چگونگی توزیع و پراکندگی فعالیت های تولیدی و استقرار واحدها و بنگاه های صنعتی در مناطق مختلف به تصمیم های این واحدها برای مکان یابی در نواحی معین بستگی دارد. امّا بسیاری عوامل مهم وجود دارند که در این تصمیم گیری مؤثر هستند و واحدهای تولیدی با در نظر گرفتن آن عوامل، اقدام به انتخاب مکان و منطقه مناسب برای استقرار در آن می کنند. پس می توان گفت آن عوامل باعث ایجاد نوعی تمرکز به نام تمرکز جغرافیایی در صنعت می شوند که یکی از مهم ترین عناصر ساختار بازار می باشد. در این تحقیق ما با اندازه گیری میزان تمرکز جغرافیایی استانی برحسب اشتغال و با استفاده از شاخص EG، به بررسی تأثیر عوامل مؤثر در این نوع تمرکز برای دوره 1385- 1379 می پردازیم و برای این کار مدل اقتصادسنجی پانل دیتا و روش Pooling و نرم افزار Eviews6 مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج این ارزیابی برای دوره مورد مطالعه نشان می دهد که سه استان سمنان، قزوین و تهران به ترتیب دارای بیشترین تمرکز جغرافیایی فعالیت های مختلف در خود می باشند. همچنین سه عاملِ موجودی سرمایه انسانی، دسترسی به حمل و نقل و دسترسی به بازار مصرف به ترتیب بیشترین تأثیر معنی دار را بر میزان تمرکز جغرافیایی صنایع در بین استان ها دارند. البته متغیر سرمایه انسانی در مقایسه با سایر عوامل مؤثر بر میزان تمرکز جغرافیایی فعالیت ها، بیشترین قدرت توضیح دهندگی را در مدل دارا می باشد. معنی دار بودن عامل سرمایه انسانی و ارتباط مثبت و قوی آن با میزان تمرکز جغرافیایی، یکنقطه قوت برای سیاست های دولت در تنظیم تمرکز جغرافیایی در بین استان ها و مناطق مختلف کشور است؛ به طوری که دولت با افزایش میزان کمّی و کیفی این نوع سرمایه بخصوص در استان های محروم خواهد توانست در جهت کاهش میزان تمرکز جغرافیایی و ایجاد یک توسعه هماهنگ منطقه ای گام بسیار مهمی بردارد.
امروزه افزایش استفاده از خودرو و کمبود فضای پارکینگ در بخش های پرتردد شهری به مساله ی حادی مبدل شده است. این مساله در محلات و واحدهای همسایگی نیز به دلیل کم عرض بودن معابر و پارک وسایط نقیله در طول معابر، مشکلات عدیده ای را در عبور و مرور محله ای ایجاد نموده و نظم محلی را مختل می سازد؛ که ضرورت مکان یابی بهینه ی پارکینگ های محله ای را بیش از پیش آشکار می سازد. تحقیق حاضر، برآن است که ایده ی مکان یابی پارکینگ های محله ای را برای اولین بار مطرح ساخته و شاخص های ایجاد آن را با توجه به معیارهای دقیق و به دور از مباحث ثقیل ترافیکی و با توجه به علم برنامه ریزی شهری بیان نماید. لذا استقرار پارکینگ ها زمانی می توانند کارایی لازم را داشته باشند که در مکان مناسبی احداث شوند. در این تحقیق، 11 پارامتر مختلف از قبیل جمعیت، تراکم ساختمانی، فاصله ی پیاده روی تا پارکینگ، دسترسی بر اساس عرض معابر، عرضه ی پارکینگ،تعداد خودروها، تقاضای پارکینگ، قیمت زمین، سازگاری کاربری ها، ظرفیت پارکینگ تکمیل پرسشنامه در منطقه ی 3 و 4 شهرداری تبریز، برای مکان یابی پارکینگ های محله ای بررسی شده است. یافته ها، بیانگر آن است که سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) توانایی تلفیق تعداد زیادی از پارامترها را به صورت همزمان داشته و با به کارگیری روش وزن دهی دودویی AHP در نرم افزار Idrisi، به ارایه ی الگویی مناسب جهت مکان یابی بهینه ی پارکینگ های محله ای پرداخته شده و در نهایت دو سناریو برای مکان یابی پارکینگ های محله ای ارایه شده است. نتایج بررسی نشان می دهد که در سناریوری اول با فرض اعمال شرایط ایده ال در منطقه ی مورد مطالعه، می توان 23 پارکینگ محله ای برای احداث پیشنهاد داد، اما زمانی که تمامی شرایط لازم از نظر برنامه ریزی، قانون گذاری سرمایه گذاری جهت احداث پارکینگ های محله ای از سوی شهرداری روند اجرایی پیدا نمی کند، تعداد 13 پارکینگ در سناریوی دوم برای احداث پیشنهاد می گردد.
