فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۱٬۰۸۶ مورد.
برساخت های شخصی پسران از نزاع های بین فردی خود در بستر محلات شیراز (مشارکت کنندگان: مهرجویان کانون اصلاح و تربیت استان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله، ارائه ی یک چارچوب نظری و مدل پارادایمی از برساخت های شخصی پسران از نزاع هایِ بین فردی شان در بستر محله های زندگی آنهاست. برای تحقق این هدف از روش شناسی کیفی و روش نظریه ی زمینه ای استفاده شد. مشارکت کنندگان این تحقیق را با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و معیار، هجده پسر ۱۵ تا ۱۸ ساله ی شیرازی تشکیل دادند که در کانون اصلاح و تربیت استان فارس به علت ارتکاب نزاع های بین فردی حضور داشتند. برای دستیابی به چارچوب نظری و مدل پارادایمی از طریق ۳ مرحله ی کدگذاری، بیش از ۵۰ مفهوم، ۱۳ مقوله ی فرعی، ۶ مقوله ی اصلی و یک مقوله ی هسته با عنوان «قمپزشدن برای سازگاری با شرایط زندگی در محلات» استخراج گردید. چارچوب نظری کشف شده حاصل از این پژوهش مطرح می کند که پسران در فضای اجتماعی نامساعد محلات خود، به طور مکرر در معرض نزاع های متنوع قرار می گیرند. با این مواجهه، علاوه بر حساسیت زدایی نسبت به پدیده ی نزاع و مشروعیت بخشی به کاربرد آن، این قضیه در ذهن پسران خطور می کند که آنها نیز ممکن است قربانی نزاع شوند؛ بنابراین ترس از بزه دیدگی و همچنین پیش بینی قربانی شدن، آنها را به فکر چاره ای اساسی می اندازد. بر این اساس پذیرش ارتکاب نزاع، مطلوب ترین و اجتناب ناپذیرترین راهبرد برای حل مسائل شخصی و خانوادگی، در دسترس پسرانِ محلات پایینِ شهری است. آنها با ارائه و نمایش یک نزاع شکوهمند و فتح آن، نه تنها مشکل حاضر خود را حل می نمایند، بلکه با کسب یک هویت قمپزی، از خطرات احتمالی آتی نیز پیشگیری می کنند. از نظر پسران، کسب هویت قمپزی در این محلات برای ادامه ی حیات ضروری است که منجر به کاهش آسیب و در نهایت باعث بیمه شدن خود و دگران مهم آنها در برابر انواع قربانی شدن می شود.
مقایسه نیمرخ شخصیتی معتادان گمنام و غیر گمنام زندانی مرد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش مقایسه نیمرخ شخصیتی معتادان گمنام و غیر گمنام زندانی مرد بود. روش: جامعه آماری این پژوهش معتادان گمنام و غیر گمنام مرد زندان های استان همدان در سال 1391 بودند که تعداد آنها 3130 نفر شامل 627 نفر گمنام و 2503 نفر غیر گمنام بود. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 310 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب شدند و به فرم کوتاه پرسشنامه پنج عاملی شخصیتی نئو پاسخ دادند. داده ها با استفاده از توزیع فراوانی و درصد، شاخص های آمار توصیفی و آزمون آماری تحلیل واریانس چند متغیری تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین نیمرخ ویژگیهای شخصیتی معتادان گمنام و غیر گمنام زندانی مرد تفاوت معنا داری مشاهده شد. به گونه ای که میانگین نمره ویژگی شخصیتی روان نژندی معتادان گمنام از غیر گمنام کمتر بود، اما میانگین نمره ویژگی شخصیتی برون گرایی معتادان گمنام از غیر گمنام بیشتر بود. نتیجه گیری: میتوان نتیجه گیری کرد معتادان مردی که در مجمع های معتادان گمنام شرکت میکنند، در مقایسه با معتادانی که در این جلسات شرکت نمیکنند، دارای ویژگیهای شخصیتی متفاوتی هستند.
