موضوع این مقاله بررسی وضعیت برخی ازصنایع سنتی در دوره ای ازتاریخ میبد است که جامعه آن هنوز دارای ویژگی های یک جامعه بسته بود و ارتباط محدودی با خارج از محیط خود داشت. در خیلی از موارد احتیاجات و ضروریات اولیه زندگی خود را رأسا تهیه می کرد و جامعه ای نسبتاً خودبسنده بود، شاید سال ها گذرکسی به شهر نمی افتاد، حتی به پول نیاز چندانی نداشت که بیشتر داد و ستدهایش پایاپای بود، وپول مبادله نمی شد و اگر در انبارش جنس موجود نبود ""چوب خط"" می گذاشت و نسیه می برد. دراین دوره هنوز دایره تقسیم کار حتی از نظر سنی و جنسی بسیار محدود بود، مشاغل کاملاً از یکدیگر تفکیک نشده بود، فهمیدن این که یک پیشه ور واقعاً چه نوع تخصصی دارد دشوار بود. اما بین روستاهای گوناگون میبد نوعی تقسیم شغل وجود داشت، زنها نیز به تناسب شغل و حرفه شوهر در فعالیت های گوناگون شرکت می کر دند، حتی بچه ها در چرخه اقتصادی نقش مشخص و معینی داشتند و باید قدمی، هر چند کوتاه و نامتعادل، بر می داشتند. وفاق اجتماعی درحدی بودکه در دادگاه بخش حتی یک مورد پرونده جنایی به چشم نمی خورد.
بر اساس دیدگاه متفکران پسا توسعه ای، مفهوم توسعه و توسعه نیافتگی امری صرفا تولیدی و صنعتی نیست بلکه با توجه به درک معنایی افراد از هستی و زندگی و پذیرش تنوعات فرهنگی و زیستی، توسعه امری است که افراد به عنوان الگوی مطلوب زندگی و رشد جوامع مد نظر دارند. از نظر آنان نظریه های توسعه قبلی، درک معنایی افراد و چگونگی تعامل انسان ها با تحولات صنعتی و رشد مدرنیزاسیون را نادیده گرفته اند. بر این اساس، هدف از این مطالعه تفسیر معنایی دلایل توسعه نیافتگی استان آذربایجان غربی بر اساس روایت های فردی و تجربه های شخصی 32 نفر از مدیران ارشد سازمانی در استان و نیز صاحبان مشاغل و دست اندرکاران صنعت این استان طی مصاحبه های عمیق صورت گرفته، با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد می باشد. بر اساس نتایج حاصل، مشکلات مدیریتی موجود در بدنه بخش دولتی و بخش خصوصی استان به عنوان مقوله هسته ای در موانع توسعه نیافتگی استان استخراج شده است. لذا بیماری عقب ماندگی استان آذربایجان غربی بیش از آنکه به جناح، فرد یا گروه خاصی اختصاص داشته باشد بیشتر ریشه در بسترهای سیاسی و اجتماعی حاکم بر پهنه مدیریتی استان دارد. این نتایج اشاره به ضرورت اجتناب ناپذیر توجه جدی به حل مشکلات مدیریتی استان و ایجاد تعامل هم افزا میان حوزه های مختلف بخش دولتی، بخش خصوصی، مدیران، بخش دانشگاهی و واحدهای تحقیق و توسعه دارد. همچنین بر اساس نتایج حاصل از کدگذاری سه مرحله ای، مهمترین دلایل عقب ماندگی استان آذربایجان غربی شامل 29 زیر مقوله بوده که در قالب پنج مکانیزم 1) ضعف مدیریت داخلی استان 2) ضعف مدیریتی موجود در بین صاحبان صنایع 3) ضعف مدیریت کلان در سطح کشور 4) مسائل فرهنگی استان و 5) ویژگی-های جغرافیایی استان قابل ارائه می باشد.
بر نهاد اصلی این مقاله بررسی زمینه ها و عوامل سیاسی موثر بر ساخت یابی هویت ایرانی - اسلامی به روش کیفی و توصیفی است. پیدایش واحدهای سیاسی جدید تحت عنوان «دولت - ملت»، موجب شکل گیری مفهوم جدیدی از هویت جمعی، تحت عنوان هویت ملی شد. هویت ملی ایران نیز یک برساخته اجتماعی و محصول مهندسی سیاسی -اجتماعی است، اما این مهندسی نه محصول دوره کنونی بلکه پیامد جریانات سیاسی- اجتماعی و فرهنگی دوره های تاریخی پیش و پس از ورود اسلام است. این مقاله به زمینه های شکل گیری و تاثیر گذاری چهار جنبش (تنباکو، مشروطه، ملی شدن نفت و پانزده خرداد) ونهادهای مدنی بر هویت ایرانی – اسلامی پرداخته است. این جریانات که از ویژگی های قیام شیعی و رهبری فرهمندی برخودار بوده با اعلام فتوا وحکم جهاد چه در دوران نهفتگی جنبش و نهادهای مدنی چه در دوره ی آشکارِ فعالیت به بسیج توده ای پرداختند. در نتیجه این جریان ها باعث خودآگاهی،استقلال و مبارزه علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی شده و با شعار بازگشت به خویشتن و تاکید بر حفظ میراث و فرهنگ خودی ضمن احیای تفکر و اندیشه اسلامی در سال(1357) با پیروزی انقلاب اسلامی، هویت اسلامی - ایرانی را به جهانیان اثبات نموده است.
