اولویت های ارزشی افراد متأثر از عوامل گوناگون متفاوت است که این موضوع بر رفتارها وکنش های اجتماعی افراد تأثیر می گذارد. یکی از نیازهای اولیه و مهم امنیت اجتماعی است که ضمن اینکه از سطوح نیازهای مادی متأثر است، بر سطوح دیگر نظام ارزشی هم اثر می گذارد. این مطالعه با استفاده از نظریه های سلسله مراتب نیازهای مازلو و نظریة تحول ارزشی (فرهنگی) اینگلهارت، درصدد شناخت اولویت های ارزشی دانشجویان و ارتباط متقابل آنها با احساس امنیت اجتماعی است. داده های پژوهش به شیوة پیمایش و با استفاده از پرسش نامة محقق ساخته گردآوری شده است. حجم نمونه شامل 324 نفر از دانشجویان دانشگاه یزد در سال 1390 1391 بوده است که به شیوة طبقه ای انتخاب شده بودند. یافته ها نشان دادند که دانشجویان اولویت های ارزشی مادی گرایانه دارند و تفاوتی در اولویت های ارزشی مادی و فرامادی برحسب متغیرهای زمینه ا ی (سن، جنس، رشتة تحصیلی، وضعیت تأهل، و پایگاه اقتصادی-اجتماعی) مشاهده نشد. احساس امنیت اجتماعی نیز با متغیر وابستة ارزش های مادی همبستگی معکوس و معنادار و با متغیر ارزش های فرامادی همبستگی مثبت و معنادار دارد.
هدف این پژوهش واکاوی بسترها، دلایل و پیامدهای احساس ناامنی زنان در فضاهای شهری به مدد تحلیل کیفی است. میدان مطالعه پژوهش، فضاهای همگانی شهر سنندج است که موضوع ها و ابعاد فضایی و تعاملی آن با استفاده از تکنیک های مصاحبه عمیقِ فردی، مشاهده مستقیم و مشاهده مشارکتی مطالعه شده و داده های این مطالعه در قالب روش نظریه پردازی داده بنیاد تحلیل شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که احساس ناامنی زنان در فضاهای شهری سنندج محصول یک سری عوامل اثرگذار همچون «تنش های ساختاری» و «جامعه هراسی» و نیز برخی شرایط تسهیل کننده، مثل «مکان های پربرخورد» و «بازنمایی خود» است. زنان مورد مطالعه همچنین بر این باورند که احساس ناامنیِ آنها را دلایل و انگیزهای خاصی که در کردار و گفتار و حرکات مردان قابل رؤیت است، تقویت می کند. احساس ناامنی زنان پیامدهایی فردی و جمعی دارد. به سبب این احساس، زنان در سطح زندگی فردی به «تمهیدات پیشگیرانه» روی می آورند، پیامد این احساس ناامنی در سطح جامعه نیز به شیوع و تشدید «زوال اعتماد اجتماعی» می انجامد.
پژوهش حاضر، با تکیه بر نظریه های پیر بوردیو دربارة کنش، میدان و سرمایة فرهنگی، به بررسی تأثیر سرمایة فرهنگی بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرداخته است. در این پژوهش از روش پیمایشی استفاده شده است و جامعة آماری آن دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه های دولتی و آزاد اسلامی کاشان و پیام نور آران و بیدگل در سال تحصیلی 90-1389 بوده است. حجم نمونة پژوهش، با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 245 نفر بوده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین مشارکت آموزشی و فرهنگی، مصرف کالاهای فرهنگی، رفتارها و رویه های فرهنگی، ارزش های تحصیلی و شغلی خانواده، تأثیرپذیری دانشجویان از رسانه های ارتباط جمعی و سرمایة فرهنگیِ دانشجویان و پیشرفت تحصیلی آنها رابطة معنادار و مستقیم وجود دارد. به طور کلی، از نظر میزان اهمیت و تأثیر متغیرهای مستقل بر متغیر وابستة پژوهش، در تحلیل چند متغیره و تحلیل مسیر، مهم ترین متغیرها، به ترتیب، عبارت اند از: 1. سرمایة فرهنگی، 2. مشارکت آموزشی و فرهنگی، 3. تأثیرپذیری از رسانه های ارتباط جمعی.
