آمایش دفاع شهری فرآیندی است که از طریق بازسازماندهی فضایی یک شهر سعی در کاهش آسی بپذیری و افزایش پایداری و تاب آوری پدافندی آن در برابر حملات خصمانه دشمن دارد. در این راستا، پژوهش حاضر به پهنه بندی عرصه های جغرافیایی مختلف کلانشهر تهران در قالب طبقاتی همگن از نظر آسیب پذیری دفاع غیرعامل پرداخته است. بدین منظور با مطالعه پژوهش های پیشین در زمینه مدیریت بحران های طبیعی و انسان ساخت اقدام به استخراج معیارهایی هشت گانه گردید. در ادامه برای سنجش پذیر ساختن این معیار ها ، 48شاخص با توجه به داده های قابل دسترسی تعریف شدند و در ذیل8 معیار مذکور طبقه بندی گردیدند. سپس با بهره گیری از نظرات پنل متخصصین وزن دهی به معیا رها و زیرمعیارها (شاخص ها) به روش فرآیندتحلیل شبکه ای ( ANP ) درنرم افزار Super Decision انجام گرفت. همچنین به منظورافزایش دقت و انعطاف پذیری طبقه بندی اقدام به دسته بندی هر شاخص در 5 طبقه مطلوبیت گردید. سپس با وارد کردن شاخص هابه محیط ArcGIS 10.5 و پیاده سازی آن هابرگستره شهر، نقشه های مربوط به هر شاخص تولید شد؛ از تلفیق نقشه های زیرمعیارهای مربوط به هر معیار، نقشه پهنه بندی براساس آن معیارخاص ودرنهایت ازتلفیق این نقشه های 8 گانه،پهنه بندی نهایی آمایش دفاعی کلان شهرتهران به صورت کیفی (در 5 طبقه) به دست آمد. براساس بررسی های صورت گرفته تنها 10 درصدازسطح شهر تهران در وضعیت کاملاً مناسب، 27 درصد در وضعیت مناسب و متوسط و در حدود 63 درصددر وضعیت های نامناسب و کاملا نامناسب قرار دارند. این ارقام نشانگر وضعیت بحرانی دفاع غیر عامل این کلانشهر م یباشد، به همین دلیل در پایان پژوهش پیشنهادات و راهکارهایی در راستای افزایش تاب آوری پدافندی و کاهش خسارات و تلفات در پی وقوع حمله احتمالی ارائه شده است.
امروزه، گردشگری شهری یکی از راه های کسب درآمد جهت افزایش توان اقتصادی و اجتماعی و یکی از نیروهای اجتماعی بسیار مهم (شهری) به حساب می آید که اهمیت بین المللی اقتصادی و ژئوپلتیکی بسیاری نیز دارد. گردشگری به طور جهانی فضاهای فرهنگی، اجتماعی، و جغرافیایی را می سازد، بازسازی می کند، و ساکن می شود. شهر خرم آباد با داشتن جاذبه های طبیعی و تاریخی فراوان سالانه پذیرای گردشگران زیادی است، با این روند، این شهر در حال تبدیل شدن به یکی از قطب های گردشگری شهری است. بنابراین، اجرای این پژوهش جهت شناسایی آثار گردشگری بر وضعیت اقتصادی اجتماعی ساکنان شهر خرم آباد، به خصوص شاغلان وابسته به بخش گردشگری، الزام آور است. روش پژوهش مبتنی بر توصیفی تحلیلی که با پیمایش میدانی جهت تکمیل پرسشنامه ها همراه شده و داده های مورد نظر نیز از طریق نرم افزار آماری 21SPSS پردازش شده اند و از آزمون های آماری کای اسکوئر، ضریب همبستگی کندال و آزمون تی تک نمونه ای برای تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که گردشگری شهری بر مؤلفه های اقتصادی و اجتماعی زندگی شاغلان بخش گردشگری تأثیر مثبت دارد و کیفیت زندگی این گروه نسبت به شاغلان بخش های دیگر (کشاورزی و مشاغل آزاد) از وضعیت مطلوب تری برخوردار است.
