احساس امنیت اجتماعی و تغییرات بین نسلی آن به دلیل پیامدهای متعددی که دارد همواره از اهمیت بالایی بررخوردار بوده است. سرمایه اجتماعی نیز در سالیان اخیر به عنوان یکی از متغیرهای مهم و تببین کننده در بسیاری از مطالعات شناخته شده است. مقاله حاضر به بررسی رابطه سرمایه اجتماعی با میزان احساس امنیت اجتماعی در بین والدین و فرزندان ساکن شهر یزد پرداخته است. پژوهش به روش پیمایشی انجام شده، داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از 492 نفر از والدین و فرزندن ساکن شهر یزد جمع آوری شده است. احساس امنیت اجتماعی در دوازده بعد جانی، شغلی، اقتصادی، اعتقادی، حقوقی، قضایی، اخلاقی، فرهنگی، مالی، نوامیس، عاطفی و احساسی و سرمایه اجتماعی در سه بعد اصلی هنجار اجتماعی، اعتماد اجتماعی و شبکه اجتماعی سنجیده شده است. در این پژوهش از اعتبار محتوایی استفاده شده است و بالا بودن ضریب آلفای کرونباخ برای متغیرها، حکایت از مطلوبیت پایایی ابزار پژوهش داشت. یافته های تحقیق نشان داد تفاوت معنی داری بین احساس امنیت والدین و فرزندان وجود نداشت (05/0
تصمیم به طلاق به متغیرهای فردی و بین فردی بستگی دارد. ویژگی های شخصیتی و طرحواره های ناسازگار اولیه عوامل فردی مهمی هستند که در کنار کارکرد خانواده به عنوان یک عامل بین فردی در کنارآمدن با مشکلات زندگی نقش مهمی ایفا می کنند و می توانند تعیین کننده گرایش یا عدم گرایش زوجین به سمت طلاق باشند. نمونه پژوهش 285 نفر از زوجین متقاضی طلاق (147 نفر) و عادی (138 نفر) بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند از مناطق مسکونی و دادگاه های خانواده شهر تهران انتخاب شده، و پرسشنامه های ویژگی های شخصیتی، طرحواره های ناسازگار اولیه، و کارکرد خانواده را تکمیل کردند. نتایج نشان داد که دو گروه در طرحواره های ناسازگار اولیه (محرومیت هیجانی، رهاشدگی و طرد، بی اعتمادی، بدبینی و بازداری هیجانی)، ویژگی های شخصیتی (روان رنجور خویی، تجربه گرایی، توافق پذیری، و با وجدان بودن)، و کارکرد خانواده (حل مسئله، نقش ها، و کنترل رفتار) با یکدیگر تفاوت دارند. تحلیل رگرسیون لجستیک نیز نشان داد که 34 تا %45 تقاضای طلاق توسط خرده مقیاس های فوق تبیین می شود. به نظر می رسد که توجه به چنین متغیرهایی در پیشگیری اولیه و ثانویه نقش مهمی داشته و لازم است که روان شناسان و مشاوران در محیط های بالینی و مشاوره ای به این متغیرها توجه کنند.
این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی دو روش زوج درمانی مبتنی بر عوامل مشترک با محتوای آموزه های اسلامی و بدون آن بر افزایش میزان گفتگوی مؤثر زوجین انجام شده است. روش تحقیق نیمه آزمایشی بود که از طرح آزمایشی آمیخته 3×3 استفاده شده است. جامعه آماری شامل زوجهایی بود که به دلیل مشکلات ارتباطی به مرکز روانشناسی و مشاوره آرامش ارومیه در سال 1395 مراجعه کرده بودند. نمونه آماری شامل 24 زوج بود که با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب ، و در دو گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته «مقیاس ارزیابی میزان گفتگوی مؤثر زن و شوهر» بود. گروه های آزمایش در ده جلسه زوج درمانی مبتنی بر عوامل مشترک و زوج درمانی مبتنی بر عوامل مشترک با محتوای آموزه های اسلامی شرکت کردند. به منظور بررسی سؤالهای تحقیق از آزمون آماری تحلیل واریانس با تکرار سنجش استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بین گروه های آزمایش و گروه کنترل در میزان گفتگوی مؤثر تفاوت معناداری وجود دارد (p
هدف این پژوهش پیش بینی میزان تمایزیافتگی دختران از روی تمایزیافتگی مادران بود. به همین منظور، تعداد 157 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده برگزیده شدند و به پرسش نامه تمایزخود پاسخ دادند. برای تحلیل داده های بدست آمده از همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها نشان داد میان تمایزیافتگی و خرده مقیاس های واکنش عاطفی، جدایی عاطفی، آمیختگی با دیگران و جایگاه من در دختران و مادران رابطه مثبت و معنادار وجود دارد و هم چنین، تمایزیافتگی و خرده مقیاس های واکنش عاطفی، جدایی عاطفی، آمیختگی با دیگران و جایگاه من در مادران قادر به پیش بینی این متغیرها در دختران است.