موضوع مسئله اجتماعی در جامعه ایران، که در مرحله گذار و درحال توسعه است، موضوعی پیچیده و چندبعدی است و شناخت آن به هم فکری و کاوش عمیق فکری و علمی نیاز دارد. نتایج پیمایش ملی ارزش ها و نگرش های ایرانی نشان می دهد که ایرانیان اعتیاد را، پس از بیکاری و گرانی، در رده سوم مسائل جامعه ایران قرار داده اند. به دلیل اینکه اعتیاد در جامعه ایران مسئله اجتماعی است، فراتحلیل حاضر با هدف شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر بر سوء مصرف مواد در تحقیقات انجام شده صورت گرفته است. روش تحقیق مقاله حاضر فراتحلیل است. جامعه آماری تحقیق، کلیه مقالات با موضوع سوء مصرف مواد است که در سه مجله مسائل اجتماعی ایران، رفاه اجتماعی و اعتیادپژوهی از سال 1380 تا پایان سال 1392 چاپ شده اند. نتایج نشان داد که بیشترین تحقیقات با روش توصیفی تحلیلی، اسنادی و تحلیل ثانویه انجام شده است. رویکرد رفتار انحرافی (کنترل اجتماعی، پیوند افتراقی و خرده فرهنگ بزهکار) از رویکردهای نظری غالب در تبیین سوءمصرف در تحقیقات مروری است. نتایج اندازه اثر نشان داد که متغیرهای دوستان معتاد (با اندازه اثر 33/0) و پیوستگی به خانواده (با اندازه اثر 27/0-) بیشترین تأثیر را بر سوء مصرف مواد در تحقیقات مرورشده داشته اند.
با توجه به اینکه حدود 40 درصد از مصرف انرژی کشور به بخش ساختمان مربوط است، اعمال ضوابط برای طراحی معماری همساز با اقلیم از مهمترین راهکارهای کاهش مصرف انرژی می باشد. در این مقاله به بررسی و ارائه ضوابط معماری همساز با اقلیم شهر ایلام با استفاده از شاخص زیست اقلیمی ماهانی پرداخته شد و پس از مشخص شدن ضوابطی که باید بر طراحی معماری همساز با اقلیم حاکم باشد، ساختمان های مسکونی شهر ایلام در سه دسته زمانی بزرگتر از 30 سال (گروه 1)، بین 15 تا 30 سال (گروه 2) و کوچکتر از 15 سال (گروه 3) با هم مقایسه شدند تا میزان انطباق هر گروه با وضعیت مطلوب استخراج گردد. بدین منظور، تعداد 285 واحد مسکونی در مناطق مختلف شهر ایلام با استفاده از پرسشنامه استاندارد شاخص زیست اقلیمی ماهانی، مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج پرسشنامه ها برای هر گروه، جداگانه استخراج گردید و با وضعیت مطلوب در شاخص ماهانی، مقایسه و در نرم افزار رایانه ای SPSS تحلیل شد. بر اساس ضوابط ارائه شده شاخص ماهانی، گروه 1 (بافت قدیم شهر) بیشترین سازگاری و گروه 3 (ساختمان های نوساز) کمترین سازگاری را با اقلیم محلی دارند و در مجموع، حدود 50 درصد از واحدهای مسکونی شهر ایلام با شرایط اقلیمی محل سازگار هستند. نتایج و ضوابط ارائه شده در این پژوهش می تواند به عنوان راهنمای طراحی معماری همساز با اقلیم در ساختمان های نوساز شهر ایلام مورد استفاده قرار گیرد.
