهشت آدم (ع) نیست
«تربیت اخلاقى» عبارت از فرایند زمینه سازى و آموزش و به کارگیرى راه کارهاى معرفتى و انگیزشى و عملى و رفع موانع به منظور تزکیه نفس و رشد و شکوفایى انسان براى نیل به کمال نهایى است. براى تربیت اخلاقى، اهداف متعددى در ابعاد بینش، گرایش و رفتار آدمى ترسیم مى شود که در مجموع، همه این اهداف در راستاى هدف نهایى واحدى قرار مى گیرد. هدف پژوهش حاضر ارزیابى برخى دیدگاه هاى مطرح شده براى هدف غایى و تبیین تعابیر ناظر به آن و واکاوى ارتباط و نسبت بین آنها و در نتیجه، بیان هدف غایى براى تربیت اخلاقى در قرآن کریم از نگاه تفسیر المیزان است. پژوهش حاضر با روش توصیفى و تحلیلى، به این موضوع پرداخته است. عناوین «هدایت»، «عبادت»، «سعادت»، «فوز» و «فلاح»، «رحمت»، «قرب» و «رضوان الهى» در قرآن کریم، مشیر به هدف واحد نهایى است. با بررسى نسبت این تعابیر با یکدیگر و تبیین نقش مقدمى بودن برخى از آنها نسبت به برخى دیگر، نیل به قرب و رضوان الهى به عنوان هدف غایى تربیت اخلاقى، حاصل پژوهش حاضر است.
اختلاف آراء ادبی در آیات الهی، معانی متفاوتی را ایجاد می کند و گاه دلیلی بر اثبات یا تقویت برداشتی خاص از آیات شمرده می شود. از این رو در مواجهه با احتمالات ادبی مطرح در آیات، توجه به معنای برداشتی مطابق با این آراء اهمیت ویژه می یابد.آیه منتخب در پژوهش حاضر (هود:17) از جمله آیات ولایی مورد استناد شیعیان است که از یک سو مورد تحلیل های مختلف ادبی قرار گرفته و از سوی دیگر با توجه به اختلاف دیدگاه عالمان مسلمان در مسئله خلافت بعد از رسول الله(ص)، تعابیر مفسران در ذیل این آیه متفاوت گشته است. از این رو پژوهش حاضر قصد دارد با اشاره به اختلاف آراء ادبی مطرح در آیه شریفه از جهت؛ واژه شناسی، اِعراب و نکات بلاغی، نمود این اختلاف آراء را در ایجاد معانی متفاوت از آیه با بررسی کتب تفسیری از قدما و معاصرین، دنبال کند و سپس با ارائه تحلیل ادبی مناسب با ظاهر آیه و متناسب با معارف نورانی آیات و روایات، روشن سازد که آیه شریفه را می توان از جمله آیاتی دانست که به معرفی خلیفه رسول الله با اشاره به اوصاف الهی منحصر در او می پردازد.
رسالت رسانه به عنوان وسیلة ارتباط جمعی و فرامکانی تأثیرگذاری بر فکر و اندیشةملّت هاست. جهان غرب که اصلی ترین رقیب در برابر اسلام است، با استفادة ابزاری از رسانه هایی مانند ماهواره به عنوان اسلحه ای مخفی، در صدد ضربه زدن به جامعة اسلامی و پیشبرد اهداف استعماری خویش است و از این طریق، ذهن و عقیدة دیگران را برای پذیرفتن اندیشه و عقیدة خویش آماده و مهیّا کرده است و با استحالة فرهنگی، الگوهای خویش را جایگزین فرهنگ بومی ملّت ها می کند. البتّه منظور از جهان غرب، جهت و موقعیّت جغرافیایی نیست، بلکه منظور، تفکّر و نوع رفتار استعماری و مخرّب نسبت به ملّت هاست که منشاء آن از سوی جهان غرب پایه ریزی شده است. هدف اصلی از این اقدامات، در سلطة خویش نگاه داشتن ملّت ها و سروری و رهبری بر جهان است. دین مبین اسلام به عنوان آخرین و کامل ترین دین الهی، دستور العمل هایی دارد که با انجام آنها و رعایت حدود الهی، می توان بر دسیسه های شیطانی پیروز گشت. غلبه بر هجمة فرهنگی غرب نیز از این موارد مستثنی نیست. این مقاله در صدد شناساندن هجمه های این تفکّر غربی است که از طریق شبکه های ماهواره ای بر پیکرة ملّت هایی وارد می شود که در تقابل فکری و رفتاری با آنها هستند. برای تبیین این هجمه ها و مصونیّت از آسیب های ناشی از آن، به سفارش پیامبر اکرم(ص)، به «ثقلین» چنگ زده ایم و به قرآن کریم و احادیث نورانی اهل بیت(ع)متمسّک شده ایم.