فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
ملاحظات قومی مذهبی نگرش جنسیتی در شهرستان بجنورد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مهم ترین الگوها و تعیین کننده های مرتبط با تفاوت های قومی مذهبی نگرش های جنسیتی بررسی شده است. برای سنجش نگرش های جنسیتی از گویه های پنج گانه اگموند و همکاران (2010) استفاده شده است. جامعه آماری شامل افراد 15 ساله و بالاتر شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی، مشتمل بر پنج گروه قومی (تات، ترک، ترکمن، کرد و فارس) و دو گروه مذهبی (شیعی و سنی) هستند. مطابق نتایج، اگرچه گروه قومی تات بیش از سایر گروه های قومی، به ویژه ترکمن ها، دارای نگرش جنسیتی غیرسنتی هستند، در بین تمامی گروه های قومی نوعی نگرش غیرسنتی کمابیش غالب است. علاوه بر این، مردان شیعی و سنی مذهب دارای نگرش های جنسیتی کمابیش مشابهی هستند، درحالی که نگرش جنسیتی زنان شیعی و سنی مذهب با همدیگر متفاوت است، برای نمونه، زنان شیعی مذهب بیش از زنان سنی مذهب دارای نگرش مثبت به اشتغال زنان هستند. در مجموع، یافته های تحقیق را می توان در دو نکته اصلی و کلی خلاصه کرد: همگرایی نگرش های جنسیتی غیرسنتی و نقش تعیین کننده متغیر جنسیت در کشف و شناخت دقیق تر تفاوت های قومی مذهبی مرتبط با نگرش های جنسیتی.
عوامل روان شناختی مرتبط با تجرد جانبازان مونث(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"هدف از اجرای پژوهش حاضر بررسی عوامل مرتبط با انگیزه ازدواج در جانبازان مونث است. یافته ها نشان داد بین عزت نفس و انگیزه ازدواج رابطه مثبت و جود دارد و زنان دارای انگیزه بالای ازدواج عزت نفس بیش تری دارند. بین مهارت های اجتماعی و انگیزه ازدواج نیز رابطه مثبتی مشاهده شد. جرات ورزی وانگیزه ازدواج ارتباط مثبتی داشتند. ولی بین انگیزه ازدواج و میزان حمایت اجتماعی رابطه ای مشاهده نشد. تصور منفی از بدن و انگیزه ازدواج رابطه منفی داشتند و نشان داده شد زنان دارای انگیزه بالا برای ازدواج تصور منفی کم تری دارند. سن و انگیزه ازدواج، و نیز تحصیلات و انگیزه ازدواج رابطه ای نشان ندادند. بین وضعیت اقتصادی - اجتماعی و انگیزه ازدواج، و درصد جانبازی و انگیزه ازدواج نیز رابطه ای مشاهده نشد.
"
مقالات: سیاست برقع؛ زنان افغان پیش و پس از طالبان
منبع:
گفتگو آذر ۱۳۸۴ شماره ۴۴
حوزههای تخصصی:
بررسی موانع تاریخی استقرار جامعه مدنی در ایران معاصر با تکیه بر ناکارآمدی نخبگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیش از یک قرن است که مباحث مربوط به قانون گرایی، نهادهای مدنی و استقرار جامعه مدنی در کشور ایران مطرح است. در این مدت تحقیقات، مقالات، سمینارها و مطالعات زیادی در این خصوص صورت گرفته، اما آنچه در عمل جامعه شاهد آن بوده، عدم استقرار روابط، مناسبات و نهادهای مدنی بوده است. سؤال این است: موانع اسقرار این فرآیند در کشور کدامند؟ در پاسخ، می توان از استبداد داخلی، نفوذ خارجی، نقش نخبگان و سایر عوامل نام برد. از این میان، مقاله حاضر نقش نخبگان و تأثیر مثبت یا منفی آنان در استقرار جامعه مدنی را مورد بررسی قرار می دهد.