مناطق ساحلی محل تاثیر متقابل هیدروسفر، اتمسفر، بیوسفر و لیتوسفر بوده و در برگیرنده بخش عمده ای از فعالیت های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، صنعتی و ... هستند. این مناطق قریب به 50 درصد جمعیت دنیا را در خود جای داده، و از دوسو تحت تاثیر اکولوژی دریا و خشکی قرار دارند. با توجه به ویژگی های طبیعی و انسانی آنها، این مناطق همواره با تهدیدها و مخاطراتی از جمله سیل، رانش، جزرومد، حرکات دامنه ای و مخاطرات بادی روبرو بوده و هستند. بنابراین برای مدیریت و برنامه ریزی در جهت بهره برداری و استفاده بهینه از مناطق ساحلی بررسی، شناسایی و تحلیل ویژگی های آنهالازم می باشد. هدف از انجام این تحقیق، تحلیل مخاطرات فرآیندهای جریانی خشکی ( آب و باد ) در قسمتی از مناطق ساحلی خلیج فارس و فرآیندهای موثر در شکل گیری آنها می باشد. تحقیق حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد که برای تعیین اهمیت هر شاخص ورسیدن به وزن آنها از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی و ماتریس مقایسات زوجی با بهره گیری از نرم افزار EXPERT CHOICE استفاده شده است. همچنین ترکیب متغیرها و رتبه بندی آنها با استفاده از مدل چند متغیره تاپسیس و روش بی بعد سازی خطی در محیط نرم افزار ARC GIS صورت گرفته است. داده های مورد استفاده نیز تصاویر ماهواره ای لندست از سنجنده ETM+ مربوط به سال 2002 و همچنین ماهواره QUICK BIRD مربوط به سال 2008 در محدوده مورد مطالعه بوده اند. در نهایت با توجه به تجزیه و تحلیل متغیرها، مناطق دارای پتانسیل مخاطرات پهنه بندی شده اند. در نتیجه دو محدوده اطراف رود مند و اطراف شهر بوشهر به عنوان مناطق خیلی زیاد و زیاد مشخص شدند. پیشنهاد می شود در آینده و برای اتجام کارهای بعدی از فاکتورهای اجتماعی اقتصادی، هیدرودینامیک دریا و مدیریت رودخانه هاو ... برای پهنه بندی مخاطرات استفاده گردد.
انسان در طول سالیان طولانی در محل زندگی خود مکان هایی را به انجام فعالیت های گروهی اختصاص داده است. یکی از این مکان ها، میدان ها هستند. علی رغم وجود خاطرات جمعی مردم از فضاهای عمومی از جمله میدان ها و برقراری تعاملات اجتماعی و اهمیت میدان به عنوان عنصر هویت بخش شهرها در طول تاریخ، از بین رفتن میدان های تاریخی چالش مهمی در شهرهای کنونی به شمار می آید. از این رو هدف مقاله حاضر، ارائه راهبردهایی در جهت احیای میدان تاریخی صاحب آباد تبریز می باشد. هم چنین تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی بوده و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی می باشد. داده های مورد نظر با استفاده از ابزار اسنادی و پرسشنامه ای که به تعداد 30 عدد در بین متخصصان توزیع گردید، به دست آمده که برای تجزیه و تحلیل داده های مزبور از تکنیک تحلیلی سوات استفاده شده که با استفاده از این تکنیک به بررسی نقاط ضعف، قوت، فرصت ها و تهدیدها در سه مرحله اساسی در قالب ماتریس ارزیابی عوامل خارجی، ماتریس ارزیابی عوامل داخلی و ماتریس تطبیقی سوات پرداخته شده و در نهایت به ارائه راهبردهای باززنده سازی مبادرت شده است. با توجه به نتایج از بین مجموع عوامل داخلی تعداد 6 نقطه قوت و تعداد 9 نقطه ضعف و از بین عوامل خارجی 9 عامل به عنوان نقطه فرصت خارجی و تعداد 7 عامل، به عنوان نقطه تهدید خارجی شناسایی شدند. این نتایج بیانگر این مطلب است که میدان صاحب آباد در حال حاضر با نقاط ضعف و تهدیدهایی روبه روست ولی پتانسیل تبدیل شدن به یک مرکز تاریخی فرهنگی در سطح شهر و منطقه را دارد.