چکیده: هدف کلی از پژوهش حاضر، شناسایی رابطه ویژگی های خانواده اولیه و کیفیت تعامل با همسالان با تاب آوری و آسیب پذیری در کودکان و نوجوانان مقیم در مراکز شبه خانواده بود. شرکت کنندگان در پژوهش شامل 100 نفر از کودکان و نوجوانان مراکز شبه خانواده استان اصفهان بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه تاب آوری کودکان و نوجوانان (RSCA)، پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان (IPPA) و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی و رگرسیون، آزمون t-مستقل و تحلیل واریانس یکراهه مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد متغیر های اعتماد و ارتباط پیش بینی کننده های مثبت و مدت زندگی قبلی با مادر پیش بینی کننده منفی تاب آوری کودکان و نوجوانان مراکز شبه خانواده؛ متغیر مدت زندگی قبلی با مادر پیش بینی کننده مثبت و دلبستگی به همسالان پیش بینی کننده منفی آسیب پذیری کودکان و نوجوانان مراکز شبه خانواده بودند. یافته های پژوهش حاضر، علاوه بر کمک به غنای مباحث نظری حوزه تاب آوری، با شناسایی عوامل پیش بینی کننده تاب آوری کودکان و نوجوانان مراکز شبه خانواده در حوزه خانواده و همسالان می تواند برای مراکز و سازمان های حمایتی و درمانی- خدماتی پذیرای کودکان و نوجوانان بی/ بد سرپرست تلویحات کاربردی قابل توجهی داشته باشد.
این مقاله، ابعاد جمعیت شناختی و اقتصادی-اجتماعی مرتبط با مناسبات بین جوانان و جنسیت را در پنج بخش اصلی مورد مطالعه قرار داده است: آموزش و تحصیلات، بهداشت و سلامت، اقتصاد و اشتغال، تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات، وضعیت جوانان و جنسیت در منطقه خاورمیانه با تاکید بر ایران. در این مطالعه از روش ترکیبی مبتنی بر بررسی اسنادی و تحلیل داده های ثانوی بر پایه داده های سازمان ملل متحد استفاده شده است. مطابق یافته های این تحقیق، اگرچه تفاوتهای جنسیتی در عرصه های گوناگون آموزشی بهداشتی اقتصادی اجتماعی در میان نسل معاصر جوانان در مقایسه با نسل های پیشین کاهش یافته است، بااین حال دختران و زنان جوان کماکان از امکانات پایین تری در این عرصه ها برخوردارند. یافته های این تحقیق نشان داده است که هم در جهان و هم در ایران جوانان در حدود یک پنجم کل جمعیت را تشکیل می دهندکه تقریبا نیمی از آنها را دختران شامل می شوند. تعداد جمعیت جوان در تمامی جوامع، منعکس کننده طیف وسیعی از نیازمندی ها و نیز توانمندی ها در عرصه های گوناگون است. این امر به طور بالقوه فرصتی طلایی موسوم به ""پنجره جمعیت شناختی فرصت"" محسوب می شود که باید در برنامه ریزی ها و سرمایه گذاری های ملی و بین المللی مبتنی بر مطالعات و تحقیقات علمی نیز کانون اصلی توجه واقع گردد.