جامعه شناسی آمریکایی
هویت ، روایت ، جنگ ( بررسی رابطه هویت و جنگ با تکیه بر خاطرات جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف از نگارش مقاله حاضر، پاسخ به چند پرسش نظری درباره هویت و جنگ است. هیچ یک از پرسش ها به طور مستقیم به منشا پیدایی هویت نمی پردازند، بلکه چگونگی تداوم حس هویت طی جنگ را آشکار می کنند. این پرسش ها عبارتند از:
1 - چرا در بحث های نظری درباره جنگ، پرداختن به موضوع هویت اهمیت می یابد؟
2 - چه ارتباطی میان هویت، معنایابی و جنگ می توان یافت؟
3 - معنایابی، تا چه حد بحث از هویت را به ابعاد ذهنی مربوط می کند؟
برای پاسخ گویی به پرسش های بالا، متغیر مستقل روایت به مثابه ظرفی که مظروف معنا در آن جای می گیرد - در نظر گرفته شده است هم چنین متغیر جنگ به مثابه متغیر درجه دومی که از طریق گزینش یا پررنگ کردن برخی روایت ها و کنار گذاشتن یا کم رنگ کردن برخی دیگر و دخل و تصرف در چینش و آرایش آن ها به منظور سامان دادن به چارچوب نظام غیریت ساز و مرزبندی با محیط، معنای خاصی را شکل می دهد و به مدد تحریک افراد به جست و جوی آن معانی، هویتی یکپارچه و منسجم را از خلال آن به روایت ها و معانی مستتر در آن ها بارور می کند."
جامعه مدنی در جوامع چند فرهنگی
حوزههای تخصصی:
دولت مدرن به طور کلی به شیوه ایی کاملاً متفاوت از سَلَف خویش یعنی دولت پیشا مدرن به وجود آمد. گستره ی دولت مدرن از لحاظ سیاسی به دو حوزه تقسیم می شود یکی دولت به معنای خاص آن که به قلمرو سیاسی ربط دارد و دیگری جامعه که معمولاً آن را جامعه ی مدنی می نامند در نتیجه این تقسیم بندی دو مدل متفاوت ظاهر می شود که اولی عمومی است و دولت به شمار می رود و دومی خصوصی که به جامعه مربوط می شود. انسان نیز به همین سان به دو موجودیت متفاوت تقسیم می شود: از سویی شهروند است که از این لحاظ عضو دولت شمرده می شود و از طرف دیگر نیز به جامعه ی مدنی تعلق دارد که خود از اجتماع فردها شکل گرفته است. این تقسیم بندی نتایجی به بار می آورد که دیگر انسان به مانند دوران پیشامدرن به جزئی از کل تقلیل داده نمی شود. در دوران مدرن فرد می تواند به عنوان شهروند در زندگی دولت شرکت جوید و وجود و کنش سیاسی داشته باشد و همچنین می تواند به عنوان فرد از آزادی شخصی بهره مند شود و به مثابه ی فردی خودمختار وجود یابد این ساختار برای نخستین بار در پایان سده ی 18 در دو کشور فرانسه و ایالات متحده آمریکا و بعد از طی کردن نسبی بحران هویت که به نظر می رسد از اولین ضروریات این پروسه باشد، تحقق پیدا می کند. اما بعد از دهه ی 1990 به نظر می رسد در عمل مدرنیته ی سیاسی در غرب و دیگر نقاط جهان، خصوصاً در جوامع چندفرهنگی با مشکلات فراوانی روبرو شده است که باعث وارد آمدن نقدهایی دامنه دار به لیبرالیسم به عنوان یکی از پایه های جامعه ی مدنی، شده است. بیشتر این نقدها از طرف اجتماع گرایان مطرح شده است که یکی از وجوه انتقاداتشان بحثهای فرهنگی است که در درون کل بزرگتری قرار دارند که محکوم به ادغام یا از بین رفتن هستند و همین انتقادات لیبرالهایی مانند جان رالز را به دو واکنش واداشته است و آلترنانیوهایی به عنوان حل مسئله از طرف آنها مطرح شده است.
