فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۴۱ تا ۲٬۲۶۰ مورد از کل ۳٬۳۳۷ مورد.
مفهوم فرهنگ در جامعه بشری
حوزههای تخصصی:
بررسی رابطه سبک زندگی و اسلوب نوشتاری صادق هدایت در میدان تولید ادبی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد رابطه گرایانه بوردیو، ورای طرحهای ذهنی گرا و عینی گرا، تحت عنوان راه سوم در صدد است که پدیده های اجتماعی را به واسطه ارتباط عناصر ذهنی و عینی مورد بررسی قرار دهد. لذا در این مقاله سعی می شود رابطه سبک زندگی و اسلوب نوشتاری صادق هدایت به واسطه تعبیر بودردیو و استفاده از مفاهیم نو بنیادش همچون میدان منش و ذائقه مورد مطالعه ای از گونه تبیین میدانی قرار بگیرد. بدین لحاظ ابتدا سبک زندگی هدایت به عنوان آوانگاردترین نویسنده ایرانی به وسیله 22 مولفه اساسی برگرفته از تعبیر بوردیو از این مفهوم بازسازی شده است. از طرف دیگر اسلوب نوشتاری هدایت با توجه به مهمترین اثرش یعنی بوف کور و به واسطه 8 مولفه استخراج شده از تعریف بارت مورد بررسی قرار گرفته است. سپس کمیت و کیفیت رابطه مذکور با توجه به مولفه های مورد نظر و توجه به شرایط میدان تولید ادبی در زمان نشر بوف کور و در جهت پاسخ به سوالات مطرح شده مورد تبیین قرار داده شده است.
ارزش های جهان شمول و نظریه های رشد اخلاقی
حوزههای تخصصی:
میراث فرهنگی به گذشته محدود میشود ؟
منبع:
گردشگری ۱۳۸۵ شماره ۱۷
حوزههای تخصصی:
بازنمایی ایران در مطبوعات غرب : تحلیل انتقادی گفتمان « نیویورک تایمز » ، « گاردین » ، « لوموند » و « دی ولت »
حوزههای تخصصی:
"مقاله ى حاضر، گزیده اى از یک تحقیق دانشگاهى است که به منظور فهم و نقد گفتمان و ایدئولوژى پنهان و ژرفِ تاثیرگذار بر «عمل رسانه»هاى غرب، به بررسى و تحلیلِ انتقادىِ گفتمان چهار روزنامه نیویورک تایمز، گاردین، لوموند و دى ولت مى پردازد. رویکرد نظرى اتخاذ شده در تحقیق، ایدئولوژى و گفتمان شرق شناسى به عنوان نظام بازنمایىِ شرق در غرب است. نتایج به دست آمده حاکى از آن است که «تروریسم» و «بنیادگرایى اسلامى»، کلیشه هاى شمایل انگارانه اصلى هستند که توسط مطبوعات غرب مورد استفاده قرار مى گیرند. این دو کلیشه در واقع اسلام و ایران را در رسانه هاى غربى، به عنوان تهدید علیه صلح، دموکراسى و مدرنیزاسیون بازنمایى مى کنند. تحویل یا تقلیلِ مستمر ایران به نوعى تهدیدِ مضاعف تحت عنوان بنیادگرایى اسلامى و تروریسم بین المللى، این کشور را بیش تر از «دیگرانِ» دیگر براى غرب و سایر نقاط جهان، خطرناک جلوه مى دهد.
"
تبیین افول سرمایه اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
"طرح مساله: با این پیش فرض که سرمایه اجتماعی ایران طی سال های بعد از انقلاب کاهش یافته است، هدف اصلی این مقاله پاسخ به چرایی این مساله و تبیین آن است.
روش: در قسمت های اول و دوم مقاله، بر چند وجهی بودن رابطه علمی میان عوامل اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و این که بسته به شرایط مکانی و زمانی خاصی هر کدام می توانند نقش قوه محرک اولیه را ایفا کنند، تاکید شده است. در قسمت های سوم تا پنجم، با استناد به داده های موجود مبتنی بر مطالعات میدانی انجام شده، مرکز آمار ایران و همین طور داده های نهادهای جهانی چون بانک جهانی و برنامه توسعه سازمان ملل متحد، و برآورد کمی انجام شده از رابطه میان فساد از یک سو (به عنوان شاخصی برای سرمایه اجتماعی) و شاخص هایی چون حکمرانی، درآمد سرانه و توزیع درآمد از سوی دیگر، تصویری از افول سرمایه اجتماعی و نقش حکمرانی در آن ارایه شده است.
