فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۳۲۱ تا ۱۲٬۳۴۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
تحقق کیفی
حوزههای تخصصی:
The Lived Experience of Male Junior High School Students with an Emphasis on Providing a Curriculum Model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The primary objective of this study was to analyze the lived experiences of male first grade high school students regarding sex education with an emphasis on providing a curriculum model. Methodology: The method of the present study was qualitative-phenomenological and applied in terms of purpose. The statistical population of the study was the male high school students of Isfahan in the academic year of 2018-19, who were interviewed by semi-structured and in-depth interviews with 17 of them by purposeful sampling method until they reached theoretical saturation. Data analysis was performed at three levels of open, axial and selective coding. To validate the findings, the researcher and colleagues first reviewed the entire coding process and then provided it to 6 professors and experts. Satisfactory and approved. Findings: The findings were classified into two main categories which are: “Objectives” and “Content”. Regarding the “Objectives” group, 4 main components (being familiar with the type of dressing and hijab, sexual recognition, responsibilities related to sexual functions, and prevention of sexual deviations) and 18 sub-components in terms of the content of the curriculum based on sexual education, 6 components (reproduction, sexual relationships, sexual maturity, sexual abuse, sexual health, and sexual information references) and 23 sub-components were obtained. Conclusion: According to the present data, it may be stated that based on the students' viewpoint, recognizing sexual issues is considered to be a need that should be adequately addressed and understood during the educational period at school.
جوانان در مواجهه با مشکلات پیمایشی درباره ی جوانان 18-20 ساله
حوزههای تخصصی:
تاثیر خدمات انجمن حمایت زندانیان بر عملکرد خانواده های تحت پوشش استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله تاثیر خدمات انجمن حمایت زندانیان بر عملکرد خانواده ی زندانیان استان تهران را مورد بررسی قرار داده و اهداف آن، سنجش تاثیر خدمات «مادی و معیشتی»، «فرهنگی و تربیتی»، «اشتغال و حرفه آموزی»، «بهداشتی و درمانی» و «آموزشی و مشاوره ای» بر عملکرد خانواده های زندانیان است. در چارچوب نظری، تئوری بحران خانواده ی زندانی «هیل»، الگوی نظری عملکرد خانواده «مک مستر»، مدل های حمایت اجتماعی شامل؛ ؛ تاثیر مستقیم، تاثیر غیرمستقیم یا ضربه گیر، مدل «ویس»، تخصیص وظیفه، سلسله مراتب جبرانی، فقدان، انباشت هویتی و «مدل هم چینی مناسب استرس و حمایت اجتماعی» مورد بررسی قرار گرفت.این تحقیق از نوع «پژوهش کمّی»، مبتنی بر «روش پیمایش» و «ابزار پرسشنامه» مبتنی می باشداست. ابزارها شامل پرسشنامه ی محقق ساخته «خدمات انجمن حمایت زندانیان» و پرسشنامه ی استاندارد سنجش عملکرد خانواده «اپشتاین» (FAD) است. جامعه ی آماری شامل همه ی خانواده های تحت پوشش خدمات انجمن حمایت زندانیان در استان تهران (3400 خانواده) است که تعداد 384 نفر مبتنی بر «نمونه گیری تصادفی طبقه ای» به عنوان نمونه ی آماری انتخاب گردید و پرسشنامه های تحقیق در زمستان 1399 تکمیل گردید.یافته ها نشان داد خدمات «مادی و معیشتی»، «فرهنگی و تربیتی»، «اشتغال و حرفه آموزی»، «بهداشتی و درمانی» و «آموزشی و مشاوره ای» بر عملکرد خانواده های زندانیان استان تهران تاثیرات مثبت دارد. مدل معادله ی ساختاری نیز نشان داد متغیّرهای «خدمات انجمن حمایت»، «پایگاه اقتصادی و اجتماعی» و «مشخصات خانواده » بر خُرده مقیاس های «حلّ مشکل»، «نقش ها»، «همراهی عاطفی»، «ارتباط»، «آمیزش عاطفی»، «کنترل رفتار» و «عملکرد کلی خانواده» تاثیرات مثبتی دارد. لذا ازاین رو، خانواده های زندانیان در مولفه های «مادی و معیشتی»، «فرهنگی و تربیتی»، «اشتغال و حرفه آموزی»، «بهداشتی و درمانی» و «آموزشی و مشاوره ای» نیازمند حمایت و مساعدت نهادهای حمایتی از جمله «انجمن حمایت زندانیان» هستند تا بخشی از چالش ها و تهدیدات ناشی از فقدان سرپرست خانواده ترمیم گردد.
