فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۹۸۱ تا ۱۱٬۰۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۷۷ مورد.
مدرنیته و جنبش های اجتماعی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله مفهوم مدرنیته را بعنوان آنچه که از تفکر کلاسیک وبر، زیمل و میشلز سرچشمه گرفته، و نیز به عنوان آنچه که در جامعه شناسی معاصر مورد تفسیر قرار گرفته است مورد بحث قرار می دهم. به توضیح جامع از گسترش مفهوم مدرنیته در جامعه شناسی علاقمند نیستم بلکه بیشتر بر یک حوزه آن متمرکز می شوم : تضاد اجتماعی و جنبش های اجتماعی. علاقه اصلی ام به تاثیر مدرنیته هم بر گسترش و هم بر فهم جامعه شناختی از جنبش های اجتماعی مرتبط است. به عبارت دیگر، صرفاً به تاریخ یک مفهوم علاقمند نیستم بلکه بیشتر به رابطه بین مفاهیم واقعیت تاریخی و توانایی درک اجزای آن تمایل دارم.
مذهب، ارزش ها و ایدئولوژی
حوزههای تخصصی:
در این مقاله نویسنده بر آن است تا مباحث مذهب، ارزشها و ایدئولوژی را در بستر جهان مدرن به تصویر بکشد. در اینجا به شکلی دقیق آنچه که در رویارویی با مدرنیته و جهان مدرن بر سر مذهب و ارزشهای سنتی آمده است مورد بررسی قرار میگیرد و در این مسیر فرایند عرفی یا دنیوی شدن را در جهان مدرن به تصویر میکشد. در این راستا از رویکردها و افکار متفکران برجستهی جامعه شناسی همچون دورکیم و ماکس وبر و مارکس و بندیکت آندرسون و مکاینتایر بهره گرفته است و نشان داده که آنان مذهب را در دنیای مدرن چگونه میدیدند و راههای بازتولید دین و بقای آن در عین عرفی شدن را در این دوره چگونه ارزیابی میکنند.
دیر و غیر ممکن: نگاهی به علل و پیامدهای افزایش سن ازدواج در میان جوانان ایرانی
منبع:
گزارش مهر ۱۳۸۸ شماره ۲۱۲
حوزههای تخصصی:
اجتماعی: چشم چرانی بیماری یا حرمت بر باد رفته انسان
حوزههای تخصصی:
چشم انداز آسیب ها و تهدیدهای اجتماعی ایران
حوزههای تخصصی:
Reconceptualising Religion : A Philosophical Critique of Religious Studies as Cultural Studies
حوزههای تخصصی:
The aim of my argument (1) is to reconceptualise what is now called religious studies as the study of institutionalised values, and the relation between values and the legitimation of power in a specific society. Though I do not talk much about power here, it is always a fundamental issue in the study of specific social groups.The first assumption which I make in this paper is that the way analytical concepts are or are not used is important. Nothing is ever perfect but fuzzy, ambiguous and contradictory concepts can create false problems and false understanding. We work with guiding notions the whole time: if they are left unclarified they are dangerous. If they are made explicit, we can see where we stand in relation to a particular writer. We can see how s/he is using a key word and we can agree or disagree.