یافته و نتایج: سرمایه اجتماعی طی سال های بعد از انقلاب کاهش یافته است. نظام حکمرانی ایران چه در میان بیست کشور پرجمعیت جهان و چه در میان کشورهای خاورمیانه جایگاه بسیار ضعیفی دارد. علت اصلی کاهش سرمایه اجتماعی، ضعف در نظام حکمرانی است.
"
معرفی و نقد کتاب: هویت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میزگرد وضعیت مطالعات فرهنگی در ایران
حوزههای تخصصی:
جایگاه ستاره های ورزشی در دنیای امروز
حوزههای تخصصی:
رسانه جمعی و اعتماد، بررسی تأثیر رسانه های جمعی بر اعتماد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"عتماد اجتماعی یکی از عناصر اساسی نظم جامعه است. اعتماد اجتماعی تحت تاثیر عوامل مختلفی تقویت و یا تضعیف میشود که یکی از آنها رسانههای جمعی است. تحقیق حاضر در چارچوب روش پیمایشی با نمونهای 400 نفری از شهروندان تهرانی و به منظور بررسی تاثیر رسانههای جمعی بر اعتماد اجتماعی انجام گرفته است. در این راستا رابطه استفاده از سه نوع رسانه جمعی (تلویزیون داخلی، تلویزیون ماهوارهای و روزنامه) با سه نوع اعتماد میانفردی، عام و نهادی بررسی شده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که میزان استفاده از رسانههای جمعی با اعتماد میانفردی رابطه معنیداری ندارد، اما با اعتماد عام و نهادی رابطه دارد؛ دیگر آنکه نوع مالکیت و شیوه مدیریت بر رسانه، با اعتماد اجتماعی ارتباط دارد.
"
اینترنت و هویت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بدون تردید، ورود فن آوری های ارتباطی - به ویژه اینترنت - دگرگونی های بنیادینی را در ساختار مناسبات و ارتباطات انسانی ایجاد کرده است. پی آمد این امر شکل گیری نوع جدیدی از تعاملات انسانی است که ضمن تمایز از الگوهای ارتباطی مرسوم در رسانه های ارتباط جمعی، عملا فرصت های نوینی را در جهت تجلی خود و هویت، به وجود آورده است. از آن جا که اینترنت امروزه به عنوان بخشی از تجربیات و زندگی روزمره افراد درآمده است، بالتبع شناخت جامعه نوین مستلزم بررسی همه جانبه الگوهای ارتباطی موجود در جامعه می باشد. از این رو، ما در این مقاله تلاش خواهیم کرد تا ضمن بررسی آثار اینترنت بر ساختارهای اجتماعی و فرهنگی، مهم ترین پی آمدهای آن را در تکوین و برسازی هویت (فردی و جمعی)، بر مبنای روی کردهای نظری مختلف، مورد ارزیابی قرار دهیم.
فرهنگ شهرهای ایران : فرهنگ تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه حرکت ایده ها، سرمایه، مردم و بسیاری از اجزا و عناصر اجتماعی - فرهنگی و سایر عوامل که بر رفتارهای اجتماعی و شیوه های زندگی و الگوهای کنش تاثیرگذار بوده اند؛ سریع تر و گسترده تر از هر زمان و مکان و دوره ای از تاریخ، بشری شده است. جهانی شدن؛ دنیای معاصر بشری را بیش از پیش در ارتباطات و اطلاعات متقابل قرار داده است. جریان ترافیک در این شبکه جدید نه تنها سطوح جدیدی را سرعت بخشیده؛ بلکه جهت های حرکت را چندگانه کرده است. پویایی های جورواجور و نو، کانون مدل ها و اشکال تعلق و الگوهای تبادل زیادی را به وجود آورده است. در دنیای معاصر، فرایند دگرگونی ها و اتصال فرهنگ ها، نوعی تبدیل های جدیدی را صورت داده و الگوهای جدیدی را طرح ریزی کرده است که نه شکل اصیل و بنیادینی از یک حوزه ی فرهنگی را به صورت محض می توان دید و نه الگویی از تاثیرپذیری هایی که بر یک عرصه فرهنگی تاثیرگذار بوده است قابل مشاهده است. بنابراین، تلفیقی از دو گونه خاص که به ظهور پدیده جدیدی منجر شده است؛ دیده می شود. شهرهای ایران کانون همین پدیده های دو گونه خاص هستند که به فرهنگ کریوله شده تبدیل شده است. در این فرهنگ کریوله الگوی شهری جدید و متمایز را خواهیم داشت که با نوع و ساختار سنتی خود و با نوع و ساختی که از آن متاثر بوده است؛ تفاوت دارد؛ یعنی، نه آن است و نه این؛ بلکه نوع جدیدی که از آن به نام فرهنگ کریوله شهری ایران می توان نام برد.
