فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱٬۳۳۱ مورد.
قرآن حقیقتى ماورایى یا الفاظ بشرى؟
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۰ شماره ۲
حوزههای تخصصی:
کتب مقدس به سبب اهمیتى که ادیان براى بشریت داشتهاند، در طول تاریخ مورد توجه بشریتبوده و اندیشمندان، آنها را مورد تحلیل و بررسى قرار دادهاند. یکى از بررسیهاى انجام شده ، تحلیل منشا صدور این کتب مىباشد یعنى تبیین این امر که آیا کتب مقدس - بویژه در ادیان توحیدى - با جمیع مفاهیم و الفاظ خود، از ناحیه خداى متعال فرستاده شده استیا الفاظى است معمولى و بشرى که از ناحیه تلاش انسان پدید آمده است.
دو رویکرد مختلف در این مساله وجود دارد و در مورد کتاب مقدس ما «قرآن» ، اندیشمندان اسلامى همگى بر این عقیدهاند که این کتاب، وحى الهى است و اندیشه و فرهنگ و الفاظ بشرى در پدیدآمدن آن دخالتى نداشته است اما شمار اندکى از نویسندگان برآنند که قرآن دستاورد بشر و الفاظى بشرى است.
در این مقاله، بر مبناى یک بررسى برون دینى، نظریه اول - که مطابق با آموزههاى خود قرآن و پیشوایان دینى است - اثبات گردیده و رویکرد دوم مورد نقد قرار گرفته است.
کلینى و عقل گرایى
مدرنیسم و جامعه دینى(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
ایمان و شکاکیت
مناسبات دین و تکنولوژی در پر تو نظریه جهت داری علم
حوزههای تخصصی:
اطلاق و نسبیت در موضوعات، مسئله فراگیر فلسفی در مورد تمام پدیدهای عالم است. در دو طرف بحث نظریات گوناگونی طرح شده است. از اطلاق کامل گزاره ها و نظریات علمی گرفته تا نسبیت مطلق. معتقدین به هر دو طرف مسئله نظر خود را پیرو مبانی هستی شناسانه و معرفت شناسانه ویژه خود بنا نهاده اند. نسبی گرایان مطلق فهم انسان از اشیاء را به تمامه نسبی دانسته اند و در نظریات افراطی خود حتی وجود واقعیت واحد را منکر گشته اند؛ این بدین معناست که واقعیت یا وجود ندارد و دقیقاً همان چیزی است که انسان آن را می فهمد، و یا به معنای این است که به واقعیت راهی نیست و ما با «فهم» از واقعیت سرو کار داریم، نه خود واقعیت؛ بنابراین فهم انسانی یا به عنوان سازنده واقعیت و یا به عنوان پردازنده آن در هر فرد از این نوع، شخصی و غیر قابل تعمیم است. در مقابل کسانی هستند که واقع را مفروض پنداشته و علم را حیث کشف واقع دانسته اند و به اصطلاح علم را «آبجکتیو» معنا کرده اند؛ از این رو علم و فهم در نظر آنها مطلق است؛ چرا که فهم از واقع یکی است و نظریات و ارزش های شخصی دخالتی در واقعیت ندارد و در علم نیز نباید رسوخ کند،که اگر رسوخ کرد دیگر علم نخواهد بود. مسئله اطلاق و نسبیت علوم، البته بحث امکان علم و فناوری دینی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. اگر علم را آن چنان که اثبات گرایان دانسته اند، فهم از واقعیت و خالی از ارزش و بینش معنا کنیم و ارزش ها و بینش ها را در حیث علم دخالتی ندهیم، در این صورت اگر چه واقع گرایی را برای علم اثبات کرده ایم، اما امکان علم دینی را رد کرده ایم؛ زیرا هیچ علم ناظر به واقع است و دین و غیر دینی در آن راه نخواهد داشت. اگر پیرو تفسیرگرایان ارزش ها را در علم دخیل دانستیم و هر علمی را برآمده از ارزش ها، شناخت های افراد دانستیم، پذیرش این نسبیت در تمام موارد علم ما را به سمت عدم قضاوت پذیری فرا پاردایمی علم و همچنین به سمت عدم وجود و یا عدم اهمیت امر واقع پیش خواهد برد.
تقابل دو مکتب الهى و دنیاگرایى در قرآن کریم
منبع:
معرفت ۱۳۸۱ شماره ۵۵
حوزههای تخصصی:
رابطه دین و آزادى
از علم دینی تا اخلاق پزشکی دینی؛ مفاهیم و مبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام کلام جدید رابطه علم ودین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه اخلاق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق حرفه ای اخلاق پزشکی
در این مقاله بر آن هستیم پس از تبیین مفهوم علم دینی، اخلاق پزشکی دینی را معنا کرده، تشابه و تفاوت آن را با دانش اخلاق پزشکی غیر دینی نشان دهیم. روشن است که توجه به باورهای بیماران و کادر درمانی در تصمیم گیری پزشکی برای درمان یا چگونگی درمان بیماران، رابطه ای دائمی با دینی بودن اخلاق پزشکی ندارد؛ اما پذیرش اخلاق پزشکی دینی، می تواند ضمن تغییر نگاه به انسان در فرایند درمان، بسترساز تدوین اصول رفتاری کادر درمانی با بیماران بر اساس باورهای آنان باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد با پذیرش مفهوم علم دینی قادر خواهیم بود تعریفی مستقل از اخلاق پزشکی دینی در برابر اخلاق پزشکی غیر دینی ارائه دهیم که بر اساس آن، حقوق و وظایف متقابل بیماران و کادر درمانی بر اساس آموزه های دینی تبیین و تعیین می شوند؛ آموزه هایی که مبتنی بر اصول هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی تعریف شده در ساحت دین هستند.
