ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۹۸۱ تا ۴٬۰۰۰ مورد از کل ۱۵٬۳۱۰ مورد.
۳۹۸۱.

تاملی معرفت شناختی در باب علمیت و عینیت تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۲ تعداد دانلود : ۵۲۸
در صدد تبیین ادراکی معرفت شناختی در باره علیت و عینیت تاریخی است.بسیاری از جمله متفکران مسلمان تاریخ را یکی از منابع شناخت می دانند. از سویی اختلاف در باره ماهیت و وجود تاریخ خود مبحثی قدیمی و ریشه دار است. از سویی علمیت و عینیت در تاریخ، دارای اهمیت زیادی در تحلیل اصالت تاریخ است. زیرا تاریخ به سان دیگر ارکان دانش و معرفت بشری در حالی که منبعی برای تحلیل و کمک به درک دقیق تر رویدادهای بشری است، خود موید دانشی مستقل است.بدیهی است نمی توانیم با نگرش پوزیتیویستی با تاریخ مواجه شویم.اما مورخ می تواند هم از منظر علم تحربی و هم طبقه بندی رویدادها و داده ها به برداشت فلاسفه در نیل به فهمی فلسفی در تطبیق فرآیندها کمک رساند. هر چند مورخان فارغ از داوری و نظام ارزشی نیستند، اما ناچار از تبعیت از الگوهای شناخته شده و مورد پذیرش محققین هستند.اگر چه نمی توان به تمامی جزییات تاریخی دست یابیم اما عینیت سازی و تلاش برای علمی کردن متدها و تحلیل معرفت شناختی از پدیده های تاریخی، تفسیری عمیقتر و پویاتررا موجب می شود. این مقاله در صدد بیان این دریافت است که تاریخ علیرغم ادوار چهارگانه تحول زا، به تفسیر علمی از رویدادها محتاج است.می دانیم هرمنوتیک و برداشتهایی عام و فلسفی می تواند منشایی در تحلیل فرارویدادهای تاریخی داشته باشد، اما هم چنان به تحلیل علمی و علت العللی و درک جامع و کل گرا نیازمند است.این بزرگترین دستآورد مشترک مورخان و فیلسوفان در پیوند رویداد و معرفت است.
۳۹۸۲.

بررسی روش شناسی بنیادین و کاربردی علم اقتصاد اسلامی در مقایسه با نام گرایی روش شناختی اقتصاد متعارف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۰ تعداد دانلود : ۸۰۸
این مقاله به بررسی نام گرایی معرفت شناختی و آثار آن در علم اقتصاد متعارف می پردازد. نام گرایی تأثیراتی بر روش کاربردی علم اقتصاد دارد که تفکر فرضیه ای و فردگرایی روش شناختی از جمله آنهاست. این روش کاربردی موجب آثاری مانند شکل گیری نظریه جامعه مدنی، تغییر معنای عدالت توزیعی و نظریه مطلوبیت و تمرکز بر اقتصاد خرد در تحلیل ها گشته است. در مقابل، حکمت عملی اقتصاد اسلامی می تواند با بهره بردن از روش بنیادین حکمای اسلامی، به روش کاربردی متناسب با خود دست یابد. حکمت اسلامی به ویژه حکمت متعالیه با نقد نام گرایی، کلیات را دارای صدق و حکایت از خارج می داند. روش کاربردی اقتصاد اسلامی بر اساس هستی شناسی موضوعات شکل می گیرد و در هر موضوع تابع نوع هستی آن موضوع است. بنابراین تنها در موضوعات مادی که قابلیت تجربه دارد، از روش تجربی و قیاس استثنایی استفاده می کند و دیگر روش ها در موضوعات دیگر کاربرد دارد. از سوی دیگر ادله نقلی در روش کابردی اقتصاد اسلامی دارای جایگاه ویژه ای است. این روش کاربردی آثاری در پی دارد که شناخت جوهر انسان و ارتباط آن با کنش اقتصادی از جمله آنهاست. این نوشته با روش کتابخانه ای و تحلیلی انتقادی نام گرایی و آثار آن را در اقتصاد متعارف بررسی نمود، روش کاربردی جایگزین مناسب را برای حکمت عملی اقتصاد اسلامی پیشنهاد می دهد.
۳۹۸۳.