سلامت درک شده راهی است برای بررسی وضعیت سلامت افراد که اطلاعات کامل در حیطه های بیولوژیکی، ذهنی، عملکردی و معنوی از سلامت فرد را مشخص می کند. بررسی وضعیت سلامتی افراد از نگاه خودشان یک سنجه مهم از نظر وضعیت سلامت عمومی جامعه است. خودارزیابی سلامت توسط فرد یک شاخص شناخته شده بین المللی است که برای سنجش وضعیت سلامت افراد در پژوهش های سلامت همگانی و اپیدمیولوژی دارای کاربردی گسترده است. هدف از این پژوهش مطالعه خود ارزیابی سلامت میان سالمندان ساکن شهر شیراز و یاسوج است. جامعه آماری این پژوهش را افراد سالمند بالای 65 سال ساکن شهر شیراز و یاسوج تشکیل داده است و برای گردآوری داده ها تعداد 760 نفر (400 نفر در شیراز، 360 نفر در یاسوج) از آنان را به عنوان نمونه به شیوه نمونه گیری خوشه ایی مرحله ای انتخاب شده اند. در این پژوهش روش پیمایش مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها از راه نرم افزار رایانه ای SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. میانگین و انحراف معیار چهار بعد سلامت سالمندان مورد پژوهش 95/14± 18/75 بود که 8/63 درصد آن ها وضعیت سلامت ادراک شده خود را در حد متوسط ارزیابی نمودند. متغیرهای جمعیتی مانند سن، تحصیلات، وضعیت اشتغال، وضعیت تاهل، قومیت، تعداد فرزندان، طبقه اقتصادی- اجتماعی، سابقه بیماری با خودارزیابی سلامت سالمندان رابطه ای معنی دار داشتند. بین جنس و خودارزیابی سلامت رابطه ای معنی دار وجود نداشت. هم چنین، متغیرهای فرهنگی و اجتماعی مانند رفتارهای سلامت، حمایت اجتماعی، عزت نفس، مصرف رسانه، ارتباط و صمیمیت با فرزندان و ارتباط با دوستان با خودارزیابی سلامت رابطه ای معنی دار داشتند. آماره ضریب تعیین 2R نیز نشان می دهد که حدود چهل درصد تغییرات متغیر وابسته یعنی)خودارزیابی سلامت( توسط هفت متغیر مستقل که در معادله باقی مانده اند و شامل عزت نفس، سابقه بیماری، تعداد فرزندان، رفتار سلامت، قومیت، تحصیلات، حمایت اجتماعی هستند تبیین می شود.این که فرد نسبت به خود چه احساسی داشته باشد و برای خود چه مقدار ارزش و اهمیت بداند، می تواند بر خودارزیابی سلامت تاثیر بگذارد این مطالعه نشان داد، وضعیت سلامت سالمندان شهر شیراز و یاسوج در حد متوسط بوده که نیازمند حمایت خانواده ها و مسئولان می باشند و وضعیت سلامت سالمندان شهر شیراز و یاسوج از عوامل فرهنگی- اجتماعی تاثیر می پذیرد.
هدف پژوهش حاضر بررسی وقوع یا عدم وقوع طلاق در فضای مجازی، از طریق ایمیل، پیامک و یا سایر وسایل ارتباط جمعی است، که به روش توصیفی تحلیلی از نوع تحلیل محتوا می باشد. داده های پژوهش بر پایه روش کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده است. طلاق مجازی یعنی این که زوج با استفاده از یک نامه اینترنتی(ایمیل) یا یک پیامک و امثال این ها، همسرش را طلاق دهد. فقها درباره وقوع، یا عدم وقوع چنین طلاقی اختلاف نظر دارند. گروهی معتقدند هرچند طلاق کتبی تحت شرایطی واقع می شود؛ اما طلاق به این شیوه، به دلیل مخالفت با عرف شرع، عدم همخوانی با سبک زندگی اسلامی، وجود فریب و نیرنگ، عدم احراز اراده زوج، ترویج هرج و مرج در جامعه، و تخریب بنیان خانواده جایز نبوده و واقع نمی شود. در مقابل موافقان با استناد به اطلاق و عموم آیات و احادیث وارده در بحث طلاق، قیاس به طلاق کتبی و طلاق هازل، اقرار زوج در حضور قاضی و احراز اراده او بر ایقاع طلاق و ارائه ایمیل حاوی امضای الکترونیکی ثبت شده و رعایت شروط طلاق، وقوع آن را جایز می دانند. براساس پژوهش انجام شده، نظریه موافقان با رعایت شروط مقرّر، به دلیل قوت ادله، سنخیت با مطالبات عمومی و اقتضائات عصر حاضر راجح به نظر می رسد.