باز تولید عقلانیت سنتی و خصلتهای عقلانیت ارتباطی در حوزه عمومی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله خصلتهای عقلانیت ارتباطی در حوزه عمومی ایرانی مورد مطالعه قرار می گیرند. این مقاله با استفاده از رویکرد هابرماس، عقلانیت ارتباطی را عامل توسعه یافتگی حوزه عمومی و تحول از زیست جهان سنتی به مدرن در نظر می گیرد. به همین منظور زیست جهان ایرانی به عنوان عامل موثر در تحول از سنت به مدرنیته در این مقاله مورد توجه قرار می گیرد.
توضیح آنکه، مطالعه تاریخ تحولات اجتماعی ایران حاکی از آنست که زیست جهان روشنفکران، نخستین زیست جهانی است که امکان تفکر نقادانه در مورد موضوعات عمومی را در ایران فراهم کرده است. مقاله حاضر ضمن تاکید بر بینش ارتباطاتی، بر آن است که دستیابی به زیست جهان منسجم مدرن نیازمند افکار و اندیشه های مستقل و محققانه ای است که میان سنت ایرانی و مدرنیسم پل زده و به نوعی بر بومی گرایی علمی استوار باشد.
این مقاله همچنین نشان می دهد زیست جهان ایرانی، از ویژگیهایی برخوردار است که منحصر به جامعه ایرانی است و از این جهت برای طی کردن دوره گذار لازم است تا عوامل بسترساز مطابق با زیست جهان خود را برای دستیابی به مدرنیته ایرانی بازسازی کند. زیست جهان روشنفکری ایران در حال نقد موضوعات عمومی از مجرای نقد بسیاری از باورهای موجود در جامعه ایران است. به عبارت دیگر، زیست جهان روشنفکری ناشی از نقد زیست جهان سنتی است. با وجود اینکه ایدئولوژی و ایدئولوژی زدگی از مشخصات زیست جهان روشنفکری ایرانی است، اما تقدس زدایی اولین و عمده ترین خصلت عقلانیت ارتباطی در این زیست جهان است. مطالعه ما گسستگی و قدرت محور بودن را به عنوان خصایص دیگر عقلانیت ارتباطی نشان می دهد.
تلویزیون و هژمونی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سریال نرگس یکی از موفق ترین و پربیننده ترین سریالهای تلویزیونی سال 85 بود که با استقبال مردم و منتقدان رو به رو شد. این مقاله حاصل پژوهشی تجربی درباره نحوه تفسیر و رمزگشایی این سریال از سوی مخاطبان (زنان) است. مبنای نظری این پژوهش رویکرد مطالعات فرهنگی در مطالعه تلویزیون و مخاطبان آن است، رویکردی که با تکیه بر نظریه هژمونی گرامشی و هال برنامه های تلویزیون را تلاشی در جهت باز تولید هژمونی و «ایدئولوژی ارگانیک» بلوک قدرت تلقی می کند. از این منظر، برنامه های تلویزیون آکنده از ارزشها و معناها و ایده های خاص هستند، اما مخاطبان به سبب آنکه جایگاههای متفاوتی را در ساختار اجتماعی اشغال کرده و به گفتمانهای متفاوتی دسترسی دارند، قرائتهای متفاوتی از «خوانش مرجح» برنامه های تلویزیون به دست می دهند. در این مقاله، ابتدا با استفاده از روش تحلیل ساخت گرایی - نشانه شناختی خوانش مرجح یا قرائت مسلط سریال نرگس تشریح شده است؛ سپس قرائتهای متفاوت مخاطبان از این سریال تحلیل شده است. تحلیل قرائتهای زنان نشان می دهد که آن گروه از زنان که به زندگی روزمره خود (مسایلی چون خرید، مد، آرایش، تفریح، فراغت و غیره) اهمیت بیشتری می دهند، گرایش کمتری به پذیرش خوانش مرجح سریال دارند و اغلب با تضادها و تعارضهای هویت چند پاره «نسرین» احساس هم ذات پنداری می کنند. برعکس، زنانی که با «نرگس» هم دلی دارند، با تماشایی این سریال به دنبال رهایی از هر گونه تناقض و تعارض و نیز دستیابی به نوعی تسلی هستند.