هیولای باورها؛ بررسی مبانی ابن عربی در مواجهه با مسئله تکثر ادیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۸ تعداد دانلود : ۵۳۲
تنوع ادیان از چالش برانگیزترین مسائل دنیای معاصر بوده که واکنش های گوناگونی از جمله پلورالیسم یا کثرت گرایی دینی را در پی داشته است که فیلسوفان دین معاصر، آن را در قالب نظریه منسجمی تبیین کرده اند. جان هیک مدعی است که فارغ از صورت پردازی این نظریه، محتوای آن قرن ها پیش توسط اندیشمندانی (از جمله ابن عربی) ابراز شده است. در این مقاله ضمن بررسی ادعای مذکور، بر آنیم که نوع مواجهه ابن عربی با مسئله تکثر ادیان را در ارتباط با مبانی و اصول تفکر او مطالعه کنیم. در این زمینه، تفکر ابن عربی را نظام منسجمی می یابیم که چند انگاره اصلی در کانون تصورات وی قرار دارند و حل بسیاری از مسائل نیز بر مبنای آنها صورت می گیرد. توجه ابن عربی به مسئله اختلاف عقاید و تنوع ادیان، نه از عوامل خارجی و مسائل اجتماعی، بلکه مستقیماً از انگاره های محوری او نظیر انگاره وحدت وجود، اسمای الهی، تجلی و ربوبیت آنها در کل هستی برمی خیزد. بر اساس این مبانی، او به مستقیم بودن تمامی صراط ها و محق بودن تمام ادیان و پیروانشان حکم می دهد. عنوان این مقاله، وام گرفته از عبارات خود ابن عربی در آثارش است که قلب خود را «قابل همه صورت ها» می نامد و به همگان توصیه می کند که «هیولای همه باورها» باشند.
۳۹۸۴.

بازخوانی نظریه خلافت انسان در حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۹ تعداد دانلود : ۷۱۹
در الهیات و حکمت صدرایی مقام «خلافت الهی» غایت وجود انسان و عالم هستی است. ملاصدرا با کمک تبیین و براهین عقلانی و با تکیه بر آموزه های وحیانی در صدد توضیح این انگاره برآمده است. هدف نویسندگان در این جستار بازخوانی نظریه ملاصدرا و تأمل در برخی از تفاسیر عقلی اوست. مطابق این نظریه، انسان، خلیفه، نماینده و مظهر خدای تعالی است، خواه به عنوان خلافت صغری (در زمین) و خواه خلافت کبری (در آسمان و عوالم روحانی). ملاصدرا بر آن بوده که انسان به سبب برخورداری از معرفتی که تعلیم خداوند است، شایستگی مقام خلافت الهی و مسجود ملائکه شدن را پیدا کرد. اختلاف وجودی و سرشت و سرنوشت انسان با موجودات دیگر، اعم از فرشتگان، شیاطین، حیوانات، گیاهان و جمادات بر همین مبناست. از این جهت، انسان «امانتدار» خداست، یعنی صفتی وجودی و نوعی کمال نوری بر انسان افاضه شده اند و تنها و تنها به او اختصاص دارد.
۳۹۸۵.