رابطه نحوه نگرش به مدارس غیر انتفاعی با روی کردهای عدالت اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
" امروزه رفاه اجتماعی را مجموعه اقدامات و تدابیری معرفی می کنند که برای کاستن، تخفیف و یا از بین بردن مسائل و مشکلات ناشی از رشد اقتصادی و رشد ناهماهنگ در حوزه های تربیتی، بهداشتی و درمانی و… به کار می رود. بخش اعظمی از این گونه تلاش ها معطوف به حل مشکلاتی است که بر سر راه دست یابی به عدالت اجتماعی وجود دارد. عدالت اجتماعی براساس ادبیات تحقیق به دو حوزه عدالت رویه ای و عدالت توزیعی تقسیم می شود. معمولا در چهارچوب این دو نوع عدالت، به ویژه عدالت توزیعی، ملاک هایی نظیر انصاف، برابری، نیاز و احیانا فردگرایی اقتصادی به منظور داوری در خصوص عدالت اجتماعی به کار گرفته می شود. بر همین مبنا مدارس به عنوان رکن اصلی ارائه خدمات تعلیم و تربیتی مشمول اقدامات و تدابیر حوزه رفاه اجتماعی قرار می گیرند، که می توانند در ابعاد آموزشی، پرورشی، اجتماعی و اقتصادی نگرش ها را به مدارس غیر انتفاعی و هم چنین روی کردهای کنونی به عدالت اجتماعی متأثر سازند. در این مقاله براساس نمونه گیری مرحله ای، 1500 نفر از افراد جامعه (در سطح خیابان ها و کوچه ها به صورت میدانی) نگرش های خود را ابعاد آموزشی، پرورشی، اجتماعی و اقتصادی مدارس غیر انتفاعی، و اقسام روی کردها به عدالت اجتماعی (فرد گرایی اقتصادی، انصاف، برابری و نیاز) اعلام کرده اند. هدف اصلی پژوهش حاضر نیز تحلیل مسیر نگرش ها در باب مدارس غیر انتفاعی (به عنوان متغیر پیش بین) در چهار بعد یاد شده و روی کردها به عدالت اجتماعی (به عنوان متغیر ملاک) در بین افراد جامعه، بوده است. ضرایب مسیر و نمودارهای مسیر که حاصل تحلیل داده های جمع آوری شده بود، نشان داد که صرفا در بعد نگرش اجتماعی به مدارس غیر انتفاعی، با روی کرد برابری به عدالت اجتماعی، هم چنین نگرش اجتماعی به مدارس غیر انتفاعی و روی کرد برابری و نیاز (به طور مشترک)، رابطه معکوس معنادار وجود دارد. هم چنین این تحلیل مسیر نشان داد که نگرش های آموزشی، پرورشی و اقتصادی در خصوص مدارس غیر انتفاعی با روی کرد برابری و برابری و نیاز (به صورت مشترک) به عدالت اجتماعی، به طور غیر مستقیم، و از طریق نگرش اجتماعی به مدارس غیر انتفاعی تبیین شدنی است.
"
رابطه ایدئولوژی و دین و تاثیر آن بر تنوع دینداری با تاکید بر ایران پس از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر که متشکل از شش بحث فرعی است درصدد تشریح نسبت بین دین و ایدئولوژی به عنوان یک معرفت است، تا از این طریق به گونه های دینداری متأثر از ایدئولوژی دست یابد. بر این اساس، ضمن توضیح ویژگیهای اساسی ایدئولوژی، رابطه این دو مفهوم در دو عرصه متفاوت یعنی در غرب و در ایران مورد بررسی قرار گرفته است. بررسی تحلیلی ـ تاریخی این موضوع به خصوص در ایران، نوشتار را به سمت منظور اصلی خویش رهنمون ساخته است. در این مسیر ضرورت تشخیص داده شد که برخی از انتقادهای مهم نیز مطرح و مورد بررسی قرار گیرد. در نهایت، بر پایه مباحث فوق، پنج گونه دینداری متأثر از ایدئولوژی از یکدیگر متمایز گردید، ویژگیهای آنها توضیح داده شد و تحلیل مقایسه ای از آنها ارائه شد.
بررسی عوامل اجتماعی موثر بر شکل گیری هویت جنسیتی دختران دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر،بررسی عوامل اجتماعی موثر بر شکل گیری هویت جنسیتی دختران دانشجوی دانشگاه شهید چمران اهواز است که برای تبیین مساله و تعیین چارچوب نظری از دیدگاه های جامعه شناسی مربوط به هویت جنسیتی استفاده و فرضیات از آن استخراج شد. این تحقیق به صورت پیمایشی و ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه است جامعه آماری تحقیق شامل کلیه دختران دانشجوی دانشگاه شهیدچمران اهواز که حجم نمونه براساس فرمول کوکران 254 نفر تعیین شد. از لحاظ زمانی این پژوهش در سال 1391-1392اجرا شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تمامی متغیرهای مستقل تحقیق با متغیر وابسته رابطه معناداری دارند. نتایج حاصل از رگرسیون نشان می دهد که تنها سه متغیر نگرش به اشتغال، نقش های جنسیتی و دینداری معنادار بوده اند که در مجموع 23 درصد از تغییرات مربوط به هویت جنسیتی دختران دانشجو را این دو متغیر تبیین می کنند.
