در این مقاله علاوه بر پیامدهای اصلاحات ارضی در غرب ایران به عنوان مسئله اصلی تحقیق، علل و عوامل و چگونگی اجرای برنامه اصلاحات ارضی نیز بررسی شده است. رویکرد پژوهش، کیفی بوده و داده ها از آرشیو ملی اسناد و منابع کتابخانه ای، جمع آوری و به روش گراندد تئوری تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها نشان داد که اجرای اصلاحات ارضی در ایران متأثر از فشار نظام سرمایه داری جهانی، منجر به رکود کسب و کار روستایی و رونق سرمایه گذاری شهری شد. حمایت دولت از سرمایه گذاری های کلان نیز دو قطبی شدن کشاورزی را در پی داشت. سلب مالکیت از زنان و گسترش مالکیت حقوقی از دیگر پیامدهای مهم اصلاحات ارضی در غرب ایران بود. تجاری شدن کشاورزی، ظهور نظام ارباب رعیتی مدرن، اتکای دولت به فروش نفت و بی نیازی از اقتصاد وابسته به زمین از عمده ترین علل اجرای قانون اصلاحات ارضی در ایران به شمار می رفت.
از مهمترین درون مایه های شعر آیینی ایلام پرداختن به مدح و منقبت ائمه اطهار (علیهم السلام) است. بسیاری از شاعران معاصر ایلامی به سبب گرایش به مذهب تشیع، همواره عشق و ارادت خود را به معصومین (علیهم السلام) در لابه لای اشعارشان به زیبایی منعکس کرده اند. در این میان عرض ارادت و اظهار ادب به پیشگاه امام هشتم (ع) نمود چشمگیری داشته است. شاعران رضوی سرای ایلامی بارگاه نورانی آن امام همام را ملجأ آلام درونی خود یافته و با دیدی نوستالژیک از آن یاد کرده اند. گاه آن حضرت را به شفاعت خوانده و گاه آرزوی زیارت آستانش را در دل نشانده اند، گاه در غم شهادتش نالیده و گاه از فرخندگی میلادش به خود بالیده اند و بدین گونه در اثبات حقانیت و ولایت و بیان ارزش های والای امام، شعر خود را به زیور مدح ایشان آراسته اند. در این مقاله نگاه این شاعران به آن امام همام با بررسی هفده مجموعه شعری به شیوه توصیفی- تحلیلی واکاوی شد. از یافته های تحقیق حاضر آن است که مهمترین شاخصه شعری در بیان مضامین رضوی در شعر شاعران ایلامی وجود بعد نوستالوژیک است که توانسته است اشتیاق شاعران به زیارت امام و غم دوری و غربت از آستان مقدس آن حضرت را به خوبی تداعی کند.
در برخی از هنرهای جدید محل عرضه ی اثر هنری منجر به ایجاد فضایی پویا می شود که نتیجه ی آن تعاملِ بیشتر مخاطبان با اثر هنری است. هنر مکان ویژه گونه ای از هنر است که ماهیت آن در فرم و معنا با مکانی که در آن قرار گرفته است گره خورده است. در سمپوزیوم مجسمه سازی خشت خام یزد، شهر به عنوان مکان اجرای اثر با هنر پیوند خورده است. بررسی سمپوزیوم مجسمه سازی خشت خام نشان می دهد که علاوه بر نمایش ویژگی های فرهنگی و اقلیمی شهر یزد، مخاطبِ اثر خود را به چالشی فکری برای ادراک جدیدی از آثار تاریخی شهر یزد دعوت می کند. این آثار می توانند در دسته ی هنر مکان ویژه قرار گیرند، چرا که آثار و محل ارائه شان به کمک یکدیگر معنای اثر را منتقل می کنند. این مقاله به دنبال بررسی این مسأله است که که چگونه مکان اجرای سمپوزیوم مجسمه سازی یزد می تواند ویژگی های این آثار را به عنوان آثار مکان ویژه تحت تاثیر قرار دهد. نتیجه ی بررسی مولفه های هنر مکان ویژه نشان می دهد که بسیاری از ویژگی های سمپوزیوم خشت خام با هنر مکان ویژه مطابقت دارد. بنابراین، با ترکیبی از گونه های هنری جدید در فضاهای شهری و شکل-گیری کنش و واکنش میان مخاطب و مکان ، می توان فضاهای ساکنِ شهرهای تاریخی را به بسترهای تعاملی تبدیل کرد.