نقش گرامر زبان دینی در فهم معنای خدا از نگاه فیلیپس و نقد آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۴ تعداد دانلود : ۴۹۵
فیلیپس معتقد است به کارگیری مفاهیم دینی توسط مؤمنان، یگانه ابزار برای فهم معنای خدا در بازی زبان دینی است، نه مطابقت با واقعیت خارجی. او بر همین اساس می گوید ادراک حقیقت الهی خارج از نحوه زندگی دینی باعث سقوط به ورطه مغالطه تعالی زبان دینی خواهد شد. لذا نگاه مبتنی بر ترس از عذاب الهی و یا امید به پاداش خداوند را طرد می کند. او با پذیرش درون گرایی، گرامر عشق خداوند را همان باور به خدا می داند که در آن هیچ فریبی راه ندارد و این عشق در رفتار مؤمنان ظهور می یابد. فیلیپس در موضوع گرامر لطف الهی معتقد است، لطف الهی یعنی به همه موجودات به منزله مظاهر و آثار خداوند نگریسته شود و به آن ها محبت شود. او تعالی خداوند را نیز به معنای پذیرش مخلوق بودن خود و اظهار و تواضع در برابر وی می داند. ازهمین رو دیدگاهش نگاهی تحویل گرایانه تلقی می شود. البته اشکالاتی نیز به نگاه وی مطرح است: الف) میان اطلاق باور به خدا و مفید بودن آن تناقض وجود دارد؛ ب) خدای خالق در تناقض با خدایی است که معلول زندگی متدینان است؛ ج) خلط میان باور با عمل صورت گرفته؛ د) تعارض اطلاق عینیت خدا با وابستگی آن به ذهن؛ ه ) نفی تمایز میان معنا و کارکرد در باورهای دینی.
۳۹۸۶.

جایگاه دیگری و اخلاق از منظر کیرکگور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰۴ تعداد دانلود : ۸۳۴
قصد اصلی ما در این مقاله، پرداختن به «دیگری» و ارتباط آن با فردِ انسانی از منظر کیرکگور است. پرسش اصلی ما این است که آیا ما در آیینه «دیگری» خود را می شناسیم یا «دیگری» مانع و حائلی است در شناخت ما از خویشتن. ما ابتدا جایگاه «دیگری» را در مراحل سه گانه حیات بررسی کرده و تفاوت آن ها را با یکدیگر مطرح می کنیم و در ادامه تمرکزمان را بر مرحله اخلاقی می بریم که خاستگاه اصلی جایگاه «دیگری» است. پس از پرداختن به لوازم و محدودیت های این مرحله، با تمرکز بر کتاب اعمال عشق به مقوله عشق می پردازیم و نگاهی اجمالی به انواع عشق می اندازیم. هدف ما ارائه دو خوانش متفاوت از حضور و نفوذ «دیگری» یا مفهوم همسایه نزد کیرکگور است. خوانش نخست که دیدگاه غالب است، رویکردی مسیحی دارد و به نحو ارزش گذارانه ای عشق و شفقت به «هم نوع» را می ستاید. در این نگاه عشق ورزی نوعی فضیلت اخلاقی محسوب می شود. در این مقاله درصدد برآمدیم که در کنار این رویکرد، که نزد شارحان متداول و رایج است، رویکرد متفاوتی را عرضه داریم. در چنین رویکرد متفاوتی این پرسش مطرح می شود که آیا جایگاه «دیگری» به واقع همان گونه است که شارحان توضیح داده اند؟ آیا کیرکگور هم نوع را ارج می نهد یا او را به نسیان می سپارد و نمی بیند. این پرسش ها زمینه پرداختن به مفهوم «دیگری انضمامی» را فراهم آورد و این که «دیگری انضمامی» دقیقاً نزد کیرکگور چه جایگاهی دارد؟ آیا به همان اندازه که «خود» یا فرد انسانی نزد کیرکگور، انضمامی و گوشت و خون دار و واجد احوالات خاص است، «دیگری» نیز از چنین جایگاهی برخوردار است؟ آیا کیرکگور با تبدیل کردن «دیگری» به آیینه و سرمشق و معیار قرار دادن او برای سنجش گری فعل اخلاقی، دیگری انضمامی را نادیده می انگارد و فردیت او را دفن می کند یا این که با تبدیل او به قاعده اخلاقی بر شأن او می افزاید؟ در این بخش از مقاله می کوشیم به کمک دیدگاه پاتریک استوک پاسخی درخور برای این پرسش ها بیابیم.
۳۹۸۷.

