فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
تبارشناسی قومی مغولان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل تاریخ، فرهنگ و تمدن جوامع گوناگون بدون توجه به تبارشناسی قومی و سپس بررسی و تفحص در حیات تاریخی آن جوامع ممکن نیست. دوره مغول از جمله ادواری است که درباره آن، منابع مهم و مفیدی چه به لحاظ کمی و چه از حیث کیفی وجود دارد و مطالعات و تحقیقات بسیاری نیز در مورد این دوره انجام گرفته است. ولی هیچ گاه از چگونگی شکل گیری و ظهور این قبایل و به هم پیوستگی تدریجی آنها و ایجاد حکومتی محلی و سپس گسترش و انبساط آن در خود مغولستان، و سرانجام چگونگی تشکیلات جامعه مغول قبل از حملات چنگیزخان بحثی به میان نیامده است. اگر زبان را به عنوان معیار مشخص قومی قبول کنیم، در این مقاله، اقوام و قبایل جنگجویی که از ابتدای تاریخ در سرزمینی به نام مغولستان زندگی می کردند، معرفی شده است؛ اقوامی که اکثرا لهجه مغولی داشته اند و می توان آنان را مغول محسوب کرد. آشنایی با ساکنان قدیم مغولستان، راه را برای شناخت ساکنان بعدی آن هموار می سازد
علویان
شیوه های شکار در گیلان
منبع:
پادنگ ۱۳۸۴ شماره ۱۲
حوزههای تخصصی:
طرح آموزشی برای منع گسترش فرهنگ از خود بیگانگی
منبع:
پادنگ ۱۳۸۴ شماره ۱۵
حوزههای تخصصی:
فرهنگ : مراسم جشن سده در ایران باستان
منبع:
پادنگ ۱۳۸۴ شماره ۱۶
حوزههای تخصصی:
مجموعه ای میان رشته ای درباره زن ایرانی
حوزههای تخصصی:
روشنفکری ، هویت و نوگرایی در ایران : نگاه شناخت شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش یکصد و اندی سال اخیر روشنفکران برای هویت یابی و شناخت هویت ایرانی به ظاهر پراکنده و گاه متضاد یا در تناقض با هم قرار می گیرند. اما واقعیت این است که روشنفکران جامعه ی ما هر یک، لایهای از لایه های مختلف هویت ایرانی را بازنمایی کردند. اگر با نگاه شناخت شناسانه به بحث توجه کنیم، از سه رهیافت موجود در مطالعه ی هویت، یعنی، گفتمانی، دیالکتیکی و تکاملی، تنها رهیافت تکاملی ما را به شناخت بهتر کوشش روشنفکران می رساند. در این رهیافت، تلاش روشنفکران بیش تر مکمل هم بوده است تا ناقض یکدیگر. از این منظر توجه به فرایند و منحنی تحول فکری روشنفکران ایرانی می تواند راه کارهای برون رفت در آینده را بهتر بازگشایی نماید.
اسلام و غرب در عصر پسانوگرایی : سازش یا ستیزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزادی خواهی و چندگانگی قومیتی
منبع:
گفتگو مهر ۱۳۸۴ شماره ۴۳
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم سیاسی مسایل ایران بررسی ساختار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی
- حوزههای تخصصی تاریخ تاریخ جهان تاریخ فرهنگ و تمدن
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی سیاسی و انقلاب و جنگ جامعه شناسی سیاسی
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی انسان شناسی انسان شناسی فرهنگی انسان شناسی قوم شناختی قومیت ها
ناسیونالیسم قومی در تجربه روس ها نقد جمهوری خلق ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دو سده اخیر که جهان مدرن شاهد شکل گیری دولت - ملت ها بوده است، روس ها با چه راهبردهایی توانستند نیروی ناسیونالیسم قومی بیش از صد قوم را مهار و کنترل کنند؟ پاسخ به این سوال از آن نظر اهمیت دارد که یکی از آزمایشگاه های واقعی برای مطالعه چالش های ناسیونالیسم ملی با ناسیونالیسم قومی تجربه روس ها است (که مارکیست های ایرانی از این تجربه به عنوان جمهوری خلق ها یاد می کردند). این مقاله با دیدگاه تاریخی - ساختاری (و با استفاده از مفاهیم انسان شناسی سیاسی) سعی کرده است به سوال محوری مذکور و سایر سوالات مرتبط پاسخ دهد. این مطالعه نشان می دهد که چگونه سه راهبرد ذیل توسط روس ها اجرا شد: الف) راهبرد «ناسیونالیسم در شکل و سوسیالیسم در محتوا» که در دوره لنین جایگزین سیاست ناسیونالیسم مذهبی روسی در زمان تزارها شد؛ ب) راهبرد «سوسیالیسم در شکل و روسی کردن در محتوای استالین» که به جای راهبرد لنین در دستور کار قرار گرفت؛ ج) راهبرد «سوسیالیسم در شکل و پلورالیسم در محتوای گورباچف» که جایگزین راهبرد استالین شد. این مطالعه برای مخاطب ایرانی موجه می سازد که چرا «جمهوری خلق ها»، که مارکیست های ایرانی بر آن تاکید می کردند، در عمل افسانه ای بیش نبوده است.