کتابخانه تنها نهاد اجتماعی شناخته شده ای است که زمینه کتابخوانی را فراهم و امر مطالعه را ترویج می کند و موجودیت آن خود به خود هدف نبوده، بلکه هدف اصلی، خدمت به اجتماع است. تحلیل زمینه های پژوهشی این حوزه می تواند اطّلاعات مفیدی در اختیار پژوهشگران قرار دهد. هدف مطالعه حاضر بررسی مقالات مرتبط با حوزه کتابخانه و یزد می باشد . روش پژوهش از نوع توصیفی و علم سنجی می باشد که به بررسی مقالات حوزه کتابخانه و یزد که در محدوده سالهای 1372 تا 1398 در پایگاه مرکز منطقه ای اطّلاع رسانی علوم و فناور ی نمایه شده اند از طریق فنون تحلیل شبکه های اجتماعی و تحلیل هم رخدادی واژگان پرداخته است. از نرم افزارهای اکسل، راور پریمپ، یوسی نت برای تحلیل داده ها بهره برده شد . نتایج نشان داد موضوع کتابخانه های عمومی، کتابخانه های دانشگاهی، کیفیت خدمات، کتابداران از نظر شاخص های مرکزیت درجه، نزدیکی و بینابینی به نسبت سایر موضوعات رتبه بالاتری دارند. به برخی مقوله های در حوزه « سواد اطّلاعاتی » و « بازاریابی کتابخانه ها » ،« تعاملات اجتماعی کتابخانه ها » پژوهشی نظیر کتابخانه ها کمتر توجه شده است. به طور کلّی رویکردهای کمی در مطالعات علمی به سیاست گذاران و برنامه ریزان شناختی کلّی می دهد تا با آگاهی از وضعیت کنونی بتوانند واقعی تر تصمیم بگیرند و کارآمدتر عمل کنند.
دانش آموزان دبیرستانی نقش مهمی در فراگیری، حفظ و اشاعه فرهنگ عامه هر شهر یا روستا دارند. بنابراین دستیابی به میزان آگاهی و پایبندی آنان نسبت به این مقوله برای برنامه ریزی های بعدی از ضروریات است. در این تحقیق از نوع کاربردی با یک روش توصیفی و پیمایشی با استفاده از ابزار پرسشنامه تلاش شده است تا میزان آگاهی و پایبندی دانش آموزان دبیرستان های شهر یزد به فرهنگ عامه سنجیده شود. جامعه آماری در این تحقیق دانش آموزان دختر و پسر مدارس شاهد متوسطه (دبیرستان) دوره دوم شهر یزد هستند که تعداد آنها 1738 نفر ( 825 نفر دختر و 913 نفر پسر) است. همچنین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 314 نفر است که از این تعداد 166 نفر را دانش آموزان پسر و 148 نفر را دانشآموزان دختر تشکیل می دهند. روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای است. این تحقیق از نظر جمع آوری داده ها، از نوع تحقیقات توصیفی است که به روش پیمایشی انجام شده و از نظر هدف کاربردی است. نتایجی که از این پژوهش به دست آمد نشان داد که در دو بعد مادی و شفاهی سطح آگاهی پسران بالاتر از دختران و میزان آگاهی دانش آموزان دختر و پسر در مؤلّفه های شفاهی و معنوی بالاتر از مؤلّفه های مادی است. بطور کلی میزان آگاهی از فرهنگ عامه در حد مطلوبی قرار دارد. پایبندی به مؤلّفه های فرهنگ عامه در بین دانش آموزان پسر در حد قابل قبول و دانش آموزان دختر به طور کلّی پایین تر از حد قابل قبول قرار دارد. همچنین میزان پایبندی به فرهنگ عامه به طور کلّی پایین تر از حد قابل قبول است. دانش آموزان دبیرستانی اطّلاعات خود در زمینه فرهنگ عامه را بیشتر از طریق خانواده و آشنایان به دست می آورند. همچنین بین جنسیت و میزان استفاده از فرهنگ عامه ، رابطه وجود دارد.
