نوشتار حاضر حاصل نگاهی به کتاب نمادهای طبیعی از مری داگلاس انسان شناس شهیر بریتانیایی است و باید آن را گزارشی تفسیری از این کتاب دانست. در اینجا سعی شده که با شروع از مبانی و زمینه این اثر منظر خاص آن مشخص شود سپس با مبنی قرار دادن مفاهیم کلیدی کتاب، پنداره نظری اثر شرح داده شده و روشن گردد که چگونه داگلاس تظاهرات منسکی و مباحث خداشناسی متناظر با آنها را در ارتباط با شرایط/موقعیت اجتماعی عاملین تبیین می کند.
نقش پردازی از سلاله مردم نگاران پیشگام ایران
«هر رفتار کوچک و بزرگ انسان در هاله عطوفت و مهربانی چنان لطیف می شود که گویا این رفتار از جمله رفتارها در این کره خاکی نیست» (پورکریم، در نامه ای از پاریس)
ویژگی های اخلاقی و رفتاری
هوشنگ پور کریم مردی افتاده و خاکی بود. ساده می زیست، ساده می پوشید، و ساده سخن می گفت و می نوشت. خاک پای مردم کوچه بازار و خدمت گزار مردم ایل و روستا بود. همواره به یاد مردم ستمدیده یک لاقبا بود و از فکر آنها غفلت نمی ورزید، با خود پیمان بسته بود که تا جان در تن دارد در خدمت مردم تنگ دست و مظلوم باشد. برای این که پیمان با مردم از یادش نرود همیشه این شعر را زمزمه می کرد:
«بشکنی ای قلم، ای دست اگر پیچی از خدمت محرومان سر؟»
در زمستان 1305 در سرزمینی چشم به جهان گشود که هنوز هم کرمانشاه می نامندش:شهر یادگاری های زمان، دیار مردم نجیب دوران. مکتب نخست او دامن اقدس بود پاک زنی از آل آقا و مکتب دوم کتاب فروشی پدرش آقامیرزا فضل ا... پایگاه نخبگان شهر فرهنگ...
"مطالعات سنتی درباره ناشنوایان، بیشتر به ابعاد جسمانی و گاه روانی و آموزشی این پدیده توجه داشتهاند. آگاهی از پیوستگی ابعاد جسمانی، روانی و ... جنبه های فرهنگی ناشنوایی موجب شده تا در دو سه دهه اخیر، برخی از پژوهندگان برای دستیابی به نتایجی دقیق تر، عمیق تر و راه حل هایی مناسب تر، به مطالعه فرهنگ این گروه روی آورند و بر برخی ویژگی های فرهنگی خاص ناشنوایان تاکید کنند.
ناشنوایی با مسدود کردن یکی از مهم ترین راه های ارتباطی و شناختی، موجب می شود که برخی از افراد از شیوه متفاوتی برای ارتباط بهره گیرند. این تفاوت مسیر شناختی و ارتباطی،تفاوتی را در رابطه معمول زبان و فرهنگ به وجود می آورد. بدین معنی که زبان به عنوان یک جزء، بر فرهنگ به عنوان یک کل، اثر گذاشته تا آنجا که می توان آن را یکی از مهم ترین عوامل شکل گیری فرهنگ ناشنوایان به شمار آورد.
در این مقاله، فرهنگ ناشنوایان از دیدگاه انسان شناختی و در سه محور فرهنگ مادی،فرهنگ غیرمادی، بخش سازمان یافته فرهنگ و تأثیر زبان و شیوه ارتباطی خاص بر این عناصر مورد بررسی قرار می گیرد."
مهرداد بهار در 10 مهر 1308 در خانواده محمد تقی ملک الشعرا بهار در تهران چشم به جهان گشود. او پنجمین فرزند ملک الشعرا بهار بود. پدرش اهل خراسان بود، اما اصل خانواده پدریش به صیور، برادر ملک الشعرا صبا می رسد. تحصیلات ابتدایی را در دبستان جمشید جم و دوره متوسطه را در دبیرستان های فیروز بهرام و البرز تهران سپری کرد. پس از اتمام دبیرستان به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفت و در رشته زبان و ادبیات فارسی به تحصیل پرداخت. از همان زمان به طور جدی وارد عرصه فعالیت های سیاسی گردید و از دانشجویان مبارز و فعال سیاسی دانشکده ادبیات به شمار می آمد. در پاییز 1330 به همراه گروهی از هم فکران خود علیه اعضا و شورای عالی دانشگاه شورید. پس از این واقعه، از دانشگاه اخراج و سه ماه در زندان قصر محبوس شد. پس از رهایی از زندان، بار دیگر به طور گسترده تر به فعالیت سیاسی و مبارزه علیه استبداد پرداخت ...
در این مقاله تلاش شده است بخشی از فرایند جذب و ادغام تاریخی گروهی از اقوام ترک و عرب تبار در تمامیت فرهنگی ایران تحلیل شود. این تمامیت، خود یک واحد تلفیقی و ترکیبی است که باید آن را حاصل ادغام اقوام و فرهنگ های گوناگون در یک حوزه یگانه دانست. فرهنگ ایرانی تا حد زیادی از این دو قوم به هر دو صورت مثبت و منفی تاثیر پذیرفته و به همین دلیل شناخت چگونگی این تأثیرها در بازشناسی فرهنگ ایرانی پر اهمیت است.
اقوام ترک تبار از سده پنجم هجری تا آغاز عصر پهلوی به طور پیوسته بر حوزه فرهنگی- اجتماعی ایران تسلط نظامی و سیاسی داشتهاند و در نتیجه بر تحولات این کشور مؤثر بوده اند. ورود اعراب نیز به حوزه فرهنگ ایرانی، با گسترش دین نوینی همراه بود که تاثیر عمیقی بر ذهنیت و رفتارها داشت و هم چنین از خلال زبان (واژگان، مفاهیم، خط) نیز در ایران تاثیرات زیادی برجای گذاشت که این امر به ویژه از عناصر تعیین کننده و تداوم بخش این فرهنگ به شمار می آید.
قوم نگاری یکی از روشهای علمی تحقیق در علوم انسانی با درگیری فعال محقق در میدان تحقیق دنبال مشارکت در توسعه معرفت علمی از گروهها یا فرهنگها است. مشاهده مورد مطالعه در شرایط طبیعی و نهایتا تحلیل و ارزیابی یافته ها در زمینه و بستر مورد مطالعه باعث دیدی جامع نگر در تحقیق قوم نگاری با اعتبار نسبتا بالایی گردیده است.قوم نگاری بر اساس بنیان نظری بر فرهنگ و با دیدی کل گرایانه به مطالعات عمیق برای توصیفی دقیق و فشرده از مورد مطالعه می پردازد. این مقاله ضمن توضیح بنیان نظری قوم نگاری در باره بستر روش شناختی آن بحث می کند. بر اساس پیش فرض های روش شناختی، این تحقیق در یک فرآیند مشخص با طرح مساله شروع و نهایتا به نتیجه گیری ختم می شود که چگونگی حرکت در این فرایند نیز از اهداف این مقاله است در نهایت سعی خواهد شد نقاط قوت و ضعف قوم نگاری برای استفاده در تحقیقات علوم انسانی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.