سلامت درک شده راهی است برای بررسی وضعیت سلامت افراد که آگاهی کامل در حیطه های بیولوژیکی، ذهنی، عملکردی و معنوی از سلامت فرد را مشخص می کند. بررسی وضعیت سلامتی افراد از نگاه خودشان سنجه ای مهم از نظر وضعیت سلامت عمومی جامعه است. خودارزیابی سلامت به وسیله فرد یک شاخص شناخته شده جهانی است که برای سنجش وضعیت سلامت افراد در پژوهش های سلامت همگانی و اپیدمیولوژی دارای کاربردی گسترده است. هدف از این پژوهش مطالعه خود ارزیابی سلامت میان سالمندان ساکن شهر شیراز و یاسوج است. جامعه آماری این پژوهش را افراد سالمند بالای 65 سال ساکن شهر شیراز و یاسوج تشکیل داده است و برای گردآوری داده ها تعداد 760 نفر (400 نفر در شیراز، 360 نفر در یاسوج) از آنان را به عنوان نمونه به شیوه نمونه گیری خوشه ایی مرحله ایی انتخاب شده اند. در این پژوهش روش پیمایش مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها از راه نرم افزار کامپیوتری SPSS در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت. میانگین و انحراف معیار چهار بعد سلامت سالمندان مورد پژوهش 95/14± 18/75 بود که 8/63 درصد آن ها وضعیت سلامت ادراک شده خود را در حد متوسط ارزیابی کردند. متغیر های جمعیتی مانند سن، تحصیلات، وضعیت اشتغال، وضعیت تاهل، قومیت، تعداد فرزندان، طبقه اقتصادی- اجتماعی، سابقه بیماری با خودارزیابی سلامت سالمندان رابطه ای معنی دار داشتند. بین جنس و خودارزیابی سلامت رابطه ای معنی دار وجود نداشت. هم چنین، متغیرهای فرهنگی و اجتماعی مانند رفتارهای سلامت، حمایت اجتماعی، عزت نفس، مصرف رسانه، ارتباط و صمیمیت با فرزندان و ارتباط با دوستان با خودارزیابی سلامت رابطه ای معنی دار داشتند. آماره ضریب تعیین 2R نیز نشان می دهد که حدود 40 درصد تغییرات متغیر وابسته یعنی)خودارزیابی سلامت( به وسیله هفت متغیر مستقل که در معادله باقی مانده اند و شامل عزت نفس، سابقه بیماری، تعداد فرزندان، رفتار سلامت، قومیت، تحصیلات، حمایت اجتماعی هستند تبیین می شود.این که فرد نسبت به خود چه احساسی داشته باشد و برای خود چه مقدار ارزش و اهمیت بداند، می تواند بر خودارزیابی سلامت تاثیر بگذارد. این مطالعه نشان داد که وضعیت سلامت سالمندان شهر شیراز و یاسوج در حد متوسط بوده که نیازمند حمایت خانواده ها و مسئولان می باشند و وضعیت سلامت سالمندان شهر شیراز و یاسوج از عوامل فرهنگی- اجتماعی تاثیر می پذیرد.
هدف اصلی این پژوهش، مطالعه عواملی است که می تواند بر ساخت قدرت در خانواده مؤثر باشد. در این مطالعه که به روش پیمایش انجام شده،352 نفر از زنان متأهل شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفته است. چارچوب نظری مورد استفاده در این مطالعه، دیدگاه فمینیستی و نظریه منابع است. یافته های پژوهش نشان می دهد که 2/10 درصد خانواده ها ساخت دموکراتیک دارند،3/79 درصد تا حدی دموکراتیک اند و در 5/10 درصد خانواده ها ساخت غیردموکراتیک حاکم است. متغیرهای منزلت شغلی زن، تحصیلات همسر، درآمد زن، فاصله سنی زوجین، بعد خانوار، تصور اقتدارگرای شوهر با متغیر وابسته رابطه معنی دار آماری دارند. در تحلیل چند متغیره نیز متغیرهای مستقل موجود در مدل، در کل 39% درصد از واریانس متغیر وابسته را در جامعه آماری تبیین می کنند.