هدف از این مطالعه تحلیل نواحی آستانه های بارش شدید ایران می باشد. بدین منظور، داده های بارش روزانه، طیّ سال های 1390-1340، از پایگاه داده ای اسفزاری استخراج گردیده است. در ادامه، به منظور تعیین آستانه بارش شدید، از صدک 95 استفاده شده است. به منطور بررسی و ناحیه بندی آستانه ها از تحلیل خوشه ای و برای استخراج چرخه های آستانه ها از تحلیل همساز ها بهره گرفته شده است. با اجرای تحلیل خوشه ای بر روی آستانه های بارش شدید چهار ناحیه به شرح زیر مشخص شد: ناحیه با آستانه بارش های شدید زیاد و ضریب تغییرات زیاد (ناحیه اول)، ناحیه با آستانه بارش شدید متوسط و ضریب تغییرات متوسط (ناحیه دوم)، ناحیه با آستانه بارش شدید بسیار زیاد و ضریب تغییرات بسیار کم (ناحیه ی سوم) و ناحیه با آستانه بارش شدید بسیار کم و ضریب تغییرات بسیار زیاد (ناحیه چهارم). در بین نواحی یاده شده ناحیه سوم یعنی کرانه های ساحلی دریای خزر دارای بالاترین آستانه بارش های شدید بوده است این درحالی می باشد که بخش های زیادی از نواحی مرکزی ایران از آستانه بارش های شدید پایین برخوردار بوده است. نتایج حاصل از تحلیل چرخه ها در هر چهار ناحیه بیانگر این است که بجز در ناحیه ی سوم که چرخه ی میان مدت حاکم بوده است در سایر نواحی چرخه های کوتاه مدت بر آستانه ی بارش شدید ایران حاکم است.
برنامه ریزی بر مبنای سناریو در مواقعی به کار می رود که اجرا کنندگان قصد تدوین سیاست های عمومی در فضایی را دارند که نظم و الگوی مشخصی وجود ندارد. این روش به تصمیم سازان امکان می دهد تا طیفی از آینده های باور کردنی را ملاحظه کنند زیرا برای رسیدن به توسعه متعادل و همه جانبه در سطح مناطق نیاز به اطلاعات از تجربه گذشته و دانش درباره آینده می باشد. لذا این پژوهش با هدف آینده پژوهی توسعه متوازن منقطه ای بر مبنای برنامه ریزی سناریو مبنا انجام شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت به دلیل رویکرد آینده پژوهی تحلیلی- اکتشافی است. رویکرد حاکم بر این تحقیق کمی- کیفی است. اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روش های اسنادی و میدانی گردآوری شد. عوامل تأثیرگذار بر توسعه منطقه ای از طریق پرسشنامه از تعداد 30 نفر از کارشناسان و متخصصین و نخبگان استان اردبیل به روش نمونه گیری هدفمند گردآوری گردید و سپس ماتریس آن تشکیل و برای تحلیل شاخص ها و معیارها از نرم افزارهای میک مک و سناریو ویزارد استفاده گردید. نتایج حاصل از تحلیل یافته ها نشان می دهد که از بین 51 عامل کلیدی، 13 عامل در توسعه منطقه ای استان اردبیل مؤثر می باشد. با تهیه سبد سناریو برای این عوامل، 41 وضعیت محتمل برای آنها شناسایی گردید و در مجموع دو سناریو قوی، 1841 سناریو ضعیف، 20 سناریو باورکردنی بدست آمد.
بارش به عنوان یکی از عناصر سرکش آب وهوایی، دارای پراکنش شدید مکانی و زمانی در مقیاس جهانی و منطقه ای است. در این پژوهش، از پایگاه داده مرکز اقلیم شناسی بارش جهان(GPCC) در بازه ی زمانی 1960 تا 2009 میلادی(50 سال) به صورت ماهانه استفاده شده است. این داده ها دارای تفکیک مکانی 5/0× 5/0 درجه ی قوسی هستند و برای محدوده 0 تا 80 درجه ی طول شرقی و 10 تا 50 درجه ی عرض شمالی استخراج شده است. به این ترتیب، آرایه ای به ابعاد 600 *12800 به دست آمد که بر روی سطرها، مکان(یاخته) و بر روی ستون ها، زمان(ماه) قرار دارد. واکاوی سری زمانی بارش در نیم سده ی گذشته ی خاورمیانه نشان داد که بارش در بهار(فروردین و اردیبهشت)، تابستان(تیر و شهریور) و در سراسر زمستان، روند کاهشی دارد. به طور سالانه، 35/2 درصد از پهنه ی مورد بررسی دارای روند مثبت، 30/2 درصد، روند منفی و 35/93 درصد بدون روند است. بیشترین روند مثبت بارش از آن شهریورماه با 6/5 درصد و بالاترین روند منفی به مردادماه با 5 درصد اختصاص دارد. بخش هایی از افغانستان، پاکستان، عراق، ترکیه و به صورت پراکنده در ایران مرکزی و نواحی واقع در عرض های پایین تر جغرافیایی، دارای روند مثبت و بخش های شرقی و شمال غربی ایران و بخش های پراکنده ای از کشورهای خاورمیانه نیز دارای روند کاهشی بارش هستند. همچنین اغلب کشورهای این پهنه در طول سال یا فاقد شیب روند و یا شیب روند بسیار ناچیزی دارند. البته بیشترین درصد مساحت شیب روند بارش 0 تا 5/0 است و تمرکز آن با روند بارش تطابق نسبی دارد.