بررسی روایت ابوحیان توحیدی از ماجرای فیل شناسی کوران و نسبت آن با کثرت گرایی دینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آثار و نوشته های ابوحیان توحیدی پیداست که وی با وجود زندگی در کانون تصادم و اصطکاک میان عقاید و مذاهب مختلف در بصرة قرن چهارم، شخصیتی آزاداندیش و تا حدود زیادی بدور از تعصب دینی و مذهبی بوده است. این بی تعصبی می تواند علاوه بر جنبه های درونی او، متأثر از نفوذ افکار استادش ابو سلیمان منطقی، مراودة توحیدی با اخوان الصفا و نیز قدری گرایش او به زهد و تصوف بوده باشد؛ با این حال، در برخی آثار ابوحیان چیزی بیش از بی تعصبی و تسامح در دین، و در واقع گونه ای قول به کثرت باوری دینی نیز ملاحظه می شود. از این رو ارائه هر تفسیری از حکایت فیل شناسی کوران در کتاب المقابسات- به مثابه یک متن که به دست توحیدی پدید آمده بدون توجه به نیت او که احتمالاً با مراجعه به شخصیت تاریخی او قابل اکتشاف است بهرة شایانی از حقیقت نتواند داشت. با چنان مراجعه ای، در نهایت به نظر می رسد که توحیدی از گرایشهای کثرت باورانة دینی بر کنار نبوده است.
نسبت تعبد و تعقل در آیین پیامبر و انسان معاصر
حوزههای تخصصی:
رسالت حقیقی انبیای عظام بر این اصل استوار بود که عبودیت در برابر حق تعالی در وجود انسان با عقل نهادینه گردد.با بعثت آنان طرق سعادت و شقاوت بیان گردید و انسان به غیب و ماورای تجرد عقلی راه یافت.با ابلاغ تکالیف الهی راههای عبودیت تعلیم داده شد و عقل در آشکار ساختن استعدادها و تعدیل نیروهااز تعالیم انبیاء بهره جست.پیامبر اعظم(ص)نیز در دعوت مردم به اسلام، اصالت را به پایه عقل داد و در جهت شکفتن استعدادهای عقلانی و بالندگی فکری آن ها کوشید.آئین اسلام بر عقل و علم و تفقه و بصیرت پایه ریزی شده و قرآن کریم با فرمان»ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه وجادلهم بالتی هی احسن«.قابلیت هدایت آدمیان را بر اساس استعدادها و ظرفیت های متفاوت آنان بیان می دارد.اسلام باب آزادی،اندیشه،تفکر،اعتقاد و ایمان مبتنی بر عقلانیت را باز کرد و پیامبر اکرم(ص)و جانشینان آن حضرت با عوام زدگی،بدعت های دینی،قشری گری،جمود و جهالت دینی مبارزه کردند و روایت »قطع ظهری اثنان؛عالم متهتک و جاهل متنسک«بر اهتمام آن حضرت بر تعمیق معارف اسلامی اشاره دارد و طرح شعار»حسبنا کتاب الله«براساس رویکرد تعبد و سطحی نگری و قشری گرائی در دین طرح گردید و در نتیجه باورهای دینی اصالت عقلی خویش را از دست داد و با ظهور انواع تعدی ها در عرصه دین مصائب بزرگی را در نیم قرن اول هجری بر اسلام وارد ساخت.قواعدی چون عرضه حدیث به قرآن از سوی امامان شیعه وقاعده»کلما حکم به العقل حکم به الشرع«با رویکرد اصالت عقل و تفکر بر تعبد صورت گرفته است
روشی دینی برای مطالعه دین
حوزههای تخصصی:
بررسى ریشهها و خاستگاههاى تکثرگرایى
منبع:
رواق اندیشه ۱۳۸۴شماره ۴۶
حوزههای تخصصی:
کثرتگرایى دینى، به عنوان یکى از مسائل مهم کلام جدید در عالم غرب ظهور و بروز کرد، به همین جهت جایگاه غربى دارد. متفکران دینى در غرب، براى احیاى مجدد الهیات مسیحى و ارزشهاى دینى و... پلورالیزم دینى را مطرح نمودند. تبیین ریشهها و خاستگاههاى پلورالیزم دینى (که نقش اساسى در پیدایش چنین تفکرى داشت) از اهمیت خاصى برخوردار است. از این رو، طرح این بحث به طور مستقل و منسجم، باعث توجه و نگاه عمیق و دقیقترى به پلورالیزم دینى خواهد شد. این مقاله در صدد است بستر چنین رهآوردى را براى علاقهمندان به کلام جدید مهیا نماید.
گفتنى است که در این پژوهش از ریشهها و عوامل اصلى و تأثیرگذار بر کثرتگرایى دینى سخن به میان آمده است. از این رو، از بعضى خواستگاههاى جانبى دیگر صرف نظر شده است.