یکی از تغییرات اجتماعی معاصر، انقلاب آموزشی زنان و مشارکت گسترده آن ها در عرصه های مختلف جامعه است. در ایران، آمار پذیرفته شدگان دانشگاه ها در سال های اخیر بیانگر رشد میزان قبول شدگان دختر در دانشگاه هاست.
در این تحقیق، به دلایل روی آوردن زنان به تحصیلات دانشگاهی و پیامد های اجتماعی آن می پردازیم. فرضیه های تحقیق با استناد به نظریه بودون در مورد آثار منتجه در نظام های کنش متقابل مطرح شده اند و با استفاده از اطلاعاتی که به روش پیمایشی جمع آوری شدند آزمون شده اند. جمعیت آماری ۲۰۰۰ نفر از زنان 38-18 ساله چهار استان کشور است. پیامد های اجتماعی از طریق متغیرهای ۱) بالا رفتن سن ازدواج ۲) کاهش باروری ۳) تربیت بهتر فرزندان ۴) مشارکت اجتماعی بیشتر ۵) نحوه همسر گزینی ۶) مشارکت در تصمیم گیری در خانواده مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد: انتخاب دانشگاه با انگیزه اشتغال و کسب درآمد و بعد از آن انگیزه های دیگر انجام می شود. با بالا رفتن تحصیلات، سن ازدواج بالا می رود، میزان آزادی زنان در انتخاب همسر افزایش می یابد، تعداد فرزندان کاهش می یابد، الگوی تربیت فرزندان تغییر می کند. تحصیلات زنان با مشارکت بیشتر آنان در تصمیم گیری های خانواده رابطه داشت. ولی تحصیلات دانشگاهی زنان با مشارکت اجتماعی آنان رابطه معنادار نداشت. به طور کلی در این تحقیق مشخص شد که اثرات تحصیلات دانشگاهی زنان در سطح خانوادگی مشهود است، اما در سطح اجتماعی مشهود نیست و این می تواند به دلیل ساختارهای اجتماعی موجود باشد.
امنیت به عنوان نیاز اساسی برای افراد جامعه در ارتباط متقابل با عوامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می باشد. امروزه نقش و اهمیت این مساله در پیشرفت هر جامعه ای تا بدان پایه است که آن را بستر و پیش نیاز هر گونه توسعه ای می دانند. وجود امنیت اجتماعی به عنوان یکی از تمهیدات در راستای حفظ حیات گروههای اجتماعی و برخورداری آنها از فرصت ها و امکانات و تسهیلات به منظور دستیابی به اهداف مورد نظر خویش مطرح شده است. در این راستا معنای امنیت اجتماعی به عنوان یک مفهوم پیچیده هر چند که تعریف آن به عنوان یک پدیده ادراکی و احساسی است، مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این مقاله خشونت خانوادگی و تاثیرات آن بر امنیت اجتماعی در جامعه با تاکید بر شهر سنندج می باشد. چارچوب نظری در این مقاله برگرفته از رهیافت های نظری تعامل گرایی، یادگیری اجتماعی و نابرابری جنیستی می باشد. روش تحقیق در این مقاله پیمایش بوده است و اطلاعات از طریق پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از نرمافزار SPSS در محیط ویندوز پردازش شدند و تجزیه و تحلیل دادهها در دو سطح توصیف و تبیین(ضریب پیرسون، آزمونTوF ، رگرسیون چندمتغیره) صورت گرفته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که 3 متغیر خشونت خانوادگی با مقدار(234/0- Beta=)، نگرشهای مذهبی با مقدار(18/0Beta=) و نگرشهای مردسالاری با مقدار(17/0- Beta=) به ترتیب میزان اهمیتی در تعیین واریانس متغیر وابسته داشته اند، وارد معادله رگرسیونی شده اند و در مجموع این 3 متغیر توانسته اند 42٪ از واریانس متغیر وابسته را به حساب آورند(42/0=R²).
اهمیت نقش شادی در بهداشت روانی، سلامت جسمانی، کارآمدی، بهره وری و مشارکت اجتماعی موجب افزایش توجه محققان حوزه های روان شناختی، علوم زیستی و علوم اجتماعی به عوامل مؤثر بر شادی شده است. تحیقات تفاوت هایی را در مورد میزان و منابع شادکامی زنان و مردان نشان داده اند. هدف از انجام این پژوهش، تعیین سهم عوامل مؤثر در شادکامی همسران کارکنان شرکت فولاد مبارکه بود.
نمونه تحقیق شامل 389 نفر بود که به شیوه تصادفی از بین همسران کارکنان این شرکت انتخاب شدند. ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه ویژگی های فردی، شغلی و خانوادگی بود. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد شادکامی در نمونــه مورد بررسی با رضایت زناشویی، خوش بینی، شادکامی شوهران، حضور در اماکن مذهبی، ایمان قلبی به خدا، تعداد مسافرت سالانه، میزان تماشای تلویزیون، میزان فعالیت هنری، رضایت از زندگی و میزان ورزش هفتگی ارتباط معنادار مثبت و باسابقه بیماری عصبی، سابقه مراجعه به مشاور، سابقه بیماری جسمانی، ارتباط معـنـادار منفی دارد (05/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نیز نشان داد که هفت متغیر رضایت زناشویی، خوش بینی، شادکامی شوهر، تماشای تلویزیون، سابقه بیماری عصبی، حضور در اماکن مذهبی و میزان مسافرت های غیرکاری در مجموع 57% شادکامی زنان نمونه مورد بررسی را به طور معناداری تبیین می کند (05/0P<). به طور کلی این نتایج بر توجه به اهمیت خانواده و افزایش رضایت زناشویی، خوش بینی، ارائه خدمات روان شناختی، گسترش فضای معنوی و تسهیلات تفریحی به عنوان عوامل مؤثر در شادی تاکید دارد.
