زمینه و هدف:سرمایه روانشناسی از مفاهیم نوینی است که از سال 2006 در حوزه سازمان و مدیریت وارد شده است و با توجه به نقش بی بدیل آن در تولید ثروت سازمانی، به کانون پژوهشی اندیشمندان حوزه رفتار سازمانی تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر، تبیین رابطه بین سرمایه روانشناسی و کارآفرینی سازمانی در میان کارکنان پلیس فرودگاه های کشوربود. روش:این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده و داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه سرمایه روانشناسی و پرسشنامه کارآفرینی سازمانی جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تاییدی و همبستگی پیرسون استفاده شد. جامعه آماری شامل1600 نفر از کارکنان پلیس فرودگاه های استان تهران شامل فرودگاه های بین المللی مهرآباد و امام خمینی (ره)بود که در سال 1391 مشغول به فعالیت بودند. نمونه پژوهش، شامل 383 نفراز کارکنان پلیساین دو فرودگاه بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش برای فرضیه ها نشان داد که بین سرمایه روانشناسی با کارآفرینی سازمانی کارکنان پلیس فرودگاه های کشوررابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین تک تک ابعاد سرمایه روانشناسی شامل: امید، خوش بینی، تاب آوری و کارآمدی و کارآفرینی سازمانی در میان کارکنان پلیس فرودگاه های کشور رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
با گسترش دسترسی به اینترنت و استفاده فزاینده ای که نوجوانان و جوانان از انواع مطالب و محتوای این فناوری اطلاعاتی و ارتباطی می نمایند، هویت فرهنگی به یکی از دغدغه های اصلی مرتبط با انسجام اجتماعی و یکپارچگی ملی تبدیل شده است. بدین لحاظ پژوهش حاضر، رابطه اعتیاد اینترنتی با هویت فرهنگی دانش آموزان را موردمطالعه قرار می دهد. نوشتار حاضر به صورت پیمایشی و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در بین دانش آموزان مقطع متوسطه شهرستان سراب صورت گرفته و حجم نمونه مطابق با فرمول کوکران 300 نفر برآورد شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اعتیاد به اینترنت در بین دانش آموزان جامعه آماری شروع شده و همچنین همبستگی معنادار و معکوسی بین اعتیاد اینترنتی و هویت فرهنگی در بین دانش آموزان وجود دارد؛ بدین معنی که با افزایش اعتیاد اینترنتی، هویت فرهنگی دانش آموزان کاهش پیدا می کند. سایر یافته های پژوهش نیز نشان می دهد که بین دین داری و اعتیاد اینترنتی همبستگی معکوسی وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره بیانگر آن است که حدود 20 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل پژوهش تبیین می شود.
رفتارهای نوجوانان و علل و نتایجی که برای فرد و محیط پیرامون ببار می آورند، از مسائل بسیار حساس در جامعه شناسی به شمار می آیند و بطور دقیق مورد توجه قرار می گیرند. تحقیق حاضر به بررسی تعارضات خانوادگی و اثر آن بر رفتارهای تهاجمی نوجوانان پرداخته است. در این تحقیق جهت تنظیم چارچوب نظری از نظریه های ناکامی و یادگیری اجتماعی استفاده شده است. داده های تحقیق با استفاده از روش پیمایشی و با تهیه پرسشنامه خود گزارشی در شهر شیراز و داراب جمع آوری و اطلاعات مربوط به 1250 دانش آموز دختر و پسر مشغول به تحصیل است. جهت انتخاب نمونه از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای استفاده شده است. تحلیل آماری این بررسی نشان می دهد که هم در کل جمعیت و هم به تفکیک شهر های داراب و شیراز رابطه معنی دار مثبتی بین متغیر های تعارضات والدین، تعارضات والدین با فرزندان در خانه و خارج از خانه با رفتارهای تهاجمی نوجوانان وجود دارد. در نهایت نتایج با استفاده از نرم افزار لیزرل مدل تحقیق مورد آزمون قرار گرفت و نتایج نشان داد که متغیرهای محل سکونت (شیراز)، جنسیت (مرد)، درآمد خانواده (به عنوان متغیرهای زمنیه ای) و تعارضات خانوادگی می توانند 53 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبین کنند. در مجموع مطالعه حاضر وجود رابطه بین روابط خانوادگی و رفتارهای تهاجمی نوجوانان را تأیید می کند و بر اهمیت نقش و رفتار خانواده در ارتقای بهداشت روانی نوجوانان دختر و پسر تأکید می کند.
زمینه و هدف: گسترش روز افزون جرایم در فضای مجازی با توجه به تأثیرات منفی که بر روی فرهنگ اجتماعی دارد، مورد توجه ویژه مسؤلان و کارشناسان فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و سایر حوزه ها بوده و برای پیشگیری و کاهش آن نیاز به برنامه ریزی همه جانبه می باشد و تنها با برخورد های امنیتی این پدیده قابل کنترل نمی باشد، هدف این پژوهش بررسی نقش شیوهای فرهنگی پیشگیری از جرائم اخلاقی در فضای مجازی می باشد.
