یکی از موضوعات موردتوجه مجامع بین المللی و دیدگاه غالب طرفداران محیط زیست، افزایش آلودگی و کاهش کیفیت محیط زیست به سبب رشد و توسعه یک جانبه صنعت است که با وجود تأثیرگذاری فراوان بر رشد و توسعه اقتصادی مناطق، منجر به ایجاد مخاطرات بسیاری برای ساکنان کره زمین شده و با کاهش باروری محیط زیست، به تخریب محیط زیست می انجامد. اما دیدگاه مطرح شده، با دیدگاه اقتصاددانان توسعه که بیان می کنند که در مراحل اولیه توسعه، ارمغان رشد، وخامت در محیط زیست است، اما سپس به سطح خاصی از اوج می رسد و در این نقطه، رشد تمایل به بهبود در محیط زیست دارد (فرضیه U وارون)، بالأخص برای مناطق درحال توسعه مانند کشور ایران، مغایر بوده و همین امر، پژوهشگران تحقیق حاضر را به بحث و بررسی پیرامون ارتباط میان رشد اقتصادی و آلودگی محیط زیست در کشور ایران و تأیید یا رد فرضیه U وارون کوزنتس، با کاربرد شاخص های صنعتی شدن، وضعیت اقتصادی و مصرف انرژی و آموزش در دوره زمانی 1365 تا 1395 و مدل سازی این فرضیه واداشت؛ نتایج حاصل از تخمین مدل تحقیق نشان دهنده تأیید فرضیه کوزنتس و معنی داری نقش صنعتی شدن، مصرف انرژی (به صورت معکوس) و وضعیت اقتصادی و عدم تأثیرگذاری شاخص آموزش (به شیوه کنونی)، در بهبود کیفیت محیط زیست می باشد.
در این پژوهش، به منظور شناسایی و تفکیک اراضی زیرکشت محصولات غالب در ناحیه لنجانات در استان اصفهان از تصاویر چند زمانه سنجنده OLI ، ماهواره لندست8، مربوط به تاریخ های 29 فروردین، 16 تیر و2 شهریور سال 1395 استفاده شد و با بهره گیری از روش طبقه بندی حداکثر احتمال و شاخص نرمال شده تفاضل پوشش گیاهی ( NDVI ) محصولات زراعی در دوران متفاوت رشد و با توجه به تقویم زراعی آن ها، نقشه الگوی کشت محصولات این منطقه نگاشته شد. جهت بررسی صحت نتایج، نقشه های تولید شده با داده های مرجع مورد بررسی قرار گرفت. ضریب کاپا و صحت کلی در روش حداکثر احتمال به ترتیب 0/88و 90 درصد و در روش استفاده از شاخص NDVI ، به ترتیب 0/90و 93 درصد برآورد گردید. هم چنین، از آمار سازمان جهاد کشاورزی استان در سال زراعی 95-1394 برای ارزیابی نتایج استفاده شد. نتایج نشان داد که سطح زیر کشت گندم و جو، برنج، و سیب زمینی و علوفه در روش حداکثر احتمال، درمقایسه با آمار جهاد کشاورزی به ترتیب خطایی برابر با 10/2، 18/6و 1/8درصد داشت، اما استفاده از شاخص NDVI ، به عنوان بهترین روش برآورد سطح زیر کشت در این ناحیه، در مقایسه با آمار جهاد کشاورزی به ترتیب دارای خطایی برابر با 6/6، 6/5و 3/2درصد بوده که نشان دهنده ی کارایی مناسب شاخص های گیاهی در برآورد سطح زیرکشت محصولات با توجه به فنولوژی آن ها مشخص شد. بررسی نقشه کاربری اراضی و الگوی کشت این ناحیه نشان دهنده تمرکز اراضی زراعی با نیاز آبی بالا و هم چنین صنایع آب بر در مجاورت رودخانه زاینده رود بوده است که لزوم تحلیل فضایی کاربری های اراضی این منطقه را نمایان ساخته است.
هدف پژوهش حاضر، تدوین و ارائه مدل توسعه حمل و نقل محور در شهر تبریز، با توجه به ساختار کلان این شهر است. بر این اساس، جهت جمع آوری داده های مورد نیاز، از تعداد 25 استاد و کارشناس در حوزه حمل و نقل و توسعه شهری، مصاحبه های عمیق به عمل آمد و تعداد 870 کد اولیه به دست آمد که پس از غربال گری و کدگذاری محوری، مقوله های ساخته شده شامل 6 مقوله اصلی با 71 زیر مقوله شدند. بر این اساس، عوامل علی، پنج مقوله «عدم وجود طرح انسانی در طراحی محیط و بی توجهی به دسترسی اقشار مختلف اجتماعی به مراکز حمل و نقل» ، «لزوم رونق اقتصادی، رقابت پذیری و صرفه جویی های ناشی از مقیاس مناطق شهری» «تهیه طرح اختصاصی-بومی و توسعه حمل و نقل محور پایدار»، «آلودگی هوای شهری و لزوم پالایش آن»، از مفاهیم اولیه در توسعه حمل و نقل محور استخراج گردید. در رابطه با راهبردها، مقوله های سطح اول «ایجاد مجتمع های ایستگاهی و اختلاط کاربری ها»، «طراحی انسان محور با ملاحضه بافت شهری»، «بکارگیری نوین ترین سیستم های حمل و نقلی»، «مشارکت اجتماعی ساکنین و آموزش»، «سیستم برنامه ریزی و مدیریت یکپارچه در حکمرانی حمل و نقل شهری» و «زیباسازی و ایجاد فضاهای جذاب شهری» شناسایی گردیدند.