"در این تحقیق روشی برای پیش بینی سال های آبی کم بارش و پربارش در منطقه خراسان بزرگ شامل سه استان خراسان رضوی، خراسان شمالی و خراسان جنوبی ارایه شده است. این روش شامل سه گام می باشد. در گام اول، ارتباط بین تغییرات الگوهای سینوپتیکی شامل فشار سطح دریا، اختلاف فشار سطح دریا، دمای سطح دریا، اختلاف دمای سطح دریا و سطح 1000 میلی باری، دمای سطح 850 هکتوپاسکال، ارتفاع معادل سطح 500 هکتوپاسکال و رطوبت نسبی سطح 300 هکتوپاسکال با بارش متوسط منطقه ای مورد بررسی قرار گرفته است.
در گام دوم محدوده های فازی و توابع عضویت برای الگوهای سینوپتیکی فوق و بارش متوسط منطقه ای در مناطق منتخب توسعه داده شده است. در انتخاب این مناطق که مجموعه ای از نقاط در خلیج فارس و دریای عمان، دریای سیاه، دریای خزر، دریای مدیترانه، دریای شمال، دریای آدریاتیک، دریای سرخ، خلیج عدن، اقیانوس اطلس، اقیانوس هند و سیبری را شامل می شوند، تاثیرپذیری بارندگی منطقه شمال شرق ایران از الگوهای سینوپتیکی در مناطق فوق مورد توجه قرار گرفته است. در گام نهایی قوانین فازی برای پیش بینی بارش بر اساس تغییرات الگوهای سینوپتیکی فوق توسعه داده شده است. از تحلیل حساسیت برای به دست آوردن بهترین ساختار قوانین فازی و توابع عضویت استفاده شد. این قوانین برای پیش بینی مجموع بارش دسامبر تا می (آذر تا اردیبهشت) در فاصله بین سال های 1993-2002 مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد مدل پیشنهادی در 70 درصد از سال ها می تواند بارش را با دقت قابل قبولی پیش بینی کند."
با وجود مطالعات گسترده ای که در زمینه های مختلف هنر، معماری، باستان شناسی و تاریخی منطقه تکاب افشار و محوطه باستانی تخت سلیمان تاکنون انجام شده است، در مورد ساختار های طبیعی تشکیل دهنده منظر منطقه و تاثیرگذاری این ساختارها و تعاملات بین آنها، اطلاعات اندکی موجود است. هدف از این مقاله معرفی و شناسایی نقش ساختارهای طبیعی در شکل گیری منظر فرهنگی تکاب افشار-تخت سلیمان با استفاده از پردازش و تفسیر داده های ماهواره ای TM، ETM+ و Quick bird و مستند سازی بستر طبیعی و تاریخی منطقة تخت سلیمان تکاب آذربایجان غربی است. این روش از جدیدترین شیوه های مطالعه و تحلیل پهنه های تاریخی- طبیعی است. در این روش تفاوت در معیارهایی چون بافت، اندازه، زمینه رنگی، شکل و الگوی عناصر و بررسی همایندی این معیارها و تطبیق آنها با ویژگیهای ساختاری محیط و رویهم اندازی و تکمیل اطلاعات در سیستم نرم افزاری GIS بر اساس الگوهای مناسب با منطقه مورد مطالعه و تطابق با مطالعات میدانی تخصصی در زمینه های مختلف، مورد تحلیل قرار گرفته و منجر به تأمین اطلاعات دقیق و گستردة محیط طبیعی و ساختارهای فیزیکی منظر ساز در منطقه میشود. با توجه به اهمیت مقوله نوین مرمت و حفاظت جامع محیطی مناظر فرهنگی، دستاوردهای این تحقیق راهگشای طرح حفاظت جامع و مرمت محیطی منطقه است. این روش هم اکنون در ارتباط با برخی از مناظر فرهنگی ثبتی در فهرست میراث جهانی در کشور ایران و در معدودی از کشورهای پیشرفته بهکار برده میشود.