اصل علیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۲۸
قضیه «هر ممکن بالذاتی نیازمند علت است» را باید تعبیر دقیق اصل علیت به شمار آورد؛ زیرا بنا بر اصالت ماهیت، امکان ذاتی مناط نیاز ماهیت به علت است و بنا بر اصالت وجود، نشانه احتیاج وجود آن به علت است. این اصل در خصوص صفات اشیا با تعبیر «العرضی یعلل» بیان می شود در برابرِ «الذاتی لا یعلّل» که به بی نیازی صفات ذاتی شیء از علت اشاره دارد. اصل علیت خود بیان حالت خاصی از اصل امتناع ترجح بلامرجح است و به آن فرو کاسته می شود؛ لذا از جهت بداهت و عدم بداهت و اثبات پذیری و اثبات ناپذیری تابع آن است، و همانند اصل مزبور بدیهیِ اثبات ناپذیر است. از اصل امتناع ترجح بلامرجح اصل دیگری منشعب می شود: اصل امتناع ترجیح بلامرجح که بیان اصل امتناع ترجح بلامرجح در خصوص فاعل مختار و افعال اختیاری اوست و مانند آن بدیهیِ اثبات ناپذیر است.
۳۹۸۸.

بررسی چهارمین قضیه جدلی الطرفین کانت بر اساس فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷۴ تعداد دانلود : ۷۷۵
کانت در فلسفه نظری خود مدعی است واجب الوجود نفیاً یا اثباتاً قابل «استدلال» نیست. وی این مطلب خود را در قالب چهارمین آنتی نومی / قضیه جدلی الطرفین در بخش جدل استعلایی از «نقد عقل محض» مطرح می کند. ادعای کانت مبتنی بر پاره ای مبانی معرفت شناختی و هستی شناسی است که وی براساس آنها، قضایای ریاضیات و فیزیک را «یقینی» و قضایای مابعدالطبیعه را «غیریقینی» و مغالطی معرفی می نماید. به اعتقاد ما، فلسفه اسلامی، به ویژه فلسفه صدرایی، چه در بعد شناخت شناسانه و چه در بعد هستی شناسانه، امکانات مناسبی برای نقادی فلسفه کانت به طور عام، و رفع تعارض از چهارمین قضیه جدلی الطرفین مورد ادعای او را به طور خاص داراست. در این مقاله، شناخت شناسی و هستی شناسی کانت را به اجمال با آموزه های فلسفه صدرایی بررسی کرده ایم و درصددیم تعارض موردنظر او را با کمک آموزه های پیش گفته برطرف سازیم.
۳۹۸۹.

ویتگنشتاین، معجزه وجود، حیرت و مواجهه با زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۵ تعداد دانلود : ۹۶۲
شاید نخستین چیزی که هر پژوهش گر فلسفه درباره ویتگنشتاین می آموزد این واقعیت باشد که او در طول دوران تفکر خود دو رهیافت مختلف راجع به زبان ارائه کرده است، که بر همین اساس در این که او را فیلسوف زبان (به معنای فیلسوفی که دغدغه اصلی او تحلیل و ایضاح زبان است) بخوانند تردید روا نمی دارند. اما مسأله ای اساسی که در این میان مغفول مانده آن ضرورت بنیادی است که ویتگنشتاین را ناچار می کند به پرسشِ زبان بپردازد. مقصود اصلی ما شرح «چرایی پرسش ویتگنشتاین از زبان» بر مبنای یک تجربه هستی شناختی است. در این مقاله روشن خواهد شد که بنیاد پرسشِ ویتگنشتاین از زبان و همچنین سرچشمه راه فکری خاص او تجربه بنیادی حیرت از وجود و دیدن موجودات به مثابه معجزه است. ویتگنشتاین در این تجربه با مرزهای زبان مواجه شده و تجربه ای از زبانمندی انسان کسب می کند به گونه ای که می تواند بگوید: وجود زبان، زبان وجود است. منابع اصلی ما برای شرح این تجربه «یادداشت ها»، «تراکتاتوس» و «خطابه ای درباره اخلاق» خواهد بود.
۳۹۹۰.