اغلب تحقیقات انجام شده در ایران به بررسی چگونگی تخصصی شدن و تمرکز فضایی صنایع پرداخته اند و مطالعه ای که علاوه بر تخصصی شدن، تأثیر تنوع و رقابت صنعتی بر تمرکز فضایی صنایع را نیز سنجیده باشد، تا به حال صورت نگرفته است. از این رو، این مقاله برای تعیین موقعیت و جایگاه شهرستان های مختلف کشور ایران در ساختار فضایی تولید، به بررسی تأثیر تخصصی شدن، تنوع نسبی و رقابت صنعتی بر تمرکز فضایی صنایع در بخش های مختلف صنعتی می پردازد. روش تحقیق مقاله کمی- تحلیلی است. داده های مورد نیاز برای شاخص های اندازه گیری، از سرشماری کارگاه های صنعتی با ده نفر نیرو و بیشتر، در طی سه دوره 1376، 1385 و1390 به دست آمده است. شاخص تخصصی شدن از طریق ضریب مکانی (LQ)، شاخص تنوع با روش تنوع نسبی (RDI) و شاخص رقابت از طریق روش گلیسر و همکاران به دست آمد. برای بررسی رابطه بین این سه شاخص و تمرکز فضایی صنایع، از روش رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) استفاده شد.نتایج یافته ها نشان می دهد که در اغلب صنایع بین تخصصی شدن و تمرکز فضایی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد و با افزایش تخصصی شدن، اشتغال رشد کرده است. این بیانگر تأیید نظریه های مطرح در جغرافیای اقتصاد نوین است که فعالیت های صنعتی کشور در بخش تولید، بیشتر به سمت تمرکز در مناطق خاص جغرافیایی تمایل دارد تا از این راه به خوشه بندی صنعتی و صرفه جویی های ناشی از تجمع دست یابد. اما برخلاف برخی نظریه های مطرح، بین تنوع نسبی صنایع و رقابت صنعتی بین شهرستان ها با تمرکز فضایی صنایع رابطه معناداری مشاهده نشد. توصیه می شود رویکرد خوشه ای برای تقویت فعالیت های صنعتی با تمرکز بر مزیت های مکانی ایران از سویی و تقویت الگوی چندمرکزی برای بهبود ساختار فضایی تولید از سوی دیگر، در دستور کار مقامات و سیاست گذاران صنعتی- منطقه ای قرار بگیرد.
هدف از این مطالعه، بررسی و تحلیل و تبیین خط فقر نسبی بر اساس روش ۵۰ و ۶۶ درصد میانه ی مخارج خانوارهای شهری و روستایی در استان چهارمحال وبختیاری با شاخص های اصابت فقر و شدت فقر در طی سال های ۱۳۹۰ تا سال ۱۳۹۵ است. روش تحقیق مقاله «توصیفی – تحلیلی» است. بر اساس بررسی های صورت گرفته توزیع درآمد در آخرین سال مطالعه(1395)، ده درصد از ثروتمند ترین جمعیت نسبت به ده درصد از فقیر ترین جمعیت در مناطق شهری و روستایی استان چهارمحال و بختیاری به ترتیب 68/6 و 24/8 می باشد. این ارقام در سطح کشور به ترتیب 7 و 53/8 درصد است. ارقام نشان می دهد که توزیع درآمد در جامعه ی شهری استان چهارمحال و بختیاری نسبت به جامعه شهری کشور و جامعه روستایی استان از وضعیت بهتر برخوردار است. برای محاسبات خط فقر نسبی بر اساس روش ۵۰ و ۶۶ درصد میانه ی مخارج از شاخص های اصابت فقر و شکاف و شدت فقر استفاده شده است، با مقایسه ی اصابت فقر و شدت فقر مشخص می شود که اگر چه اصابت فقر (درصد افراد زیر خط فقر) تغییر چندانی نکرده است ولی با توجه به افزایش شدت فقر که برای نقاط شهری از سال 1390 تا 1395 به روش 66 درصد میانه ی مخارج از 1288/ به 3523/ یعنی ۷۲/۲ برابر افزایش پیدا کرده است و برای نقاط روستایی از سال ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ به روش ۶۶ درصد میانه مخارج از ۱۰۱۳/ به ۲۷۸۸/ یعنی ۷۵/۲ برابر افزایش پیدا کرده است.