پژوهش حاضر با هدف بهبود کیفیت ادراک پیاده راه های شهری با استفاده از مؤلفه های حسی شهروندان گرفته تا با در نظر گرفتن ادراکات شهروندان پیشنهادهایی برای ساماندهی این فضاها ارائه نماید. پژوهش حاضر از نظر ماهیت، از نوع پژوهش های کمّی و ازنظر نحوه ی گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های میدانی محسوب می شود. جامعه ی آماری پژوهش را تمامی مخاطبان (ساکنان، شاغلان و بازدیدکنندگان، درمجموع 84240 نفر) تشکیل داده است. با استفاده از فرمول کوکران و به روش تصادفی ساده 380 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده گردید. پایایی پرسشنامه با استفاده از فرمول آلفای کرونباخ 893/0 برای تربیت و 889/0 برای ولیعصر به دست آمد. نتایج حاصل از آزمون تحلیل عاملی منجر به کاهش 55 متغیر به 24 متغیر و 4 عامل در هر دو پیاده راه شد. با توجه به عامل های بارگذاری شده، با توجه به متغیرهای بارگذاری شده می-توان عامل های چهارگانه را بنام های عامل حس بینایی، حس چشایی و بویایی، حس شنوایی و حس لامسه نام نهاد. همین چهار عامل برای پیاده راه ولیعصر به ترتیب اهمیت عبارت اند از عامل کیفیت بصری، عامل چشایی، عامل بینایی و عامل چندگانه. درمجموع چهار عامل توانایی تبیین توانایی تبیین این 1/85 درصد از تغییرات واریانس پیاده راه تربیت و 06/72 درصد از تغییرات واریانس پیاده راه ولیعصر را دارند. همچنین نتایج آزمون کای اسکور و تحلیل مسیر نیز نشان داد که کیفیت ادارک ذهنی در سطح معناداری 95/0 بین دو پیاده راه وجود دارد. در نهایت پیشنهادهای کاربردی متناسب با نوع ادراک ذهنی شهروندان ارائه گردید.
با ایجاد منطقه امن در آوریل 1991، حاکمیت رژیم بعث در شمال مدار 36 درجه از بین رفت و در منطقه مذکور یک دولت خودمختار ایجاد شد. شکل گیری این حکومت خودمختار که ظاهرا با حمایت گفتمان غالب نظام بین الملل بوده است و در ادامه تثبیت موقعیت آن در قانون اساسی عراق، کسب امتیازات برجسته از جمله به رسمیت شناخته شدن حکومت منطقه ای آنها و اصل فدرالیسم، قانونی اعلام شدن نیروی نظامی کردها و رسمی شدن زبان کردی در کنار مشارکت گسترده کردها در هرم قدرت حکومت مرکزی عراق جدید؛ باعث شده است که دولت منطقه ای کردستان تبدیل به مرکز سیستم کردستان و همچنین به کانون تحول و تاثیرگذاری بر دیگر عناصر این سیستم تبدیل گردد
بر هم خوردن تعادل درون و برون منطقه ای از موانع اصلی توسعه ملی به شمار می رود. الگوی حاکم بر نابرابری های منطقه ای در سطح ملی، در سطح مناطق و استان ها نیز وجود دارد. لازمه برنامه ریزی منطقه ای و کاهش نابرابری ها، شناسایی جایگاه مناطق نسبت به یکدیگر به لحاظ توسعه است. در این پژوهش برای نشان دادن نابرابری ها میان شهرستان های استان آذربایجان شرقی 61 شاخص توسعه در بخش های آموزش، فرهنگی- اجتماعی، جمعیتی- اقتصادی، بهداشتی- درمانی، زیربنایی- کالبدی و کشاورزی انتخاب و با بهره گیری از روش تحلیل عاملی برای هر کدام از بخش ها عوامل و شاخص های تلفیقی استخراج گردیده و به عنوان ورودی روش تاکسونومی مورد استفاده قرار گرفته و در نهایت جهت گروه بندی شهرستان ها از روش تحلیل خوشه ای استفاده شده است. برابر بررسی های صورت گرفته، در سال 1385 از مجموع 19 شهرستان، یک شهرستان توسعه یافته، 9 شهرستان نسبتاً توسعه یافته، 6 شهرستان توسعه نیافته و 3 شهرستان محروم می باشد. فضای استان آذربایجان شرقی از نیمه توسعه یافته غربی و توسعه نیافته شرقی تشکیل شده است. این نابرابری ها بازتاب و برآیند عوامل محیطی، اقتصاد سیاسی، نارسایی های نظام برنامه ریزی فضایی بویژه قطب رشد (شهر تبریز) می باشد.