نقش قیاس فرضی در معناشناسی علم الهی از منظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۳۸۱
تبیین کیفیت علم خداوند به موجودات از منظر ابن سینا و تبیین نقش قیاس فرضی در آن مسأله اصلی این مقاله است که با توصیف و تحلیل و بکارگیری برخی از قواعد معناشناسی می توان به این مهم دست یافت. با توجه به کاربست قیاس فرضی در معناشناسی علم الهی برداشت مشهور از نظریه ابن سینا در باب علم الهی صحیح نیست، بلکه ابن سینا از جمله کسانی است که علم خداوند به موجودات را علم حضوری می داند و همین امر موجب می شود وی را اولین فردی از متفکران فلسفه بدانیم که علم حضوری خداوند به موجودات را ثابت کرده است. همچنین بازخوانی جدید از علم الهی سبب می شود فاعلیت بالعنایه به سهولت قابل درک باشد و سازگاری آن با مبانی ابن سینا مشهود و معلوم گردد. ابن سینا در کتابهای خود عنایت الهی را همان عاقل، عاشق لذاته و خیر خواه بودن خداوند تعریف می کند که صدور لذاته خیر از خداوند نتیجه این عنایت است. این صدور چون از ذات خداوند نشأت می گیرد، نیازمند به غرض خارج از ذاتش نیست تا تجدد اراده لازم آید. قدیم بودن این صور و جوهر بودن آنها از جمله لوازم این تقریر و خوانش جدید تلقی می شود.
۳۹۹۱.

بررسی تطبیقی غایت مندی در حرکت جوهری ملاصدرا و حرکت در طبیعت وایتهد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۳ تعداد دانلود : ۷۷۳
وجود حرکت در طبیعت، امری بدیهی است اما جهت و غایت آن چیست؟ بین متفکرین اختلاف نظر وجود دارد. بعضی از پیش سقراطیان، وجود طبیعت را اتفاقی و تصادفی می دانند و غایتی برای آن، قایل نبودند. در مقابل، کسانی هستند که هدفمندی را منحصر در موجوداتی می دانند که دارای شعور و اراده اند. طبیعت فاقد این دو ویژگی است، پس جهت دار و غایت مند نیست. ملاصدرا غایت را منوط به شعور واراده نمی داند. از نظر او، حرکت در سراسر طبیعت، جهت دار و غایت مند است، زیرا بین علت غایی و غایت تفاوت وجود دارد. وایتهد، عنصر اصلی تشکیل دهنده طبیعت را پویش می داند و با اصول و مبانی خود، طبیعت را در تحول و سیلان می داند. او برای طبیعت، نظم قایل است و از این راه، پی به وجود خدا می برد. لذا حرکت در فلسفه پویشی، جهت دار و هدف مند است. دو فیلسوف شرق، غرب با اصول و مبانی مختلف، توانسته اند در باب غایت مندی و جهت داری حرکت، به هم دلی و هم زبانی دست یابند.
۳۹۹۲.

