فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۰۱ تا ۲٬۱۲۰ مورد از کل ۳٬۳۴۲ مورد.
شناخت: صلح در سایه گفت و گو (مروری بر آراء هانس کونگ، متاله معاصر آلمانی)
حوزههای تخصصی:
شناخت: نظریه مرزهای خونین اسلام افسانه ای بی بنیاد (مروری بر آراء جان اسپوزیتو اسلام پژوه آمریکایی)
حوزههای تخصصی:
ضیافت موبدان زرتشتی (گزارشی از نخستین همایش موبدان و موبدیاران، تهران 14 تا 16 تیرماه)
حوزههای تخصصی:
نشست آشنایی با صابئین مندایی در موسسه گفت و گوی ادیان
حوزههای تخصصی:
مطهری و نظریه ی سازگاری اسلام و مدرنیته(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در چهار قرن اخیر شاهد تغییرات و دگرگونیهای پرشتاب، اثر گذار و بنیادین در حوزهی زیست انسانی بوده و هستیم. مدرنیته، که برآمده و برساختهی تحولات نامبرده میباشد، تقریبا تمامی شؤون زندگی بشر را پوشش و تحت تأثیر قرار داده است، مدرنیته هویت سیال و مرکب داشته و به همین جهت تغییرها و تاویلهای مختلف را برتابیده است. اما با وجود تنوع تصویری و تفسیری، آن را این گونه میتوان معنا کرد:
مدرنیته روش اندیشیدن و زیستن است که مؤلفههای اصلی آن را خردورزی، تغییر و پیشرفت میسازد.
از مدرنیته، به معنای یاد شده، معمولاً دو قرائت ارائه شده است:
1 ) مدرنیته پروژهای غربی است.
2 ) مدرنیته پدیدهای انسانی است که در غرب زایش و رویش داشته و از مختصات فکری و ساختاری نیز برخوردار میباشد.
در این نوشتار که پیرامون سازگاری اسلام و مدرنیته در دیدگاه استاد مطهری نگاشته شده است، استاد با خوانش اول مخالفت میورزد. اما خوانش دوم از مدرنیته در تفکرات استاد قابل بازیابی و بازخوانی میباشد.
مدرنیته با تغییر میآغازد؛ اما تغییر سامانمند و مشخص در حوزهی اندیشه، انگیزه، رفتار و ساختار. تغییر در اندیشه به خردورزی و خرد باوری بشری و در انگیزه به استیلای معرفتی و متقن و در رفتار به نهادمندی و مدیریت سازمانی نمود بیرون یافت. استاد مطهری منطق اسلام را در مورد تغییرات یاد شده یکسان نمیداند. تغییر رفتاری را مادامی که در خدمت انسان باشد از نظر اسلام ممدوح و مقبول میخواند. استاد مطهری برای خرد انسانی جایگاه رفیع ترسیم میکند و ریشهی آن را به اسلام مستند میسازد و اندیشهی خرد ورزانه را نتیجه بخش و کم ریسک مییابد، تا جایی که عقل را یکی از منابع و مبادی استنباط احکام دانسته و اجتهاد را موتور محرکهی اسلام میخواند و با جریانهای عقل ستیز در اسلام به شدت برخورد فکری میکند و به علم و تکنیک، که گونههایی از خردورزی انتقادی (نه به معنای پوپری آن) است، روی میآورد. استاد تغییر در انگیزهها را، که عمدتا با زبان مقاصد و اهداف بیان میشوند، از نظر اسلام میپذیرد، ولی همهی آنها را اولاً مقاصد میانی میداند، نه نهایی و ثانیا با رویکرد انتقادی به مبادی و مبانی اندیشه، یعنی خرد ورزی که مادر پیشرفت میباشد، بر این باور است که ریشهی توسعهی بیرونی، توسعهی درونی و انسانی است و دقیقا در همین جا نقش دین و ایمان در کنار عقلانیت بشری پررنگ شده و جهت پیشرفت و تغییرات را سالم میسازد.
در نهایت ایشان میان اسلام و مدرنیته سازگاری میبیند، نه تعارض و تخاصم.
گزارشى از (انتظار بشر از دین)
حوزههای تخصصی:
مسیحیت؛ نکامی ها و پیشرفتها(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نگاهی به مکتب های الهیاتی جدید
حوزههای تخصصی:
نسخه بوداییان ویتنام برای مبارزه با ایدز
حوزههای تخصصی:
نظریه هاى شناختارى و غیر شناختارى زبان دینى
منبع:
معرفت ۱۳۸۵ شماره ۱۱۱
حوزههای تخصصی:
مبحث زبان دین به عنوان یکی از شاخه های فلسفه دین در قرن معاصر، در فلسفه غرب، دارای جایگاه ویژه ای است. به طور کلی، فیلسوفان دین در تحلیل زبان دینی، قایل به دو دیدگاه هستند:
1. دیدگاهی که گزاره های دینی را صرفاً ناظر به ارزش ها، اعمال و بیان احساسات دیندار می داند (غیر شناختاری); مانند نظریه «زبان نمادین» تیلیخ، نظریه «شعری» سانتایانا، نظریه «عمل گرایی» بریث ویت، نظریه «اسطوره ای» کاسیرر و نظریه «بازی های زبانی» ویتگنشتاین.
2. دیدگاهی که گزاره های دینی را ناظر به واقع و توصیفگر واقعیت ها می داند (شناختاری); مانند نظریه متفکران اسلامی، نظریه «تمثیل» آکوییناس، نظریه «تحقیق پذیری اخروی» جان هیک، نظریه «ابطال پذیری و معناداری» بازیل میچل.
نهایت اینکه زبان دینی صرفاً دارای یک کارکرد خاص نیست، بلکه ترکیبی از زبان های متعدد است.
فرهنگنامه ای برای پارسایان مسیحی و بودایی (آشنایی با دایرة المعارف رهبانیت)
حوزههای تخصصی:
بررسی گاهان اوستا از منظر دینی و زبان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
" بیش از یکصد سال است که زبان شناسان غربی و شرقی مبادرت به تحقیق و تفحص درباره ی متون قدیم اوستای نموده، نظریات و تفسیرهای مختلفی را در این راستا ارایه کرده اند. گرچه این تفاسیر در خور توجه اند، اما بسیاری از نکات مذهبی موجود در این متون، هنوز مجهول و ناشناخته باقی مانده است.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی گاهان از دو جنبه ی زبان شناسی و مذهبی است. از لحاظ زبان شناسی، چگونگی نگارش متون گاهانی و بخش های پنج گانه ی آن، بررسی شده و جنبه ی مذهبی آن، که موضوع اصلی در این پژوهش است، به معرفی اهورامزدا به عنوان خدای یگانه و آفرینش جلوه هایش درگاهان، می پردازد.
تالیف گاهان به عنوان سروده های زردشت، دقیقا مربوط به زمانی است که «خدا» در اندیشه ی مردم به گونه ای انتزاعی درآمده بود و تاکید زردشت بر یکتا پرستی، از میان این نصوص کهن کاملا به چشم می خورد. «سپند مینو»، «اشه»، «وهومنه» و «آرمییتی»، عناصر الهی و قابل پرستشی هستند که درگاهان به عنوان جلوه های اهورا مزدا مطرح شده و آفریده ی او به شمار می روند. آنها دارای مقاوم الوهیت اند و به عنوان هسته ی مرکزی آیینی، پدیده های الهی کم اهمیت و بالقوه ای- که در یسن هفته ها نیز حضور می یابند- تابع آنها می شوند. بعدا در اوستای متاخر آنها نام «امشاسپندان» را به خود می گیرند."