این مقاله ضمن تلاش برای تبیین برخی مبادی روش شناسانه علم مدیریت، می کوشد تا از طریق تفکیک میان دو جهان نظری و هرمنوتیکی، پارادایم های متفاوت روش شناسی در این دو ساحت را در حوزه علم مدیریت آشکار سازد.پس از آن این نوشتار با تکیه بر مبانی روش شناسی و معرفت شناسی ملاصدرا به معرفی ساحت سومی برای طرح بحث مبادی روش شناسی جدید، به منظور فهم سازمان و مدیریت می پردازد. بر این اساس، با رویکردی تطبیقی مبحث فهم و شناخت از منظر فلاسفه هرمنوتیکی و اسلامی مورد بحث قرار می گیرد. بدین منظور، نظریه اتحاد عاقل و معقول ملاصدرا به عنوان محور طرح مباحث شناخت شناسی اسلامی مدنظر قرار گرفته است. در پایان نیز پژوهشگران، استعاره را به عنوان قوی ترین ابزار متفکران جهان هرمنوتیکی در فرآیند کسب و انتقال معنا مورد بحث قرار می دهند.
"با درک اهمیت و جایگاه «هویت» در مناسبات اجتماعی و تعاملات گروهی و با توجه به موقعیت بین رشته ای این مفهوم، این پژوهش درصدد است تا جایگاه موضوع و مفهوم هویت را در عناوین پایان نامه های مقطع کارشناسی ارشد و دکتری علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه های دولتی شهر تهران، در قالب بررسی کمی و استقرایی، مورد شناسایی قرار دهد و از این رو، به این پرسش اساسی می پردازد که چه تعداد از پایان نامه های دانشجویی مقطع کارشناسی ارشد و دکتری رشته های علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه های دولتی شهر تهران، به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم، موضوع هویت را در عناوین و در دستور مطالعات خود داشته اند؟
در انجام این پژوهش، از روش و تکنیک تحلیل محتوا و در جمع آوری اطلاعات، از تمام شماری از 700 عنوان پایان نامه از 8 دانشگاه و مرکز آموزشی دولتی مستقر در شهر تهران استفاده شده و برای فهم بهتر موضوع، از دو مدل مفهومی بهره گرفته شده است. در مدل مفهومی اول، هویت به مثابه متغیری وابسته و متاثر از عناصر و مولفه های هویت ساز اعم از محیط داخلی و خارجی و در مدل مفهومی دوم، هویت به عنوان متغیری مستقل با طیف وسیعی از کارکردها و برون دادهای هویتی مورد توجه قرار گرفت. به کارگیری مفهومی موسع از هویت، منتج به این جمع بندی شد که حدود 40 درصد از پایان نامه ها، کم و بیش، موضوع هویت را در دستور کار خویش داشته اند. در برداشت مضیق و معطوف به صرف واژه «هویت»، تنها 6 عنوان پایان نامه و قریب به یک درصد از مفهوم مذکور بهره گرفته اند."
در پژوهش حاضر، به منظور بررسی تاثیر سه رویکرد یاددهی - یادگیری اکتشافی، تعاملی و انتقالی بر عملکرد یادگیری دانش آموزان در درس زیست شناسی، از طرح شبه تجربی با سه گروه (n3=63، n2=71، n1=60) بهره گیری شد تا به این سوال پاسخ داده شود که: آیا عملکرد یادگیری دانش آموزانی که با این رویکردها آموزش دیده اند. با هم تفاوت معنادار دارند؟ جهت پاسخ به این سوال، 194 دانش آموز نمونه تحقیق در سه گروه مورد مطالعه قرار گرفتند. گروه اول 60 نفر تحت آموزش رویکرد یاددهی - یادگیری اکتشافی، گروه دوم 71 نفر تحت آموزش رویکرد یاددهی - یادگیری تعاملی و گروه سوم 63 نفر تحت آموزش رویکرد یاددهی - یادگیری انتقالی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد، عملکرد یادگیری دانش آموزانی که با رویکرد یاددهی - یادگیری اکتشافی آموزش دیده اند، از دو گروه دیگر بیش تر و عملکرد یادگیری دانش آموزانی که با رویکرد یاددهی - یادگیری تعاملی آموزش دیده اند، از گروهی که با رویکرد انتقالی آموزش دیده اند بیش تر است. هم چنین آزمون تعقیبی شفه نشان می دهد که تفاوت میانگین عملکرد یادگیری این سه گروه معنادار است. افزون بر این یافته های تحقیق حاکی از آن است که رویکرد یاددهی - یادگیری اکتشافی مهارت های سطح بالاتری یادگیری مانند فرضیه سازی، تجزیه و تحلیل، قضاوت و عمل ماهرانه را نسبت به دو رویکرد دیگر در دانش آموزان ارتقا می دهد.