نقش پردازی از سلاله مردم نگاران پیشگام ایران
«هر رفتار کوچک و بزرگ انسان در هاله عطوفت و مهربانی چنان لطیف می شود که گویا این رفتار از جمله رفتارها در این کره خاکی نیست» (پورکریم، در نامه ای از پاریس)
ویژگی های اخلاقی و رفتاری
هوشنگ پور کریم مردی افتاده و خاکی بود. ساده می زیست، ساده می پوشید، و ساده سخن می گفت و می نوشت. خاک پای مردم کوچه بازار و خدمت گزار مردم ایل و روستا بود. همواره به یاد مردم ستمدیده یک لاقبا بود و از فکر آنها غفلت نمی ورزید، با خود پیمان بسته بود که تا جان در تن دارد در خدمت مردم تنگ دست و مظلوم باشد. برای این که پیمان با مردم از یادش نرود همیشه این شعر را زمزمه می کرد:
«بشکنی ای قلم، ای دست اگر پیچی از خدمت محرومان سر؟»
از سال های پس از جنگ جهانی دوم موضوع وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت به یکی از موضوعات مهم دولت ها، اقوام و صاحب نظران و اندیشمندان مسائل سیاسی و اجتماعی جهان تبدیل شده است. در ایران نیز در این مقطع زمانی موضوع وحدت ملی و حق تعیین سرنوشت یکی از موضوعات اساسی و مهم عرصه سیاسی بوده است. پیگیری این حق از طرف اقوام ایرانی که با سوء تفاهمات و تنش هایی نیز همراه بوده، مبتنی بر نگرش ها و کنش هایی بوده که آنها را از جنبش های تجزیه طلب کشورهای مستعمره در نیمه دوم قرن بیستم متمایز می کند چرا که به لحاظ تاریخی کشور ایران هیچ گاه مستعمره کشور دیگری نبوده و همه اقوام در دوره های گوناگون تاریخی نقش پررنگی در اداره نظام سیاسی کشور داشته اند. افزون بر این، اقوام ایرانی به دلیل همسازی عناصر هویت ملی و قومی، اهداف تجزیه طلبانه و معطوف به تضعیف وحدت ملی را دنبال نکرده اند.
این مقاله با بهره گیری از روش مصاحبه عمیق با تعدادی از نخبگان قومی و نیز تحلیل ثانویه یافته های مطالعات صورت گرفته در زمینه هویت ملی و قومی، درصدد تبیین همسازی هویت قومی و ملی در ایران و تاثیر آن بر نگرش ها و کنش های معطوف به پیگیری حق تعیین سرنوشت از طرف اقوام ایرانی می باشد.