یکی از مسائل اساسی در حوزه علوم اجتماعی و به طور خاص در جامعه شناسی بحث محرومیت نسبی جوانان است. عواملی از جمله روانشناختی، اجتماعی بیولوژیکی و محیطی در ایجاد پرخاشگری نقش دارند. هدف اصلی این مطالعه، بررسی رابطه بین محرومیت اجتماعی و رفتار پرخاشگرانه در میان جوانان است. چارچوب نظری تحقیق برگرفته از رهیافت تفسیری اجتماعی با تاکید خاص بر نظریه گار است. این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و از طریق ابزار پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری مورد مطالعه جوانان بین سنین 19 تا 29 سال شهر شیراز است. به منظور تسهیل و تسریع پژوهش و صرفه جویی در وقت و هزینه، ناگزیر تعداد 400 نفر جوان از جامعه آماری به عنوان نمونه معروف به شیوه تصادفی سیستماتیک برای مطالعه انتخاب شدند. از اعتبار صوری، ملاک و سازه برای روایی و آلفا کرونباخ برای پایایی ابزار تحقیق استفاده به عمل آمد و از روشهای آماری ضریب همبستگی پیرسون و مقایسه میانگین ها برای آزمون فرضیات و تکنیک رگرسیون و تحلیل مسیر برای سنجش مدل تحقیق استفاده شد. براساس یافته های تحقیق بین پرخاشگری اجتماعی و متغیرهای محرومیت اجتماعی(67/0=r)، تحصیلات(37/0-=r) و درآمد(42/0-=r)، رابطه معنی دار وجود دارد. نتایج ضریب رگرسیونی نشان می دهد که شش متغیر محرومیت اجتماعی(34/0Beta=)، وضعیت شغلی(32/0Beta=)، تحصیلات(27/0Beta=)، وضعیت تاهل(24/0Beta=)، وضعیت تاهل (17/0Beta=) و درآمد(12/0Beta=) به ترتیب میزان اهمیتی در تبیین متغیر وابسته داشته اند، وارد معادله رگرسیونی شده اند و در مجموع توانسته اند 67/0 درصد از واریانس متغیر وابسته را تبیین و توضیح کنند(67/0=R²).
زمینه و هدف: یکی از موضوعات مهم کنگره دوازدهم سازمان ملل در زمینه پیشگیری از جرم و عدالت کیفری جرایم سایبری و چالش های فراروی آن است و بنابراین آگاهى از پى آمدهاى اینترنت و در کنار آن، در نظرگرفتن راهبردهاى مناسب براى استفاده درست و پیش گیرى یا کاهش پى آمدهاى احتمالی منفى آن، اهمیت اساسى دارد. این نوشتار به بیان روانشناسی اینترنت و پى آمدهاى منفى آن بر سلامت و رفتار انسان و بازداری زدایی در اینترنت و تاثیرات اینترنت بر بزهکاری و بزه دیدگی افراد می پردازد. روش: این تحقیق بصورت کتابخانه ای و با بررسی ادبیات موجود در زمینه آثار مثبت و منفی اینترنت و فضای مجازی صورت گرفته است. داده های تحقیق به کمک ابزار فیش برداری جمع آوری و تدوین گردیده اند. یافته ها و نتایج: اینترنت در کنار دست آوردها و کاربردهاى انکارناپذیر و مثبتى که در زمینه هاى گوناگون دارد، پى آمدهاى نامطلوبى به همراه دارد که باید مورد توجه والدین، مربیان و همه مسئولان امر تعلیم و تربیت و برنامه ریزان فرهنگى جامعه و پلیس قرار بگیرد.