طرح استراتژی توسعه شهری، بستری را فراهم می کند تا مردم و مسئولان شهری با یکدیگر به این توافق برسند که از شهرشان چه می خواهند و سپس نقش هر یک را به منظور رسیدن به این هدف مشخص می نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش راهبرد توسعه شهری در توسعه گردشگری شهری اصفهان انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان و مدیران سازمان گردشگری و میراث فرهنگی شهر اصفهان، شورای شهر و شهرداری شهر اصفهان، شهرسازی و معاونت شهری استانداری و متخصصین به تعداد 1132 نفر می باشد. از بین این افراد به روش نمونه گیری تصادفی، نمونه ای به تعداد 287 نفر طبق فرمول کوکران انتخاب گردید. پژوهش از منظر هدف کاربردی و از منظر شیوه انجام؛ توصیفی از نوع همبستگی است. در این پژوهش از پرسشنامه برای جمع آوری داده ها استفاده گردیده که برای تأیید روایی از نظرات خبرگان و برای سنجش پایایی از ضریب آلفای کرونباخ بهره گرفته شده است. یافته های تحقیق نشان داد که مولفه های راهبرد توسعه شهری بر توسعه گردشگری شهر اصفهان تاثیر مثبت و معناداری دارند و در میان مولفه های راهبرد توسعه شهری؛ قابلیت زندگی با ضریب (712/0) و بانک پذیری با ضریب (598/0) به ترتیب بیشترین و کمترین تأثیر را بر توسعه گردشگری شهر اصفهان داشته اند.
توسعة اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در مقیاس های محلی، منطقه ای، ملی و بین المللی و پیامدهای توسعه نیافتگی مناطق روستایی چون: فقر گسترده، نابرابری فزاینده، رشد سریع جمعیت، بیکاری، مهاجرت و ...، توجه به توسعة روستایی و حتی تقدم آن بر توسعة شهری را در پی داشت؛ از این رو توسعة روستایی، فرآیندی چندبعدی و متضمن بهبود پیوستة زندگی و کیفیت آن در جامعة روستایی است؛ در این راستا توجه به سرمایه های فرهنگی و اجتماعی به منزلة سرمایه هایی که موجب پایداری منابع و منافع اقتصادی می شود و همچنین حکمروایی خوب با ارتقای تعامل بین مردم و دولت ضرورت می یابد. پژوهش حاضر درصدد بررسی تأثیر سرمایة اجتماعی بر حکمروایی خوب و پایداری جوامع روستایی با نقش میانجیگری سرمایة فرهنگی است. بدین منظور دهستان گوین کنگاور به منزلة نمونة پژوهش برگزیده شد. حجم جامعة آماری این پژوهش با بهره گیری از فرمول کوکران، 240 نفر محاسبه و داده های مورد نیاز با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای و پرسش نامه از روستاییان دهستان گودین گردآوری شد. در ادامه الگوی پیشنهادی با الگویابی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار AMOS ویراست 18 ارزیابی شد. همچنین برای بررسی آثار تعدیل گر میان حکمروایی خوب روستایی با پایداری، روش رگرسیون سلسله مراتبی با بهره گیری از نرم افزار SPSS به کار رفت. یافته های پژوهش بیان کنندة برازش نسبتاً مناسب الگوی پیشنهادی، همچنین معناداربودن آثار غیرمستقیم سرمایة اجتماعی با پایداری اقتصادی اجتماعی و درنظرگرفتن نقش میانجیگری حکمروایی خوب روستایی است. افزون بر این، نتایج به دست آمده از رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد سرمایة فرهنگی، رابطة میان حکمروایی خوب روستایی و پایداری اجتماعی - فرهنگی را تعدیل می کند.
پیش تر از چهار موج مختلف تروریسم در قالب یک فرآیند تاریخی نام برده شده است. به نحوی که می توان گفت نظام بین الملل در دنیای پسا وستفالیا (از 1870 م) تا دوران معاصر چهار موج از تروریسم تحت عنوان؛ تروریسم آنارشیستی، ملی گرا، چپ و مذهبی را پشت سر گذاشته است؛ که این امواج تأثیرات بسزایی نیز در تحولات نظام بین الملل داشته اند. امّا مقاله پیش رو با اذعان به این امواج تروریستی، موج جدیدی به نام موج پنجم از تروریسم خاورمیانه معرفی می کند که ریشه در تحولات سیاست بین الملل و الگوی نظم تکثیری دارد. موج پنجم هم در اهداف و هم در تاکتیک از سایر امواج به ویژه موج چهارم تروریسم، متمایز می باشد. مهم ترین پرسش مقاله پیش رو این است که موج پنجم تروریسم ریشه در چه تحولاتی داشته و با موج چهارم تروریسم چه وجوه اشتراک و افتراقی دارد؟ و در جواب این فرضیه طرح شده که موج پنجم تروریسم برآمده از ساختار نوین سیستمیک یا نظم تکثیری است و در کنار این شباهت ها که ریشه موج چهارم و پنجم هر دو در خاورمیانه است و از میان جریان های اسلام گرا سر برآورده است، این دو موج به لحاظ ویژگی هایی چون ساختار شکنی از دولت، ایجاد هنجارهای نوین در باب نهاد حکمرانی، استقلال نظامی و اقتصای، تغییر در معنای توازن، نوع و گستره خشونت و اهداف خشونت و قابلیت احیای مجدد از یکدیگر متمایزند.