صنعت گردشگری در اقتصاد کشورها نقش مهمی را ایفا می کند. در این میان مناطق روستایی با مشکلاتی مانند مهاجرت-های روستاییان، پایین بودن سطح درآمد، فقر فزآینده و ... مواجه اند. گردشگری روستایی و اقتصاد گردشگری در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی توسعه اقتصادی می باشد و در همین ارتباط گردشگری روستایی نیز با برنامه ریزی مناسب و شناخت فرصت ها و محدودیت ها می تواند، نقش مهمی در توسعه روستایی و تنوع بخشی به اقتصاد ملی داشته باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی بررسی نقش گردشگری روستایی در توسعه اقتصادی روستاهای هدف گردشگران (مطالعه موردی: روستاهای دهستان مدرس، شهرستان شوشتر) است. این تحقیق از نوع توصیفی– تحلیلی که با استفاده از روش پیمایشی و کتابخانه ای استفاده شده است. جامعه آماری در این پژوهش، شامل روستاییان ساکن در مناطق روستایی دهستان مدرس شهرستان شوشتر است بر اساس سرشماری سال 1395 ، دارای 1259 نفر جمعیت و 361 خانوار است. در جامعه آماری مورد مطالعه از فرمول کوکران استفاده و حجم نمونه برابر با 294/434 و برای دقت بیشتر حجم نمونه 295 انتخاب شد. برای تعیین پایایی کمی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ، استفاده شد. مقدار آلفا برای قسمت های مختلف پرسش نامه 0/72 تا 0/80 محاسبه شد. به منظور به دست آوردن دیدگاه ساکنان در خصوص مولفه های ذکر شده از آزمون های آماری میانگین پاسخ ها و واریانس و آزمونT تک نمونه ای استفاده شد. نتایج یافته های پژوهش نشان داد که رابطه معناداری بین گردشگری روستایی و مولفه های اقتصادی پژوهش وجود دارد. بیشترین بررسی نقش گردشگری روستایی در توسعه اقتصادی مناطق روستایی به این ترتیب است مولفه درآمد با میانگین (1/54-) بیشترین تأثیر و مولفه اشتغال زایی با میانگین (1/10-) کمترین تأثیر را از گردشگری روستایی داشته است. نتایج حاصل از آزمون t تک نمونه ای نشان گر مطلوب بودن و تأثیرگذاری منفی و معنی داری گردشگری روستایی در توسعه اقتصادی مناطق روستایی بوده است.
اکولوژی اجتماعی شهر، شیوه های اجتماعی و اقتصادی شهر را به تصویر می کشد و بر هویت محیط اجتماعی شهر تاکید دارد و در پی آن است تا همه شهروندان بتوانند به زندگی شایسته ای دست یابند. جدایی گزینی های اجتماعی-فضایی یکی از مسایل مهم کنونی شهرها به شمار می رود و از زمینه های بروز این پدیده، حضور مهاجرین در شهرها است که با توجه به شرایط شان مکان های خاصی از شهر را برای سکونت خود انتخاب می کنند. جدایی گزینی جمعیت مهاجر در قالب نقطه ای، لکه ای و پهنه ای در بخش های خاصی از شهر و بویژه سکونتگاه های غیررسمی شکل گرفته و گسترش پیدا می کند. شهر رشت بزرگترین و مهمترین شهر منطقه شمال ایران، شهری مهاجر پذیر است که جمعیت آن طی سا ل های 1335 تا1395 ازتعداد 109491 نفر به 679995 نفر، تحت تاثیر مهاجرت های درون استانی و برون استانی 2/6 برابر افزایش یافته است. هدف تحقیق حاضر تحلیل الگوی سکونت گزینی جمعیت مهاجر با رویکرد اکولوژی اجتماعی در شهر رشت است که از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش شناسی، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق، کارشناسان فنی شهرداری های مناطق پنجگانه شهر رشت است که با بهره گیری از طراحی و تکمیل تعداد 38 پرسشنامه به روش دلفی، داده ها و اطلاعات مورد نیاز در کنار مطالعات اسنادی جمع آوری شده است.یافته هاو نتایج تحقیق نشان می دهد الگوی سکونت جمعیت مهاجران به صورت؛ نقطه ای، لکه ای و پهنه ای بوده که این الگو در محلات با نسبت بالای جمعیت مهاجر مانند برخی محلات مناطق چهار و پنج برعکس می باشند. برنامه ریزی از طریق آماده سازی زمین های بلافصل شهر رشت مطابق با طرح های جامع و تفصیلی و نیز ساختاری-راهبردی به توسعه کالبدی-فضایی و بویژه توسعه اجتماعی-فرهنگی الگوی سکونت پهنه ای، لکه ای و نقطه ای مهاجرین کمک خواهد نمود.