واکاوی نو از دین به مثابه ذاتی متعین و فراطبیعی با تکیه بر آراء ملاصدرا همراه با نقدی بر دیدگاه فروید(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۷ تعداد دانلود : ۵۳۸
اعتقاد به دین نقش مهمی در معناداری زندگی انسان ها ایفا می کند از این رو اندیشمندان بسیاری به بررسی خاستگاه دین پرداخته اند؛ به طوری که گروهی از اندیشمندان معتقدند این عنصر معنابخش به زندگی منشأیی الهی و ماورایی دارد و برخی دیگر آن را بشری و برآمده از توهمات انسان ها می خوانند. ملاصدرا از نمایندگان معتقد به دیدگاه اول و فروید طرفدار اندیشه دوم است. این نوشتار با واکاوی دین و اوامر الهی با تکیه بر آراء ملاصدرا آشکار می سازد فارغ از اختلافات مبنایی اندیشه صدرا و فروید، هسته مرکزی تفاوت دیدگاه هستی شناسانه صدرایی و روانشناسی فروید در مورد دین در پاسخ به این سئوال نهفته است که آیا دین ذات متعین و مستقل از ذهن بشر دارد یا نه؟ از منظر هستی شناسانه صدرایی پاسخ به این سئوال مثبت و از دیدگاه روانشناسانه انسان گرای فروید پاسخ به آن منفی است. این نوشتار تحلیلی فلسفی از منشأ دین و اوامر و نواهی آن از طریق بیان علم الهی و تبیین مطابقت دین و نظام احسن با علم الهی با تکیه بر آراء ملاصدرا ارائه و اثبات می کند که دین ذاتی متعین و مستقل از توهمات بشری دارد سپس بر همان اساس دیدگاه فروید مبنی بر موهوم انگاری دین و الزامات دینی را نقد می کند.
۳۹۹۳.

کارکردهای من استعلایی کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷۶ تعداد دانلود : ۸۱۰
من استعلایی کانت سوژه نهایی مطلقی است که بنیاد منطقی معرفت و تجربه را تشکیل می دهد. من استعلایی امری کاملاً سوبژکتیو است که در مقام ضروری ترین و بنیادی ترین رکن معرفت شناسی کانت هر گونه حکم، شهود و تصور، تألیف، مقوله و در یک کلام هر گونه معرفت و تجربه را به نحو پیشین همراهی می کند. یکی از مسائل بسیار اساسی و مهم درباره من استعلایی، کارکردهای آن در معرفت شناسی کانت است. این مقاله چهار مورد از کارکردهای من استعلایی کانت را با استناد به دیدگاه های کانت در نقد عقل محض استخراج کرده است که عبارتند از: 1- من استعلایی به شناخت های ما کلیت می بخشد. 2- من استعلایی به شناخت های ما ضرورت می بخشد. 3- من استعلایی به شناخت های ما امکان می بخشد. 4- من استعلایی به واسطه فرایند و کنش ترکیب به شناخت های ما وحدت می بخشد. در پایان به این نکته دست یافتیم که کارکرد وحدت بخشی به خاطر بنیادین و اساسی بودن فرایند ترکیب در معرفت شناسی کانت، اساسی ترین کارکرد من استعلایی است.
۳۹۹۴.

تحلیل نسبت دانش ضمنی با دانش صریح(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸۵ تعداد دانلود : ۹۶۵
مایکل پولانی برای نخستین بار میان دانش ضمنی و دانش صریح تمایز قائل شد. به عقیده او دانش ضمنی بنیان اصلی دانش است. شعار معروف پولانی این است: ما بیش از آنچه بر زبان می آوریم، می دانیم. هدف این مقاله بررسی و تحلیل مؤلفه های اصلی شکل دهنده دانش ضمنی در نسبت آن با دانش صریح است. روش پژوهش حاضر تحلیل مفهومی و زبان عادی از منظر فلسفه تحلیلی است. این مقاله ابتدا رویکرد و نقدهای وارده بر دو ویژگی اصلی بیان نشدنی بودن و عدم قاعده مندی دانش ضمنی را بررسی کرده، نتیجه می گیرد با اعتقاد به شدت و ضعف در میزان دانش ضمنی می توان این دانش را نیز  به سخن گفتن واداشت و در قالب قواعدی خاص با دیگران به اشتراک گذاشت. بنابراین تنها دانش ضمنی شدید و رادیکال است که نمی توان آن را بیان و در قالب قواعد مدون کرد.
۳۹۹۵.

