سنتی مدیریت فناوری بر تحقیق و توسعه (R&D) متمرکز شده و عمدتا طبق یک مدل خطی به نوآوری ، طراحی و توسعه می پردازد . در این شیوه محصولات تولیدی به مثابه منبعی مطمئن ، تضمین کننده مزیت رقابتی موسسه قلمداد می شوند .
طی سالهای اخیر ، شرکتهای تولیدی به جایگزین کردن عملیات جاری سازمان و ساختارهای سلسله مراتبی ب رویکردهای فرایندی در فعالیتهای عملیاتی و فرایند تصمیم گیری مبادرت ورزیده اند .
در این تحقیق مفاهیم آموزش فرد محوری، نقش رایانه در فرد محوری کردن آموزش، آموزش بر مبنای رایانه و کلاس های دانشگاههای اینترنتی مورد بررسی قرار می گیرند. خلاصه ای از فرآیند و چگونگی پژوهشی با روش آزمایشی برای نمایش چگونگی اثربخشی آموزش بر مبنای رایانه در مقایسه با آموزش سنتی ارائه می شود. بحثی در مورد چگونگی راه اندازی این نوع آموزش در نظام آموزشی عالی ایران پایان بخش مطالب مقاله خواهد بود.
در شرایط تولید الکترونیکی، به دست آوردن داده ها و اطلاعات کیفیت به هنگام برای تولید کنندگان به منظور انجام اقدامات سریع و مناسب در مقابل مشکلات کیفیت در فرایند تولید، یک مسئله مهم به حساب می اید. این مقاله، یک سیستم اطلاعات کییت بهنگام را به منظور کنترل کیفیت در یک محیط تولید الکترونیکی معرفی می کند...
موضوع این جستار نقش و جایگاه بالقوه ICT در ایجاد دولت الکترونیک برای توسعه ملی همه جانبه کشور است و کوشیدهایم رویکردهای مختلفی را ارائه و تحلیل کنیم که چگونه کشورهای در حال توسعه به سان راهبردهای ملی چنین کاربری از ICT را اتخاذ میکنند . رویکردهای کاملا متباینی که با توجه به شرایط این کشورها منجر به دستاوردهای کاملا متفاوت با دامنه تاثیرات بسیار مختلف شده اند . مطالعات و بررسیهای بین المللی موید محوریت یافتن ICT در برنامه توسعه ملی به ویژه در قالب دولت الکترونیک در کشورهای مختلف اعم از کشورهای پیشرفته و در حال توسعه بوده است و ...
این مقاله به دنبال آن است که نشان دهد مدیریت تحقیق و توسعه (R&D) ، مدیریت فناوری () و مدیریت تکنولوژیک () با یکیدگر تفاوتهایی دارند. به همین منظور ابتدا جریان اصلی به وجود آمدن مدیریت فناوری مورد بررسی قرار می گیرد و سپس از لحاظ فلسفه وجودی، ذینفعان و حوزه عملکرد تفاوتهای بین مدیریت تحقیق و توسعه، مدیریت فناوری و مدیریت تکنولوژیک تشریح می شود.
بی شک امروزه در فضای رقابتی شرکتهای نرم افزاری ، ارتقاء کیفیت و بهره وری راز ماندگاری و بقا است . برای نیل به دو اهداف مذکور ، تلاشهای وسیعی صورت گرفته و استانداردهایی در سطح بین المللی تدوین و ارائه شده اند . این استانداردها بر بهبود مستمر فرآیندها و فعالیتهای سازمانهای نرم افزاری تاکید دارند . بهبود مستمر ، فرآیند تدریجی و آرام تحول پذیری است . یکی از مدلهای معتبر در زمینه بهبود مستمر فرآیندهای نرم افزاری ، مدل CMM است . در این مدل برای حرکت به سطوح بالاتر ، باید دسته ای از اهداف و الزامات را برآورده ساخت و زیرساختهای مناسب را تدارک دید .