گردشگری صنعتی درآمدزا و با صرفه ی اقتصادی بسیار مناسب استکه به خاطر فقدان آلودگی های زیست محیطی، امروزه بسیار مورد توجه ملل مختلف است.جاذبه های طبیعی هر کشور در جذب گردشگری نقش بسزایی دارند.اکو توریست ها امروزه جزء گردشگرانی محسوب می شوند که بدون آسیب های جدی به طبیعت از مناظر طبیعی دیدن می کنند.کشور ایران در زمینه ی توسعه ی ژئوتوریسم و گردشگری ژئولوژیکیظرفیت های فراوانی دارد که یکی از بارزترین آن ها استان ایلام واقع در جنوب غربی ایران است.وجود تپه ماهور های سرسبز و دیواره های کوهستانی، غارهای آبی، رودخانه های خروشان، سلسله کوه های زاگرس، چشمه های آب گرم طبیعی، دریاچه ی دوقلو سیاه گاو و تنگ بهرام چوبین و... از قابلیت ها و ظرفیت های ژئوتوریستی این منطقه به حساب می آیند.استقرار پدیده های ژئومرفولوژیکی خاص در کنار جاذبه های تاریخی و فرهنگی،روستاهای گردشگری و سایر جاذبه های طبیعی استانرا به صورت یک مکان شاخص و بسیار مستعد جهت این نوع گردشگری (ژئوتوریسم)در راستای توسعه ی اقتصادی درآورده است.در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی به تعیین عوامل داخلی ( نقاط قوت و ضعف) و عوامل خارجی (فرصت ها و تهدیدها) بامدلswot به ارائه ی استراتژی جهت توسعه ی گردشگری و ژئوتوریسم در استان ایلام پرداخته شده است.تجزیه و تحلیل های تجربی در منطقه ی مطالعه شده(استان ایلام) نشان می دهد که اگر ژئوتوریسم می خواهد به پایداری برسد و نقش مثبتی در زندگی مردم منطقه ایفا کند، نیازمند بازنگری و ارائه ی سیاست های مناسب در راستای رفع محدودیت ها و استفاده از مزیت های نسبی موجود است .
با ورود به عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات، به تدریج مسایل و دشواری های نوینی درارتباط با حریم خصوصی اشخاص و حقوق حمایت از داده ها مطرح شده است که حل و فصل آن ها نیازمند بازنگری در قوانین فعلی یا وضع قوانینی جدید و فراگیرمی باشد. اغلب کشورها از جمله آلمان دارای قوانین حمایت از داده هستند اما برخی از کشورها نظیر ایران فاقد قانونی جامع و منسجم در این زمینه می باشند. از این رو هدف از تحقیق حاضر مقایسه جرایم علیه حریم خصوصی در فضای سایبری بین ایران و آلمان می باشد.مقایسهمذکورنشان می دهدکهحقوق ایرانبه لحاظ فقدانبرخیازاصولحاکم بردادههایشخصی،کاملنبودناصولپیشبینیشدهوارجاع برخی دیگربهآییننامه های مختلف، دارای نقایص جدیاستکهبایدازسویمقننموردبازنگریقرارگیرد. از سوی دیگر، فقدان مقررات جامع در زمینه حمایت از حریم خصوصی مانع از درک و اجرای صحیح حمایت از داده در دادگاه ها و مراجع اداری می گردد. «لایحه حریمخصوصی»که برایارائهبهمجلسشورایاسلامیتدوینشده، این اشکالراتا حدودیمرتفع کردهاست که در صورت رفع ایرادات و تصویب آن، این نقائص تا حدی رفع می گردند.