فرسایش خاک و تولید رسوب یکی از مخرب ترین پدیده هایی است که موجب خسارت های فراوان در مناطق مختلف شده است. از طرفی جهت مبارزه با این پدیده و اجرای پروژه های حفاظت خاک، نیاز به آگاهی از اطلاعات مکانی منابع رسوبات تولیدی در یک منطقه است. روش انگشت نگاری رسوب بر پایه ردیاب های ژئوشیمیایی، آلی، نسبت های ایزوتوپی و نیز استفاده از مدل های ترکیبی مختلف باعث شناخت سهم منابع مختلف رسوب در یک ناحیه می شود. در تحقیق حاضر با استفاده از ترکیب بهینه ردیاب های آلی، ژئوشیمیایی و نسبت های ایزوتوپی اقدام به تفکیک منابع مختلف فرسایش و تولید رسوب و سپس تعیین سهم این منابع با استفاده از مدل های کالینز (Collins)، کالینز اصلاح شده (M Collins)، موتا (Motha)، لاندور (Landwehr) و اسلاتری (Slattery) شد. جهت تعیین بهترین مدل در این باره از شاخص های GOF، RMSE و تطبیق نتایج با اندازه گیری واقعی مقادیر رسوب برپایه مدل BLM و واحدهای شدت فرسایش استفاده شد. عناصر کربن، مس، تیتانیوم و سیلیکون به عنوان ردیاب های تفکیک کننده واحدهای کاربری اراضی شناخته شدند و مدل ترکیبی کالینز اصلاح شده (M Collins) با شاخص های GOF، ۹/۹۹% و RMSE، ۰۷/۲% به عنوان بهترین مدل انتخاب شد. نتایج اندازه گیری صحرایی میزان رسوب تولیدی از کاربری های مختلف اراضی نشان داد مراتع با پوشش های گیاهی ضعیف و متوسط و با اهمیّت نسبی ۸۷/۳ در اولویّت مدیریت حفاظت خاک قرار دارند. مدل های ترکیبی نشان دادند بیشترین سهم در فرسایش و رسوب حوزه مربوط به مراتع ضعیف و تخریب یافته منطقه با درصد مساحت ۷۵/۱۶ و سهم ۰۴/۵۷ درصد می باشد و اراضی زراعی کمترین نقش را تولید رسوب منطقه دارند. همچنین نتایج مدل موتا با ضریب همبستگی ۹۲۴/۰ کمترین اختلاف را با مقادیر اندازه گیری شده داشت.
پژوهش حاضر با اتخاذ شاخص های سنجش ذهنی به مطالعه ی ابعاد کالبدی- محیطی کیفیت زندگی اعم از عملکردی، کالبدی و محتوایی پرداخته و از آنجایی که هدف، مطالعه ی کیفیت زندگی در مقیاس منطقه ای است، اقدام به بررسی تطبیقی تأثیر ابعاد کالبدی- محیطی در کیفیت زندگی شهرها در دو شهر عجب شیر و بناب شده است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و در آن از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. به منظور رسیدن به هدف این پژوهش از مطالعات اسنادی و میدانی با ابزار پرسشنامه استفاده شده و برای تعیین حجم نمونه و روش نمونه گیری، به ترتیب از روش تعیین حجم نمونه کوکران و نمونه گیری خوشه ای تصادفی و در تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها و اطلاعات بدست آمده از مطالعات میدانی، از آزمون های Independent-Samples T Test یا همان آزمون t با دو نمونه ی مستقل، تحلیل عاملی با استفاده از چرخش واریماکس نرمال و رگرسیون چند متغیره ی خطی در محیط نرم افزار SPSS 22.0، استفاده شده است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها وجود تفاوت در ابعاد کالبدی- محیطی کیفیت زندگی را در دو شهر عجب شیر با مقدار 0.718 و بناب با مقدار 0.741 را نشان داد و از این نظر شهر بناب در مقایسه با شهر عجب شیر سطح بیشتری از کیفیت زندگی را در ابعاد کالبدی- محیطی داراست. از سویی در بین ابعاد کالبدی- محیطی کیفیت زندگی در شهر عجب شیر به ترتیب بالاترین و پایین ترین ابعاد مربوط به بعد محتوایی و کالبدی و در شهر بناب به ترتیب بالاترین و پایین ترین ابعاد مربوط به بعد عملکردی و محتوایی است. در نهایت با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهادهایی جهت بهبود کیفیت زندگی در شهرهای مورد مطالعه ارایه گردید.