پژوهش حاضر می کوشد با تکیه بر نظریه فعالیت های روزمره، چرایی وقوع رفتارهای انحرافی را در میان دانشجویان دانشگاه مازندران بررسی و این گونه، این نظریه را آزمون تجربی کند. برخلاف بیشتر پژوهش هایی که نظریه فعالیت های روزمره را درباره قربانیان جرائم و چگونگی قربانی شدن به کار می برده اند، در پژوهش حاضر، این نظریه برای تبیین رفتارهای انحرافی دانشجویان به کار گرفته شده است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه بوده است. درمجموع، 393 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران که در سال تحصیلی 94-1393 مشغول به تحصیل بوده اند، به شیوه نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده و به پرسشنامه پاسخ داده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند بین پسران و دختران از لحاظ میزان وقوع رفتارهای انحرافی، تفاوت معناداری وجود دارد، به گونه ای که وقوع رفتارهای انحرافی در بین دانشجویان پسر بیشتر از دانشجویان دختر است. یافته ها همچنین نشان می دهند متغیرهای نظریه فعالیت های روزمره به خوبی رفتارهای انحرافی را در میان دانشجویان تبیین می کنند. نتایج حاصل از تحلیل های رگرسیونی نشان دادند متغیرهای این پژوهش، 44 درصد از تغییرات رفتارهای انحرافی را در میان دانشجویان تبیین می کنند. از تمامی متغیرهای واردشده در مدل رگرسیونی، سه متغیر شدت پیوستگی به دوستان بزهکار، فعالیت های ساخت نیافته و حضور چهره مقتدر، تأثیر معناداری در وقوع رفتارهای انحرافی دانشجویان داشتند. در حالت کلی، نتایج به دست آمده، گزاره های نظریه فعالیت های روزمره را تأیید می کنند و نشان می دهند موقعیت ها، نقش بسزایی در وقوع رفتارهای انحرافی دارند و همان گونه که نظریه فعالیت های روزمره مطرح می کند، فعالیت های ساخت نیافته با همالان در غیاب چهره های مقتدر به وقوع رفتارهای انحرافی منجر می شوند.
زمینه و هدف: اعتماد مردم به پلیس یکی از ضرورت های موفقیت این نهاد برای تأمین امنیت اجتماعی و عمومی است. عوامل متعددی بر اعتماد به پلیس تأثیر دارند که ازجمله مهمترین آنها اقدامات رسانه های ارتباط جمعی است. پژوهش حاضر شیوه های جلب مشارکت رسانه ها برای اعتمادسازی نسبت به پلیس را بررسی می کند. روش: پژوهش حاضر از نظر شیوه اجرا کیفی و از نظر نوع، توصیفی- تبیینی است. جامعه آماری پژوهش را مدیران و سردبیران و دبیر سرویس های رسانه های ارتباط جمعی از جمله رسانه های شنیداری، دیداری- شنیداری، مکتوب و مجازی تشکیل داده اند. نمونه گیری به شیوه گلوله برفی انجام و با 46 نفر اشباع نظری حاصل شد. جمع آوری داده ها نیز به شیوه مصاحبه حضوری نیمه ساخت یافته صورت گرفت. یافته ها و نتایج: پژوهش نشان داد نیروی انتظامی با اقداماتی از قبیل تعامل صحیح و مستمر با رسانه ها، تشکیل کانون های اندیشه ورزی، اطلاع رسانی به موقع به رسانه ها، امکان دستیابی خبرنگاران به پرونده های مهیج، سخنگوی رسانه ای داشتن و داشتن خبرنگاران انتظامی در رسانه ها می تواند مشارکت رسانه ها را برای اعتمادسازی نسبت به پلیس جلب کند.
