تحقیق حاضر از نوع تحلیل ثانویه است و احساس امنیت در میان شهروندان را بررسی میکند. مراکز مختلف نظرسنجی خصوصاً مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران به بررسی و سنجش امنیت در سالهای اخیر توجه کرده اند. این مطالعات که عمدتاً توصیفی هستند، هدفشان این بوده است که چگونگی وضعیت احساس امنیت و یا احساس ناامنی و ترس را که در نقطه مقابل آن قرار دارد، شرح داده و دانش ما را در این زمینه ارتقاء بخشند. این تحقیقات به تبیین مسئله نپرداخته اند، ولی یافته های آنها که به دقت جمع آوری شده است میتواند ضمن مشخص ساختن میزان و دامنه احساس ناامنی و ترس، زمینه مناسبی را نیز برای تبیین آن فراهم سازند. در ارتباط با نکته اخیر، تحقیق حاضر تلاش میکند بر اساس داده های موجود که برای منظور دیگری گردآوری شده اند، تحلیل متفاوتی عرضه نماید و به شناختی افزون بر گزارش های اولیه دست یابد. تحقیق اولیه از نوع پیمایشی بوده است که در آن با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای با 1475 نفر از افراد بالای هیجده سال مناطق بیست و دوگانه تهران مصاحبه شده است. تحلیل ثانوی نشان میدهد که متغیر حمایت اجتماعی آثار مؤثر و معنیداری بر احساس امنیت دارد. همچنین بینظمی اجتماعی و ریسک و مخاطره تأثیر مؤثر و کاهنده ای بر احساس امنیت نشان میدهند.
"هدف این مقاله یافتن مشکلات و مسایل زوجین در بین خانوارهای ساکن شیراز است. با توجه به این که منابع در دسترس خانواده از عوامل مهم در حل مسایل است. لذا این خانواده ها با توجه به نظریه بوردیو بر حسب دسترسی به منابع مادی، اجتماعی، فرهنگی و نمادی برگزیده شدند. با مصاحبه عمیق، که از شیوه های رایج پژوهش های میدانی است، با 50 زن متاهل در مناطق مختلف شهر شیراز به این نتایج رسیده شد که مشکلات طبقات و نیز راه حل آن ها با یکدیگر متفاوت است. در حالی که مشکلات طبقات بالای شهر عاطفی است، مشکلات طبقات پایین بیشتر ابزاری و در طبقات متوسط این مشکلات تلفیقی است از عاطفی و ابزاری. در مورد حل مشکلات، طبقات پایین بیشتر از راه حل های فیزیکی و ابزاری استفاده می کنند. طبقات بالا بیشتر سعی در ترمیم مسایل عاطفی از طریق سرمایه مادی دارند و طبقات متوسط بیشتر از سرمایه فرهنگی و اجتماعی برای حل مشکلات سود می برند.
"
جامعه شناسان و اندیشمندان هر یک بسته به گرایشات فکری خود و با رویکردهای گوناگون به ارایه تیپ های مختلف دینداری پرداخته و رابطه آنها را با متغیرهای فردی و اجتماعی بررسی نموده اند. این عده بر این باورند که در عصر جدید برای مطالعه وضعیت دینداری باید از دو شقی معمول دینداری و بی دینی گذر کرده و به جای آن از انواع متنوع گرایشات دینی صحبت کرد. اما شکل گیری انواع گوناگون دینداری مستلزم مقدماتی است که بررسی ویژگی های ساختاری تنها یکی از آن مقدمات می باشد. عناصر رابطه ای وجه دیگری در تعیین انواع دینداری است که تاکنون کمتر بدان پرداخته شده است. مقاله حاضر بر آن است که به منظور شناخت شرایط و زمینه های تعیین کننده این تنوع، به بررسی رابطه ویژگی های ساختاری و عناصر رابطه ای با انواع گرایشات دینی پرداخته و در این رابطه به توضیح نقش هر یک در کنار دیگری بپردازد. جمعیت آماری تحقیق حاضر را دانشجویان شاغل به تحصیل (به دلیل مواجهه بیشتر با محیط علمی و مدون) در نیمسال اول 1385-86 در مقاطع کاردانی، کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاه تهران تشکیل داده اند. جمعیت نمونه 313 نفر بوده که به روش طبقه بندی متناسب توزیع شده است. تحلیل یافته ها نشان داد که هر دو عامل ویژگی های ساختاری و عناصر رابطه ای بر گرایش افراد به انواع دینداری موثرند اما نقش عوامل شبکه ای یا عناصر رابطه ای به مراتب چشمگیرتر می باشد
در تحقیق حاضر، رابطة همبستگی پایگاه اجتماعی جوانان و تدین آنان بررسی می شود. ازاین رو پس از مروری بر دیدگاه های جامعه شناسان، دیدگاه ها، نتایج تحقیقات و یا فرضیاتی مطرح می شود، که به رابطة بین پایگاه اجتماعی و تدین اشاره دارند. سپس با استفاده از تحلیل عاملی داده ها، به تدین و ابعاد آن پرداخته می شود.