تحقیقات بسیاری نشان داده که کاهش میزان سازگاری زوجین تهدیدی برای سلامت و بقا خانواده هاست. هدف اساسی این تحقیق نیز بررسی تأثیر هریک از مؤلفه های سازگاری بر انسجام خانواده در اقوام مختلف شهر همدان می باشد. این پژوهش به روش پیمایشی انجام گرفته و جمعیت نمونه در این تحقیق شامل 147 نفر از اقوام فارس، ترک و لر زبان ساکن شهر همدان بوده که با شیوه نمونه گیری تصادفی ساده ی چندمرحله ای و نسبتی انتخاب و با استفاده از پرسشنامه بازسازی شده سازگاری فیلیسینگر و اسپانیر مورد مطالعه قرار گرفتند. واحد تحلیل فرد و پرسش نامه حضوری (به صورت مصاحبه) اجرا شد. نتایج یافته ها نشان داد، تأثیر مؤلفه های تفکیک شدة سازگاری بر انسجام خانواده های اقوام یکسان نیست و تحلیل رگرسیون چند متغیره گام به گام نشان داد که تأثیر وحدت نظر در میان خانواده ترک زبان و رضایتمندی از زندگی مشترک در میان خانواده فارس زبان و اجماع در میان خانواده لر زبان بیشترین تأثیر و اهمیت را دارد که متأثر از فرهنگ خاص و سابقه تاریخی اقوام است
هدف پژوهش حاضر، مطالعه کمال گرایی سا لم و ناسالم، و تیپ شخصیتی A متأثر از سبک های مختلف فرزندپروری است. روش پژوهش پس رویدادی و جامعه آن دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی است که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و در نهایت هدفمند بر اساس وجود حداقل 80 نفر در هر یک از سبک های فرزندپروری انتخاب شدند. نمونه پژوهش 407 نفر شامل 235 دختر و 172 پسر است. آزمودنی ها به سه پرسش نامه ادراک از سبک های فرزندپروری، مقیاس کمال گرایی مثبت و منفی و مقیاس تیپ شخصیتی A پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با آزمون آماری MANOVA، ANOVA و آزمون تعقیبی شفه تحلیل گردید. نتایج، کمال گرایی سا لم را در سبک فرزندپروری مقتدرانه بیشتر و در سبک فرزندپروری مسامحه کار کمتر از سایر سبک های فرزندپروری نشان داد. کمال گرایی ناسالم در سبک فرزندپروری سهل گیر از مستبدانه بیشتر، همچنین کمال گرایی ناسالم در پسران بیشتر از دختران بود. اثر تعاملی سبک های فرزندپروری و جنسیت بر کمال گرایی سالم معنادار بود به طوری که کمال گرایی سالم دختران در سبک فرزندپروری مقتدرانه بیشتر از پسران و کمال گرایی سالم پسران در سبک فرزندپروری سهل گیر بیشتر از دختران نشان داده شد. اثر اصلی سبک های فرزندپروری و جنسیت در نمره تیپ شخصیتی A تفاوت معناداری نشان ندادند اما اثر تعاملی سبک های فرزندپروری و جنسیت بر تیپ شخصیتی A تأیید شد و مشخص گردید که در سبک فرزندپروری سهل گیر تیپ شخصیتی A پسران بیشتر از دختران، و در سبک فرزندپروری مستبد تیپ شخصیتی A دختران بیشتر از پسران است. بحث و نتیجه گیری به دلیل نقش برجسته و مهم سبک های فرزندپروری والدین در ایجاد کمال گرایی سالم و ناسالم، و به دلیل اثر تعاملی سبک فرزندپروری و جنسیت بر کمال گرایی سالم و تیپ شخصیتی A، آگاه ساختن والدین از پیامدهای انواع سبک فرزندپروری و ارائه آموزش های خانواده جهت پرورش افراد سا لم در جامعه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
در سال های اخیر مطالعات گسترده در زمینه فرهنگ و والدگری نشان داده که اهداف و ارزش های فرزندپروری والدین منجر به تفاوت هایی در رفتارهای والدگری آن ها خواهد شد. پژوهش حاضر با هدف مشاهده الگوی تعامل مادران ایرانی در یک موقعیت بازی طراحی شد. پژوهش از نوع مطالعات کیفی بوده و 30 زوج مادر و کودک (15 دختر و 15 پسر) به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای مشاهده تعامل مادر کودک، یک موقعیت بازی طراحی و توسط دوربین فیلم برداری ثبت شد. داده های مشاهده ای بر اساس روش های تجزیه و تحلیل کیفی مورد بررسی قرار گرفتند. از طریق کدگذاری و مقوله بندی داده های مشاهده ای، الگوهای رفتاری کلامی (مثبت، منفی و تسهیل گرانه) و غیرکلامی (مثبت، منفی و ارتباطی) در تعامل والد-کودک استخراج، و توسط پژوهشگر نام گذاری شدند. بر اساس نمره گذاری کدهای مشخص شده، رفتارهای کلامی تسهیل گرانه و رفتارهای غیرکلامی منفی بیشترین فراوانی را داشتند. مجموعه رفتارهای مادران که جریان بازی را برای کودک تسهیل و از فعالیت عملی و ذهنی او می کاهد رفتارهای تسهیل گرانه نام گذاری شدند، که این رفتارها بیشترین فراوانی را در میان مادران ایرانی داشتند. بر اساس پژوهش های مشابه انجام شده، رفتار والدگری مادران ایرانی به فرهنگ های ژاپنی، چینی و لاتینی شباهت بیشتری نسبت به مادران آمریکایی، بریتانیایی و استرالیایی داشت.