تاثیر نوبت کاری بر رضامندی زناشویی پرستاران
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی تاثیر نوبت کاری بر رضامندی زناشویی پرستاران زن و متغیرهای پیش بینی کننده رضایت زناشویی آنان اجرا گردید. روش پژوهش از نوع علی ـ مقایسه ای است که نمونه آماری آن به طور مساوی از بین پرستاران شاغل در نوبت شب و پرستاران روزکار از 6 بیمارستان، شامل 2 بیمارستان دانشگاهی، 2 بیمارستان خصوصی و 2 بیمارستان نظامی، به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شدند و رضامندی زناشویی 10 نفر از پرستاران شاغل در نوبت شب و 10 نفر از پرستاران شاغل در نوبت روز هر یک از بیمارستان ها شامل 120 پرستار زن با پرسشنامه 115 ماده ای «انریچ» مورد اندازه گیری قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با روش های آماری t برای گروه های مستقل و تحلیل مسیر مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در دو مؤلفه «روابط جنسی» و «نظارت مالی» در سطح معناداری 02/0 زنان پرستار شب کار به طور میانگین پایین تر هستند. نتایج نشان دهنده این است که افراد در گذار زمان با این پدیده منطبق شده اند و اکنون نوبت کاری تاثیرات خود را در مواردی که نیاز بیشتری به نزدیکی فیزیکی همسران است، می گذارد. تحلیل مسیر نشان داد که نوبت کاری دارای اثر مستقیم با ضریب 09/0 و اثر غیرمستقیم از طریق «ارتباط» و تاثیر آن بر «رابطه جنسی» و «نظارت مالی» برابر با 08/0 است که در نتیجه اثرات مستقیم و غیرمستقیم نوبت کاری بر رضایت زناشویی 17/0 است. این نتایج لزوم بررسی آموزش نوبت کاران در زمینه روش های مدیریت زمان برکاهش تاثیرات منفی نوبت کاری را نشان می دهد.
بررسی تحولات جمعیتی و سکونتی در شهر قشم تا افق 1405
حوزههای تخصصی:
تعیین اندازه جمعیت و ویژگی های مهم آن، مشخصات مسکن مورد استفاده جمعیت در یک مقطع زمانی معین، شناخت کمبودها و نیازها و نیز امکانات بالقوه و استعدادهای جمعیت و استفاده از این شناخت در تهیه و ارزیابی برنامه های اجتماعی و اقتصادی برای توسعه آینده امری الزامی است. این گونه اطلاعات مرجع و ماخذ مهمی برای توزیع عادلانه منابع مالی، خدمات دولتی در سطح کشور است. آگاهی مداوم از تغییرات ساختار جمعیتی در استانی مانند هرمزگان و شهری مانند قشم که در حال تحول سریع در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است، از جمله ضروریات مسلم به شمار می رود. این مقاله با هدف بررسی تحولات جمعیتی سکونتی و پیش بینی جمعیت شهر قشم تا افق سال 1405 به عنوان یکی از شهرهای کوچک اندام کشور تدوین یافته است. روش به کار گرفته شده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و کمی است. نتایج حاصله بیانگر این است که جمعیت 25 هزاری شهر قشم (1385) با استفاده از نرم افزار پیش بینی جمعیت (People) در سال 1405 به 50900 نفر، و تعداد خانوار به 12662 عدد خواهد رسید. بر اساس روش بر آورد خام میزان نیاز شهر قشم به واحد مسکونی جدید تا سال 1405 تعداد 6837 واحد مسکونی خواهد بود که این تعداد باید در دوره های مختلف با توجه به نیاز ساکنان در هر دوره ساخته شوند. بنابراین، برای دستیابی به برنامه ریزی مطلوب مسکن در شهر قشم باید ضمن شناخت وضع موجود مسکن و تسهیلات مربوطه ، روند گذشته در شؤونات اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر بازار مسکن و تحولات مسکونی جامعه بررسی و تجزیه و تحلیل گردد.