بررسی یک آگهی تلویزیونی از منظر مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، پیدایش «مطالعات فرهنگی» تاثیری همه جانبه در پژوهش های مربوط به علوم انسانی باقی گذاشته است، چندان که می توان مدعی شد این روش شناسی نو حتی ادراک ما از موضوع تحقیقات علوم انسانی را نیز دگرگون کرده است. پژوهشگران مطالعات فرهنگی با از میان برداشتن مرزهای معهود میان هنر نخبه گرا و هنر عامه پسند، عرصه های جدیدی را که تا پیش از این جزو حیطه کار محققان علوم انسانی محسوب نمی گردید در کار خود ملحوظ کرده اند. یکی از مهم ترین این حوزه ها، آگهی های تجاری است. در پس ظاهر «خنثی» و «معصوم» آگهی های تجاری تلویزیون، رفتارهایی گفتمانی به نمایش در می آیند که حکم تعریفی تلویحی از واقعیت اجتماعی را دارند و در نهایت نحوه فاعلیت ذهن (سوبژکتیویته) ما را تعیین می کنند. در مقاله حاضر، یک آگهی نمونه از مجموعه آگهی هایی که از تلویزیون ایران پخش می شوند (مربوط به ماشین لباسشویی حایر) با اتخاذ رهیافت میان رشته ای مطالعات فرهنگی و با هدف پرتوافشانی بر سازوکارهایی برساخته شدن هویت جنسیتی زنانه در فرهنگ معاصر ایرانی، تحلیل می شود. به این منظور، ایماژهای زن در این آگهی از منظری فمینیستی و نیز با استناد به برخی مفاهیم روانکاوانه و جامعه شناسانه و نشانه شناسانه بررسی می شوند. بخش پایانی این نوشتار، به جمع بندی بحث در خصوص مطالعات فرهنگی اختصاص دارد.
سوژه و قدرت: تحلیل چگونگی شکل گیری ذهنیت در مطالعات فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه سوژه و قدرت یکی از موضوعات محوری در مطالعات فرهنگی است. در سنت مطالعات فرهنگی، حداقل دو نوع نگاه به این رابطه دیده می شود. در رویکرد اول این رابطه جبری و یک سویه است. بر اساس این رویکرد، ذهنیت سوژه ها به نحوی موفق توسط گروه های قدرتمند جامعه شکل می گیرد. اما در رویکرد دوم رابطه یاد شده باز است به طوری که سوژه ها امکان مقاومت در برابر معانی مرجح گفتمان های حاکم را دارند، لذا، باز تولید امری از پیش معین نیست. در این مقاله نشان داده می شود که هر دو رویکرد گرفتار نوعی جزم اندیسی اند. رویکرد اول بازتولید ایدئولوژیک و رویکرد دوم مقاومت سوژه های اجتماعی را امری مسلم پنداشته اند. ادعای این مقاله آن است که هر چند رابطه گفتمان های قدرت و سوژه ها رابطه ای یک سویه نیست اما مفهوم دسترسی گفتمانی، حداقل در شرایط برخی جوامع نظیر جامعه ایرانی بسیار اساسی است. به عبارت دیگر، فارغ از دغدغه های نظری، باید رابطه میان گفتمان های حاکم و سوژه ها را به نحوی مورد آزمون قرار داد.
فرهنگ سیاسی مردم مازندران
حوزههای تخصصی:
"این مقاله، با الهام از سنخ شناسی سیاسی آلموند و وربا در مورد «فرهنگ سیاسی»، فرهنگ سیاسی مردم مازندران را مورد بررسی قرار می دهد. برای این منظور، از روش پیمایش و انتخاب نمونه های مورد نظر مطابق روش های علمی استفاده شده است که نتایج تحقیق قابل تعمیم به کل استان مازندران می باشد. مطابق یافته های تحقیق که از 331 نمونه استخراج شده است، بعد شناختی فرهنگ سیاسی مردم مازندران، در مقایسه با بعد عاطفی و داوری، قوت کمتری دارد. از منظری دیگر، یافته نشان می دهد که فرهنگ تبعی یا انقیادی در قیاس با فرهنگ سیاسی مشارکتی و محدود از وسعت بیشتری در مازندران برخوردار است. به علاوه، از میان فرهنگ سیاسی وفاق گرا و منازعه گرا، فرهنگ سیاسی مردم مازندران گرایش بیشتری به سمت فرهنگ وفاق گرا در حوزه سیاست عمومی و مبانی مشروعیت نظام سیاسی نشان می دهد.
"