هدف کلی تحقیق حاضر بررسی شیوه های ارتباطات انسانی در بهبود عملکرد آموزشگران ترویجی از دیدگاه سربازان سازندگی وزارت جهاد کشاورزی بود. جامعه آماری تحقیق 222 نفر از سربازان سازندگی این وزارتخانه بودند که به طریق سرشماری و با ابزار پرسشنامه مورد مطالعه قرار گرفتند. تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت، کمی و به لحاظ هدف، کاربردی بود و به روش توصیفی انجام شد. یافته ها نشان داد که بین متغیرهای ارتباطات شنیداری و شفاهی (کلامی)، ارتباطات غیرشفاهی (غیرکلامی)، ارتباطات نوشتاری، مدل های ارتباطی، میزان آشنایی با فرایند ارتباطات و میزان اهمیت فرایند ارتباطات و متغیر عملکرد آموزشگران ترویجی رابطه مثبت و معنی دار در سطح 99 درصد وجود دارد؛ و همچنین، نتایج تجزیه و تحلیل رگرسیون نشان داد که حدود 41 درصد از واریانس متغیر وابسته بهبود عملکرد آموزشگران ترویجی توسط متغیرهای ارتباطات شنیداری و شفاهی و ارتباطات غیرشفاهی تبیین می شود.
هدف از این پژوهش برآورد میزان فرسایش و رسوب درحوضه آبخیز لای چای، واقع در شمال غرب ایران می باشد. دراین تحقیق به منظور شبیه سازی و پیش بینی فرسایش و رسوب لای چای از مدل WEPPاستفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز برای اجرای مدل WEPP به طور کلی در شش فایل رایانه ای می باشد، که شامل خاک، اقلیم، مدیریت زراعی، شیب، آبراهه و مخزن است. در این تحقیق پس ازتعیین واحدهای کاری، به جمع آوری اطلاعات موردنیازبرای ساختن فایل های خاک، مدیریت زراعی، اقلیم، شیب (در این تحقیق شیب زمین به وسیله نرم افزار Geowepp تهیه شد) و آبراهه گردید. در منطقه مورد مطالعه 3 نوع خاک، 2 نوع مدیریت، 5 نوع آبراهه وجوددارد. پس ازساختن کلیه فایل های مورد نیاز،مدل WEPP از طریق نرم افزار Geowepp اجرا شد. در این نرم افزار، میزان فرسایش و رسوب به سه روش دامنه، حوضه آبخیز و مسیر جریان برآورد شد، که میزان رسوب به ترتیب 308/0، 215/0 و 491/0 تن در هکتار در سال می باشد. نتایج حاصل از مطالعه نشان می دهد که روش دامنه با 308/0 تن درهکتاردرسال به عددمشاهده ای 319/0 نزدیکتر بوده و جهت برآورد میزان فرسایش و رسوب در منطقه مورد مطالعه مناسب می باشد.
هدف از این پژوهش آشکارسازی وجود و یا عدم وجود روند در بارش نسبت به ارتفاع و شناسایی رفتار محلی بارش استان مازندارن است. بدین منظور از داده های بارش 32 ایستگاه (سازمان هواشناسی و وزارت نیرو)، طی دوره آماری 1988-2010 استفاده گردید. برای بدست آوردن روند بارش از روش تحلیل رگرسیونی استفاده شد و برای شناسایی رفتار محلی بارش، روش آمارفضایی مورد استفاده قرار گرفت.روند بارش استان براساس با 11 مدل مورد برازش قرار گرفت و دو مدل رگرسیون توان تعدیل شده و رگرسیون درجه سوم بهترین مدل شناخته شد.که به ترتیب دارای کمترین خطای استاندارد 264.23 و264.48 و دارای ضریب همبستگی 0.62- 0.63می باشد.نتایج بدست آمده از رفتار بارش ، بر وجود روند در محدوده مورد مطالعه تاکید دارد.نتایج تحلیل فضایی بارش استان نشان دهنده این است که بارش در استان مازندران دارای الگوی خوشه ای با ارزش بالا می باشد. براساس روش موران محلی و لکه های داغ ، سواحل غربی تا ارتفاع 700 متری دارای نمره z مثبت و خوشه های با ارزش بالا، در سطح اطمینان 99 درصد است. این محدوده 15 درصد از کل استان را شامل می شود. محدوده ارتفاعات جنوبی نیز نمره z منفی و خوشه های با ارزش پایین با سطح اطمینان 99 درصد را نشان می دهد. این محدوده نیز در حدود 20 درصد از کل استان را شامل می شود. حدود 65 درصد از مساحت استان نیز عدم وجود روند معنی داری را نشان می دهد. نتایج رگرسیون موزون جغرافیایی به خوبی نشان دهند این موضوع است که بارش استان و ارتفاع دارای رابطه معناداری می باشد.که خود این موضوع رفتار بارش استان از غرب به شرق درخصوص رفتار بارش و راتفاع را بازگو می کند.