حقوق شهروند غیر مسلمان
عاروس و دامات
سیاست گذاری و برنامه ریزی زبانی با توجه به انسان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان قلب فرهنگ است؛ به گونه ای که دگرگونی های فرهنگی رابطه ای بسیار مستقیم با دگرگونی زبانی دارد. یافتن مکانیسم های دگرگونی زبانی با توجه به دگرگونی های فرهنگی اهمیت به سزایی دارد چرا که تاثیر بسیاری بر سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی یک کشور دارد، به عبارت دیگر سیاست گذاری و برنامه ریزی های زبانی و فرهنگی به شکلی مستقیم با یکدیگر ارتباط دارند و از آن جا که رابطه فرهنگ و توسعه نیز بر کسی پوشیده نیست، رابطه زبان با توسعه نیز آشکار می شود. فهم نظام وار و تمام گونه این ارتباط ها هدف این نوشتار است. به عبارت دیگر فهم رشد و توسعه یک کشور با توجه به زبان بایستی مورد توجه واقع شود. توسعه زبان بومی یک کشور قابل اجرا نیست و هرگونه سیاست گذاری توسعه بدون توسعه زبانی و سیاست گذاری مربوط به آن محکوم به شکست و انقطاع است. این موضوع با مطالعه رابطه زبان با جامعه و رابطه زبان با تغییرات اجتماعی قابل مطالعه و بررسی است که این نوشتار آن را دنبال کرده است.
طبیعت و حفظ محیط زیست در متون باستانی ایران
منبع:
پادنگ ۱۳۸۴ شماره ۱۳
حوزههای تخصصی:
تفاوت های جمعیتی (گروهی) در خط شماری اشکال کف دست گروها (اقوام) ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"تعداد 604 اثر کف دست راست و چپ از 12 گروه ایرانی، شش گروه دارای منشا زرد پوستی و شش گروه دارای منشا سفید پوستی، گردآوری شده و برای خط شماری اشکال کف دست مورد مطالعه قرار گرفت. تفاوت های زیادی در اندازه شکل کف دست در تمام مناطق کف دست در میان این گروه ها مشاهده شد.
تفاوت های بین گروهی نشان داد که همه آنها معنی دارند و در نتیجه در شجره حاصل از این تفاوت های گروههای دارای منشا زردپوستی از سایر گروه ها جدا شدند که با تاریخ قومی گروه های مورد مطالعه تطابق داشت. بنابراین، نتایج به دست آمده نشان می دهد که خط شماری اشکال کف دست می تواند به عنوان یکی از مهم ترین عوامل در نشان دادن تفاوت های گروهی (جمعیتی) و نیز مطالعات ژنتیکی به کار رود."
بررسی اثر پذیری و موارد الگوبرداری از ایران پیش از اسلام در عصر قاجار با تکیه بر نقش برجسته های قاجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از منظر باستان شناسی نقش برجسته ها یکی از قابل استفاده ترین منابع مطالعه و شناخت جوامع گذشته به شمار می روند. این دسته از آثار بازتابی از عقاید، ارزش ها و رویدادهای تاریخی عصر خود و در نگاهی عمیق تر بازگوکننده شاخصه های فرهنگی،هنری،سیاسی و اجتماعی حاکم بر حکومت و جامعه ای که زاییده آن اند می باشند. علی رغم کثرت نقش برجسته های باقی مانده از ایران پیش از اسلام،که بیشتر آنها از ساسانیان برجای مانده است، پس از ورود اسلام به ایران و تحریم کشیدن نگاره های انسانی و حیوانی، هیچ نقش برجسته ای از فرمانروایان این سرزمین در فضای آزاد تا دوره قاجاریه شناسایی نشده است...
رهیافتی برای تجدیدنظر در نظریه های حاکم بر علوم تجربی و انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای رفع فاصله و تقابل موجود میان نظریه های حاکم بر علوم تجربی و انسانی ضمن تاکید بر استقرا به عنوان ویژگی مینایی انسان شناسی و رشته های مشابه آن باید نقش زیبایی شناسی را به عنوان عامل جهت بخش فعالیت های بشری مورد تاکید قرار داد و توجه داشت که چیستی زیبایی و انسان را نمی توان از موضوع علم خارج کرد.مروری بر دیدگاه های تجدید نظر طلبانه توصیفگرایان و بن بست هایی که بر اثر تبعیت علوم انسانی از نظریه های علوم تجربی رخ نموده اند و نیز اعترافات دانشمندان علوم تجربی به ابهاماتی که برای گریز از آنها به دین و فلسفه تمسک جسته اند شناسایی نیروی عظیمی را که در کنار غریزه در وجود انسان ایفای نقش می کندبیش از همیشه الزامی ساخته و تنها با پذیرش دو کانونی بودن وجود انسان می توان به تعریف زیبایی نزدیک شد.