گردشگری شهری در راستای دستیابی حداکثری به گردشگران ورودی ازیک طرف و افزایش ماندگاری آن ها از طرف دیگر، نیازمند پیش نیازهایی است. ازجمله عمده ترین این پیش نیازها، وجود جاذبه های گردشگری و همچنین انواع مراکز اقامتی برای آن هاست. آنچه در کنار وجود این مراکز در شهرها اهمیت دارد، نحوه مکان یابی، توزیع فضایی و جهت پراکنش آن هاست که نیازمند مطالعه و بررسی است. ازاین رو این پژوهش توزیع فضایی مراکز اقامتی شامل هتل ها، مهمان پذیرها و خانه های مسافر را در کنار جاذبه های گردشگری شهر رشت را بررسی کرده است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است. برای تحلیل یافته ها از روش میانگین نزدیک ترین همسایه، تحلیل خوشه ای فضایی چند فاصله ای، میانگین مرکزی و بیضی انحراف معیار استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بر اساس میانگین نزدیک ترین الگوی پراکنش واحدهای اقامتی به صورت کلی و خانه مسافرها به صورت خوشه ای بوده و پراکنش هتل ها به صورت پراکنده است. همچنین بر اساس تحلیل خوشه ای فضایی چند فاصله ای پراکنش جاذبه های گردشگری به صورت خوشه ای، خانه مسافرها به صورت خوشه ای و هتل ها و مهمان پذیرها در شهر رشت به صورت پراکنده می باشد همچنین در صورت یکسان در نظر گرفتن مراکز اقامتی، توزیع آن ها دارای جهت شمال شرقی- جنوب شرقی می باشد. درمجموع نیاز به توسعه هماهنگ مراکز اقامتی در شهر رشت کاملاً محسوس است. به نظر می رسد که متولیان امر مراکز اقامتی در شهر رشت، نیازمند تدوین برنامه ای هماهنگ و از پیش تعیین شده برای توسعه چنین مراکزی هستند و باید از هرگونه برخورد فوری و ضربتی خودداری شود.
از جمله بخش هایی که در عرصه اقتصادی جهان طی سال های اخیر از رشد چشمگیر و قابل توجهی برخوردار بوده و پیش بینی می شود طی دو دهه آینده به پردرآمدترین و تأثیرگذارترین بخش اقتصادی کشورها تبدیل شود، صنعت گردشگری است. بهره گیری از این بخش برای دستیابی به توسعه پایدار در هر منطقه، نیازمند طرح و برنامه عملیاتی و اجرایی متکی بر شناخت توان های نهفته گردشگری از یک سو و ویزگی های گردشگران بهره گیرنده از این امکانات از سوی دیگر است. تحقیق حاضر با هدف تحلیل نقش گردشگری در توسعه اقتصادی شهر تبریز در شهریورماه 1395 صورت پذیرفته است. و داده های مورد نیاز برای این تحقیق با روش نمونه گیری در دسترس از کارشناسان و صاحب نظران سازمان ها و موسسات دولتی و خصوصی مرتبط با حوزه گردشگری در شهریورماه 1395 و با ابزار پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری در این تحقیق کارشناسان و صاحب نظران سازمان ها و موسسات دولتی و خصوصی فعال در حوزه گردشگری استان آذربایجان شرقی است. حجم نمونه بر اساس فرمول نمونه گیری کوکران 267 نفر برآورد شد. ماهیت تحقیق از نوع توصیفی- همبستگی می باشد. همچنین از نرم افزارهای SPSS 16 وLisrel 8.5 از روش های مختلف آمار توصیفی و استنباطی برای تجزیه تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها استفاده شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که گردشگری موجب افزایش توسعه اقتصادی و هریک از ابعاد آن که عبارتند از: افزایش درآمد، افزایش اشتغال و کاهش بیکاری افراد در شهر تبریز می شود.