مشکلات زیست محیطی یکی از دغدغه های جهان معاصر است، در سال های اخیر در ایران برخی از هنرمندان با استفاده از رسانه های هنری نوین و با هدف به چالش کشیدن مخاطب، به بیان و شناخت این مشکلات پرداخته اند. هنر شهری علاوه بر ارائه جنبه های زیبایی شناسانه، به واسطه نزدیکی ماهیت خود به هنر تعاملی و با در نظر گرفتن مخاطبان شهروند به عنوان مخاطب اصلی چنین اثر هنری، می تواند نقش مؤثّرتری در ارتقاء سطح آگاهی مردم نسبت به مسأله حفظ محیط زیست داشته باشد. در این پژوهش با مطالعه و بررسی توصیفی تحلیلی با رویکرد زیست محیطی،دلایل توجه هنرمندان به رسانه های نوین در فضاهای شهری ایران بررسی شده است تا میزان حضوراین رسانه ها در بستر شهری و چگونگی موفّقیت آنها در انتقال مفاهیم زیست محیطی ارزیابی گردد. به نظر می رسد وجوه مشترک فراوان میان رسانه های هنری جدید با هنر شهری موجب شده است که هنرمندان با استفاده از این رسانهها در شهر، بتوانند بیش از پیش با مخاطبان خود ارتباط برقرار کنند. همچنین مطالعه و شناخت آثار هنری زیست محیطی در فضاهای شهری ایران نشان گر آن است که در میان رسانه های جدید، هنر محیطی به دلیل برقراری ارتباط سریع و آسان با محیط و مخاطب، با اهداف هنرمند و بیان دغدغه های زیست محیطی در شهر، هم سوتر بوده و نسبت به رسانه های دیگر مورد اقبال هنرمندان قرار گرفته است.
شیخ شهاب الدین توران پشتی یکی از عالمان کمتر شناخته شده ی قرن هفتم هجری و معاصر با سعدی است که در رشته های گوناگون علوم اسلامی به فارسی و عربی آثاری از او بر جای مانده است. زادگاه وی توران پشت، از جمله آبادی های کهن و معتبر یزد به شمار می رود. در میان آثار توران پشتی کتابی به نام «المعتمد فی المعتقد» وجود دارد که به نثر شیوای فارسی نوشته شده و از لحاظ ویژگی های ادبی و مسائل کلامی درخور توجه است. این مقاله که به شیوه توصیفی تحلیلی تدوین یافته، به اختصار به شرح حال توران پشتی می پردازد و در مورد انگیزه او از تألیف این کتاب و ساختار و محتوای آن توضیح می دهد. همچنین در این نوشتار به منظور نشان دادن سبک نگارش شیخ بخش هایی از المعتمد که نکته ی کلامی شایان توجهی در برداشته آورده شده و به شرح و تحلیل آن ها پرداخته ایم. «توقیفی پنداشتن اسماء الهی»، «تأویل را خلاف ظاهر دانستن» و «اعتقاد به قدیم بودن کلام خداوند» برخی از آراء کلامی تورانپشتی است و «صوفی مشرب بودن» او به وضوح از لابه لای آثارش برداشت می شود.