اهداف: شهر باید به گونه ای باشد که نیازهای جمعیتی را پاسخ گو باشد. براین اساس در مقوله مسکن به عنوان یکی از اساسی ترین نیازهای زندگی انسان، این امر باید به گونه ای تدوین گردد که افراد با کمترین شکاف و اعتراض نسبت به استحقاق حقوق خود مواجه باشند. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و تحلیل فضایی وضعیت کالبدی مسکن محلاّت شهری پیرانشهر صورت گرفته است. روش تحقیق: نوع تحقیق در این پژوهش «کاربردی توسعه ای» و روش بررسی «توصیفی تحلیلی» است. جامعه آماری محلاّت شهر پیرانشهر در سال ۱۳۹۱ می باشد. شاخص های موردبررسی شامل ۵ دسته اصلی قدمت بنا، کیفیت ابنیه، ریزدانگی واحدهای مسکونی، تعداد طبقات و مصالح می باشد. جهت تجزیه وتحلیل اطّلاعات مذکور، از مدل Fuzzy TOPSIS و ANP استفاده گردید. یافته ها و نتایج: نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده، نشان می دهد که ۷/۲۶ درصد از محلاّت شهر دارای تعداد طبقات با کیفیت مطلوب، ۳/۳۳ درصد با کیفیت متوسّط و ۴۰ درصد دارای کیفیت نامناسب می باشند. نتیجه گیری: یافته های به دست آمده حاکی از آن است که بیشتر محلاّت در بخش جنوبی شهر به لحاظ شاخص های کلّی مسکن، در وضعیت مناسبی نمی باشند. این خود نشان دهنده نوعی بی عدالتی فضایی می باشد. امید است هرچه سریع تر درجهت بهبود کلّی وضعیت مسکن این منطقه، به خصوص نواحی محروم و بهبود کیفیت زندگی اقدامات لازم انجام شود.
توریسم روســتایی، گرچه واژه ای نوین در صنعت توریسم کشور است، اما در واقع ریشه و اصل آن به اولین سفرهای زندگی بشری مربوط است. زیرا در ابتدا، زندگی اجتماعی پس از غارنشینی و کوچ نشینی، روستانشینی بوده و آن زمانی که انسان متوجه اوقات فراغت خویش شد و اقدام به سفرکردن نمود؛ اولین گام ها در جهت توریسم روستایی برداشته شد. با توجه به تنوع آب وهوایی در سطح کشور و وجود اقوام و ایلات مختلف در هر قسمت از کشور که خاستگاه آنها نیز محسوب می شود، می توان به تنوعی از جاذبه های توریسم روستایی دست یافت. اما آنچه تاکنون از توریسم و گردشگری روستایی در کشور صـورت پذیرفته، در آغاز راه است. چرا که پس از رهایی از مشکلات تغییر نظام حکومتی در ایران و سمت و سو گرفتن برنامه های توسعه اجتماعی- اقتصادی کشور، صنعت توریسم مورد توجه قرار گرفت. با توجه به نظام حکومتی اسلامی کشور و با توجه به اذعان بسیاری از مسوولان، توریسم کشور ما، توریسم مذهبی و فرهنگی و تاریخی است. بنابراین بدون شک آنچه در قالب صنعت توریسم، برنامه ریزی می شود، عمدتا در راستای توریسم روستایی و زیرمجموعه های آن می باشد. در جــهت برنامه ریزی صنعت تــوریسم روستایی تبلیغات و اطلاع رسانی از نقاط بکر و دست نخورده؛ گروه بندی توریست وارد شده به ایران بر اساس انگیزه ها و نیازهای گردشگری آنها؛ تربیت راهنماهای بومی از سوی سازمان ایرانگردی و جهانگردی و سایر موارد مورد توجه است. اذعان می شود که موفقیت هر برنامه روستایی در گرو دیدگاه برنامه کلان کشور است، لذا باید برنامه ریزی روستایی به عنوان یک هدف و به صورت زیرمجموعه ای از یک نظام در برنامه ریزی کلان کشور در نظر گرفته شود.