حقیقت و اراده معطوف به قدرت به منزله هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵۳ تعداد دانلود : ۹۴۳
ایده اصلی تفکر نیچه مفهوم ”اراده معطوف به قدرت“ است که به عنوان بدیلی در مقابل تفکر متافیزیکی مطرح می گردد. تفکر نیچه پیام آور تفسیر نوینی از ساحت حیات فردی و اجتماعی انسان در جهان کنونی است. نقد رادیکال نیچه به سنت تفکر متافیزیکیِ تاکنونی این است که این سنت به نیهیلیسم منجر گردیده است. همین نقد در تحلیل آخر زمینه های ظهور معنای تازه ای از مفاهیم شناخت و حقیقت را فراهم ساخته است. نیچه با بازگشت به سپهر اندیشه یونان باستان و با عنایت به مفهوم صیرورت و شدن، شناخت را کوبیدن مُهر اراده معطوف به قدرت بر واقعیت می داند و به تبع آن حقیقت نه دیگر چون امری ثابت و مطلق که چونان وجهی تولیدی، متکثر و به مثابه افسانه ای سودمند از جهت رفع امورات انسانی و با عملکردی تنظیمی تلقی می گردد. اراده معطوف به قدرت در مقام هنرمند با بازگشت به طبیعت، چیرگی بر خود و با قدرت آفرینش گری خویش بر نیهیلیسم فائق آمده، عناصر سازنده حیات و زندگی را قوام می بخشد و به زندگی آری می گوید. حقیقت در چنین معنایی چیزی جز اراده معطوف به قدرت نیست.
۳۹۹۶.

The Absence of Self: An Existential Phenomenological View of The Anatman Experience(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۰ تعداد دانلود : ۲۹۵
This paper focuses on the Anatman experience as described by Guatma(6th century BCE). Many Buddhist philosophers consider the absence of self as a foundational experience of Buddhism. This paper elaborates the Buddhist Absence of Self from the View of Existential Phenomenology. The paper articulates the phenomenological difference between the Ontic-Ontological absence of Self in early Buddhism and the Ontic-Ontological presence of Self in Contemporary Existential Phenomenology. Throughout the paper there is an Existential Phenomenological focus on the intertwining of our Sense of Self and our Sense of Being. The sense of self in early Buddhism is being-less, baseless and empty. Empty of What? Empty of Being! There is no presence of Being and no Being of presence. There is no experience of Being. There is no source of Being. There is no source of Being for our mind. The mind is absent of Being. There is no source of Being for us as person. In early Buddhism the absence of self is the absence of Being-ness.
۳۹۹۷.

Genetic Engineering, Artificial Intelligence, and Natural Man: An Existential Inquiry into Being and Rights(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۸ تعداد دانلود : ۳۸۵
.It is apt and usual to cogitate and ratiocinate man and human rights; it is less so about or with (other) animal rights; and much more less and lesser so with/about “plant rights” and (possibly) the rights of cloned/the artificially intelligent agents’. This condition is unfair and not ideal because man, other animals, plants, and other human manipulations (AI) from nature constitute varying levels of being; therefore, they possess varying levels of rights. Hence there is need to espouse the nature/levels of being, on the one hand, and to adumbrate the nature/types of rights and as related to being as such—which is the imperative of this article. Dwelling on the cornucopia of literature/and common biological (and other) features in nature as basis for analysis, this article, first, seeks to establish that man, other animals, plants, and other human manipulations from nature constitute varying levels of being; and second, argues that each level of being as such possesses some rights associated with it. It argues further that either all beings have rights, or they don’t. The work concludes that if one accepts that all the levels of being possess rights (accordingly including plant, cloned and AI agents), then one has certain obligation to all levels of being; but accepting either poses the most existential and ontological threat to humanity and all of nature.
۳۹۹۸.