ارزش و اهمیت ریزش های جوی و به خصوص حالت غیرمایع آن مانند برف؛ در بحث تأمین آب مورد نیاز مجتمعات انسانی غیرقابل انکار است. در کشور ما که منطقه ای نیمه خشک محسوب می شود، ویژگی های برف و ذوب تأخیردار آن اهمیت بالایی در تأمین آب در فصول کم آب سال دارد. از این رو مطالعه کمیت این پدیده همواره مورد توجه بوده است. دادهای سنجش از دوری به دلیل داشتن پوشش تکراری در زمینه پایش سطوح برفی به خوبی می توانند مورد استفاده قرار گیرند. روش های آشکارسازی مختلفی قابلیت استفاده در این زمینه را دارا هستند. شاخص های طیفی که به نوعی مبتنی بر استخراج بازتاب طیف های جذب و انعکاس برف هستند، به صورت خودکار قابلیت سطوح برفی را دارا هستند. در این مطالعه که به منظور ارزیابی چهار شاخص مهم در برف سنجی و معرفی یک شاخص طیفی جدید انجام شده است، از داده های ماهواره ای لندست8 و سنتینل2 بهره گرفته شده است. شاخص های طیفی برف مورد استفاده عبارت هستند از NDSI-S3-NDSII-SWI و شاخص پیشنهادی PCSWIRI که مبتنی بر تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) است، بر روی تصاویر مورد استفاده مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج ارزیابی شاخص ها با استفاده از معیارهای ضریب کاپا و صحت کلی؛ نشان دهنده دقت بالاتر شاخص پیشنهادی (ضریب کاپای 1 برای تصویر لندست 8 منطقه اصلی، و 0.96 برای تصویر منطقه ارزیابی 1) در تفکیک شباهت های طیفی برف و سایر پدیده ها در منطقه مورد مطالعه است. از این رو شاخص جدید می تواند جایگزین شاخص های برف؛ در مناطقی که اختلاط طیفی پدیده ای مانند نمک، باعث خطا در استخراج سطوح برفی می شود؛ باشد. همچنین برای محاسبه خودکار شاخص ها و شاخص پیشنهادی؛ برنامه کاربردی در محیط نرم افزار MatLAB توسعه داده شده و به صورت رابط گرافیکی تهیه گردید.
در برنامه ریزی گردشگری رویکردهای پایداری به خاطر افزایش نگرانی های بین المللی برای مسائل اکولوژیکی رشد یافته است که به نظر می رسد برنامه ریزی برای رویکردهای پایداری، الگوی کاملی برای نگهداری جاذبه ها چه طبیعی و چه فرهنگی باشد. با توجه به اهمیت صنعت گردشگری در عصر حاضر و درآمدزایی آن برای کشور، انجام مطالعات راهبردی و شناسایی زمینه ها و چالش های توسعه این صنعت و بخصوص توسعه پایدار آن در پهنه های پرجاذبه ای مانند مناطق خشک و کویری امری ضروری می نماید. بر این اساس در این مقاله با توجه به وجود جاذبه های طبیعی و فرهنگی و تاریخی زیاد شهر یزد، ابتدا به تبیین عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر این صنعت با توجه به ابعاد پایداری پرداخته شده و سپس با استفاده از تکنیک های AHP و بهره گیری از نرم افزار Expert Choice درجه اهمیت نقاط قوت و ضعف و همچنین فرصت ها و تهدیدهای آن محاسبه، رتبه بندی و ارزیابی شده و درنهایت با توجه به امتیازهای کسب شده، با استفاده ازنمودارSWOT ،نوع راهبرد تعیین شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که الگوی تهاجمی، الگوی اثربخش نظام گردشگری پایدار شهر یزد بوده که با استفاده از آن می توان به انتخاب راهبردهایی پرداخت که با استفاده از قوت های موجود منطقه و با بهره گیری از فرصت های شناخته شده در این نظام می تواند اهداف پایداری گردشگری در این خطه را تضمین کند.
مطالعه عوامل کنترل کننده آتشفشانها می تواند به تحلیل خطرات ناشی از فعالیت مجدد آنها کمک کند. آتشفشان تفتان یک آتشفشان کواترنری در جنوب شرق ایران است که براثر فرورانش صفحه اقیانوسی عمان به زیر پوسته قاره ای ایران در مجموعه ای چین و گسل خورده شامل فلیش های ائوسن و افیولیت های کرتاسه نفوذ کرده است. این آتشفشان دارای چندین مرکز فورانی است که با امتداد شمالغرب-جنوب شرق از قدیم به جدید قرارگرفته اند. به منظور تعیین نقش رژیم تکتونیکی درروند تکامل آتشفشان تفتان عناصر ساختاری مانند، وضعیت فضایی دایکها، شکستگی ها، هندسه فروریزش جانبی دهانه انجرک، روند دهانه های قدیمی و روند چشمه ها موردمطالعه قرار گرفت. اطلاعات به دست آمده از این ساختارها نشان دهنده یک تنش کششی با امتداد شمال شرق- جنوب غرب در مجموعه آتشفشان است که باعث به وجود آمدن یک منطقه کششی در جهت شمالغزب-جنوب شرق شده است. اما اطلاعات به دست آمده از زلزله ها و عناصر ساختاری در مجموعه ای که آتشفشان بر روی آن قرارگرفته است، جهت فشارش منطقه ای را در امتداد شمال شرق- جنوب غرب نشان می دهند. آنالیز ساختاری، مدل سازی تجربی و داده های میدانی نشان می دهد که آتشفشان ها می توانند در محیط های تکتونیکی فشارشی وابسته به گسل های تراستی شکل بگیرند. بر اساس این اطلاعات یک مدل که در آن گسلهای تراستی(به عنوان مسیر ماگما) بعد از رسیدن به سطح در زیر آتشفشان به شاخه های مجزایی تقسیم می شوند ارائه شد. در این مدل یک شاخه از این گسلها با شیب کم و مکانیسم معکوس، به سمت پهلوی آتشفشان پیشرفت و شاخه دیگر با شیب زیادو مکانیسم نرمال، به سمت بالا حرکت می کنند و باعث شکل گیری یک منطقه کششی شمالغرب-جنوب شرق در امتداد دهانه ها و به موازات گسلهای تراستی شده است، ارائه شد. این مدل فوران بعدی آتشفشان را در قسمت جنوب شرقی دهانه فعال فعلی پیشنهاد میدهد.