کمبود منابع مالی و نیاز شدید به ساخت و توسعه تاسیسات زیربنایی در کنار تمرکز حجم وسیعی از ظرفیت های سرمایه ای، مالی ومدیریتی در منطقه کلان شهری تهران، دولت و مدیریت شهری را نیازمند جذب منابع مالی و ظرفیت های مدیریتی و کارشناسی بخش خصوصی در ساخت پروژه های زیربنایی، بهره برداری از مراکز خدماتی و تفریحی و ارائه خدمت کرده است. یکی از الگوهای جدید در تحقق این اهداف الگوی مشارکت عمومی- خصوصی می باشد که در اغلب مناطق کلانشهری دارای تجربیات بسیار موفقی در طی سه دهه اخیر بوده است، شهرداری تهران نیز از یک دهه پیش به منظور رفع نارسایی های موجود در زیرساخت های شهری، تجهیز منابع مالی، دستیابی به منابع پایدار درآمدی، جذب مشارکت مردم در مدیریت فرایند پروژه ها و ارتقای ارزش های کیفی زندگی، سازوکارهای نسبتاً وسیعی را به منظور گسترش الگوی مشارکت عمومی – خصوصی در پیش گرفته است که به نظر می رسد هنوز از ظرفیت های این الگو استفاده مطلوبی به عمل نیامده است. هدف اصلی این تحقیق شناخت عوامل اثرگذار در پیاده سازی الگوی مشارکت عمومی – خصوصی از نظر مدیران پروژه های نوسازی و توسعه بافت های فرسوده شهری تهران بوده است و روش اسنادی تحلیلی برای این تحقیق استفاده شده است مولفه های مورد استفاده در فرضیه های تحقیق عبارتنداز: ایجاد مراکز داده و اطلاعات پروژه ها، ایجاد مدیریت یکپارچه پروژه های توسعه شهری، شفافیت نظام واگذاری پروژه ها، ثبات شرایط و امنیت سرمایه گذاری، وقوف مدیران پروژه ها به اصول و قواعد این الگو و ایجاد سیستم های کاربردی متمرکز گردآوری داده های پروژه ها، یافته های تحقیق با کاربست مدل تحلیل شبکه نشان می دهد که به ترتیب ثبات شرایط و امنیت سرمایه گذاری، شفافیت نظام واگذاری پروژه ها، ایجاد مدیریت یکپارچه پروژه های توسعه شهری و بلوغ دانش فردی مدیران و اعضای هیات مدیره ها دراین زمینه از عوامل اصلی در توسعه و پیاده سازی الگوی مشارکت عمومی- خصوصی در سیستم شهرداری تهران می باشد.
ارزیابی توان اکولوژیک تعیین می کند که هر یک از فعالیت های انسانی در کدام پهنه از سرزمین قابل انجام دادن است و بالعکس در هر یک از پهنه ها چه فعالیت هایی قابل انجام دادن نیست یا انجام دادن آن صرفه اقتصادی به دنبال ندارد یا مخرب پایداری محیطی است. هدف از این پژوهش ارزیابی توان اکولوژیک سرزمین در استان گلستان، به منظور توسعه کشاورزی (کشت گندم)، با رویکرد آمایش سرزمین و بررسی عوامل مؤثر بر توان اکولوژیک کشاورزی بود. پژوهش به روش اکتشافی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای انجام شد. ابتدا عوامل و شاخص های مؤثر شامل آب و هوا، بارندگی، دما و درجه حرارت، تبخیر، توپوگرافی (ارتفاع)، شیب، جهت شیب، کاربری اراضی، منابع آبی، پهنه های سیلاب، تیپ اراضی، فرسایش، خاک شناسایی شدند و در مرحله بعد مکان یابی بهینه و مناسب کشت گندم با استفاده از نرم افزار Arc GIS و آزمون های آن، به منظور پهنه بندی مناطق مستعد کشت گندم، در چهار مرحله صورت پذیرفت؛ بدین صورت که داده های خام لایه های مورد نظر شناسایی و نواحی مناسب کشت و کار تعیین و کلاس بندی شدند. مقادیر مناسب به لایه های اشاره شده داده شد تا نقشه لایه نهایی جهت پهنه بندی مناطق مستعد کشت گندم تولید شود. در نهایت، با روی هم گذاری لایه مناطق زیر کشت گندم بر لایه های مورد نظر، نقشه توان اکولوژیک منطقه تهیه شد و سپس به سه طبقه نهایی اراضی با توان مناسب و بالا (حدود 13 درصد)، اراضی با توان متوسط (بیش از 80 درصد)، اراضی با توان کم یا بدون توان (حدود 5 درصد) کلاس بندی شدند. قلمرو میانی استان دارای حاصلخیزترین زمین های کشاورزی و اقلیم نیمه مرطوب و معتدل مدیترانه ای (جلگه های پایکوهی البرز) است. در نتیجه بهترین نواحی کشت ْ قلمرو میانی استان و نواحی جنوبی استان، به دلیل دارا بودن خاک عمیق زراعی با کیفیت نسبتاً مطلوب و بارندگی مناسب، است.