آزمون نظریه سرمایه اجتماعی و گزینش عقلایی: سبب شناسی علل گزینش به رویه های غیر قانونی در مراجعه کنندگان به ادارات تهران
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی و مباحث مرتبط به آن به موضوع کلیدی مباحث توسعه تبدیل شده است. به هر صورت اجماع جدی بین دانشمندان علوم اجتماعی در راتباط با این موضوع ایجاد شده است که سرمایه اجتماعی در کنار سرمایه سیاسی و اقتصادی لازمه اجرای برنامه های توسعه ای است. در این ارتباط نویسنده با درک اهمیت این موضوع به بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و فساد اداری و نیز بر تاثیرات آن بر کاهش و یا افزایش هزینه متمرکز شده است. از این روی بر مبنای چهارچوب نظری تحقیق و به ویژه نظریه گزینش عقلایی و نظریه مبادله مدنظر تئوری های اقتصاد و نیز نظریه سرمایه اجتماعی، مشکلات پیشبرد امور در نظام اداری بر ایجاد گرایش به استفاده از سرمایه های منفی اجتماعی در نظام اداری ایران را توضیح می دهد. در این خصوص نویسنده معتقد است که مراجعه کنندگان به نظام اداری در ایران بر مبنای گزینش عقلایی حاکم بر اقتصاد عمل می نمایند و از آنجا که استفاده از سرمایه های اجتماعی می تواند هزینه ها را در نظام اداری کاهش دهد و از سوی دیگر فرصت های بهتری را برای ارباب رجوع ایجاد نماید، از این روی در ارباب رجوع تمایل ایجاد مینماید که بدون صرف هزینه های گزاف رویه های اداری موجود در ادارات ایران، امور خود را با استفاده از هنجارهای مشترک منفی اجتماعی انجام دهند. از دیدگاه نویسنده، این گرایش عمومی به استفاده از سرمایه های اجتماعی باعث عقیم شدن برنامه های عدالت اجتماعی می شود. بنابراین نویسنده برای تشریح این موضوع، با استفاده از روش پیمایش، دیدگاه های مراجعه کنندگان به شهرداری تهران را جویا و با استفاده از روش آمار استنباطی تحلیل خود را در این ارتباط ارائه داده است. از این روی، روش انجام این تحقیق پیمایشی است. داده های تحقیق از طریق نظرسنجی جمع آوری و از طریق روش آماری تحلیل شده اند. از طرف دیگر، این مقاله در حوزه مطالعات میان رشته ای تدوین شده است.
بررسی تاثیر دینداری بر اعتماد اجتماعی شهروندان تهرانی
حوزههای تخصصی:
در حوزه جامعه شناختی، اعتماد به عنوان ویژگی روابط اجتماعی یا ویژگی نظام اجتماعی مفهوم سازی میشود. مناسبات گوناگونی که افراد در روابط متقابل خود با یکدیگر ایجاد میکنند نیازمند اعتماد متقابل میان کنشگرانی است که میخواهند با یکدیگر به تعامل بپردازند. شرط اساسی برای جامعه سالم اعتماد اجتماعی متقابل بین اعضا و بین مردم و مسئولین جامعه است. در بررسی مفهوم اعتماد، اتخاذ یک دیدگاه ترکیبی میتواند ثمربخش و کارآمدتر باشد. به اعتقاد گیدنز، منابع اصلی اعتماد و امنیت هستی شناختی در جوامع صنعتی و جوامع پیش از مدرن متفاوت هستند. شیوه هایی که هنجارهای اعتماد مورد بررسی قرار گرفته اند عبارتند از: اعتماد به آشنایان،اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی / مدنی.
یکی از کارکردهای مهم دین، ایجاد اعتماد و اطمینان اجتماعی است که در دوران گذار تضعیف می شود و این تضعیف پیش از اینکه ارزش های مدرن جایگزین شود صورت می گیرد. سوال اصلی مقاله این است که:""آیا دینداری شهروندان تهرانی می تواند بر اعتماد اجتماعی آنان موثر باشد؟ از چه مسیری؟ و به چه میزان؟"" این مقاله از نوع توصیفی- علی است که به دنبال شناسایی تاثیر دینداری بر اعتماد اجتماعی است و از سویی دیگر از لحاظ روش ، یک تحقیق پیمایشی به حساب میآید و واحد تحلیل آن شهروندان تهرانی می باشند . پرسشنامه محقق ساخته، پس از بررسی اعتماد و اعتبار آن با نمونه گیری خوشه ای – طبقه بندی نامتناسب در پنج منطقه شهر تهران و در بین 391 خانوار تهرانی اجرا شد.
یافته های تحقیق حاکی از آن است که متغیردینداری به طور مستقیم بر اعتماد اجتماعی موثر است و علاوه بر آن به طور غیرمستقیم با متغیرهای مستقل ثانویه، تیپ شخصیتی معاشرتی و مشارکت های داوطلبانه نیز بر آن اثر می گذارد.