فضاهای شهری عرصه های زندگی اجتماعی و مکانی برای فعالیت های شهری، وابستگی اجتماعی، مبادله اجتماعی و برخورد رسمی با دیگران است. این فضاها با درنظرگرفتن ویژگی ها و کارکردهایشان و با توجه به میزان کیفیت خود، توانایی گسترش حوزه عمومی را دارند و قادرند بر شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی، اعتماد، انسجام و مشارکت اجتماعی (مؤلفه های سازنده سرمایه اجتماعی) تأثیر مثبت یا منفی بگذارند. در این میان، یکی از عواملی که می تواند سبب افزایش سطح تعاملات شود، حرکت عابر پیاده در فضاهای شهری است. پژوهش حاضر با هدف کشف و تحلیل تأثیر قابلیت پیاده روی بر ارتقای سرمایه اجتماعی محله های نمونه کلان شهر تهران انجام شده است. در این پژوهش برای تعیین میزان این قابلیت از نرم افزار ArcGis و مدل های ویکور، آنتروپی شانون و AHP و برای سنجش متغیر سرمایه اجتماعی از پرسشنامه و نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به ضریب هم بستگی کم (144/0) میان دو متغیر قابلیت پیاده روی و سرمایه اجتماعی در هشت محله مورد بررسی رابطه معناداری وجود ندارد. درنتیجه فرضیه پژوهش رد می شود. هرچند نمی توان به صورت قاطع بیان کرد که به کمک فضاهایی با قابلیت پیاده روی موجود می توان به تقویت و افزایش سرمایه اجتماعی دست یافت، شاید بتوان گفت فضاهای موجود کیفیت لازم را ندارند؛ از این رو با ایجاد فضاهای پیاده مداری که کیفیت منطبق بر اصول طراحی شهری دارند، یا با بهبود کیفیت فضاهای موجود می توان به این مهم دست یافت.
پهنه بندی حساسیت پذیری زمین لغزش به عنوان تقسیم بندی زمین، برحسب درجه حساسیت پذیری واقعی یا بالقوه زمین لغزش می تواند در مدیریت کارآمد بحران یاری دهنده باشد؛ اما ماهیت نامشخص متغیرهای لازم جهت بررسی، تأثیر متفاوت هر متغیر و عدم امکان تعیین مرزهای دقیق نواحی آسیب پذیر، موجب عدم قطعیت در نقشه های آسیب پذیری می گردد. استفاده از فن آوری های نوین مانند GIS و الگوریتم های هوش محاسباتی می توانند در تهیه نقشه های دقیق تر پهنه بندی زمین لغزش مفید واقع گردند. در این مطالعه با هدف پهنه بندی حساسیت پذیری زمین لغزش در حوزه آبخیز سیمره هومیان، به دلیل وقوع زمین لغزش های متعدد در این منطقه، به مقایسه سه روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی فازی ( [1] FAHP)، شبکه عصبی مصنوعی و تراکم سطح بر اساس معیارهای مختلفی ازجمله توپوگرافی، پوشش گیاهی، رطوبت نسبی، عمق گسیختگی خاک، فاصله از رودخانه، گسل و جاده و رده مقاومتی زمین پرداخته شده است. بر اساس نتایج به دست آمده نواحی شمالی محدوده مطالعاتی مستعد وقوع حرکات دامنه ای هستند؛ از طرفی مقادیر پارامترهای صحت سنجی مؤید دقت بالاتر نتایج دو رویکرد شبکه عصبی و تراکم سطح به ترتیب با مقادیر صحت کلی 73/0 و 71/0 بوده که ناشی از عملکرد بهتر دو روش فوق نسبت به روش FAHP با صحت کلی 58/0 می باشد. درمجموع روش شبکه عصبی بر اساس آماره های صحت سنجی مورد استفاده شامل، صحت کلی، صحت کاربر و صحت تولید کننده به ترتیب با مقادیر 73/0، 8/0 و 59/0 بالاترین صحت را به خود اختصاص داده است.