A study of beggars characteristics and attitude of people towards the(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research was based on the culture of poverty and social disorganization theories، using a survey method. The sample of the study included 330 beggars and 1000 non-beggars shiraz. The research findings revealed that 64/4 percent of the beggars aged lower than 20 years and most of them were mentally and physically healthy. Most of them live in the suburbs of the city where the culture of poverty is prevalent. The results of multiple regression implied that there is meaningful relationship between the factors of ""being religious،"" marital status""، ""levels of education""، ""being rural or urban""، ""occupation"" and ""social class"" of the participants and their attitudes toward the phenomenon of begging. It also shows that the factor of ""degree of religion"" explained the maximum amount of the dependent variable (tendency to help he beggars).
معرفی و نقد کتاب مسائل اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب مسائل اجتماعینوشته جان مشونیس است که هوشنگ نایبی آن را ترجمه کرده و از سوی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات منتشر شده است. معرفی نویسنده: جان مشونیس استاد ممتاز جامعه شناسی کالج کنیون گامبیر اوهایو است. او بیش از سی سال است که مبانی جامعه شناسی و مسائل اجتماعی درس می دهد و درباره حیات اجتماعات محلی، روابط صمیمانه در خانواده، تکنولوژی جدید اطلاعات و آموزش به شکل جهانی تحقیق و پژوهش می کند و آثار فراوانی در این زمینه دارد. شهرت مشونیس بیشتر در نوشتن کتاب های درسی مبانی جامعه شناسی مخصوصاً کتاب جامعه: مبانی آن است که چاپ چهاردهم آن در سال 2016 منتشر شده است. کتاب مسائل اجتماعیدومین اثر منتشرشده از اوست که در سال 2014 به چاپ ششم رسیده است. ویراست چهارم این کتاب در سال 2011 توسط هوشنگ نایبی ترجمه شده و با همت پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات به چاپ رسیده است.
بازسازی شهری، تصویر تهران و تجربه بیگانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آن چه ما را متعلق به شهر می کند، تصویری است که از آن در ذهن داریم. «تهران» سال هاست در حال تخریب و بازسازی کالبد خویش است. کالبدی که هویت جدید، روابطی جدید و مناسبات نویی را طلب می کند. اما تصویر ذهنی ساکنین از این کالبد در حال ساخته شدن و تغییر چیست؟ این تصویر چه الگوهای ارتباطی با شهر را برای ساکنین شکل می دهد؟ این مقاله با استفاده از تکنیک مصاحبه و روش تحلیل تماتیک تلاش کرده سؤالات فوق را پاسخ دهد که به همین منظور با نمونه گیری نظری، تعداد 22 نفر از ساکنین مناطق 1، 3، 17 و 19 به عنوان توسعه یافته ترین و کم تر توسعه یافته ترین مناطق شهر تهران انتخاب شده اند و در بخش نظری، از زیمل و مفهوم بلازه، توجه بنیامین به خاطره و معنای شهر، ایدة بیگانگی و فضاهای بازنمایی لوفور الهام گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تصویر شهر تهران در شمال و جنوب تفاوت هایی دارد. از جمله آن که تصویر جنوب شهری ها بیشتر منفی و آسیبی بوده، اما شمال شهری ها به جز موارد کلی نظیر ترافیک، به نسبت تصویر مطلوب تری از شهر دارند که اغلب به خاطرة آنان از شهر مربوط می شود. تجربة روند بازسازی شهر از منظر ساکنین با تراژدی زوال خاطره همراه است، چیزی که ساکنان را به حسرت از دست رفتن شهر قدیمی و نوستالژی نسبت به گذشته معطوف می کند. ساکنین شهر تصویری تفکیکی از شمال و جنوب شهر در ذهن دارند. تصویری که با عدم ارتباط و آشنایی حداقلی این مناطق نسبت به هم همراه است. این تصویر تفکیکی در بین ساکنان جنوب همراه با حس محرومیت، نابرابری و نارضایتی است. هم چنین ساکنین شهر از کاهش روابط انسانی عمیق و اعتماد اجتماعی دچار حس تنهایی هستند. مجموع تم های تصویر ذهنی شهر نزد ساکنین نشان می دهد که کالبد جدید تهران، ساکنین را به سمت بیگانگی با شهر و کاهش حس تعلق به آن می برد.