هدف این پژوهش بررسی میزان تقید به دین در جوانان شهر اهواز است. پرسشنامه سنجش دین داری مسلمانان که بر اساس الگوی گلاک و استارک تهیه شده است، به عنوان ابزار تحقیق استفاده شد و چند سؤال به عنوان نظرخواهی از جوانان در مورد وضعیت دین در جامعه به آن افزوده گردید. پس از تکمیل پرسشنامه های تحقیق که به صورت مراجعه حضوری به منازل انجام شد، داده ها با رایانه و با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید. جامعه آماری شامل 814 نفر از جوانان 29-18 سال شهر اهواز است با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند.
نتایج به دست آمده نشان داد که دینداری جوانان شهر اهواز در ابعاد اعتقادی و عاطفی قوی تر و بر اساس طیف لیکرت، بین زیاد و خیلی زیاد قراردارد، اما در ابعاد پیامدی و مناسکی ضعیف تر بوده و نزدیک به متوسط قرار دارند و نمره کل دین داری جوانان نیز در حد بالاتر از متوسط و نزدیک به زیاد به دست آمد.
همچنین از نظر جنسیت در همه ابعاد دین داری، میانگین نمره جوانان دختر بالاتر از جوانان پسر بوده است.
علاوه بر این، از دیدگاه جوانان شهر اهواز مهم ترین علت دین گریزی جوانان مشکلات معیشتی و اقتصادی کشور و نارضایتی از مسئولان در این زمینه است.
امروزه، اهمیّت مشارکت مردم و نقش مؤثر آنها در حرکت به سمت توسعه پایدار روستایی بر کسی پوشیده نیست و روشن است که آنها برای حرکت به سمت توسعه ای پویا و پایدار که متعلق به نسل های امروز و آینده باشد، باید از دسترسی به فواید توسعه، احساس رضایت کنند. در این تحقیق با استفاده از روش اسنادی و میدانی، رابطه مشارکت مردمی و توسعه روستایی در روستاهای نمونه شهرستان های سیروان و چرداول - از توابع استان ایلام - بررسی شده است که در آن 316 نفر از سرپرستان خانوار، در 6 روستای نمونه، مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات و شناسایی وضعیت مشارکت در روستاهای نمونه، از تکنیک تکمیل پرسش نامه، استفاده شد و برای دستیابی به این هدف، پرسش نامه ها پس از تهیه و بررسی اعتبار و روایی، در بین افراد نمونه، توزیع و از نتایج آنها برای تأیید یا رد فرضیه ها استفاده گردید. اطلاعات گرد آوری شده در بخش توصیفی به وسیله نرم افزار Excel و در بخش تحلیلی با استفاده از آماره تحلیلی (یومان ویتنی و ویلکاکسون) در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که در مؤلفه مشارکت های سنتی - اجتماعی، تعداد 5 شاخص، از مجموع 6 شاخص، رابطه معناداری با توسعه روستایی نداشتند و در مؤلفه های مشارکت در امور سیاسی و مشارکت در امور اجرایی (از نوع مشارکت های جدید)، به غیر از یک شاخص، در تمامی شاخص های دیگر، رابطه معنادار با توسعه روستاهای شهرستان های سیروان و چرداول مشاهده شد.
زمینه و هدف: یکی از مهمترین مراحل قبل از اجرای یک راهبرد مبتنی بر فناوری مانند مدیریت دانش مشتری الکترونیکی، بررسی آمادگی سازمان جهت اجرای آن است، چرا که با این کار سازمان درک روشنی از هر سطح بلوغ پیدا کرده و منافع سرمایه گذاری های آینده خود را درک خواهد کرد. این مقاله قصد دارد جایگاه مدیریت دانش مشتری الکترونیکی را دفاتر پلیس +10 ارزیابی نماید. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نوع روش، توصیفی- تحلیلی است و در اجرای آن از ترکیب شیوه های کیفی و کمی بهره گرفته شده است. در بخش کیفی پژوهش، عوامل اساسی موفقیت با روش دلفی و در بخش کمی پژوهش، سطوح بلوغِ شاخص های عوامل اساسی موفقیتِ ""مدیریت دانش مشتری اجتماعی""، با کمک آزمون «خی دو» و روش «مجموع وزنی» استخراج شده است. در ادامه ارزیابی بلوغ در پلیس +10 انجام شده است. جامعه و نمونه آماری این پژوهش را به ترتیب مراحل اجرا 17، 51 و 38 نفر از کارشناسان خبره در زمینه خدمات الکترونیک ناجا (پلیس +10) تشکیل داده اند و داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Expert choice تحلیل شده اند. یافته ها: در این پژوهش مدل ارزیابی بلوغ مدیریت دانش مشتری اجتماعی بر اساس شاخص های عوامل اساسی موفقیت ارائه شد و 83 شاخص برای 11 عامل اساسی موفقیت بین سطوح دوم تا پنجم بلوغ توزیع شدند. نتایج: این مدل به عنوان مرجع تحلیل عمیق از آمادگی سازمان برای به کارگیری مدیریت دانش مشتری اجتماعی و بهبود آن، در سازمان های ارائه دهنده خدمات الکترونیک از جمله پلیس +10 کاربرد دارد. نتایج نشان داد خدمات الکترونیک ناجا (پلیس +10)، در سطح اول و دوم بلوغ قرار دارد.