گفتنی است که در تجزیه وتحلیل داده ها، به نتایج توصیفی و تبیینی آنها اشاره می شود. در بخش توصیفی داده ها، جوانان، گرایش و آگاهی دینی بالایی داشتند. از این رو، همبستگی پایگاه اجتماعی و تدین آنان مثبت ارزیابی شد. ولی جایگاه دین داری جوانان (مشابه با نتایج محقق دیگری) در بین سه پایگاه اجتماعی نشان می دهد که جوانان با پایگاه اجتماعی پایین و متوسط جامعه از جوانان با پایگاه اجتماعی بالای جامعه تدین قو ی تری دارند. لذا فرضیة وبلن، مبنی بر ضعف تدین طبقة متوسط در مقایسه با دیگر طبقات، بنا به دلایل مطرح شده، در این تحقیق تأیید نمی شود.
مهارت حل مسئله یکی از مهارت های شناختی است که انسان را در حل مسائل درونی و بیرونی خود یاری می دهد. آموزش این مهارت می تواند از بروز مسائل و مشکلات نوجوانان و بحرانی شدن تعارض های خانوادگی پیشگیری کند. حل مسئله یکی از مهارت های مهم زندگی است که بسیاری از والدین و فرزندان با آن آشنا نیستند. بر این اساس برخی از متخصصان به طراحی و اجرای کارگاه های آموزش حل مسئله برای والدین، کودکان و نوجوانان پرداخته اند. هدف از پژوهش حاضر ارزشیابی کارگاه هایی با عنوان تربیت نوجوان اندیشمند بوده است که در آن مهارت های حل مسئله به گروهی از مادران که فرزندان آنان در آستانه دوران نوجوانی قرار دارند، آموزش داده شده است. در کارگاه تربیت نوجوان اندیشمند مهارت های درک احساسات و نظرات دیگران، درک انگیزه ها، یافتن راه حل های متعدد برای یک مسئله، در نظر گرفتن عواقب و نتایج امور و برنامه ریزی متوالی با استفاده از طرح درس هایی آموزش داده شده است. گروه نمونه مطالعه حاضر شامل 96 نفر از مادران نوجوانانی هستند که در برخی مدارس غیرانتفاعی شهر تهران مشغول به تحصیل بوده اند. این مادران در پنج کارگاه آموزشی که هر کارگاه شامل 10 جلسه آموزشی دو ساعته است زیر نظر مجریان مجرب آموزش دیده اند. این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون بدون گروه گواه است. داده های این پژوهش با استفاده از اجرای پرسشنامه ارزیابی خانواده گردآوری شده است. با استفاده از این ابزار کارکرد خانواده در سه عامل ارتباط، پاسخدهی عاطفی و مشارکت عاطفی در قبل و بعد از اجرای کارگاه مقایسه شده است. یافته ها بیانگر تاثیر این کارگاه ها بر بهبود عملکرد آزمودنی ها در عامل مشارکت عاطفی است. در خاتمه، بحث و نتیجه گیری، کاربرد یافته های تحقیق، محدودیت ها و هم چنین پیشنهادهایی برای پژوهش های آینده ارائه شده است.