یکی ازمهم ترین دلایل غنای فرهنگی یزد را باید در حضور دیرپای زردشتیان با گویش خاصشان دانست. زبان یزدی به علت همزیستی طولانی مدت با زبان دری زردشتی، فهرست بلندی از واژگان، با بار معنایی، فرهنگی و ساخت آوایی متمایز دارد. گرچه در این میان باید گفت دلیل مهم دیگرآنکه اگربین گویش یزد و گویش زرتشتیان مشابهت هایی وجود دارد به علت هم خانواده بودن آنهاست تا تآثیرصرف گویش بهدینان. این مقاله بر مبنای شرایط و ضرورت های واژه سازی اثبات و تأکید می کند که تعدادی از واژگان اصیل با ریشه کهن در زبان یزدی قابلیت بازنگری و احیاء مجدد را دارند. با این وصف که تنها شهر یزد با تعدّد محلات، حتی در بین زردشتیان، دارای تنوع زبانی بسیار است. یکی از ویژگی های این گویش رواج بسیاری از واژگانی است که با حفظ لفظ و معنا یا با پذیرش تغییراتی اندک، از زبان های کهن برجای مانده اند و از جهات گوناگون، بویژه زبانشناسی دارای اهمّیتند. مواد خام این مقاله به شیوه کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده و به شیوه توصیفی، تحلیلی و تطبیقی به بررسی اطلاعات به دست آمده و داده ها و نیز مقایسه برخی از واژگان کهن زبان یزدی با زبان های باستانی می پردازد.
این مقاله بر مبنای مفهوم فضا، که به لحاظ اجتماعی با مفهوم قدرت ارتباط برقرار می کند، تدوین شده است. طراحی و برنامه ریزی فضاهای شهری، از جمله تفکیک های فضایی، در جهت کنترل و اداره فضاهای عمومی صورت می گیرد که در کشور ما هدف از این کنترل، حفظ و بازنمایی هویت ایرانی و اسلامی شهرها و شهروندان است. برای پاسخ به این مسئله که استراتژی های فضایی بر اساس جنسیت- همچون ایجاد فضاهای تک جنسیتی اوقات فراغتی- چه جایگاهی در برساخت هویت شهروندان دارد، ناگزیر از توجه به تنوع مخاطبان فضاهای شهری هستیم. این پژوهش به روش مردم نگاری انجام شده و در آن از فنون مشاهده و مصاحبه بهره گرفته شده است. نمونه مورد مطالعه 15 نفر از مراجعه کنندگان بوستان نرگس هستند که در رده سنی 15 تا 20 سال قرار دارند؛ هدف مقاله بررسی نقش و جایگاه بوستان های زنان در زندگی روزمره و هویت دختران است؛ در این مقاله این بوستان ها به عنوان بخشی از فضای شهری و در ارتباط با کلیت فضای اجتماعی در نظر گرفته است. با استفاده از تحلیل مصاحبه ها، زندگی روزمره دختران در فضاهای خصوصی و عمومی، نگرش آن ها درباره مفهوم جنسیت، و کنش آن ها بر اساس این مفهوم بررسی شد. عاملیت دختران در زمینه انتظام فضایی در سه گروه پذیرنده، سرکش یا مقاومت کننده و منتقد بازشناسی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در طراحی فضاهای شهری جنسیتی به مدیریت تفاوت های اجتماعی و توجه به همه گروه های سنی، اجتماعی و فرهنگی نیاز وجود دارد.