پژوهش حاضر با هدف بررسی نگرش دختران نسبت به ازدواج و عوامل مؤثر در آن در دانشجویان دختر دانشگاه فردوسی مشهد انجام شده است. چارچوب نظری این پژوهش، ترکیبی از مجموعه نظریات مدرنیزاسیون، گذار جمعیتی دوم، نقش، انتخاب عقلانی و نظام کارکردی پارسونز است که برای بررسی متغیرهای هزینه فرصت، کلیشه های نقش جنسیتی و دینداری استفاده شده است. روش پژوهش در این مطالعه، پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بوده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول عمومی کوکران 374 نفر (222 نفر در مقطع کارشناسی، 110 نفر در مقطع کارشناسی ارشد، 42 نفر در مقطع دکتری) تعیین شده است. پرسشنامه در سطح دانشگاه فردوسی مشهد و با روش نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم اجرا شده است. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی (ضریب همبستگی و تفاوت میانگین، رگرسیون، تحلیل مسیر) و با کمک دو نرم افزار Spss وAmosبررسی شدند. نتایج نشان می دهند بین متغیرهای مدّنظر با نوع نگرش به ازدواج، رابطه وجود دارد. همچنین بین متغیرهای پایگاه اقتصادی- اجتماعی، دینداری، هزینه فرصت و کلیشه های نقش جنسیتی با نوع نگرش به ازدواج، رابطه وجود دارد. بیشترین میزان اثرگذاری در نگرش سنتی به ازدواج مربوط به متغیر دینداری و برای نگرش مدرن به ازدواج، مربوط به هزینه فرصت است. همچنین به لحاظ توصیف توزیع پاسخگویان نسبت به نوع نگرش به ازدواج، نتایج نشان دادند بیشتر پاسخگویان، نگرش سنتی تری به ازدواج داشتند.
هدف مقاله حاضر، طراحی الگوی سیاست های فرهنگی نظام آموزش و پرورش است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع داده ها، کیفی بوده و مبتنی بر رویکرد گراندد تئوری، با مراجعه به اندیشمندان و خبرگان موضوع و پیگیری مراحل سه گانه کدگذاری، الگوی نهایی ارائه شده است. جامعه آماری، مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش نهادهای دولتی و غیردولتی، اعضای حقیقی و حقوقی شورای عالی انقلاب فرهنگی، وزیر، معاونین، مدیران و کارشناسان ارشد وزارت آموزش و پرورش و سازمان های متبوع در ایران هستند. با روش نمونه گیری گلوله برفی و رعایت نمونه گیری مبتنی بر هدف، به 50 خبره مراجعه شد. ابزار گردآوری داده ها ترکیبی از فیش برداری، مصاحبه و پرسشنامه است. برای تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای استفاده شد. الگوی نهایی، مبتنی بر یافته های علمی و پژوهشی، تجزیه و تحلیل الگوهای سیاست گذاری مشابه در داخل و خارج و تجربیات پژوهشگر در 22 مؤلفه ارائه شد. درجه تناسب الگو 153/4 از 5 بوده و با 95 درصد اطمینان مورد تأیید قرار گرفت.
واژة «قسمت» و عبارت های هم معنای آن مفاهیم عجین شده در فرهنگ فارسی هستند که به کاربردن صحیح و فهم آنها نیاز به تعمق و بررسی دارد؛ ازاین رو، در این پژوهش کوشیدیم تا نگاهی زبانی تاریخی به باور تقدیرگرایی در جامعة ایران بیندازیم و با به کاربردن نظریة اسنادی به بررسی دقیق تر این باور بپردازیم؛ بنابراین، در 4 ماه، 280 موقعیت گفتمانی از افراد با گروه های سنی، سطح تحصیلات و مشاغل مختلف گردآوری شد. سپس، با استفاده از مدل هایمز (1967) تفکر تقدیرگرایی واکاوی شد و معنای مفهوم قسمت و واژگان هم نشین با آن بررسی شد. افزون بر این، با بهره گیری از فرهنگ کاوی این باور در جامعه، «زباهنگ جبرگرایی» را معرفی کردیم و نشان دادیم که می توان مفهوم «قسمت» را فصل مشترک دو زباهنگ «جبرگرایی» و «صراحت گریزی» دانست. در مجموع، نتایج این پژوهش نشان داد تقدیرگرایی با سن رابطه ای مستقیم و با تحصیلات رابطه ای معکوس دارد.