"در این مقاله سعی شده است که به نحو اختصار دیدگاههای منتقدان سیاست مدرن مورد بررسی قرار گیرد به طوری که در ابتدا با تشریح فلسفه سیاسی مدرن به بسترهای رشد نظام سیاسی مدرن پرداخته شده و پس از آن نظریه های منتقد سیاست مدرن مورد بررسی قرار گرفته است. منتقدان سیاست مدرن پست مدرنیست ها به همراه جامعه گرایان از منظری اومانیستی و به بیان بهتر مدرنیستی، سیاست مدرن را به چالش کشیدند. از سوی دیگر، سنت گرایان از منظری اشراقی به نقد سیاست مدرن پرداختند و علم گرایی و فردگرایی افراطی مدرنها را مردود دانستند. بنیاد گرایان نیز در مقابل مدرنیزم جنایتهای بزرگ به نام اسلام مرتکب شدند. انقلاب اسلامی در اواخر دهه هفتاد میلادی با رویکردی وحیانی و افق شیعی سیاست مدرن شرق و غرب را به چالش کشید و افق نوینی در حیات سیاسی بشردر جهان باز کرد. از آنجا که انقلاب اسلامی در پیوند با افق روشن مهدوی خویش را تعریف می کرد پایان تاریخ و به عبارت دیگر تمامیت غرب را نفی کرد و در مقابل هویت خود را در چهارچوب ولایت فقیه تعریف کرد.
"
"جهانی شدن، فرآیند گریز ناپذیر قرن 21، پدیده ای است که در دهه پایانی قرن بیستم، تبعات و پیامدهای گسترده آن ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع جهانی را از جمله ایران تحت الشعاع قرار داده است. در پی این تغییرات، آثار جهانی شدن بر ابعاد متنوع زندگی انسان ها، مراودات و هویت آنان در ابعاد مختلف بر کسی پوشیده نیست.
این جستار با هدف بررسی ارتباط فرآیند جهانی شدن فرهنگ و تاثیر آن بر تغییر هویت اجتماعی جوانان به شیوه پیمایشی انجام شده است. اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه، از نمونه ای 384 نفری از بین جوانان هجده الی سی ساله از مناطق یازده گانه شهر اصفهان جمع آوری شده است. نتایج حاصل از بررسی نشان می دهد که بین فرآیند جهانی شدن فرهنگ و برجستگی ابعاد چندگانه هویت، همبستگی وجود دارد و تغییرات حاصل شده در ابعاد متعدد هویت، با کاربرد فن آوری اطلاعاتی و ارتباطی در حیطه هایی چون مصرف گرایی، نوگرایی و گرایش به ارزش های فرهنگی نو صورت می پذیرد."
"با توجه به تحقیقات انجام شده، می توان گفت که ترس از جرم در میان زنان، یک مساله اجتماعی مهم در اکثر جوامع جهانی به شمار می رود. این تحقیق به منظور تعیین ماهیت و میزان ترس از جرم و پی آمدهای آن برای زنان 15 سال به بالا در وضعیت های متفاوت صورت گرفته است. با بررسی نظریه های مربوط به ترس از جرم متغیرهای زیر به عنوان عوامل موثر بر ترس از جرم در نظر گرفته شدند: «تجربه فردی از ناامنی»، «ادراک فردی از وابستگی به ارزش های مذهبی و اخلاقی در جامعه»، «خانواده، دوستان، تجربه های دیگران از ترس از جرم»، «اطاعت از قوانین در جامعه»، «عملکرد پلیس»، «عملکرد نظام قضایی»، «شناخت فرد از شهر»، «اتکا و اعتماد به نفس»، «توانایی اثبات و دفاع از خویش»، «آرا فرد در مورد جنایت و نظر او درمورد فراوانی و میزان آن در شهر خودش و یا مجاورت آن»، «میزان رابطه با همسایگان»، «اعتقادات مذهبی»، «تصور فرد از تبعیض»، «طبقه اجتماعی»، «سن»، «وضعیت تاهل»، «علایق پوششی»، «رویکرد پلیس در مورد شهروندان»، «روشنی کوچه ها و گذرگاه ها»، «حضور پلیس، وابستگی و مسوولیت او» و «وسایل حمل و نقل عمومی».
نتایج نهایی که از این تحقیق به دست آمده این است که تمام متغیرهای وابسته به جز «طبقه اجتماعی»، «علایق پوششی»، «وضعیت تاهل»، «اعتقادات مذهبی»، «اتکا و اعتماد به نفس»، رابطه معناداری با ترس از جرم دارند. هر چند که همچنان که آزمون رگرسیون چند متغیره نشان می دهد در بین دیگر متغیرها فقط دو متغیر تغییرات متغیر وابسته را تبیین می کند: «آرای فرد درباره اطلاعت از قانون با بتای 0.54 و «تجربه ناامنی از سوی فرد، خانواده اش و دوستانش با بتای 0.36 به علاوه روشنی کوچه ها و گذرگاه ها و «حضور پلیس» نقش مهمی در ادراک فرد (دختران و زنان بالای 15 سال) از ترس از جرم دارند.
"