رویکرد های گوناگون نسبت به جهانی شدن حقوق زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۸
613-647
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن واقعیتی غیرقابل انکار است و مفهوم شناسی آن با توجه به پیچیدگیِ ابعاد آن دشوار است. در جهانی شدن سخن از فرو ریختن مرزهاست؛ لذا بحث از جهانی شدن حقوق زنان که با فرهنگ و سنت و ارزش های اخلاقی یک جامعه عجین شده، امری خطیر است. ابتدا با توجه به واژه شناسی جهانی شدن، مفهوم جهانی شدن تبیین می شود. سپس سه رویکرد سنتی، اصلاحی یا بینابینی و رویکرد نواندیشان دینی که مواضع گوناگونی نسبت به جهانی شدن حقوق زنان اتخاذ نموده اند، تعریف و تحلیل می شوند. این رویکردها، متوجه جهانی شدن حقوق زنان به معنایِ نیل به مقررات و قوانین همسان است که در کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان متبلور شده است. البته رویکردهای مذکور همگی با بینشی مؤمنانه به بحث می پردازند و رویکردهای خداناباور، خروج موضوعی دارند. در نهایت، به نظر می رسد؛ با نگرشی که منبعث از دیدگاه نواندیشان دینی است و با حفظ دغدغه ای که رویکرد اصلاحی برای محافظت از ارزش های دینی دارد، می توان ساز و کارهایی را تبیین کرد که از یک سو به بنیان های مذهبی آسیب نرساند و از سوی دیگر مسیر جهانی شدن حقوق زنان را هموار سازد.
گزارش از سمینار دبیران علوم اجتماعی سراسر کشور در یزد (25 لغایت 27 مهرماه 1370)
حوزههای تخصصی:
دروغ واقعی
حوزههای تخصصی:
بررسی برخی عوامل اجتماعی و سازمانی مؤثر در بیگانگی کارکنان (مورد مطالعه: سازمان جهاد کشاورزی اصفهان )(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش عوامل مؤثر اجتماعی و فرهنگی در بیگانگی کارکنان در سازمان جهاد کشاورزی اصفهان در نیمه اول سال 1393 مورد بررسی و کنکاش قرار گرفت. روش پژوهش، توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی است و در تدوین چارچوب نظری تحقیق از روش کتابخانه ای و از نظریات ملوین سیمن و پارسنز استفاده گردید. جامعه آماری تحقیق شامل همه کارکنان سازمان جهاد کشاورزی اصفهان (ستاد مرکزی ) می شود که از بین آن ها بر اساس فرمول کوکران 119 نفر با شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص متناسب به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسشنامه بود که از اعتبار صوری برخوردار بود و پایایی پرسشنامه و شاخص های پژوهش به وسیله ضریب آلفای کرونباخ (767/0) تأیید شده است. نتایج نشان داد که میزان از خودبیگانگی کارکنان کمتر از حد متوسط (62/2 از 5) بود. نتایج تحقیق هم چنین نشان داد که از خودبیگانگی رابطه معنادار با سن، ارتقای شغلی، قانون و مقررات رسمی و ارایه خدمات رفاهی داشت، ولی بین جنسیت و بومی بودن یا نبودن کارکنان و ازخودبیگانگی رابطه معنادار دیده نشد. ضریب تعیین (R2)، نشان می دهد که متغیرهای مستقل به میزان 9/39 درصد از واریانس متغیر وابسته بیگانگی کارکنان را تبیین نموده اند.
نگاهی به گاندی از گوشه
حقوق خانواده در برابر پخش برنامه های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال نهم زمستان ۱۳۹۲ شماره ۳۶
507-523
حوزههای تخصصی:
نهاد خانواده به عنوان مهم ترین واحد اجتماعی همیشه مورد توجه و حمایت علم حقوق بوده است، با صنعتی شدن جوامع و تغییرات درونی و بیرونی در نهاد خانواده توسط عوامل متعدد از جمله ماهواره ها نیاز به راهکارهای جدید حمایتی در این موضوع به چشم می خورد. از طرفی ماهواره ها با تأثیر بر سبک زندگی و الگوی بومی خانواده ها سبب سوء معاشرت، خشونت، سستی مبانی خانواده، سخت شدن تربیت فرزندان و انحرافات در اخلاق و فرهنگ جنسی نهاد خانواده شده اند. حال می دانیم که طبق قوانین اساسی و مدنی، تحکیم خانواده، تشیید مبانی خانواده، معاضدت در تربیت فرزندان، هرچند به عنوان تکالیف والدین ذکر شده است. اما از حقوق اصلی این نهاد به حساب می آیند. هرجا که تکلیف وجود دارد صاحب حق نیز موجود است. نهاد خانواده به عنوان یک پدیده اجتماعی از همه این حقوق برخوردار است. به نظر می رسد که بررسی حقوق نهاد خانواده در برابر برنامه های ماهواره ای در قوانین فعلی و ارائه راهکار برای حمایت از خانواده یکی از خلأهای موجود در فضای حقوقی و ارتباطاتی را پوشش می دهد که در این مقاله به آن خواهیم پرداخت.