سه آیین شوشی در هرمزگان، عروس گولی در گیلان و آیین کوسه در شمال، غرب و جنوب ایران از منطق، ساختار و صورت نسبتاً مشابهی برخوردار هستند. این سه آیین در مراسم عروسی و استقبال از فصل بهار (نوروز) اجرا می شوند. در هر سه مورد، و در طی یک اجرای نمایش گونه و اپیزودیک، داستانی ساده روایت می شود. شخصیت اصلی این روایات، به شکلی نمادین زشتی، پیری، ناباروری و سرما و ناخوشایندی را مجسم می کند که به واسطه رقص و شادی اهالی و حاضرین از آن منطقه یا روستا رانده می شوند. در این پژوهش، پس از معرفی چگونگی اجرای هر سه آیین، نشان داده شده که بر اساس الگوی تحلیل گرمس و پراب، روایت هرسه نمونه از ساختار مشابهی پیروی می کند. تحلیل شخصیت های اسطوره ای هر سه آیین نشان از پیشینه تاریخی آن دارد که در این مقاله مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. نتایج پژوهش گویای آن است که هر سه آیین با صورتی متفاوت با جدالِ میان ثنویتِ خیر و شر و یا نازایی و زایش – که در ارتباط مستقیم با ایزدان پیشااسلامی هستند- تعریف می شوند. شباهت و پیوستگی میان هر سه آیین، صحه ای است بر پویایی آیین های باستانی، پیوند میان اقوام ایرانی، حرکت سیال فرهنگ در دلِ تاریخ، و تغییراتِ ناشی از نیاز به تطبیق با شرایط متفاوتِ دوره های مختلف. ویژگی مهم دیگر این پژوهش معرفی یک نمونه از دگرگونی معنایی آیین های اسطوره ای – در اینجا ستایش ایزدبانوی آناهیتا- در قالب آیین های نمایشی باران خواهی و در نهایت نمایش های موقعیتی و مطابق با روزگار معاصر خویش است.
پوشاک به عنوان یک عنصر فرهنگی حامل پیام ها و رموز مختلفی است که از آداب و رسوم، سنن و خاستگاه قومی جوامع سرچشمه گرفته است. در عصر حاضر علی رغم اشاعه فرهنگ و تعامل اجتماعی، هنوز هم پوشاک یکی از مشخصه های فرهنگی و تمایز بین گروه های انسانی و اقوام به شمار می رود. روش کار در این پژوهش، مطالعه عمیق و ژرفانگر بوده و در آن از مطالعه اسنادی و کتابخانه ای، حضور در میدان تحقیق و مشاهده مستقیم همراه با مشارکت و مصاحبه استفاده گردیده و برای تبیین داده های پژوهش، سه رویکرد کارکردگرایی، اشاعه گرایی و نمادگرایی تفسیری به کار گرفته شده است. بررسی ها نشان داد که با توجه به گذر زمان و توسعه تکنولوژی، گسترش رسانه ها و تغییر مشاغل، پوشاک دچار تحولات بسیاری شده و توجه انسان بیشتر به زیبایی و تناسب لباس معطوف گشته است. منطقه مورد مطالعه نیز از این تحول به دور نبوده و کارکرد بعضی از اجزای پوشاک در این منطقه از بین رفته و انواع دیگری جایگزین آن شده است.
بررسی نقش فرهنگ در شکل گیری خانه های بومی منطقه تالش موضوع پژوهش حاضر است؛ اهمیت این موضوع به این سبب است که به نظر می رسد تاکنون درباره معماری این منطقه پژوهش درخوری انجام نشده است. بنابراین هدفِ این پژوهش شناختِ چگونگی تأثیر عناصر محتوایی فرهنگ منطقه در شکل دهی به فرم کالبدی و سازمان فضایی این خانه هاست و پرسش اصلی این است که نقش عوامل فرهنگی در شکل گیری خانه های این منطقه چه بوده است؟ این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی است و در آن از روش تحقیق توصیفی تحلیلی استفاده شده است و گردآوری داده ها، به صورت میدانی و کتابخانه ای است. متغیر مستقل این پژوهش فرهنگ و متغیر وابسته آن معماری خانه های بومی است. جامعه آماری تحقیق، منطقه تالش و روش نمونه گیری آن سهمیه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که آهنگ تغییرات فصلی و اشغال فضا در فصول سرد سال محدود به اتاق اصلی در طبقه پایین و در ایام نوروز و بهار، فضای ایوان و در تابستان، طبقات بالا و محوطه خانه است. مؤلفه هایی مانند وسعت بنا و محوطهِ خانه، نوع، تعداد و مساحت فضاهای خدماتی، نوع تزئینات و مصالح مصرفی و نیز استفاده یا عدم استفاده از استاد کار، در طبقه بندی خانه های بومی منطقه بر اساس طبقه اجتماعی مؤثر است، همچنین با توجه به چارچوب نظری تحقیق، عناصر فضا در این خانه ها را می توان به سه دسته ثابت (داخلی و خارجی)، نیمه ثابت (چیدمان اثاثیه) و متحرک (روابط و آداب سکونت بر اساس جنسیت و سن) تقسیم بندی نمود.