مطالعه معیارهای انتزاعی دینداری در استان مازندران 1385
حوزههای تخصصی:
دین، واقعیتی اجتماعی است؛ وقتی شخصی به دین عمل میکند در واقع حس همبستگی و خود اتکایی به گروه و خلاصه حس بودن در جامعه را نشان میدهد. تجلی ارزش ها و نشانه های دینی بودن فرد را در نگرش، گرایش و کنش های آشکار و پنهان او میتوان جست و شناسایی کرد. این بررسی معیارهای ذهنی دینداری 700 نفر از دانش آموزان پیش دانشگاهی (پیش دانشجویان بعنوان خروجی و ماحصل نهاد آموزش و پرورش) را مورد هدف قرار می دهد. در این بررسی با عنایت به آثار پژوهشی انجام شده در کشور از روش پیمایشSurvey و نمونه گیری خوشه ای طبقه ای با استفاده از پرسشنامه حضوری بهره جسته ایم. میزان روایی پرسشنامه محاسبه 8970% و تمامی آزمون های تحقیق در سطح 99% قابلیت اطمینان مورد سنجش واقع شده اند. نتایج نشان داد که : میزان تعیین معیار دینداری از شاخص آگاهی و دانش دینی26% ، باورهای دینی21% ، مناسک دینی31%، عواطف دینی32% است. همچنین معادله رگرسیونی گویای این مطلب است که 46 درصد واریانس معیارهای دینداری مورد نظر دانش آموزان پیش دانشگاهی در این پژوهش قابل تبیین است. نتایج حاکی از آن است که شعائر مذهبی رشد بیشتری از محتوای معنوی دین دارد.
بررسی تشابهات و تفاوتها بین رشته مددکاری اجتماعی، روان شناسی بالینی و مشاوره(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
" در این مقاله سعی شده است که تا حدی وجوه مشترک و تمایز بین رشته مددکاری اجتماعی و رشته های روان شناسی بالینی و مشاوره روشن شود. در این پژوهش با توجه به موضوع مورد تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در رشته روان شناسی بالینی تمرکز عمدتا بر روی تشخیص اختلالات روانی و درمان آنهاست، در حالی که در رشته مشاوره تمرکز بیشتر در زمینه راهنمایی و مشاوره تحصیلی، راهنمایی و مشاوره شغلی، راهنمایی در زمینه ازدواج، راهنمایی و مشاوره زناشویی و غیره است. با توجه به منابع معتبر می توان نتیجه گرفت که در روان شناسی بالینی و مشاوره تاکید بیشتر بر ساختار روانی انسان است و هدف درمانگر عمدتا درک سیستم شناختی افراد و تغییر نحوه تفکر، احساسات و رفتار آنهاست. در این دیدگاه اختلالات روانی، عاطفی و رفتاری باید شناخته شود و با اتخاذ سیستم درمانی مناسب این اختلالات رفع گردند. در حرفه مددکاری اجتماعی انسان به عنوان یک موجود اجتماعی تلقی می شود و هر فرد، مستقل از دیگران نبوده و باید در ارتباط با دیگران و در تعامل با محیط اجتماعی خود مورد بررسی قرار گیرد. از دیدگاه مددکاری اجتماعی، ریشه مشکلات انسانها نه تنها بخاطر عوامل فردی و خانوادگی آنها، بلکه می تواند بدلیل عوامل اجتماعی و در تعامل بین این افراد و محیط اجتماعی شان باشد. از این رو، هدف مددکاری اجتماعی تغییر در حالات روانی مددجو و نیز تغییر در محیط اجتماعی و موقعیت اجتماعی او است. از طرفی روان شناسان بالینی و مشاوران نقشی در توسعه منابع اجتماعی ندارند ولی مددکار اجتماعی نه تنها از منابع اجتماعی به منظور حل مشکل انسان ها استفاده می کند، بلکه توسعه منابع اجتماعی را نیز مد نظر دارد. روان شناسان بالینی و مشاوران در اتاق مصاحبه سعی می کنند تا به حل مشکل مراجعان بپردازند و هر تغییری را که مدنظر است همان جا در مراجع ایجاد نمایند و اگر لازم باشد خانواده مراجع را نیز به دفتر خود دعوت می کنند. در حالی که مددکار اجتماعی علاوه بر مصاحبه های متعدد با مددجو، وارد محیط زندگی او هم می شود و به طور مستقیم رفتارها و ارتباطات مددجو و خانواده او را مشاهده و مورد بررسی قرار می دهد و به تشخیص و ارزیابی مشکل می پردازد و در صورتی که لازم باشد تغییر در محیط خانوادگی و اجتماعی مددجو بوجود می آورد.
"
مهندسی فرهنگی علم و فناوری
حوزههای تخصصی:
در «مهندسی فرهنگی علم» به انسجام بخشی و تحول آفرینی با رویکرد فرهنگی توجه شده است. برای این منظور نخست «معنا و ضرورت مهندسی فرهنگی علم» بررسی شد، طراحی هندسه علم از زاویه فرهنگی در جهت فرهنگ غنی اسلامی و جهت یافتن علم در خدمت تعالی (توسعه اسلامی) ضروری است.
در گام دوم الگویی برای مهندسی فرهنگی علم طراحی شد که شامل ارکان (تولید، عرضه، بهره وری)، سطوح (مبانی، روش ها، نظریه ها) و آثار (فرهنگ فرهنگ، فرهنگ اقتصاد و فرهنگ سیاست) است. از ترکیب متغیرهای نه گانه فوق نظامی ترسیم شد که هندسه علم را مبتنی بر فرهنگ اسلامی و با هدف فرهنگی تعیین می کند.
در قدم سوم، پس از توضیح مفاهیم پایه، راهبردهایی برای مهندسی فرهنگی علم پیشنهاد و فناوری شده است.
معنا و مفهوم فرهنگ عمومی در پرتو مفهوم جهان های ممکن
حوزههای تخصصی:
برای ارائة تعریفی از مفهوم فرهنگ عمومی تلاش های زیادی شده است. با وجود این، هنوز هم بسیاری از اندیشمندان و صاحب نظران با پیچیدگی های زیادی دربارة مفهوم، مصداق و مسائل فرهنگ عمومی روبه رو هستند که دلایلی چند دارد. یکی اینکه در کتاب های جامعه شناسی، انسان شناسی و مطالعات فرهنگی مفهوم فرهنگ از مفاهیم دیگر روشن و متمایز نیست. دیگر اینکه تلقی روشنی از مفهوم «عمومی» وجود ندارد. اگر چند گام به عقب برگردیم و به مسائل فلسفی فرهنگ توجه کنیم، مشکلات دیگری خودنمایی می کنند. یکی از این مشکلات بی توجهی به ویژگی های فلسفی و منطقی مفاهیم است. امروزه مفاهیم اساسی متعددی در ادبیات مباحث جامعه شناسی و فرهنگ شناسی به کار می رود که هم تعریف و ارائة تلقی روشنی از آن و هم حوزه های کارکرد و تعیین مصادیق آن عرصة مناقشات نظری فراوانی شده است. ضروری است با نگاهی فارغ از عرصة مناقشات علمی جامعه شناسان، فرهنگ شناسان و مردم شناسان مفهوم فرهنگ و فرهنگ عمومی را واکاوی کرد. این مقاله تلاشی فلسفی است برای نشان دادن این امر که اگر نگاهی فلسفی تر و اندیشه ای عمیق تر دربارة مفهوم فرهنگ و به تبع آن فرهنگ عمومی وجود داشت شاید برخی از گره های کور این کلاف پیچیده باز شده بود.
سلطه فرانوین فرهنگی
زبان، تفکر و فرهنگ: دیدگاه ها و برهان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"این مقاله هدفی دو گانه دارد: هم به بررسی دیدگاه های متاخر درباره رابطه میان زبان، تفکر و فرهنگ می پردازد و هم به ارائه راهکاری نوین در قالب طرحی جدید بر پایه آخرین دستاوردهای رویکرد کمینه گرا می انجامد. محورهای اصلی برای بررسی دیدگاه ها و برهان ها به صورت تمایزاتی سه گانه ارائه می شود: 1- تمایز میان نگرش های مبتنی بر وجود رابطه میان فرهنگ و زبان، در مقابل نگرش مبتنی بر نبودن رابطه میان این دو 2- تمایز میان نگرش همسازی ـ فراگشتی، در مقابل نگرش دگرسازی زبان 3- تمایز میان نگرش انگیختگی اجتماعی ـ ارتباطی زبان در مقابل انگیختگی زیستی ـ ژنتیکی. فرضیه اصلی این پژوهش در بخش راهکار نوین خود آن است که با در نظر گرفتن آنچه برنامه کمینه گرا به ویژه آنچه از سال 2000، به این سو ارائه کرده است، امکان تاثیرگذاری زبان بر تفکر و رمزگذاری فرهنگ در زبان و همچنین تاثیرپذیری زبان از فرهنگ که تحت عنوان قوم ـ نحو شناخته می شود، در عین مفروض دانستن شالوده زیستی ـ ژنتیکی میسر است. از این منظر، کارکرد اصلی زبان نه ایجاد ارتباط است و نه بیان تفکر، بلکه نقش اصلی و دلیل وجودی آن اتصال سامانه های شناختی و اجتماعی- فرهنگی به یکدیگر است.
"