اثر هشدار در رفع مسئولیت پلیس (با تأکید بر مقررات قانونی بکارگیری سلاح)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پلیس برای حفظ امنیت اجتماعی و اجرای وظایف ذاتی خود ناگزیر از امر و نهی به دیگران و اعمال قدرت است که برخی موارد، مستلزم استفاده از سلاح گرم است. پیامد بهره مندی از سلاح ممکن است ورود خسارات مالی یا جانی به افراد جامعه را در پی داشته باشد در نتیجه بحث مسئولیت پلیس مطرح می شود. برای رفع مسئولیت پلیس یا مأموران، افزون بر عواملی مانند فرمان قانون، دستور آمر قانونی یا دفاع مشروع، به هشدار پیشگیرانه استناد می شود. در باب مسئولیت مدنی، هشدار می تواند به عنوان یک عامل مستقل در رفع مسئولیت و یک دفاع کامل مورد بررسی قرار گیرد. هدف این مقاله بازگفت قاعده هشدار و کارایی آن در رفع مسئولیت پلیس با تأکید بر پیامدهای زیان بار ناشی از بکارگیری سلاح و تیراندازی است. روش: مقاله از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است و یافته های آن با بهره مندی از منابع کتابخانه ای و رویه محاکم دادگستری ایران است. یافته ها و نتایج: رویکرد قانون گذار ایران اگرچه در مسیر قانونگذاری، به قاعده هشدار به شکلی که در این نوشتار ارائه می شود نبوده ولی در بسیاری از قوانین و آیین نامه ها به ویژه قانون بکارگیری سلاح برای دوری جستن از خطر، از واژه های هشدار و مصادیق آن بهره برده و هشداردهی را یکی از مقررات لازم در بکارگیری سلاح در نظر گرفته است؛ به طوری که در صورت رعایت آن مقررات، پلیس در استفاده از قوه قهریه و اقدام به تیراندازی نسبت به زیان وارده مسئولیتی ندارد. مبنای نداشتن مسئولیت پلیس طبق قاعده هشدار می تواند قطع رابطه استناد عرفی میان فعل زیان بار و زیان وارده باشد. در رویه دادگاه های دادگستری آراء فراوانی را می توان یافت که قاعده هشدار در کنار سایر مقررات در رفع مسئولیت پلیس و نیز برای اثبات تقصیر و مسئول دانستن اشخاص نقش کاربردی دارد.
دست های کوچک و چالاک
آینده نهادهای تخصصی
بررسی رابطه بین محرومیت نسبی و هراس اجتماعی با استرس های فرهنگ پذیری مهاجران واردشده به شهر طبس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه مسائلی مانند شکست در تحصیلات، استرس های اجتماعی، احساس ناامنی و حوادث منفی زندگی از جمله جدایی از والدین، ازدست دادن کار و یا محرومیت نسبی و هراس اجتماعی از عوامل اجتماعی هستند که بر استرس های فرهنگ پذیری در میان مهاجران واردشده به محیط های فرهنگی جدید تأثیر زیادی می گذارند. هدف این مقاله بررسی رابطه بین محرومیت نسبی و هراس اجتماعی با استرس های فرهنگ پذیری مهاجران واردشده به شهر طبس است. روش پژوهش در این مطالعه، پیمایش است و از ابزار پرسشنامه محقق ساخته برای اندازه گیری استفاده شده است. جامعه آماری، مهاجران واردشده به شهر طبس هستند که تعداد 200 نفر به شیوه نمونه گیری خوشه ای برای مطالعه انتخاب شدند. از اعتبار صوری و سازه برای روایی و آلفای کرونباخ برای پایایی ابزار استفاده شد. از روش های آماری ضریب همبستگی و تحلیل واریانس برای آزمون فرضیه ها استفاده شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد رابطه ای معنی دار بین متغیرهای مستقل محرومیت نسبی (56/0=r)، هراس اجتماعی (31/0=r)، میزان تحصیلات (19/0=r) و متغیر وابسته استرس ناشی از فرهنگ پذیری مهاجران واردشده وجود دارد. همچنین وضعیت اشتغال و وضعیت تأهل بر استرس های فرهنگ پذیری، تأثیری معنادار دارند. افزایش میزان هراس اجتماعی و محرومیت نسبی برای مهاجران واردشده به جامعه مقصد یا فرهنگ جدید، استرس های فرهنگ پذیری مهاجران را در ابعاد یکپارچگی و همانندی آن ها با فرهنگ جامعه مقصد می تواند کاهش دهد و به افزایش استرس های فرهنگ پذیری در دو بعد احساس جدایی و حاشیه نشینی منجر شود. می توان استنباط کرد افزایش میزان محرومیت نسبی و همچنین هراس اجتماعی در استرس های فرهنگ پذیری مهاجران واردشده به محیط فرهنگی جدید می تواند اختلال ایجاد کند.