این تحقیق که با هدف بررسی و انتخاب استراتژی بهینه برای شهرداری ایلام با بهره گیری از مدل ترکیبی SWOT-ANP تدوین شد از نوع توصیفی- تحلیلی و بر مبنای هدف، کاربردی می باشد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه و جامعه آماری تحقیق متشکل از 49 نفر از خبرگان و صاحبنظران در شهرداری ایلام است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل ترکیبی SWOT-ANP استفاده شد. در فرایند تحلیل و انتخاب استراتژی بهینه برای شهرداری ایلام از روش ماتریس ارزیابی عوامل داخلی (IFE) و ماتریس ارزیابی عوامل خارجی (EFE) استفاده گردید. بر اساس نتایج به دست آمده، مجموع نمرات نهایی نقاط قوّت و ضعف، فرصت ها و تهدیدها در شهرداری ایلام برابر با 60/1 است که این عدد فاصله زیادی تا میانگین مورد نظر (5/2) دارد. این امر نشان می دهد که شهرداری ایلام شرایط مناسب درونی ندارد؛ به طوری که از نظر عوامل داخلی و خارجی دچار ضعف است؛ همچنین نتایج نشان داد که استراتژی SO بیشترین وزن را دارد و به عنوان بهترین استراتژی فعالیت و تمایل سرمایه گذاران بخش خصوصی برای همکاری در توسعه فضای عمران شهری و وجود زمینه مناسب برای سرمایه گذاران در شهر ایلام مانند تردد زوار در شهر ایلام و نزدیکی به مرز مهران انتخاب می شود.
مقاله حاضر، با استفاده از داده های سرشماری سال های 95-1365 کشور به تحلیل جریان های اخیر مهاجرت در استان یزد، با تأکید بر دوره پنج ساله 95-1390 پرداخته است. یافته های مطالعه حاضر، حضور و مشارکت فعّالانه استان یزد در نظام مهاجرتی سه دهه اخیر کشور را روشن می کند. براساس یافته ها، مهاجرت به عنوان یک مؤلّفه مهم، در گذر زمان، سهم فزاینده ای در افزایش جمعیّت استان داشته است. در دوره 95-1390، تعداد تقریبی 39 هزار نفر، در نتیجه خالص مهاجرتی مثبت به حجم جمعیّت استان افزوده شده است. علاوه بر آن، در همین دوره، جمعیّتی حدود 60 هزار نفر از سایر استان ها به استان یزد وارد شده اند. مسیرهای اصلی جریان مهاجرت واردشدگان به یزد، به ترتیب از استان های فارس، کرمان، اصفهان، تهران، سیستان و بلوچستان، خوزستان و خراسان رضوی (در دامنه ای از 5/14 درصد تا 6 درصد) بوده که جمعاً این هفت استان، مبدأ حدود 75 درصد از کلّ واردشدگان به مقصد استان یزد را دربر می گیرند. در نقطه مقابل، حدود 5/23 هزار نفر از مهاجران یزدی از محدوده استان خارج شده و در سایر استان ها سکنا گزیده اند. استان تهران (با سهم 19 درصدی) و سپس به ترتیب استان های فارس و اصفهان، کرمان (بین 11 تا 12 درصد) و خراسان رضوی (8 درصد)، پنج مقصد اصلی برای بیش از 62 درصد از مهاجرین یزدی خارج شده از استان بوده اند. در کنار مقولات فوق، در دوره مذکور، حدود 20 هزار جابجایی در داخل استان اتّفاق افتاده است. همچنین حدود 1800 نفر مهاجر نیز از خارج از کشور به استان یزد وارد شده اند که مبدأ حدود 81 درصد آنها کشور افغانستان بوده است. بررسی پیامد این حرکات جمعیّتی از جوانب اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیازمند پژوهش های علمی بیشتری است.