"در ایران، دستگاه هاى دولتى، طبق آمار سازمان مدیریت و برنامه ریزى کشور، بخش زیادى از زنان را در مشاغل گوناگون جذب نموده اند و زنان ایرانى نسبت به اشتغال در سازمان هاى دولتى تمایل بیشترى دارند و آن را به اشتغال در بنگاه ها و شرکت هاى خصوصى ترجیح مى دهند. در نتیجه، تعداد زنان استخدام شده در بخش عمومى، افزایش یافته است. با وجود این، مقایسه سهم مدیران زن با سهم زنان در نیروى کار سازمان هاى دولتى، نشان مى دهد که زنان تا نیل به سهم مطلوب، راه زیادى در پیش دارند.
وضعیت تحصیلى زنان، نقش مهمى در اشتغال و بهبود موقعیت اجتماعى و شغلى آنان نیز ایفا مى کند. در سال هاى اخیر سهم اشتغال زنان داراى تحصیلات عالى در ایران، روبه افزایش بوده است، در این مورد، نکته قابل بررسى در این است که آیا با افزایش تحصیلات، کیفیت اشتغال و نوع آن بهبود خواهد یافت یا خیر؟ از سوى دیگر، پیشرفت شغلى زنان، تحت تاثیر عوامل مختلفى قرار دارد؛ چراکه به رغم افزایش مشارکت اجتماعى و شغلى زنان در سال هاى اخیر، زنان شاغل هنوز نتوانسته اند سهم مناسبى از پست هاى مدیریتى را در سازمان ها و شرکت هاى دولتى و خصوصى به دست آورند. هدف این مقاله، بررسى و تبیین موقعیت شغلى زنان شاغل است. در این راستا، مطالعه ابعاد نابرابرى بین مردان و زنان شاغل در کسب موقعیت هاى شغلى و مدیریتى، هسته اصلى بررسى حاضر را تشکیل داده است. به منظور تدقیق مطالعه، دو پرسش اساسى زیر مورد توجه قرار گرفته اند.
چرا زنان در ایران، هنوز نتوانسته اند سهم مناسبى از پست هاى مدیریتى را به دست آورند؟
آیا مرد سالارى، مانع دستیابى زنان به پست هاى مدیریتى مى شود؟
با توجه به تحقیق میدانى انجام شده در وزارت علوم، تحقیقات و فناورى و دانشگاه هاى تهران در سال 1382 که با استفاده از روش هاى آمارى، شامل روش همبستگى جزیى و روش رگرسیون چند متغیره صورت گرفته است، در این مقاله، سه فرضیه ""کسب پست هاى مدیریتى زنان شاغل با موقعیت مطلوب شغلى آنان رابطه مثبت دارند""، ""بین مردسالارى و موقعیت مطلوب شغلى زنان رابطه منفى وجود دارد"" و ""موقعیت هاى شغلى بین زنان و مردان شاغل در شرایط یکسان، به طور برابر توزیع نشده است""، تجزیه و تحلیل شده و با نمونه تصادفى مطالعه شده، رد نشده اند.
"
این مقاله با بررسی چهار برنامة «پرگار» در تلویزیون بی بی سی فارسی دربارة «نسبت» دین و مدرنیته و به طور خاص، اسلام وسیاست، با روش تحلیل گفتمانی، نتیجه می گیرد که گفتار غالب پرگار، «سکولاریزم» فلسفی و اعتقادی،و سیاسی است. این دو گفتار، ضمن نفی و انکار پیوند دین و سیاست و طرد انگارة حکومت دینی، دست به حذف و خشونت نمادین علیه گفتمان اسلام سیاسی می زنند و به سبب برخورداری از قدرت و موقعیت و «دسترسی» به تریبون های عمومی، روش های شناخت خودشان از جهان را به شیوه ای گفتمانی اشاعه می دهند و به تمام امور و پدیده ها، معنای متناسب با «دال» مرکزی خود می بخشند.
گفتمان سکولار به منظور تعریف و توانمندسازی و نیز برای خاموش سازی و برون گذاری عمل می کند و افزون بر تجسم تهدید علیه سنت و ایمان اسلامی، به منظور یک اصل مشروعیت بخش برای سرکوب فعالیت های سیاسی در منطقه نیز به کار گرفته می شود.