چکیده: تحقیق حاضر با هدف بررسی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر هویت اجتماعی جوانان 18 تا 30 سال در شهر اهواز انجام گرفته است. در این پژوهش از نظریات استوارت هال، امانوئل کاستلز، پیتر برگر، آنتونی گیدنز و جنکیز استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه جوانان شهر اهواز، برمبنای سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1395 می باشند که تعداد 384 نفر از آنان به عنوان نمونه، پس از محاسبه با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. روش بکار گرفته شده در این پژوهش، پیمایشی و گردآوری داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام گرفته است. یافته های این پژوهش بر اساس داده های حاصل از نتایج آزمون های همبستگی، نشان می دهد که میان متغیرهای مستقل میزان حضور در فضای مجازی، انگیزه استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با متغیرهای وابسته هویت اجتماعی، هویت ملی و هویت دینی جوانان ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که متغیر سن با متغیر هویت اجتماعی دارای ارتباط معنادار و با متغیر هویت دینی و هویت ملی ارتباط معناداری ندارد و میان متغیر میزان استفاده از شبکه اجتماعی مجازی با متغیر وابسته هویت دینی ارتباط معکوس و منفی برقرار است. نتایج رگرسیونی نشان می دهد که این متغیرها درمجموع 23/0 درصد از تغییرات مربوط به متغیر هویت اجتماعی، 15/0 درصد مربوط به هویت ملی و 10/0 درصد از تغیرات مربوط به هویت دینی را تبیین می کنند.
سخن از هویت ایرانی و بنیادهای آن، مستلزم ورود به حوزه اندیشه سیاسی ایرانی است. اگر هویت را به مثابه فرایند «ساخت معنا و آگاهی» در نظر بگیریم، فرایندی که بر مختصات فرهنگی ایران زمین استوار بوده است، بدیهی است که باید از اسطوره و حماسه به عنوان دو بنیاد هویت ایرانی یاد کنیم. مقاله حاضر به این پرسش اساسی می پردازد که چرا و چگونه اسطوره و حماسه در تکوین هویت ایرانی نقش داشته اند. فرضیه ای که مورد سنجش قرار می گیرد، این است که اسطوره و حماسه به مثابه نخستین و کهن ترین خاستگاه اندیشه ایرانی، با ظهور کارکرد سیاسی و اجتماعی مشترک یعنی لزوم هماهنگی میان نظام جامعه و نظام کائنات، نقش برجسته ای در تکوین هویت ایرانی داشته اند. رهاورد این کارکرد مشترک در گستره اندیشه سیاسی ایرانی، حفظ و تقویت همبستگی و انسجام ایرانیان بوده است.
هر یک از انقلابها، و از جمله انقلاب اسلامی ایران، علاوه بر مشترکات، دارای ویژگیهای منحصر به فردند که باید جداگانه مورد مطالعه قرار گیرند. درباره ویژگیهای انقلاب اسلامی ایران مسائل گوناگونی مطرح شده است که در این مقاله تنها به دو مساله متضاد آن پرداخته شده است:
1) چرا مشکلات دوره پهلوی به انقلاب اسلامی منجر شد؟
2) چرا مشکلات دوره انقلاب اسلامی درک می شود؟
این نوشته، متکی بر دیدگاه روان شناسی اجتماعی است و در پی آن است که توضیح دهد چرا از دو مقدمه ظاهراً متشابه ــ در دو مساله مذکور ــ دو نتیجه متضاد به دست آمده است.
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر فن آوری اطلاعات و ارتباطات در توسعه عدالت آموزشی بود. در این پژوهش منظور از عدالت آموزشی، برابری فرصت های آموزشی و افزایش دسترسی به آموزش عالی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل فراگیرندگان ورودی سال 1389 دوره کارشناسی ارشد (آموزش الکترونیکی و آموزش کلاس محور) دانشکده کارآفرینی دانشگاه تهران می باشد.