هدف از این مقاله بررسی اثرات اجتماعی، اقتصادی و محیطی خشکسالی از دیدگاه روستاییان با رویکرد مدل سازی معادله ساختاری می باش د. تحقیق حاضر به لحاظ هدف از نوع تحقیقات کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع تحقیقات توصیفی – تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را 1762 سرپرست خانوار و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران تعداد 316 نفر تعیین شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و مدل سازی معادلات ساختاری( SEM ) انجام شده است. در این تحقیق متغیرهای مشاهده شده برای سه مؤلفه اقتصادی، اجتماعی، و محیطی به دست آمد. سه مدل تحلیل عاملی مرتبه اول برای اندازه گیری سه زیر مقیاس خشکسالی تدوین و اعتبار سنجی شد. نهایتاً چگونگی نقش و تأثیر متغیرهای مشاهده شده و مؤلفه های سه گانه حاصل از آن ها بر خشکسالی به عنوان متغیر مستقل پنهان اصلی، و روابط بین آن ها به کمک یک مدل ساختاری تحلیل عاملی تأییدی( CFA ) چهار عاملی مرتبه دوم تحلیل شد. نتایج نشان از برازش و اعتبار قابل قبول هر سه مدل اندازه گیری خشکسالی و تحقق اهداف و نیز مدل چهار عاملی مرتبه دوم برای بررسی خشکسالی، بر اساس داده های گردآوری شده بود. در نهایت خشکسالی به میزان 97/0 بر شاخص های اقتصادی و به میزان 97/0 بر شاخص اجتماعی، و بر شاخص محیطی به میزان 87/0 تأثیر داشته است، بنابراین خشکسالی اتفاق افتاده در مناطق روستایی مطالعه شده بیشترین تأثیر را روی شاخص های اقتصادی و اجتماعی و به تبع آن روی شاخص محیطی گذاشته است.
پدیده شرجی به واسطه اثر ترکیبی دما و رطوبت بالا رخ می دهد و همواره باعث بروز مشکلاتی برای فعالیت های انسانی می شود. در پژوهش های قبلی، این پدیده در مناطق محدودی از کشور و با تعداد شاخص های کمتری مطالعه شده است. این پژوهش با هدف بررسی فراوانی، تداوم و شدت روزهای شرجی در سرتاسر ایران با سه شاخص شدت شرجی، فشار بخار آب جزئی و گرمایش به انجام رسیده است. به این منظور داده های روزانه دما و رطوبت نسبی 101 ایستگاه سینوپتیک کشور در یک دوره زمانی 28ساله (2014-1987) جمع آوری و با سه شاخص یادشده مطالعه شد. نتایج تحقیق نشان داد دو شاخص شدت شرجی و فشار بخار آب جزئی برای تبیین شرایط شرجی در ایران مناسبند و برونداد آنها تفاوت محسوسی با یکدیگر ندارد. اما شاخص گرمایش به نتایج مطلوب منتهی نشد. بر اساس شاخص منتخب، یعنی شاخص شدت شرجی، سواحل جنوب و سپس سواحل شمال کشور، بیشترین فراوانی، تداوم و شدت شرجی را دارند. اما در سایر نقاط کشور شرایط شرجی حاکم نیست و به طور میانگین حتی یک روز با شرایط شرجی مشاهده نمی شود. در سواحل جنوب، به دلیل حاکمیت پرفشار آزور، وضعیت شرجی زودتر از سایر نقاط کشور، در روز 14 فروردین آغاز می شود و با تداوم 7 ماه و 11 روز، در 25 آبان خاتمه می یابد. اما در سواحل شمالی کشور، با یک تأخیر 48روزه، از 1 خرداد آغاز و با تداوم تقریبی 4 ماه و 19 روز، در 20 مهر خاتمه می یابد. بندر چابهار در ساحل دریای عمان با 291 روز شرجی که 160 روز آن وضعیت شرجی بسیار شدید را داراست، بالاترین و بندر آستارا در سواحل خزر با 126 روز پایین ترین تعداد روزهای شرجی را دارا هستند. در سواحل شمالی، وضعیت شرجی بسیار شدید دیده نمی شود. روند سالانه تعداد روزهای شرجی در هیچ ایستگاهی معنی دار نیست.