زمینه و هدف :دانشگاه علوم انتظامی به عنوان تنها مرکز آموزش عالی پلیس با فراهم آوری مقدمات پیاده سازی و اجرای تعالی بر مبنای EFQM طلیعه دار تغییر به ویژه در مدیریت کیفی مراکز علمی و پژوهشی برای رشد و پیشرفت همه جانبه در نیروی پلیس شده است . مدل اروپایی تعالی سازمانی (EFQM) که مورد استفاده دانشگاه علوم انتظامی قرار دارد بر هشت مفهوم بنیادین متکی است که در این تحقیق ابعاد الگو را تشکیل داده و شاخص یابی ابعاد مذکور بر مبناء ویژگی های بومی و خصوصیات دانشگاه علوم انتظامی هدف تحقیق است . روش: تحقیق از نوع کاربردی و پیمایشی بوده که به روش دلفی ( نظر سنجی خبرگان ) با استفاده از پرسشنامه 7 درجه ای لیکرت.در جامعه آماری اعضاءهیئت علمی دانشگاه و با نمونه ای به تعداد 40 نفر به روش دلفی در دو مرحله اجرا شده است . یافته ها و نتایج : یافته های تحقیق حاکی از این است که ابعاد و مولفه های الگو در هر دو مرحله سنجش دلفی تایید شدند و از 63 شاخص مرحله اول، 36 شاخص در محدوده مطلوب طیف قرار گرفتند و با اضافه شدن 5 شاخص حسب نظر خبرگان، پرسشنامه مرحله دوم با 44 شاخص اجرا شد که در 4 شاخص اصلاحیه پذیرفت استفاده عملی از نتایج تحقیق برای ارتقاء کیفیت آموزش در قالب تعالی سازمانی دانشگاه بر مبناء مدل EFQM و انجام برخی تحقیق های مکمل به مانند تحقیق در الگوی رهبری دانشگاه و شاخص های آن که از جمله مهم ترین انهاست، به عنوان پیشنهاد های تحقیق ارائه شده اند. شاخص هایی که میانگین وزنی آنها بالاست، قدرت اندازه گیری قوی تری دارند و با ویژگی های بومی ومتناسب با شرایط دانشگاه علوم انتظامی سازگار تر هستند.
سرمایه اجتماعی با تأمین نوعی امنیت معنایی برای افراد که به واسطه معنادهی سنت ها، ارزش ها و قواعد در زندگی افراد در جامعه حاصل می آید، افراد جامعه را از گرفتارآمدن در دامن ناهنجاری ها و انحرافات و جرایم ، به مثابه مظاهر ناامنی اجتماعی و مشارکت منفی در جامعه به دور می دارد.هدف تحقیق حاضر بررسی و شناسایی رابطه بین سرمایه اجتماعی و جرایم در بین جوانان مجرم واقع در زندان مرکزی شهرسنندج می باشد.روش مطالعه ،پیمایشی و با استفاده از نمونه تصادفی 196 نفری زندانیان مجرم( 18-39) ساله صورت گرفته است.برای تحلیل داده ها ازجداول دوبعدی و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند رابطه بین سرمایه اجتماعی و میزان جرم جوانان ازنظر آماری معناداراست به این صورت که هرچه جوانان از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردار باشند میزان ارتکاب به جرم آن ها کمتر و بالعکس. همچنین جوانانی که بیشتر مرتکب جرم می شوند، در فضاهای اجتماعی رشد کرده اند که از سرمایه اجتماعی پایین تری برخوردار است. پس می توان با برنامه ریزی در راستای افزایش سرمایه اجتماعی میزان بزهکاری و جرم را در جامعه مورد پژوهش کاهش داد.
"قبلا تصور می شد وقوع حوادث و بلایای طبیعی در مناطق شهری آثار و پیامدهای کم تری در مقایسه با مناطق روستایی دارد. اما امروز، با توجه به تغییرات مشخص که در ساختار و سازمان شهرها به وجود آمده، آن ها را در برابر حوادث غیر مترقبه بسیار ضربه پذیر کرده است. جمعیت شهرها به سرعت در حال افزایش است، تمرکز صنعتی، گسترش محله های فقیر، تعداد زیاد زنان، کودکان و افراد معلول، زمینه مساعد ایجاد بحران های تکنولوژیک، خطرات هسته ای، برج های مرتفع و بسیاری عوامل دیگر، مسایلی هستند که در این مقاله بررسی شده اند و به این وسیله مخاطرات حاصل از آن برای زندگی شهروندان در صورت وقوع حوادث و بلایای طبیعی مطرح شده است. نویسنده در بخش آخر مقاله با توجه به ویژگی های جوامع شهری، چارچوب و ابعاد مدیریت بحران را قبل، همزمان و پس از وقوع حوادث مطرح کرده است.
"