بازسازی معنایی کیفیت زندگی زنان سرپرست خانوار در کردستان: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی ام بهار ۱۳۹۸ شماره ۱ (پیاپی ۷۳)
143 - 166
حوزههای تخصصی:
زنان سرپرست خانوار ازجمله گروه های اجتماعی آسیب پذیر در جامعه اند و زندگی اجتماعی آنان به دلیل نبودن یا ضعف سرپرستی مرد با چالش هایی روبه روست. هدف این پژوهش مطالعه کیفی کیفیت زندگی این قشر از زنان از نگاه خودشان در شهر مرزی بانه در کردستان است؛ شهری که در یک و نیم دهه گذشته به دلیل تحولات اقتصادی، تغییرات اجتماعی زیادی را تجربه کرده و وجود شماری از این زنان، معلول همین تحولات است. روش این پژوهش کیفی است. با 23 نفر از زنان سرپرست خانوار در این شهر مصاحبه عمیق انجام شد. حجم نمونه براساس معیار اشباع نظری تعیین شد. از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده های مصاحبه ای استفاده شد. تحلیل ها درنهایت سبب ظهور چهار مقوله اصلی زیر شد: فرسودگی تدریجی، طرد و حاشیه نشینی، بازتعریف جایگاه زنانگی و حمایت برای بقا. این یافته ها نشان می دهند با وجود وضعیت دشوار و کیفیت نامطلوب زندگی این دسته از زنان، کمک های مالی و حمایتی نهادهای رسمی حتی در سطوحی پایین در کنار کمک های مردمی نقش مهمی در زندگی آنها دارند. نکته مهم این است که این حمایت های رسمی و غیررسمی در بسیاری از موارد تنها به حفظ وضعیت موجودشان کمک کرده و به ندرت سبب توانمندی آنها شده است؛ یعنی تنها بقای وضعیت کنونی آنان با ویژگی های مذکور را تضمین می کند و هدایت حمایت ها به ویژه به حوزه اشتغال آنان بسیار مؤثرتر است.
The Relationship between Organizational Knowledge and Alavi Meritocracy with the Mediating Role of Human Resource Management: Universities of the Eastern of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study aimed to investigate the mediating role of human resource management in the relationship Alavi meritocracy and organizational knowledge. Methodoloy: This descriptive-correlational study was applied in terms of purpose. The statistical population consisted of 1050 employees of public, Payam-e-Noor and Islamic Azad universities in eastern Iran in academic year 2018-2019, of whom 275 were selected as a sample size by a multi-stage (cluster) sampling according to Krejcie and Morgan's table. Research instruments included Naghipurfar's (2013) Meritocracy Questionnaire and Knowledge Management Questionnaire, and Martin's (2011) Human Resource Management Questionnaire. The validity of the questionnaire was assessed by formal validity and its reliability was measured by Cronbach's alpha as 0.81. Also, Data were analyzed by correlation tests and structural equations using the SPSS 22 and Amos 20. Findings: Data analysis showed that there was a significant relationship between organizational knowledge and human resource management with the Alavi meritocracy of the staff (r = 0.61 and r = 0.5, respectively; P <0.01). The results of structural equations also revealed that the effect of organizational knowledge of the staff on Alavi meritocracy was indirectly significant. On the other hand, there was a positive and significant relationship between organizational knowledge and the mediating variable (human resource management) (r = 0.58, P <0.01). Moreover, human resource management directly affected Alavi meritocracy (r = 0.57, P <0.01). Conclusion: Organizational knowledge and human resource management of the staff affect Alavi meritocracy and Alavi meritocracy can be improved by promoting organizational knowledge and human resource management.