نظام های سیاسی در پی قلمروخواهی ملت ها شکل می گیرد. قلمروخواهی، فرایندی است که توامان به تقسیم و ترکیب فضا منتهی می شود؛ به گونه ای که هم می تواند به تاسیس یک نظام سیاسی منتهی شود و هم یک نظام سیاسی موجود را چندپاره کند.. در این میان، هویت ملی به عنوان یک نیروی آیکونوگرافیک، رابطه ای دو سویه با قلمروخواهی دارد و در یک تعامل پایدار، بر قلمروخواهی تاثیر می گذراد و متقابلاً از آن تاثیر می پذیرد. با توجه به اهمیت هویت ملی در ایجاد و بقاء کشورها، پژوهش حاضر رویکردی توصیفی-تحلیلی و استنباطی و بر پایه استدلال و بررسی اسنادی، کوشیده است تا نقش هویت ملی در شکل گیری قلمرو سیاسی در ایران را تبیین کند. یافته ها نشان داد که شکل گیری هویت ملی در ایران بیش از آنکه روندی مصنوعی، دستوری و از بالا باشد، به سبب تاریخ طولانی، پیوسته و دارای نقش فضایی مشخص، روندی طبیعی بوده است. برای شکل گیری این خودآگاهی در ذهن مردم ایران، مولفه های فضایی در مسیر تاریخ شکل گرفته اند. بر این اساس قلمروخواهی در ایران به شکل گیری ملتی در کالبد فضایی مشخصی منتج شده که با گذشت قرن ها توانسته است تا ملت، کشور و علت وجودی خود را حفظ کند. به نظر می رسد مردمی که در جغرافیایی ایران زندگی می کردند و می کنند نسبت به هویت ملی خود آگاه بودند و این هویت ملی با جغرافیای کشور چفت شده و قلمرو سیاسی کشور را شکل داده است. بر این اساس، به نظر می رسد هویت ملی در ایران هویتی جغرافیایی بوده و مؤلفه های هویت ملی، مانند قوم، فرهنگ، مذهب، زبان و ... بر بستر آن، عینیت یافته است.
برای انجام این پژوهش داده های روزانه بارش 162 پیمونگاه همدید، اقلیمی و بارانسنجی بر روی پهنه استان کردستان و 26 پیمونگاه همدید، اقلیمی و بارانسنجی خارج از مرز استان مربوط به تحقیقات آب و سازمان هواشناسی طی بازه زمانی 1/1/1340 تا 11/10/1391(21/3/1961 تا31/12/2012) استفاده شد. به کمک روش زمین آماری کریگینگ مقادیر بارش روزانه بر روی یاخته های6×6 کیلومتر میان یابی و برای هر روز یک نقشه رقومی ایجاد شد. سپس داده های روزانه مربوط به 811 یاخته که کل استان را پوشش می دادند از نقشه ها استخراج شد. یک پایگاه داده (گاه جای) در ابعاد 811×18914 ایجاد شد که بر روی سطرها روز (زمان) و بر روی ستون ها یاخته ها (مکان) قرار داشت. برای هر ماه از سال بر روی هر یاخته میانگین، آستانه بالا، آستانه پایین و انحراف معیار مدت زمان انتظار رخداد بارش محاسبه شد. برای شناسایی آستانه ها از آزمون t-studentبهره گرفته شد. مقادیر آستانه ها در سطح اطمینان 99 درصد برآورد شد. یافته های این پژوهش نشان داد که پیکربندی ناهمواری ها نقش مهمی در پراکنش مدت زمان انتظار رخداد بارش استان کردستان دارند. مدت زمان انتظار رخداد بارش طی ماه های مختلف سال بر روی پهنه استان کردستان متفاوت است. پراکنش مدت زمان انتظار رخداد بارش طی فصل های مختلف سال به نوعی مسیر عبور سامانه های بارش زا را بر روی استان کردستان نشان می دهند. به طور کلی به لحاظ مکانی هسته های کمینه مدت زمان انتظار رخداد بارش در فصل بهار بر روی شمال غرب، در فصل تابستان بر روی شمال و شمال شرق، در فصل پاییز و زمستان بر روی شمال غرب و غرب استان قرار دارند. طولانی ترین و کوتاهترین مدت زمان انتظار رخداد بارش به ترتیب مربوط به ماه های شهریور و بهمن است. در بهمن ماه بر روی بخش های غربی و شمال غرب استان کردستان مدت زمان انتظار رخداد بارش حدود 3 روز است. درحالیکه در شهریور ماه بر روی مناطق یاد شده مدت زمان انتظار رخداد بارش به بیش از 60 روز می رسد.