کشور ایران نظیر بسیاری از کشورهای در حال توسعه با مشکل تمرکز جمعیت و فعالیت در چند نقطه روبرو است. روند رو به رشد شهر نشینی در دهه های اخیر، همگام با مهاجرت های شدید روستا- شهری و همزمان با سیر تحولات اقتصادی - اجتماعی و سیاسی از مهم ترین عوامل ایجاد الگوی نظام نامتوازن شهری در ایران بوده که می توان ریشه آن را در نحوه توزیع منابع در سطح این مناطق جستجو کرد. منطقه زاگرس شامل استان های ایلام، کرمانشاه، کردستان، لرستان و همدان، با مسائلی همچون مهاجرت شدید روستا - شهری، پراکندگی سکونتگاهها و نارسایی توزیع تأسیسات و تجهیزات زیربنایی، عدم یکپارچگی فضایی و عدم وجود سلسله مراتب سکونتگاهی منظم و کارآمد دست به گریبان است. در این مقاله جهت تحلیل چگونگی توزیع جمعیت در طبقات مختلف شهری از منحنی لورنز و ضریب جینی استفاده شده است که نتایج از نامناسب بودن توزیع جمعیت در طبقات مختلف شهرها حکایت دارد. همچنین با بهره گیری از شاخص موریس به تعیین و تحلیل سطوح برخورداری شهرهای منطقه در زمینه های مختلف فرهنگی- اجتماعی، آموزشی، بهداشتی- درمانی، زیربنایی و کالبدی پرداخته شده است که نتایج بیانگر تفاوت زیاد در سطوح برخورداری شهرهاست.
در این مقاله برانست که تاثیر یارانه ها و نظام توزیع آن بر مهاجرتهای روستایی و روند شهرنشینی در ایران را مورد بررسی قرار دهد موضوعی که پیش از این ادبیات جغرافیایی کشور کمتر از این منظر به آن پرداخت است به این منظور ابتدا ساختار و بافت یارانه ها در دو مقطع قبل و بعد از انتقال اسلامی مقایسه شده است سپس نحوه توزیع بخشی و جغرافیائی یارانه ها توسط دولت ارزیابی شده است و نهایتا پیامدهای فضایی و جغرافیائی ناشی از ناظم فعلی توزیع یارانه ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است یافته های تحقیق این اجازه را به ما می دهد که نظام توزیع یارانه ها بعنوان یکی از مصادیق اعتبار و کاربرد پذیری نظریه دولت و شهرنشتی رهنمایی 1373 صص 17-12 در تبیین مسائل شهرنشینی در ایران یاد کنیم
بارش از متغیرترین عناصر اقلیمی است. این تغییرات هم در بعد مکان و هم در بعد زمان در قالب اقلیم منطقه رخ می دهد. هدف از این مطالعه بررسی خودهمبستگی فضایی تغییرات درون دهه ای بارش ایران طی نیم قرن اخیر در ایران است. بدین منظور داده های بارش روزانه با استفاده از 664 ایستگاه همدیدی و اقلیمی طی دوره 1340 تا 1390 استخراج و به عنوان پایگاه داده ها (داده های اسفزاری) استفاده گردید. به منظور دست یابی به تغییرات درون دهه ای بارش ایران از روش های زمین آماری مانند خودهمبستگی فضایی شاخص موران جهانی،[1]شاخص انسیلین محلی موران[2]و لکه های داغ[3]و همچنین از امکانات برنامه نویسی در محیط متلب[4]، سورفر[5] و سیستم اطلاعات جغرافیایی[6]بهره گرفته شد. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که تغییرات درون دهه ای بارش ایران، الگویِ خوشه ای بالا دارد. در این بین بر اساس شاخص موران محلی و لکه های داغ، بارش در کرانه های ساحلی و بخش هایی از غرب و جنوب غرب کشور (عمدتاً کوه های زاگرس) دارای خودهمبستگی فضایی مثبت (خوشه های بارش با ارزش بالا) و بخش هایی از نواحی مرکزی و همچنین بخش هایی از جنوب شرق کشور (عمدتاً زابل) دارای خودهمبستگی فضایی منفی (خوشه های بارش با ارزش پایین) بوده است. در سایر مناطق ایران بارش هیچ گونه الگوی معنی داری یا خودهمبستگی فضایی نداشته است. به منظور بررسی تغییرات چرخه های بارش، از روش تحلیل طیفی بهره گرفته شد. نتایج حاصل از روش مذکور، نشان دهنده وجود چرخه های کوتاه و میان مدت در بارش سالانه کشور است.