تاثیر سلامت اجتماعی بر کنترل فساد اداری در اداره کل ورزش و جوانان استان فارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تاثیر سلامت اجتماعی بر کنترل فساد اداری در اداره کل ورزش و جوانان استان فارس بود. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و جامعه آماری این تحقیق همه کارکنان اداره ورزش و جوانان فارس که تعداد 115 نفر است، که با توجه به پایین بودن حجم نمونه نمونه آماری به صورت تمام شمار به دست آمد که در حقیقت نمونه برابر با جامعه است. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد سنجش سلامت اجتماعی کییز (2004) و و برای اندازه گیری کنترل فساد اداری از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و روایی سازه و پایایی از ضریب پایایی آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. برای تجریه و تحلیل داده ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار spss و از رویکرد معادلات ساختاری به وسیله نرم افزار AMOS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد سلامت اجتماعی با ضریب همبستگی 727/0 با کنترل فساد در اداره ورزش و جوانان فارس رابطه مستقیم و مثبتی وجود دارد. نتایج معادلات ساختاری نشان داد که سلامت اجتماعی با مقدار ضریب مسیر 83/0 و نسبت بحرانی (CR) 812/5 بر کنترل فساد در اداره ورزش و جوانان فارس تاثیر دارد. امید است نتایج این تحقیق مورد توجه مسئولان قرار گیرد.
مسئله مجازات اعدام
حوزههای تخصصی:
نگاهی به وضعیت بازار مواد مخدر در ایران و سایر کشورها (2001-2000 م.)
حوزههای تخصصی:
اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر مراحل تغییر در پیشگیری از عود در معتادان به موادمخدر مرد شهر کرمان
تأثیر آسیب های هنجاری (تعارض، بی هنجاری و بیگانگی) بر رفتارهای مدنی و خلاقانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر تعاملی بیگانگی ، تعارض هنجاری ادراک شده و بی هنجاری بر رفتار های مدنی و خلاقیت به اجرا درآمد. جامعة آماری پژوهش سازمانی صنعتی در اصفهان بود که ازبین کارکنان آن 254 نفر به شیوة تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه های رفتار های مدنی ، خلاقیت ، بیگانگی ، تعارض هنجاری ادراک شده و بی هنجاری بود. داده ها با استفاده از تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شد. نتایج نشان داد که تعارض هنجاری رابطة بی هنجاری را با خلاقیت، و بیگانگی رابطة تعارض هنجاری را با خلاقیت تعدیل می کنند. به این معنی که وقتی میزان تعارض هنجاری بالاست، بین بی هنجاری و خلاقیت رابطة مثبت معنادار وجود دارد، ولی وقتی که میزان تعارض هنجاری پایین است، بی هنجاری با خلاقیت رابطة معناداری ندارد. علاوه براین، در بیگانگی سطح پایین نسبت به بیگانگی سطح بالا ، تعارض هنجاری رابطة نیرومندتری با خلاقیت برقرار کرد. نتایج نشان داد که تعارض هنجاری و بیگانگی هم زمان رابطة بی هنجاری را با رفتار های مدنی تعدیل می کنند. به این معنی که وقتی میزان تعارض هنجاری و بیگانگی زیاد است، رابطة بین بی هنجاری و رفتارهای مدنی مثبت و معنادار است، ولی وقتی میزان تعارض هنجاری و بیگانگی پایین است، بین بی هنجاری و رفتارهای مدنی رابطة معناداری وجود ندارد.