Heidegger in Iran: A Historical Experience Report(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۰ تعداد دانلود : ۷۸۰
This research aims to investigate how Heidegger's thoughts are received in Iran and how the Iranian interpretation of Heidegger has influenced contemporary Iranian thinking. The significance of Heidegger’s philosophy for Iranian thinkers can be due to the fact that Heidegger is the most radical critique of the Western civilization, modernity, and modern rationality. On the one hand, Heidegger’s thought can provide Iranians with the theoretical foundations based on which the Eastern traditions can be reinterpreted and reconstructed. On the other hand, Heideggerian view of the history of philosophy can be used by Iranians as a mirror to see themselves and the whole tradition of Eastern thinking. I also try to provide a sketch of the thought of Ahmad Fardid as the first interpreter of Heidegger in Iran and his influence on some other Iranian thinkers. My main claim is that the religious-spiritual interpretation of Heidegger by Fardid is by no means a distortion of Heidegger’s thoughts but a necessary step towards the academically and scientifically true understanding of Heidegger as the greatest critique of the Western thinking. There are various historical, philological, and interpretive clues in Heidegger’s life and works that make the spiritual (but certainly not theological) interpretation of Heidegger possible. In my opinion, contrary to some claims by Iranian scholars and intellectuals, a secular Heidegger is by no means the true Heidegger, because the secular interpretation is in opposition to the main insight of Heideggerian thought that is overcoming nihilism and forgetfulness of being.
۳۹۹۹.

Divine Foreknowledge and Human Moral Responsibility (In Defense of Muslim Philosophers’ Approach)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۴ تعداد دانلود : ۵۱۰
According to most Muslim philosophers, the Divine foreknowledge, on the one hand, is so inclusive that encompasses each and every minor and timed action of moral agents, and because of the perfection of God in essence and attributes, any defects in His essence and attributes including any errors in His foreknowledge are impossible. On the other hand, these philosophers, like other defenders of free will, claim that significance of any kind of free will and responsibility of a moral agent depends on their access to alternate possibilities (PAP (and, consequently, their ability to do and not to do an action simultaneously. This paper aims to deal with this highly debated and rooted question that whether these two views are essentially in conflict with each other. To answer this pivotal question briefly based on a modified version of Frankfurt cases and Muslim philosophers’ definition of free will, we attempt to defend their initial approach to eliminating the conflict between Divine foreknowledge and free will or moral responsibility and show that, firstly, this infallible knowledge is contingent on the agent’s voluntary action and, secondly, despite the principle of alternate possibilities, moral responsibility of the agent does not depend on the person’s avoidance of the forthcoming action.
۴۰۰۰.

درباب واقعیت های منطقی: واقع گرایی درباره رابطه نتیجه منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۰ تعداد دانلود : ۶۰۹
به یک تعبیر، واقع گرایی درباب منطق واقع گرایی درباب موضوع منطق است.اما، منطق واقعاً درباره چیست؟ صحبت از منطق کم و بیش به معنای صحبت از رابطه نتیجه منطقی تلقی می شود؛ رابطه ای که میان مقدمه های یک استدلال و نتیجه آن استدلال برقرار است. در تاریخِ منطق همواره این چنین نبوده است:در قرن بیستم دیدگاه فرگه-راسلی مبنی بر تلقی کردنِ منطق به عنوان مجموعه ای از صدق های منطقی در جامعه علمی حاکم بود. در این مقاله ابتدا دلایلی ارائه خواهیم کرد که نشان دهد که بهتر است که موضوع علم منطق را رابطه نتیجه منطقی بدانیم و نه صدق منطقی. آنگاه دلایلی ارائه می کنیم تا نشان دهیم که چرا بحث درباره متافیزیک منطق اهمیت دارد. در متافیزیک منطق، نظریات واقع گرا عموماً فرض کرده اند که موضوع علم منطق صدق منطقی است.در تقابل با این رویکرد غالب، الگوهایی ارائه کرده ایم که با فرض اینکه موضوع منطق رابطه نتیجه منطقی باشد، چگونه می توان درباب منطق واقع گرا بود. این الگوها الهام گرفته از راه حل هایی هستند که در ذیل مسئله متافیزیک رابطه ها در تاریخ متافیزیک مطرح شده اند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان