فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۵۸ مورد از کل ۱٬۸۵۸ مورد.
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
54 - 36
حوزههای تخصصی:
مطالعات سیل خیزی و ارزیابی میزان خطرات آن امروزه به دلیل افزایش فراوانی و شدت آن از یک سو و اثرگذاری و پیامدهای خسارت بار مالی و جانی آن از سوی دیگر، مورد توجه علوم مختلف قرار گرفته است. این پژوهش به دنبال بررسی اثرات عوامل مهم ایجاد سیل، تعیین اهمیت آنها و شدت اثرات هر عامل در بخشهای مختلف حوضه آبریز هر رود در استان لرستان است. برای این مهم از روش فازی-تاپسیس استفاده شده است. در ابتدا مهمترین شاخص ها بر حسب مطالعات قبلی و تجربه شامل بارش، جنس زمین، خاک، کاربری اراضی، شبکه زهکشی، ارتفاع، شیب و جهت شیب مشخص شدند. سپس، این شاخصها به شکل لایه های اطلاعاتی درآمده و بازطبقه بندی گردیدند. به منظور فازی سازی لایه ها، برای هر یک از آنها بر حسب نوع اثرگذاری، توابع عضویت خاصی تعریف گردید. یافته ها نشان داد که توابع عضویت خطی شامل مثلثی و ذوذنقه ای عملکرد بهتری در فازی سازی داده ها داشته اند و عملگر فازی گامای 0.9 همبستگی بالاتری را بین مؤلفه های تعریف شده در سیل خیزی نشان داد. بر اساس این نقشه، شیب های 0-10 درصد، جهت شیب 315-360 درجه، طبقات ارتفاعی 1500-1800 متر، خاک های گروه هیدرولوژیکی D، کاربری اراضی کشت دیم، سنگهای کنگلومرا، فاصله 300 متری آّبراهه های اصلی و بارش های 500-800 میلی متر مهمترین سطوح در ایجاد پهنه های سیل خیز حوضه بوده اند. نتیجه نقشه حاصله از مدل فازی- تاپسیس نشان داد که جنس زمین و کاربری زمین بویژه در ساحل رودخانه اصلی در مناطق میانی حوضه، مهمترین عوامل تعیین کننده سیل خیزی از نظر فراوانی و شدت است که با واقعیت های حوضه مطابقت دارد.
ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی مناطق کارستی جنوب غرب استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه جنوب غربی لرستان در پهنه ناهمواری زاگرس چین خورده واقع شده است و بخش زیادی از واحدهای سنگ شناسی این محدوده مطالعاتی دارای ساختار آهکی و انحلال پذیر است. به همین دلیل ژئومورفوسایت های کارستی متنوعی در جنوب غربی لرستان در دو حوضه آبریز کشکان (شهرستان های پلدختر و معمولان) و حوضه آبریز سیمره (شهرستان های کوهدشت و رومشکان) شکل گرفته است که تعداد زیادی از آنها می توانند مقصدهای گردشگری قلمداد شوند. هدف این پژوهش ارزیابی توانمندی های ژئوتوریستی سازندهای کارستیک در جنوب غربی استان لرستان با پیمایش و تحلیل نقشه ها و روابط فضایی آن ها با قلمروهای کارستی از طریق مدل کوبالیکوا و کیرچنر (2016) است. برای اجرای مدل، جامعه آماری پژوهش شامل 8 نفر از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی و 7 نفر از اساتید دانشگاه لرستان می باشد. بر اساس نتایج بدست آمده به ترتیب سه سازند آسماری- شهبازان (27) درصد، کواترنر (25) درصد، گچساران (20) درصد بیشترین لندفرم های کارست را دارند. کمترین محدوده با لندفرم های کارستی متعلق به سه سازند بختیاری (5/0) درصد، گورپی (2) درصد و آغاجاری (3) درصد است. شهرستان پلدختر که در حوضه رودخانه کشکان واقع شده است اشکال کارستی آن توسعه یافته و تنوع اشکال آن فراوان است. نتایج مدل کوبالیکوا و کیرچنر نشان داد سراب تنگ سیاب با 11/5 امتیاز بالاترین امتیاز را به دلائل ارزش علمی، آموزشی، اقتصادی و وضعیت دسترسی و زیرساخت های اولیه گردشگری، وجود ارزش های فرهنگی و زیست محیطی بدست آورد. بعد از آن نیز ژئوسایت های تنگه شیرز، تنگه هلت، چشمه شیرین ملاوی و غار پل خدا شیرز هر کدام با 10/5 امتیاز رتبه دوم، ژئوسایت-های غار کلماکره، چشمه سید سهل الدین، آبشار افرینه و دره خزینه هر کدام با 10 امتیاز رتبه سوم را به دلائل ارزش های علمی، آموزشی، اقتصادی و تنوع چشم انداز، نادر بودن در سطح منطقه، ملی، فراملی و وضعیت دسترسی و ارزش زیست-محیطی به خود اختصاص دادند.
تهیه نقشه خطر وقوع زمین لغزش با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره و GIS مطالعه موردی: حوضه مهران رود، ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
131 - 116
حوزههای تخصصی:
زمین لغزش ها سالانه باعث آسیب های قابل توجهی به مناطق مسکونی و محیط زیست، از جمله جنگل ها و مزارع می شوند. این مخاطره در ایران اهمیت ویژه ای دارد، چون بخش زیادی از کشور، به ویژه نواحی شمالی، کوهستانی است. این تحقیق با هدف تهیه نقشه خطر وقوع زمین لغزش در حوضه آبریز مهران رود، واقع در شمال غربی ایران، انجام شده است. برای دستیابی به این هدف، لایه های اطلاعاتی مرتبط با ۸ عامل مؤثر در وقوع زمین لغزش، شامل زمین شناسی، کاربری اراضی، شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی، بارش، فاصله از رودخانه و فاصله از گسل، در محیط نرم افزار ArcGIS تهیه شدند. سپس، وزن دهی این عوامل با استفاده از روش فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) در نرم افزار Super Decisions انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که وزن های این هشت عامل به ترتیب 331/0، 080/0، 117/0، 036/0، 055/0، 233/0، 112/0 و 032/0 هستند. در نهایت، نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش با ادغام لایه های وزندار تهیه شد که حوضه مورد مطالعه را به پنج کلاس خطر شامل مناطق با پتانسیل خیلی زیاد (21 کیلومترمربع)، زیاد (134 کیلومترمربع)، متوسط (94 کیلومترمربع)، کم (60 کیلومترمربع) و خیلی کم (51 کیلومترمربع) تقسیم می کند. مناطق با پتانسیل زیاد بیشترین مساحت حوضه را پوشش می دهند. مقایسه نقشه پهنه بندی با نقاط پراکنده زمین لغزش که از بررسی تصاویر ماهواره ای و فعالیت های میدانی به دست آمده اند، نشان می دهد که 7/85 درصد از زمین لغزش ها در مناطق با پتانسیل بالا و بسیار بالا رخ داده اند. بر اساس نتایج به دست آمده، لازم است در سیاست گذاری های محیطی، اقدامات لازم برای مدیریت این پدیده و کاهش پیامدهای انسانی و مالی آن در مناطق حساس در نظر گرفته شود.
ارزیابی دقت مدلهای فرا ابتکاری در شبیه سازی دبی رودخانه کرخه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
94 - 75
حوزههای تخصصی:
اندازه گیری دبی رودخانه همواره یکی از چالش های اساسی در مدیریت رودخانه است. استفاده از ابزارهای دقیق برای محاسبه آن ضروری است. روش های عددی، تحلیلی، هوش مصنوعی و تجربی، رایج ترین روش ها برای اندازه گیری جریان روزانه رودخانه هستند. در این تحقیق، یک مدل هوشمند ترکیبی مبتنی بر رویکرد مدل رگرسیون بردار پشتیبان برای شبیه سازی دبی رودخانه توسعه داده شده است. بدین منظور در این پژوهش از سه الگوریتم بهینه سازی شامل موجک، تفنگدار خلاق و عنکبوت بیوه سیاه برای شبیه سازی دبی رودخانه استفاده شد. جهت مدلسازی از آمار و اطلاعات ایستگاه های هیدرومتری حوضه آبریز کرخه شامل چم انجیر، کشکان، پل زال و جلوگیر بعنوان مطالعه موردی طی4 سناریو ترکیبی از پارامترهای ورودی در سالهای 1372 تا 1402 استفاده شد. به منظور ارزیابی عملکرد مدلها از معیارهای ارزیابی ضریب همبستگی، ریشه میانگین مربعات خطا، میانگین قدر مطلق خطا و ضریب نش ساتکلیف استفاده شد. همچنین جهت تحلیل نتایج مدلها از نمودار پراکنش و خطای نسبی و تیلور استفاده شد. نتایج نشان داد سناریو های ترکیبی در مدلهای مورد بررسی باعث بهبود عملکرد مدل می شود. همچنین نتایج حاصل از معیار ارزیابی نشان داد مدل رگرسیون بردار پشتیبان-موجک دارای ضریب همبستگی 974-941/0 ، ریشه میانگین مرعات خطا (m3/s) 054-022/0 ، میانگین قدر مطلق خطا (m3/s) 011-025/0 و ضریب نش ساتکلیف 986-962/0 در مرحله صحت سنجی برخوردار است. در مجموع نتایج نشان داد استفاده از مدلهای هوشمند مبتنی بر رویکرد رگرسیون بردار پشتیبان می تواند رویکردی موثر در پایداری مهندسی رودخانه باشد.
ارزیابی توان ژئوتوریسمی و ارائه الگوهای بهینه توسعه ژئوتوریسم (مطالعه موردی: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژئوتوریسم یکی از ارکان توسعه گردشگری است که در طی سال های اخیر سبب توسعه اقتصادی و اجتماعی بسیاری از مناطق در جهان شده است. یکی از مناطقی که پتانسیل زیادی جهت اهداف توسعه ژئوتوریسم دارد، استان کرمانشاه است، به همین دلیل در این تحقیق به شناسایی توان ژئوتوریسمی این استان و همچنین ارائه الگوهای بهینه ژئوتوریسم در آن پرداخته شده است. در این تحقیق از مدل رقومی ارتفاعی 30 متر SRTM، لایه های رقومی اطلاعاتی و همچنین اطلاعات بدست آمده از پرسشتامه و مصاحبه به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شده است. مهم ترین ابزارهای تحقیق، ArcGIS و گوگل ارث بوده است. این تحقیق در دو مرحله کلی انجام شده است که در مرحله اول، با استفاده از روش های کوبالیکوا و کامنسکو به شناسایی و ارزیابی ژئوسایت های مستعد استان کرمانشاه پرداخته شده است و در مرحله دوم، الگوهای و مسیرهای بهینه توسعه ژئوتوریسم در این استان ترسیم و ارزیابی شده است. مجموع نتایج حاصله از ارزیابی ژئوسایت ها نشان داده است که ژئوسایت های چشمه بل، غار قوری قلعه و سراب طاق بستان به ترتیب با 7/87، 3/83 و 8/82 درصد، با ارزش ترین ژئوسایت های استان کرمانشاه محسوب می شوند. همچنین نتایج ارزیابی مسیرها و الگوهای ارائه شده نشان داده است که مسیر شماره 1 با میانگین 7/70 امتیاز دارای بالاترین امتیاز بوده است و بعد از آن نیز مسیرهای شماره 15 و 16 به ترتیب با 4/68 و 2/68 امتیاز، دارای بالاترین امتیاز و با ارزش ترین مسیرها محسوب می شوند، بنابراین ضروری است که برنامه ریزهای جامع و بلندمدتی جهت توسعه ژئوتوریسم در استان کرمانشاه با تاکید بر مسیرهای ذکر شده صورت گیرد.
بررسی نقش عوامل هیدرو-ژئومورفولوژیکی در الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه با استفاده از مدل های MACBETH و SWARA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
74 - 55
حوزههای تخصصی:
استقرار جوامع انسانی در سطح زمین همواره در راستای دستیابی به حداکثر منابع طبیعی همچون منابع آبی، پوشش گیاهی مناسب و دسترسی به زمینهای قابل کشت صورت گرفته است. بی شک این تلاش بر پایه اصولی است که امروزه به عنوان علم مکان یابی تعبیر می شود. هدف اصلی از این پژوهش بررسی نقش عوامل هیدرو-ژئومورفولوژیکی در الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه با استفاده از مدل های MACBETH و SWARA بوده و برای رسیدن به این هدف از متغیرهای توپوگرافی (شیب، جهت شیب، طبقات ارتفاعی)، هیدرولوژی (فاصله از رودخانه، فاصله از قنات، فاصله از چشمه)، لیتولوژی، خاک و کاربری اراضی استفاده شده است. براساس نتایج بدست آمده، طبقات ارتفاعی، فاصله از رودخانه و شیب به ترتیب بیشترین و فاصله از قنات کمترین نقش را در توزیع الگوی استقرار تپه های باستانی شهرستان مراغه دارد. همچنین نتایج صحت سنجی نشان داد که در نتایج مدل SWARA به ترتیب 51، 19 و 7 مورد از تپه های باستانی شهرستان مراغه در پهنه های بسیارمساعد، مساعد و سایر پهنه ها قرار گرفته اند ولی در مدل مکبث به ترتیب 35، 20 و 22 از تپه های باستانی در پهنه های بسیارمساعد، مساعد و سایر پهنه ها مشاهده می شود. بنابراین می توان گفت که کارایی مدل SWARA در این منطقه بهتر از مدل MACBETH می باشد.
تحلیل کمّی توان ژئوتوریستی شیروان درّه سی (واقع در شهرستان مشکین شهر استان اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژئوتوریسم به توریسمی گفته می شود که دارای جاذبه های زمین شناسی، مورفولوژیکی و فرهنگی است. استفاده صحیح و بهینه از این جاذبه ها درمناطق مختلف، مستلزم شناخت از جنبه های مختلف می باشد. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی و تحلیل پتانسیل ژئوتوریستی ژئوسایت های منطقه شیروان درّه سی است. این منطقه با پتانسیل های طبیعی عظیم، در شهرستان مشکین شهر، دارای ژئوسایت های طبیعی و بکر مختلفی می باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش تحقیق آن توصیفی-پیمایشی بوده و شیوه گردآوری داده ها، اسنادی و پیمایشی است که با استفاده از پرسش نامه از دو جامعه آماری کارشناسان و گردشگران، اطّلاعات لازم گردآوری شده است. همچنین جهت تحلیل داده ها از مدل دینامیکی هادزیک و آزمون های آماری با استفاده از SPSS.26 و PLS4 Smartاستفاده شده است. براساس نتایج بررسی ارزش علمی، مازاد و آسیب پذیری از نظر کارشناسان و گردشگران، مناطق ژئوتوریستی رودخانه شیروان چای، دریاچه آت گولی، دریاچه جیران گولی و آبشارها، به ترتیب؛ با مقادیر 45/32، 79/27، 63/27 و 85/22، دارای توان ژئوتوریسی متوسط هستند. همچنین براساس نتایج حاصله، توان ژئوتوریسی ژئوسایت های صخره ای و آبگرم شابیل، به ترتیب؛ برابر با 95/47 و 10/41 می باشد که این موضوع، توان خوب ژئوتوریسمی این دو سایت را نشان می دهد. با توجه به بررسی مدل معادلات ساختاری و بانظر به نتایج تحلیل عاملی تأییدی متغیرها، مقادیر پایایی سازه و روایی افتراقی، تمامی متغیرها و مولفه های مورد بررسی، تأیید شد. می توان اذعان داشت که علی رغم توان بالقوه و بالفعل کل منطقه مورد مطالعه جهت مقاصد ژئوتوریسم، تنها ژئومورفوسایت آبگرم شابیل، مورد توجه بیشتری قرار گرفته است و از توان و ظرفیت های سایر ژئومورفوسایت ها، به دلیل دوری از مراکز انسانی، نداشتن مسیر دسترسی مناسب، نبود امکانات اقامتی و نیز عدم معرفی کافی، استفاده حداکثری نشده است. لذا به نظر می رسد که رویکرد توجه به توسعه استراتژی ژئوتوریسم در این مناطق، می تواند بازخوردهای مثبت و رشد اقتصاد محلی را در پی داشته باشند.
بررسی و شناسایی نواحی مستعد خطر وقوع زمین لغزش در حوضه نوبران استان مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده زمین لغزش یکی از انواع حرکت های دامنه ای است که همواره خسارات زیادی را در کشور به وجود آورده است. انتقال بخشی از رسوبات دامنه به سمت پایین آن علاوه برخسارت های مالی، خطرات جانی زیادی را نیز در پی خواهد داشت. حوضه نوبران استان مرکزی، با توجه به وضعیت زمین شناسی، فیزیوگرافی، لیتولوژی، اقلیمی و انسانی، بسیار مستعد وقوع زمین لغزش می باشد و لذا هدف تحقیق حاضر، پهنه بندی خطر زمین-لغزش در این شهرستان می باشد. در این مطالعه ابتدا، عوامل مؤثر جهت ایجاد لغزش در حوضه نوبران (طبقات ارتفاعی ارتفاع، شیب، جهت شیب، لیتولوژی، فاصله از گسل، فاصه از آبراهه، فاصله از راههای ارتباطی، بارش و کاربری اراضی) شناسایی شدند و سپس نسبت به تهیه ی لایه های اطلاعاتی در سامانه اطلاعات جغرافیایی اقدام گردید. در مرحله بعد وزن دهی عوامل مورد بررسی، با استفاده از روش ANP و در محیط نرم افزار Super Decision انجام گردید و تحلیل و مدل سازی نهایی با استفاده از روش ARAS به عنوان یکی از روش های تصمیم گیری چند معیاره، انجام شد. در نهایت، نقشه ی حاصله در پنج رده ی با خطر بسیار کم تا خطر بسیار زیاد طبقه بندی گردید با توجه به نتایج مطالعه، عوامل کاربری اراضی، شیب، زمین شناسی و طبقات ارتفاعی بیشترین ضریب وزنی را به خود اختصاص دادند. همچنین، نتایج مطالعه نشان داد؛ به ترتیب 11/417 و 300/400 کیلومتر مربع از مساحت حوضه، در طبقات بسیار پرخطر و پرخطر، قرار دارند و مناطق بسیار پرخطر و پرخطر در سازندهایی با زیربنای سنگ سخت به همراه مواد رسوبی و سست سطحی و توده سنگ های ریولیتی، کاربری های زراعی و مرتع و چراگاه های دامی، شیب های 35-20 درصد و ارتفاعات بیش از 1600 متر قرار دارند در نهایت می توان اظهار داشت، نظر به توان بالای حوضه نوبقران، از لحاظ رخداد حرکات و مخاطره لغزشی، بایستی اقدامات حفاظتی، مدیریتی و آبخیزداری در سطح حوضه مورد توجه مسئولان و دستگاه های ذی ربط قرار گیردو اقدامات پیشگیرانه لازم صورت گیرد.
شناسایی و پهنه بندی حرکات پیوسته مواد دامنه ای با استفاده از تصاویر راداری سنتینل-1 و ارتباط آن با کاربری اراضی ، مطالعه موردی: گردنه صلوات آباد استان کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
17 - 1
حوزههای تخصصی:
لغزش های دامنه ای تحت تأثیر عوامل درونی، بیرونی (اقلیم) و فعالیت های انسانی قرار دارند. گردنه صلوات آباد، در شرق سنندج و مسیر ارتباطی سنندج–همدان، یکی از مناطق آسیب پذیر با لغزش های مکرر سالانه است که به دلیل عبور محور اصلی، ساخت وساز، باغداری و جاده سازی، این مخاطرات تشدید شده اند. این پژوهش با هدف شناسایی، اندازه گیری و پهنه بندی حرکات دامنه ای، از تداخل سنجی راداری و تحلیل کاربری اراضی بهره برده است. برای بررسی پوشش گیاهی، شاخص NDVI از 8 تصویر سنتینل-2 استخراج و تاریخ مناسب تصاویر راداری انتخاب شد. همچنین، با پردازش 4 تصویر سنتینل-1 طی دوره 2020 تا 2023 در نرم افزار SNAP، جابه جایی های سطحی بررسی شد. نقشه کاربری اراضی با استفاده از تصویر لندست-8 (2023) و روش طبقه بندی نظارت شده در ArcGIS به شش کلاس تقسیم شد. نتایج نشان داد که منطقه سالانه 2.4 سانتی متر جابه جایی و در مجموع 9.5 سانتی متر تغییرات دامنه ای را تجربه کرده است. در تحلیل پهنه بندی، 14.45 درصد مساحت منطقه در طبقه خطر زیاد و 29.33 درصد در طبقه متوسط قرار گرفت. کاربری جاده به سه قطعه تفکیک شد که قطعات اول (6.59 کیلومتر) و دوم (6.6 کیلومتر) به ترتیب در طبقات زیاد و متوسط جای گرفتند. در نهایت، 18 پهنه ناپایدار در امتداد جاده شناسایی شد که 16 مورد عمدتاً در کاربری مرتع و بایر قرار داشتند. بیشترین جابه جایی در دامنه های با جهات شمال، شمال غربی، جنوب و غرب مشاهده شد.
مدل سازی تغییرات سطح آب های زیرزمینی دشت شوش در ارتباط با رسوبات و مقاطع زمین شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چاه های مشاهداتی و پیزومتری در مطالعات و بررسی های زمین شناسی، ژئومورفیکی و آب های زیرزمینی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. هدف اصلی این پژوهش مدل سازی نوسان آب های زیرزمینی دشت شوش در ارتباط با رسوبات و مقاطع زمین شناسی با استفاده ازGIS می باشد. در این راستا برای انجام این پژوهش، با استفاده از داده های تراز آب های زیرزمینی و لاگ چاه ها و همچنین نقشه های به دست آمده در نرم افزار WinLogو Arc GIS به تحلیل و ارزیابی تغییرات سطح ایستابی چاه های پیزومتری محدوده مطالعاتی پرداخته شد. نتایج بررسی نقشه های عمق و سطح ایستابی نشان داد جهت جریان آب زیرزمینی در دشت شوش از شمال و شمال شرق به سمت جنوب و غرب منطقه می باشد. براساس مقاطع زمین شناسی و لاگ چاه های پیزومتری، در حاشیه شمالی دشت شوش (اطراف شهر دزفول- اندیمشک) عمدتاً بافت رسوبات درشت دانه بوده و حاصل فرسایش کنگلومرای بختیاری می-باشد. همچنین رسوبات سازند بختیاری به دلیل نفوذپذیری، چسبندگی بین دانه ای و تخلخل مناسب، مهم-ترین سازند دشت شوش از نظر منابع آب زیرزمینی و تغذیه آبخوان می باشد. با توجه به اینکه بیشتر محدوده مطالعاتی به بخش کشاورزی تعلق دارد و در این مناطق با افت سطح ایستابی مواجه هستیم؛ بنابراین اگر در استفاده از آب های زیرزمینی مدیریت اصولی صورت نگیرد، در معرض خطر جدی بحران آب قرار می گیرد.
تحلیل عملکرد شاخص های پوشش برف در منطقه کوهستانی سهند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف بررسی و مقایسه شاخص های استخراج پوشش برف در سامانه گوگل ارث انجین (GEE) برای توده کوهستان سهند انجام شده است. در این مطالعه، پس از اعمال عملیات بهبود تصویر و افزایش وضوح تصاویر ماهواره ای لندست 8 از 30 متر به 15 متر، شاخص های مختلف برف شامل NDSI، NDSII، NDSall، NBSIMS، SWI و S3 محاسبه و به کار گرفته شدند. نتایج حاصل از تحلیل تصاویر نشان داد که تمامی شاخص های مورد استفاده توانایی بالایی در شناسایی و تفکیک مناطق برفی به ویژه در نواحی با آلبیدوی پایین، سایه ها و توپوگرافی خشن دارند. شاخص های NDSInw و S3 با دقت کلی 100 درصد و ضریب کاپای 1 به عنوان بهترین شاخص ها برای تفکیک پوشش برف از سایر ویژگی های سطح زمین در این منطقه معرفی شدند. همچنین، شاخص های NBSIMS و SWI نیز به شکل مناسبی در شناسایی ویژگی های آبی و مرطوب در مناطق برفی عمل کردند و نشان دادند که می توانند در تحلیل های هیدرولوژیکی و مدیریت منابع آب به کار روند. این مطالعه نشان می دهد که داده های ماهواره ای با شاخص های طیفی مناسب می تواند به شناسایی دقیق تر پوشش برف، تخمین میزان آب موجود در برف و بررسی تغییرات فصلی برف کمک کند. این نتایج اطلاعات ارزشمندی برای مدیریت منابع آب، پیش بینی سیلاب ها و تحلیل تأثیرات تغییرات اقلیمی فراهم می کند. در این پژوهش مشخص شد که شاخص های NDSInw و S3 با دقت کلی ۱۰۰ درصد و ضریب کاپای ۱، بهترین عملکرد را در تفکیک پوشش برف از سایر عوارض سطح زمین در منطقه کوهستان سهند دارند. همچنین شاخص های NBSIMS و SWI در شناسایی نواحی مرطوب و برف آب مؤثر ظاهر شدند. این یافته ها اهمیت استفاده از فناوری های سنجش از دور را در پایش پوشش برف و مدیریت منابع طبیعی در مناطق کوهستانی به خوبی نشان می دهند.
تحلیل مورفومتریک مخروط افکنه ها در مناطق پایکوهی البرز شمالی، مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مخروط افکنه ها یکی از مهم ترین لندفرم های رسوبی رودخانه ای هستند که عمدتاً در محل خروج از کوهستان تشکیل می شوند. عوامل متعددی در شکل گیری و تکامل این اشکال نقش دارند. تحقیق حاضر، با هدف ارزیابی مورفومتری مخروط افکنه ها در پایکوههای البرز شمالی (مازندران)، بررسی عوامل مؤثر در تشکیل آنها و مقایسه آنها با مخروط افکنه های سایر مناطق ایران انجام شدهاست. در ابتدا محدوده مخروط افکنه ها با استفاده از شاخص MRVBF شناسایی شد و سپس با استفاده از شکل منحنی تراز حاصل از مدل ارتفاعی رقومی با قدرت تفکیک 5/12 متر تعیین حدود شدند. پارامترهای مساحت، طول، شیب، حجم و زاویه جاروب مخروط ها اندازه گیری شدند. مقادیر خصوصیات هندسی حوضه های آبریز بالادست، درصد پوشش جنگلی و مقاومت لیتولوژیکی آنها با استفاده از آنالیز مؤلفه های اصلی (PCA) مورد تحلیل قرار گرفتند. تعداد 45 مخروط افکنه با مساحت های 2/0 تا 370 کیلومتر مربع مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل رگرسیونی متغیرهای مختلف بیانگر نقش پارامترهای مساحت، طول و درصد پوشش جنگلی حوضه در تخمین ابعاد مخروط افکنه شامل مساحت، طول، شیب و حجم با ضریب تبیین بالا است. بر اساس این ویژگیها، مخروط ها در سه دسته گروه بندی شدند. مقایسه ویژگیهای هندسی مخروط افکنه های البرز شمالی با سایر مناطق کشور نشانمیدهد که مساحت این مخروط ها نسبت به سایر مناطق کشور 3 تا 4 برابر کوچکتر و شیب مخروط ها 2/1 تا 6/1 برابر کمتر است. علاوه بر خصوصیات هندسی حوضه های آبریز، درصد پوشش جنگلی و پهنای دره در قسمتهای انتهایی حوضه هم در ابعاد مخروط افکنه ها نقش داشته اند.
کاهش نویز از سری های زمانی دبی ماهانه با استفاده از موجک و نظریه آشوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
116 - 95
حوزههای تخصصی:
لازمه مدیریت بهینه منابع آبی اطلاع از میزان جریان در رودخانه و پیش بینی آن می باشد. افزایش دقت نتایج پیش بینی، هدف بسیاری از محققان است. وجود نویز در داده های هیدرولوژیکی می تواند منجر به کاهش دقت پیش بینی گردد بنابراین در تحقیقات اخیر در کنار توجه به توسعه و ارائه مدل با قابلیت های محاسباتی بالاتر، به بررسی داده های مورد استفاده نیز اهمیت داده می شود. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر کاهش نویز (NR) داده های ورودی بر میزان دقت مدل ها می باشد. جهت مطالعه دو رودخانه ی آجی چای و صوفی چای انتخاب و نویز جریان رودخانه با دو روش نظریه آشوب و موجک کاهش گردید. سپس پیش بینی جریان ماهانه ی آنها با مدل ANN در سه حالت استفاده از داده های خام، NRیافته با آشوب و موجک انجام شده است. برای بررسی نتایج، RMSE، ضریب همبستگی و نش-ساتکلیف در این سه حالتِ مدلسازی محاسبه و به ترتیب ذکر می گردد. در رودخانه صوفی چای RMSE با داده های خام و NRیافته با آشوب و موجک 078/0، 045/0 و 034/0، مقدار R2، 846/0، 974/0 و 979/0 و همچنین نش-ساتکلیف 715/0، 948/0 و 958/0 می باشد. در رودخانه آجی چای RMSE در این سه حالت به ترتیب 126/0، 06/0 و 078/0، مقادیر R^2 74/0، 94/0 و 91/0 و نش-ساتکلیف 545/0، 882/0 و 815/0 بدست آمد. می توان گفت به کارگیری داده های NR یافته در مدلسازی جریان رودخانه موجب افزایش دقت پیش بینی می شود. همچنین مقایسه نتایج بین دو روش NR نشان می دهد که در رودخانه آجی چای روش آشوب و در صوفی چای موجک عملکرد بهتری دارد و نمی توان به صورت قطعی یکی از این روش ها را به عنوان روش بهتر جهت NR معرفی نمود.
ارزیابی کیفیت هیدروژئومورفولوژیکی رودخانه ویهج در محدوده شهری قروه با استفاده از شاخص IHG(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییر و دگرگونی جزء صفات دائمی رودخانه ها است که بر اساس نوع استفاده و دخالت در آن می تواند موجب تغییراتی در کانال رود و حاشیه آن گردد. در پژوهش حاضر، کیفیت هیدروژئومورفولوژی رودخانه ویهج در بازه شهری قروه (ابتدای بازه شهری قروه تا روستای ویهج به طول 8 کیلومتر) مورد ارزیابی قرار گرفت. با استفاده از شاخص هیدروژئومورفولوژیکی IHG در طول مسیر اصلی رودخانه، به هفت (بازه) تقسیم و مقدار این شاخص برای هر بازه تعیین گردید. شاخص IHG تعداد 9 پارامتر را در سه گروه (کیفیت عملکرد رودخانه ، مورفولوژی آبراهه، پوشش گیاهی کنار رود) ارزیابی می کند. مقدار هر پارامتر بین 1 تا 10، متناسب با وضعیت طبیعی و عملکرد حوزه رودخانه قرار دارد. بر اساس نتایج، بازه های شماره 1 و 5 دارای وضعیت ضعیف، بازه های شماره 6 و 7 دارای وضعیت خوب و بازه های شماره 2، 3 و 4 به دلیل دخالت های انسانی (از جمله تغییر در الگوی مورفولوژی، ایجاد سازه های مهندسی در بستر رودخانه، قطع پیوستگی آبراهه اصلی، ساخت وساز در سیلاب دشت و تغییر کاربری محدوده سیلاب دشت رودخانه به کاربری مسکونی و زراعی)، از کیفیت خیلی ضعیف برخوردار هستند. همچنین، کیفیت هیدروژئومورفولوژی بازه شهری رودخانه به دلیل گسترش فضای شهری و سکونتگاهی، استخراج بی رویه شن و ماسه، بیشترین اثرات منفی را دارد.
بررسی روابط مکانی سکونتگاه های روستایی با عوامل طبیعی در شهرستان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تعیین ارتباط عوامل مختلف طبیعی با توزیع جغرافیایی روستاهای شهرستان اردبیل انجام گرفت. متغیرهای انتخابی شامل 10 متغیر ارتفاع، شیب، تیپ اقلیمی، لیتولوژی، فاصله از گسل، تیپ ناهمواری، فاصله از رود، فاصله از چشمه، فاصله از چاه، کاربری/پوشش زمین بود که داده های آن ها از طریق منابع مختلف کتابخانه ای فراهم شد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی بوده و از تحلیل هم پوشانی جهت تعیین ارتباط متغیرهای محیطی با استقرار سکونتگاه های روستایی استفاده شد. در این راستا آماده سازی، مدیریت و تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) انجام پذیرفت. نتایج تحلیل های مکانی نشان داد که ارتباط زیادی بین متغیرهای محیط طبیعی و پراکنش روستاها وجود دارد. مکان گزینی روستاهای شهرستان اردبیل عمدتاً در اقلیم نیمه خشک، ارتفاعات زیر 2000 متر، شیب زیر 10 درجه، سازندهای آذرین آندزیتی- داسیتی ائوسن و رسوبی کواترنری، فاصله 5 کیلومتری گسل ها، ناهمواری کوه و دشت، فاصله یک کیلومتری از رودها، فاصله دو کیلومتری چاه ها، فاصله بالای دو کیلومتری از چشمه ها و اراضی کشاورزی اعم از آبی و دیم بوده است. با مقایسه اثرات تمامی متغیرهای محیطی در چگونگی توزیع جغرافیایی روستاها نتیجه گرفته شد که عوامل ژئومورفولوژی (ارتفاع، شیب، لندفرم) و سپس هیدرولوژی (رودخانه و چاه) در برپایی و توسعه سکونتگاه های روستایی شهرستان اردبیل بر سایر عوامل برتری داشته و اقتصاد کشاورزی روستاها به منابع آب وخاک دشت ها و کوهپایه ها وابسته است. سکونتگاه های روستایی شهرستان اردبیل در معرض مخاطرات زمین لرزه ای، تخریب زمین، فرونشست، و سیل بوده و لازم است تا برنامه ریزان و سیاست گذاران توسعه و عمران محلی و ناحیه ای به این موضوعات توجه جدی داشته باشند. در این زمینه، حفظ حریم رودها، رعایت فاصله ایمن از گسل ها، عدم کشاورزی در شیب های تند، عدم ساخت و ساز در جوار دامنه های فرسایش پذیر و ضعیف الزامی است.
بررسی تاثیر ژئومورفولوژی در ویژگیهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه واقع در شمال شرق دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق با هدف بررسی نقش ژئومورفولوژِی در ویژگیهای خاک، پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک دو مخروط افکنه در شمال شرق دامغان ارزیابی شد. نتایج نشان داد که تنها میانگین پارامترهای EC و PH در مخروط افکنه شماره 1 و 2 دارای تفاوت آماری معنی دار هستند. میانگین پارامترهای EC و PH در حاشیه و داخل مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین کربن آلی در بالادست و پائین دست مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی دار آماری است. میانگین پارامتر کربن آلی در سطح جدید و قدیمی مخروط افکنه 1 دارای تفاوت معنی دار آماری است. بافت خاک در میاناب ها و کانال های تشکیل شده در سطح قدیمی مخروط افکنه ها دارای تفاوت آماری معنی داری است. این موضوع بیانگر آن است که وجود میاناب و کانال در سطوح قدیمی مخروط افکنه های مورد مطالعه نقش مهمی در تفاوت بافت رسوبات آنها داشته است. همچنین میانگین درصد ماسه و سیلت در پشته و مجرای سطح جدید مخروط افکنه شماره 2 دارای تفاوت معنی داری هستند که نشان می دهد لندفرمهای سطج جدید، تنها باعث تفاوت اساسی در بافت رسوبات مخروط افکنه شماره 2 شده اند. به طور کلی از نتایج تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت که عواملی مانند سن نسبی سطح مخروط افکنه، انحراف و تغییر مداوم محل رسوبگذاری در سطح مخروط افکنه، مورفولوژی سطح مخروط و لندفرمهای آن، و همچنین لیتولوژی و مورفومتری حوضه های بالادست در هر مخروط افکنه با مخروط افکنه دیگر متفاوت بوده و این تفاوت ها نقش مهمی در واگرایی و تفاوت پارامترهای فیزیکوشیمیایی خاک در دو مخروط افکنه مورد مطالعه داشته است.
اولویت بندی زیرحوضه های انجرد با روش تحلیل مولفه های اصلی بر اساس پارامترهای مورفومتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
35 - 18
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، زیرحوضه های انجرد واقع در استان آذربایجان شرقی با بهره گیری از تحلیل پارامترهای مورفومتری، از منظر نیاز به اقدامات حفاظت خاک و آب اولویت بندی شده اند. به دلیل عدم دسترسی به مدل رقومی ارتفاع (DEM) با دقت مناسب، از نقشه های توپوگرافی با مقیاس 1:25000 جهت تولید مدل ارتفاعی و تحلیل مورفومتری استفاده شد. در این راستا، 15 پارامتر مورفومتری مؤثر در فرآیندهای هیدروژئومورفولوژیکی شامل تراکم زهکشی، نسبت انشعاب، فراوانی آبراهه ها، نسبت بافت زهکشی، طول جریان سطحی، ضریب گردی، ضریب فرم، نسبت کشیدگی، ضریب فشردگی، عدد نفوذ، ثابت نگهداری، شیب متوسط، عدد ناهمواری، نسبت ناهمواری و انتگرال هیپسومتریک استخراج گردید. سپس زیرحوضه ها بر اساس مقادیر هر پارامتر از رتبه 1 تا 11 طبقه بندی و با محاسبه میانگین رتبه ها، اولویت بندی نهایی انجام شد. برای کاهش تعداد متغیرها و شناسایی شاخص ترین پارامترها، از تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) بهره گرفته شد. نتایج PCA نشان داد که 6 پارامتر شامل تراکم زهکشی، ضریب گردی، نسبت انشعاب، فراوانی آبراهه ها، ضریب فشردگی و انتگرال هیپسومتریک دارای بیشترین اهمیت هستند. مقایسه نتایج اولویت بندی بر اساس تمامی پارامترها با نتایج حاصل از پارامترهای منتخب PCA، تطابق قابل قبولی را نشان داد که مؤید کارایی این روش آماری در ساده سازی فرآیند اولویت بندی است. بر این اساس، زیرحوضه A1-4 با پایین ترین میانگین رتبه، بالاترین اولویت مدیریتی و زیرحوضه A5 کمترین اولویت را به خود اختصاص دادند. نتایج این پژوهش می تواند در تدوین راهبردهای مدیریتی به منظور کاهش ورود رسوبات به مخزن سد عمارت و کاهش آثار مخرب سیلاب مؤثر واقع شود.
شناسایی مناطق مستعد سیل خیزی در حوضه آبریز یامچی با پایش شاخص های طیفی و داده های ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هیدروژئومورفولوژی دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴۴
150 - 132
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی کاربردی و تحلیلی، به شناسایی نواحی مستعد سیل خیزی در حوضه آبخیز یامچی پرداخته است. در ابتدا، داده های دبی روزانه ایستگاه های لای، نیر و یامچی طی سال های 2014 تا 2021 از شرکت آب منطقه ای استان اردبیل جمع آوری شد. سپس، پارامترهای محیطی مؤثر شامل شیب زمین، فاصله از آبراهه، کاربری اراضی و رطوبت خاک در محیط ArcGIS و گوگل ارث انجین ترسیم شدند. همچنین، شاخص های طیفی NDWI، AWEI، WRI و LSWI از تصاویر لندست 8 استخراج گردید. پس از استانداردسازی متغیرها، مدل جنگل تصادفی رگرسیونی با 100 درخت تصمیم آموزش داده شد. 70 درصد داده ها برای آموزش و 30 درصد برای آزمون مدل استفاده شد. عملکرد مدل با شاخص های آماری R² و MSE به ترتیب برابر با 9353/0 و 000210/0 ارزیابی شد. در نهایت نواحی مستعد سیل خیزی شناسایی گردیدند. به منظور اعتبارسنجی، رویداد سیل آوریل 2017 به عنوان نمونه موردی تحلیل شد. نتایج نشان داد که بخش شمالی حوضه، به دلیل ارتفاع زیاد، شیب تند، رطوبت خاک ۳۵ درصد و مقادیر بالای AWEI و WRI، بیشترین پتانسیل برای وقوع سیل خیزی را دارد. در مقابل، نواحی مرکزی و جنوبی به علت شیب ملایم تر و رطوبت کمتر خاک، احتمال کمتری برای سیل خیزی نشان دادند. مدل جنگل تصادفی صحت این الگو را تأیید کرد و عملکرد آن با منحنی ROC و مقدار AUC برابر با 616/0، قابل قبول ارزیابی شد. تحلیل داده های راداری نیز نشان داد که بازتاب سیگنال ها در مناطق شمالی، پیش و پس از وقوع سیلاب، تغییر محسوسی داشته و بیانگر تمرکز منابع آبی در این بخش از حوضه است.