معرفی و بررسی باستان شناختی نقوش قبرها در گورستان های اسلامی بخش مرکزی شهرستان آبدانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرستان آبدانان واقع در جنوب شرق استان ایلام، از منظر باستان شناختی و تاریخی یکی از مهم ترین شهرستان های استان به شمار می رود. این منطقه چندین بار مورد بررسی های باستان شناختی قرار گرفته است. در اردبیهشت ماه 1389 از طرف سازمان میراث فرهنگی آخرین فصل بررسی در قسمت شمالی بخش مرکزی آبدانان صورت گرفت. در این بررسی نوزده محوطه مربوط به دوران مختلف پیش از تاریخ( عصر مفرغ)، تاریخی و اسلامی شناسایی گردید. چهار محوطه متعلق به گورستان های دوران اسلامی متأخراند. با توجه به این که تمام این گورستان ها فاقد محوطه های استقراری می باشند؛ احتمالا"" متعلق به جوامع سیار بوده اند. نکته ی جالب توجه آن که بر روی سنگ گورهای این منطقه تصاویر مختلفی اعم از نقوش انسانی، حیوانی، گیاهی و نیز ابزار و ادوات دیده می شود که فرهنگ و جهان بینی مردمان ساکن این منطقه را بازتاب می دهند. این تحقیق به روش میدانی (بررسی باستان شناختی در محل) و استفاده از منابع مکتوب (مقایسه آن با قبرها مناطق دیگر) انجام شده است. در این مقاله سعی شده علاوه بر معرفی محوطه های مذکور، به بررسی و مطالعه ی نقوش گورها پرداخته شود و با سایر گورهای مشابه و معاصر قبرستان های شهرستان دلیجان در استان مرکزی، قبرستان دارالسلام در استان فارس و قبرستان سمیران در استان گیلان مقایسه ی مختصری صورت گیرد.
تبیین جامعه شناختی گرایش به دستفروشی: پژوهشی کیفی (مطالعة موردی دربارة مردان دستفروش بازار و مترو در شهر تهران)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
دستفروشی از جمله مشاغل کاذبی است که با گسترش شهرنشینی، و افزایش جاذبه های شهرنشینی بوجود آمده است. این پژوهش کیفی در سال 1393، با استفاده از نتایج حاصل از مشاهده و مصاحبة عمیق با60 دستفروش مرد (30 دستفروش بازار و 30 دستفروش مترو)، در صدد آشکار کردن تجربة زیستة دستفروشان و بازگویی درون مایه های کلی دستفروشی از دید جامعة هدف بوده است. تجزیه و تحلیل یافته ها چهار درون مایة کلی، یعنی عرصة تعاملات، تیپولوژی دستفروشان، جذابیت های دستفروشی و مقصران در دستفروشی را نشان داد. بررسی درون مایة تیپولوژی دستفروشان نشان داد که دسته های شناسایی شده در نوع کار مشترک بودند، اما انگیزه آنان بر اساس سه مفهوم اجبار، آرمان و عادت متفاوت بود. بررسی درون مایة جذابیت های دستفروشی نشان داد که نیاز مالی، دستیابی به درآمد مناسب، عدم لزوم پرداخت اجاره، استقلال کاری و روزمزد بودن، از علل مشابه میان این دو شیوه دستفروشی اند. همچنین بررسی درون مایة مقصران وضع موجود با توجه به تلقی دستفروشان از این امر، بیانگر بالا بودن خطر میل به تخریب اموال عمومی در مواقع بحرانی از سوی آنان است.
تحول باورهای معرفت شناختی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه باورهای دانشجویان سال های اول تا چهارم دوره کارشناسی درباره ساده بودن دانش، قطعیت دانش، ذاتی تلقی کردن توانایی یادگیری و سریع دانستن فرایند یادگیری است. لذا به منظور گردآوری داده ها درباره چهار باور کلی دانشجویان در زمینه ماهیت علم و یادگیری در یک مقطع از زمان از روش پیمایشی به شیوه مقطعی به عنوان روش مرجح استفاده شده است. کلیه دانشجویان دختر و پسر مشغول به تحصیل در گروه های آموزشی علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد در سال 84-1383 جامعه آماری مورد نظر را تشکیل داده اند. حجم نمونه مورد مطالعه در این پژوهش 305 نفر می باشد. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز از پرسشنامه باورهای معرفت شناختی شومر (1993) استفاده شده است. تحلیل داده های به دست آمده نشان می دهد که بین اعتقاد دانشجویان سال های اول، دوم، سوم و چهارم راجع به ساده بودن، مطلق بودن، سریع بودن و ذاتی بودن دانش تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین بین باورهای معرفت شناختی دانشجویان بر حسب جنسیت و تاهل تفاوت معناداری وجود ندارد. در عین حال بین باورهای معرفت شناختی دانشجویان بر حسب رشته تحصیلی تفاوت معنادار است. به بیان دیگر، بین باورهای معرفت شناختی دانشجویان رشته های الهیات و تربیت بدنی با دانشجویان رشته های علوم تربیتی، ادبیات، و علوم اداری و اقتصادی تفاوت معناداری وجود دارد.