اوقات فراغت جزء جدایی ناپذیر زندگی روزمره در دنیای امروز است. امروزه اوقات فراغت عرصه اجتماعی نوینی است که شناخت عوامل و بررسی میزان نقش و تأثیر آن بر اوقات فراغت فعال و غیر فعال نقش به سزایی درمدیریت شهری دارد. از این رو در تحقیق حاضر با استفاده از روش اکتشافی در پی شناخت عوامل مؤثر بر اوقات فراغت در منطقه 22 شهر تهران است. این تحقیق از نوع کاربردی و به لحاظ زمانی مقطعی است. روش گرداوری داده ها بصورت پیمایشی و ابزار آن پرسش نامه است. این تحقیق با بکارگیری روش های آماری استنباطی سعی نمود که ضمن تجزیه و تحلیل نوع روابط میان متغیرهای مستقل تحقیق (عملکردی، امنیت، زیبایی شناختی، حمل و نقل، اقتصادی، زیست محیطی و امکانات زیر ساختی) و متغیر وابسته (اوقات فراغت فعال و غیر فعال)، به شناخت بیشترین تأثیر و کمترین تأثیر متغیرها نائل شود. نتایج تحقیق نشان داد میزان تأثیر و همبستگی عوامل در نوع اوقات فراغت (فعال و غیر فعال) متفاوت است. به عبارت دیگر اوقات فراغت داخلی یا غیر فعال کمتر تحت تأثیر محیط خارجی و شرایط زمینه ای قرار دارد. اما در طرف دیگر اوقات فراغت فعال یا خارجی در منطقه 22 تهران به شدت تحت تأثیر شرایط زمینه ای و محیط بیرونی است. مؤلفه های زیبا شناختی و امکانات زیرساختی بیشترین رابطه را با اوقات فراغت فعال و مؤلفه های اقتصادی و عملکردی و اقتصادی کمترین تأثیر را دارند. در اوقات فراغت غیر فعال. بیشتر ضریب تأثیر مربوط به مؤلفه امکانات زیرساختی و کمترین آن مربوط به مؤلفه اقتصادی است.
هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های معماری بومی شهر گرگان مبتنی بر خصوصیات اقلیمی و پایداری است. این تحقیق از نوع کاربردی می باشد که به صورت توصیفی - تحلیلی و با بررسی نمونه های متعدد صورت گرفته است. جمع آوری داده ها به شکل اسنادی، میدانی، کتابخانه ای و مشاهده می باشد. نتایج نشان داد که چهار مولفه اصلی نفوذپذیری، همبستگی، تفاوت و یگانگی و نیز هشت مولفه فرعی را می توان برای بافت معماری و شهرسازی بومی شهر گرگان تعیین نمود. همچنین؛ شاخص های معماری بومی گرگان نیز در پنج دسته خلاصه می شوند که عبارتند از: دسترسی، فضاها و حریم ها؛ تنظیم دما و مصرف بهینه انرژی؛ تهویه هوا؛ حفاظت در برابر رطوبت و بارندگی؛ مواد و مصالح. بیشترین مولفه بکار گرفته شده در نمونه های مورد مطالعه، خودبسندگی (90 درصد) و کمترین میزان مربوط به مولفه درونگرایی (18 درصد) بوده است. در مجموع، می توان نتیجه گرفت که با وجود فرهنگ غنی وارزشمند تاریخی و اصولی در زمینه ی معماری و شهرسازی در منطقه ، شرایط امروزی بیانگر ضعف، ناکارامدی و فقدان هویت است. عدم وجود یک الگوی مناسب ومنطبق با رویکردهای شهرسازی ایرانی- اسلامی از مهمترین مسائل امروزین شهر گرگان است.
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه بین سبکهای تفکر و هوش هیجانی و بر عملکرد خانوادگی در زنان متاهل شاغل در بیمارستان مرکز طبی کودکان شهر تهران در پاییز و زمستان ۱۳۹۹ می باشد. روش تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی می باشد متغیرهای مستقل سبکهای تفکر و هوش هیجانی و متغیر وابسته پژوهش عملکرد خانوادگی می باشد جامعه آماری پژوهش ۱۸۱ نفر و نمونه آماری ۱۲۱ نفر بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه سبک تفکر استرنبرگ، هوش هیجانی شات و پرسشنامه عملکرد خانوادگی(FAD) استفاده شد برای آزمون فرضیه و اهداف پژوهشی بعد از بررسی پیش فرض های کلی و اختصاصی از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده شده در بخش آمار توصیفی از شاخص های آماری چون فراوانی، میانگین، انحراف معیار، کمترین و بیشترین در بخش آمار استنباطی از آزمون همبستگی پیرسون تحلیل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد که سبک های تفکر و هوش هیجانی با عملکرد خانواده در کارکنان زن متاهل شاغل درمرکز درمانی رابطه وجود دارد. بین هوش هیجانی و اختلال عملکرد خانواده رابطه منفی و معناداری وجود دارد به عبارت دیگر بین هوش هیجانی و عملکرد خانواده رابطه مثبت و معناداری وجود دارد همچنین بین سبک های تفکر و عملکرد خانواده رابطه معناداری وجود ندارد همچنین نشان داده شد بین سبک های تفکر و توانایی حل مشکل(مولفه عملکرد خانواده )رابطه وجود دارد و بین سبک های تفکر و ایفای نقش، آمیزش عاطفی و همراهی عاطفی(مولفه های عملکرد خانواده) رابطه وجود ندارد. همچنین بین هوش هیجانی و توانایی حل مشکل، ایفای نقش، آمیزش عاطفی و همراهی عاطفی(مولفه های عملکرد خانواده) رابطه وجود دارد.