روش شناسی: برای انجام این پژوهش از روش توصیفی پیمایشی استفاده شده و اطلاعات مربوط به پژوهش از طریق پرسش نامه محقق ساخته که در بین 120 نفر از متولیان فرهنگی شهر همدان توزیع گردیده، جمع آوری شده است. فرضیه های پژوهش با استفاده از آزمون های میانگین، انحراف معیار، کای اسکوئر، آزمون فرید من و آزمون تی تک نمونه ای مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته ها: به ترتیب مؤلفه های آگاه سازی خانوده ها با میانگین 72/30 بیشترین نقش را در پیشگیری از جرایم اخلاقی در فضای مجازی مطالعه موردی شهر همدان در سال 94 داشته و در رتبه اول قرار دارد و پس از آن ترویج سبک زندگی اسلامی با میانگین 28/17 در رتبه دوم و نظارت همگانی با میانگین 31/12 در رتبه سوم قرار دارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین متغیرهای آگاهسازی خانواده ها، ترویج سبک زندگی اسلامی، نظارت همگانی، راه اندازی شبکه ملی اطلاعات و آموزش استفاده صحیح از ابزارهای ارتباط جمعی با متغیر پیشگیری از جرایم اخلاقی در فضای مجازی رابطه معناداری وجود دارد.
مرسوم است که برای وقوع انقلاب ها یک تاریخ مشخص را بیان می کنند و آن را سالروز آن انقلاب می نامند. اگر مراد از انقلاب یک تغییر سیاسی درون یک نظام سیاسی خاص باشد، اتفاق چندان مهمی رخ نداده است و نباید توقع تغییرات بنیادی در لایه های مختلف جامعه داشت. اما اگر مراد از انقلاب یک تغییر متداوم و تحول در همه عرصه ها و ساحات اجتماعی باشد، باید آن را در یک دوره تاریخی پیش و پس از سالروز انقلاب درک کرد. انقلاب ها که برخاسته از تغییر گرایشات و خواست مردم است، با تغییر نظام سیاسی آغاز و آن گاه آن اراده سیاسی تحول در فرهنگ و علم و سامان اقتصادی جامعه را پی می گیرد. در طی این مسیر، یعنی مسیرِ وضع موجود تا تحقق آرمان، فاصله ای است که با دستاوردها و ناکامی هایی همراه است. در گفتگویی با دکتر محمد صادق کوشکی بررسی دستاوردها و ناکامی ها و فاصله ها با آرمان های انقلاب پرداختیم.
تحقیق حاضر، با بررسی بهترین نوع بهره برداری از میان بهره برداری های شورایی، مشاع و افرازی، به مطالعه اثر این بهره برداری ها بر وضعیت مراتع شهرستان سواد کوه در 1391 می پردازد. ارزشیابی بر اساس روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از پرسشنامه انجام شد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده بهره برداران 21 مرتع و حجم نمونه 92 نفر بود. تحلیل داده ها با بهره گیری از آزمون کروسکال- والیس، آزمون کولموگروف- اسمیرنوف، آزمون تجزیه واریانس و دانکن و ضریب همبستگی اسپیرمن و آزمون t انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان دهنده رابطه معنی دار انواع مختلف بهره برداری و تعداد بهره برداران با وضعیت مرتع و فیتوماس بود؛ همچنین، تفاوت معنی دار (در سطح پنج درصد) میان میزان تمایل بهره برداران به ازدیاد دام در بهره برداری شورایی وجود داشت، در حالی که در بهره برداری های مشاع و افرازی، این تفاوت دیده نمی شد؛ احساس مالکیت بهره برداران نسبت به مرتع نیز برخلاف بهره برداری شورایی، در شیوه های بهره برداری افرازی و مشاع معنی دار بود (در سطح یک درصد). با توجه به نتایج به دست آمده، برای پایداری مراتع منطقه مورد مطالعه، کاهش تعداد بهره بردار و دام ضروری به نظر می رسد.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آموزش در افزایش بهره وری و شناخت نیازهای آموزشی کارکنان معاونت کتابخانه سازمان اسناد و کتابخانه ملی است. تحقیق حاضر، از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ نوع تحقیق، توصیفی پیمایشی است که با استفاده از تکنیک دلفی (نوعی تکنیک نگرش سنج) انجام شده است. جامعه آماری شامل 309 نفر از کارکنان است که به صورت تمام شماری و متخصصین و خبرگان 40 نفر به صورت هدفمند به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شده است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که در مجموع، اجرای 24 عنوان آموزشی برای ارتقا و توانمندسازی تخصصی کارکنان و کارشناسان معاونت کتابخانه ملی ضروری است. افزون بر این، بین اولویت نیازهای آموزشی مورد نیاز کارکنان دفاتر حوزه معاونت کتابخانه تشابه و تفاوت هایی وجود دارد.