در این تحقیق از روش پس رویدادی (علّی مقایسه ای) استفاده شده است. جامعه آماری از 250 نفر در آموزش فاوا محور و110 نفر در آموزش کلاس محور تشکیل شده بود. حجم نمونه به ترتیب 104 نفر در گروه فاوا محور و 100 نفر در گروه کلاس محور و روش نمونه گیری در این پژوهش تصادفی ساده بود. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه انجام شده، روایی محتوایی آن با نظر متخصصان مورد تأیید قرار گرفته و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 89/0 به دست آمده. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون t مستقل نشان داد که فرضیه های پژوهش با فاصله اطمینان 95% تأیید شده اند. همچنین یافته های پژوهش نشان داد، شاخص های فراهم آوردن امکان تحصیل در منزل و ظرفیت بالای کلاس های درس و امکان تحصیل برای شاغلین بیشترین تأثیر را در افزایش دسترسی به آموزش عالی در کشور داشته اند و بالا بودن هزینه آموزش مجازی در کشور مهمترین مانع و محدودیت در برابری فرصت های آموزشی و همچنین افزایش دسترسی به آموزش عالی می باشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی نیازهای مطالعاتی نوسوادان شهری و روستایی استان اصفهان بود. بدین منظور نیازهای نوسوادان در زمینه های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، بهداشتی، شخصی، هنری، دینی و شغلی بررسی شده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بود و از تکنیک دلفی جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شد. جامعه آماری شامل کلیه نوسوادان شهری و روستایی استان اصفهان در سال تحصیلی 83-1382 بود که با روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای تعداد 456 نفر از آنان به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه محقق ساخته بررسی نیازهای مطالعاتی نوسوادان بود که با استفاده از تکنیک دلفی تدوین شد و شامل 120 سوال بسته پاسخ بر اساس طیف پنج درجه ای لیکرت بود و ضریب پایایی آن در یک مطالعه مقدماتی 0.85 برآورد گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از آمار توصیفی (فراوانی، درصد، میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (t تک متغیره، t با دو گروه مستقل؛ تحلیل واریانس تک متغیری، توکی و آزمون t2 هتلینگ) استفاده شد. یافته ها نشان داد که t مشاهده شده از مقدار بحرانی جدول در سطح خطای 0.01 (1.64) در خصوص نیازهای مطالعاتی نوسوادان در زمینه های اجتماعی، بهداشتی و دینی به ترتیب با مقدار آزمون 3.43، 16.9، 7.21، 16.68 با احتمال 0.99 بیش از سطح متوسط بوده است. اما t مشاهده شده از مقدار بحرانی جدول در سطح خطای 0.05 در خصوص نیازهای فرهنگی، اقتصادی، هنری و شغلی کوچک تر است. بررسی نظرات نوسوادان بر اساس عوامل دموگرافیک در چند مورد تفاوت معناداری را نشان داد. بین نظرات نوسوادان مرد و زن در خصوص انواع نیازها تفاوت معناداری وجود دارد. نوسوادان مرد مطالب دینی را با میانگین 3.66 و مطالب اجتماعی و بهداشتی را به ترتیب با میانگین 3.27 و 3.11 و نوسوادان زن نیازهای بهداشتی و دینی را با میانگین های 3.53 و 3.49 مورد تاکید قرار داده اند. مقایسه میانگین نمره نیازها بر اساس گروه های سنی در خصوص نیازهای بهداشتی و هنری در سطح p?0.05 و در خصوص نیازهای شخصی و دینی در سطح p?0.01 معنادار بوده است. بررسی نیازهای نوسوادان مجرد و متاهل در خصوص نیاز دینی در سطح p?0.05 معنادار است. همچنین نمره نیاز نوسوادان بر اساس دوره های تحصیلی در خصوص نیاز شخصی در سطح p?0.05 و در خصوص نیاز هنری و بهداشتی در سطح p?0.01 معنادار بوده است. مقایسه میانگین نمره انواع نیازها نشان داد که بیش ترین نیاز مطالعاتی در زمینه های دینی و بهداشتی به ترتیب با میانگین های 3.53 و 3.45 است و کم ترین نیاز مربوط به موضوعات فرهنگی و هنری با میانگین های 2.53 و 2.47 است.