جلوگیری از تبدیل بلایای طبیعی به فجایع طبیعی مستلزم افزایش توان مدیریتی و برنامه ریزی های مدیریت بحران است. به این منظور، سیستم حمل ونقل مصدومان هنگام تخریب زیرساخت های شهری نقش غیرقابل انکاری ایفا می کند؛ بنابراین، وجود یک سیستم حمل ونقل اضطراری مبتنی بر علوم مهندسی و کاربردی در چنین شرایطی ضروری به نظر می رسد. در این پژوهش، سیستم حمل ونقل مصدومان به مراکز درمانی با رویکرد انتقال دومرحله ای و حمل ونقل اشتراکی معرفی شده است. در این رویکرد، مصدومان در مرحله اول به طور مستقیم به مراکز امدادی واسط و در مرحله دوم به صورت اشتراکی و با استفاده از امداد هوایی به مراکز درمانی اصلی منتقل می شوند. هدف تعیین نحوه تخصیص مصدومان به وسایل نقلیه امدادی، تعیین اولویت حمل آن ها و مسیریابی وسایل نقلیه امدادی به نحوی است که زمان انتظار مصدومان به منظور رسیدن به مراکز درمانی اصلی کمینه شود. پیچیدگی این مسئله از نوع NP-hard است، درنتیجه حل بهینه آن در زمان معقول با استفاده از روش های دقیق ممکن نیست. به همین منظور، از الگوریتم ژنتیک برای حل مسائل استفاده و سپس نتایج در سه سناریوی مختلف تحلیل شده است. سناریوی اول انتقال مستقیم مصدومان به مراکز درمانی اصلی، سناریوی دوم انتقال مستقیم مصدومان به مراکز امدادی واسط و حمل زمینی و غیراشتراکی آن ها به سوی مراکز درمانی اصلی و سناریوی سوم رویکرد پیشنهادی پژوهش است. به منظور بررسی عملکرد هریک از سناریوها، 216 مسئله برای پوشش طیف متنوعی از شرایط اضطرار درنظر گرفته شده اند. نتایج نشان می دهد سناریوی سوم تأخیر کمتری در رسیدن مصدومان به مراکز درمانی اصلی در پی دارد که به طور مستقیم موجب بهبود کیفیت در انتقال مصدومان می شود.
بحث حکمروایی شهری در چند سال گذشته به یکی از موضوعات اصلی پژوهش های شهری تبدیل شده است. در این راستا این پژوهش به دنبال بررسی و ارزیابی مدیریت شهری کلانشهر تهران بر مبنای شاخص های حکمروایی مطلوب شهری و تعیین و اولویت بندی شاخص های موثر بر حکمروایی مطلوب شهری در کلانشهر تهران می باشد. برای دست یابی به این هدف با تکمیل پرسشنامه به حجم نمونه ای برابر با 400 نفر از شهروندان به این موضوع پرداخته شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نرم افزار SPSS و آزمون آماری T-TEST و تحلیل رگرسیون چند متغیره مورد استفاده قرار گرفته است. روش پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد و اطلاعات لازم از طریق منابع کتابخانه ای و پیمایشی به دست آمده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که مدیریت شهری کلانشهر تهران از نظر شهروندان نسبت به شاخص های پاسخگویی، مسئولیت پذیری، قانونمندی و کارآیی و اثربخشی در وضعیت خوبی قرار دارد و از لحاظ شاخص های مشارکت، شفافیت، توافق جمعی و عدالت محوری در وضعیت مناسبی قرار ندارد؛ هم چنین با ترکیب همه شاخص ها باهم وضعیت کلی مدیریت شهری کلانشهر تهران از لحاظ این شاخص ها مورد ارزیابی قرار گرفت که از این حیث این مدیریت با سطح مطلوب حکمروایی شهری فاصله دارد؛ نتایج مربوط به اولویت بندی شاخص ها از نظر شهروندان نشان داد که شاخص های مشارکت، قانونمندی، مسئولیت پذیری و پاسخگویی بیشترین تأثیر را در سطح حکمروایی مطلوب شهری در کلانشهر تهران دارند. در نهایت نیز با توجه به یافته های تحقیق پیشنهاداتی برای بهبود عملکرد مدیریت شهری در راستای حکمروایی مطلوب شهری و اجرای این رهیافت در مدیریت شهری کلانشهر تهران ارائه شده است.