ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
۱۱۶۱.

شناسایی و تحلیل پیشران های کلیدی مؤثر بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله (مطالعه موردی: کلان شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۶
با توجه به اینکه نمی توان از وقوع زلزله جلوگیری کرد و یا زمان وقوع آن قابل پیش بینی نیست اما می توان با کمک علم آینده پژوهی به آمادگی در برابر زلزله پرداخت و راهکار هایی برای مقابله و یا کاهش آسیب پذیری آن ارائه داد این راهکار ها باعث افزایش ابتکارات و ایده هایی جهت مقاوم سازی و تاب آ وری شهر در برابر زلزله خواهد شد. در این راستا پژوهش حاضر، با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی به شناسایی مهم ترین عوامل مؤثر و بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این عوامل بر یکدیگر و بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه می پردازد. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل اثرات متقاطع که یکی از روش های متداول و مورد پذیرش آینده پژوهی است و با استفاده از نرم افزار میک مک به تحلیل متغیرهای تاب آوری کالبدی در کلان شهر کرمانشاه پرداخته است. بدین منظور ابتدا با مطالعه اسناد فرادست تمامی عوامل مؤثر بر تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت و با استفاده از روش دلفی 20 متغیر به عنوان متغیرهای اولیه اثرگذار بر ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله استخراج شدند، در ادامه تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل/ساختاری به وسیله نرم افزار Micmac صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن است که کلان شهر کرمانشاه با توجه به پراکندگی متغیرها دارای سیستمی ناپایدار است و در صفحه پراکندگی پنج دسته (متغیرهای تأثیرگذار، دووجهی، تنظیمی، تأثیرپذیر و مستقل) قابل شناسایی هستند. در نهایت از میان 20 متغیر شناسایی شده، پس از بررسی میزان و چگونگی تأثیرگذاری این متغیرها بر هم دیگر و بر وضعیت آینده تاب آوری کالبدی کلان شهر کرمانشاه با روش های مستقیم و غیرمستقیم، به ترتیب 7 عامل کلیدی: تراکم ساختمانی؛ فاصله از گسل؛ تراکم جمعیت؛ توپوگرافی؛ دسترسی به معابر اصلی؛ کیفیت ابنیه و بازسازی و بهسازی ساختمان های ناپایدار، که بیشترین نقش را در ارتقای تاب آوری کالبدی در برابر مخاطره زلزله در کلان شهر کرمانشاه دارند، انتخاب شدند. در ادامه با توجه به این پیشران های کلیدی پیشنهادهایی ارائه شده است
۱۱۶۲.

شناسایی و تحلیل پهنه های در معرض مخاطره سیل در سکونتگاه غیررسمی نایسر شهر سنندج(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
سکونتگاه های غیررسمی با چالش هایی نظیر رشد فزاینده جمعیت، فقر، بیکاری، ناهنجاری اجتماعی، مسکن ناپایدار، ضعف شدید زیرساخت های ضروری و ... گره خورده است. این چالش ها در صورت عدم توجه به مخاطرات طبیعی از جمله سیل که خسارات جانی و مالی متعددی را به همراه دارد، به شدت تشدید می گردد. نایسر به عنوان بزرگترین سکونتگاه غیررسمی استان کردستان در حال حاضر با چالش های متعددی نظیر ضعف شدید امکانات خدماتی و رفاهی ضروری، فقر، مصرف مواد مخدر، فقر، بیکاری و ... مواجه است. در صورت وقوع سیل در این فضای پرتراکم شهری، خسارات ناشی از آن می تواند آسیب های جبران ناپذیری را بر ساکنان و محیط شهری آن تحمیل نماید. از این رو هدف اصلی پژوهش کاربردی حاضر که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، شناسایی پهنه های در معرض مخاطره سیل در نایسر به عنوان یک سکونتگاه غیررسمی با استفاده از 17 معیار کلیدی است. برای تهیه لایه های مورد استفاده از سایت گوگل ارث انجین، نرم افزار Arc Map و سایر دیتابیس های موجود استفاده شده است. همچنین با استفاده از تصاویر راداری سنتینل 1، 100 پهنه سیلابی در نایسر استخراج شده است. برای وزن دهی به معیارهای اصلی پژوهش از نظرات 15 نفر از کارشناسان و محققان استفاده شده و برای تهیه نقشه پهنه بندی نهایی از روش Fuzzy Overlay و تابع Sum استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان داد سه لایه شیب، فاصله از رودخانه و تراکم رودخانه به ترتیب با مقادیر 1345/0، 1032/0 و 0928/0، بیشترین وزن را به خود اختصاص داده اند. یافته های حاصل از پهنه بندی نایسر به لحاظ سیل گیر بودن نشان داد 01/98 هکتار (47/30 درصد) در پهنه های با خطر بسیار کم و کم، 56/81 هکتار (36/25 درصد) در پهنه خطر متوسط و 04/142 هکتار (16/44 درصد) در پهنه های خطر زیاد و بسیار زیاد قرار گرفته است.
۱۱۶۳.

بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به حمایت از توسعه اکوتوریسم مورد: شهر دماوند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۴
بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به توسعه اکوتوریسم برای برنامه ریزی آینده بسیار مهم و ضروری است. اکوتوریسم در هر منطقه ای بر الگوی زندگی افراد بومی و شرایط اقتصادی - فرهنگی آن ها تأثیر می گذارد. در مقابل، اکوتوریست ها نیز تحت تأثیر فرهنگ جامعه میزبان و ارزش های موجود در آن قرار می گیرند. از این رو، این مطالعه به بررسی آگاهی جامعه محلی نسبت به حمایت از توسعه اکوتوریسم در شهر دماوند می پردازد. به دلیل حفظ تنوع زیستی منحصربه فرد، شرایط اقلیمی و بازدید فراوان گردشگران و اکوتوریست ها از این منطقه، جامعه محلی نیازمند آگاهی از اکوتوریسم می باشد که ضرورت انجام این پژوهش را موجب گشته است. جامعه هدف این مطالعه جامعه محلی ساکنان شهر دماوند است. براین اساس، داده ها از طریق یک پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد که برای تعیین روایی آن علاوه بر نظرخواهی از متخصصان (روایی صوری)، از روایی همگرا استفاده شد. به منظور محاسبه پایایی آن از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بهره گرفته شد. یافته های حاصل آمار استنباطی که با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی (نرم افزار Smart PLS ) انجام پذیرفت، نشان داد که چهار مؤلفه پژوهش (آگاهی جامعه محلی، فقر اقتصادی، فقر فرهنگی و توسعه اکوتوریسم) دارای همگنی و پایایی مورد تأیید است و آگاهی جامعه محلی بر توسعه اکوتوریسم با نقش میانجی فقر فرهنگی با مقدار آماره آزمون 4.195 و فقر اقتصادی با مقدار آماره آزمون 5.397 رابطه معنی داری دارد. نتایج نشان داد، آگاهی جامعه محلی بر توسعه اکوتوریسم با مقدار آماره آزمون 2.032 نشان دهنده ی پایین بودن سطح آگاهی جامعه محلی نسبت به توسعه اکوتوریسم است.
۱۱۶۴.

بهبود دقت زمانی و مکانی نقشه شاخص پوشش گیاهی (NDVI) با استفاده از الگوریتم های تلفیق تصاویر ماهواره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۰۳
استفاده از تصاویر ماهواره ای لندست در محدوده های وسیع، امکان پوشش هم زمان کل منطقه را فراهم نمی کند. این مسئله زمانی که ارزیابی پوشش های گیاهی هم زمان و یا بررسی تغییرات پدیده های کوتاه مدت در یک منطقه وسیع مد نظر باشد، مطالعات را با چالش مواجه می سازد. ادغام داده های تصاویر ماهواره ای لندست با قدرت تفکیک پذیری مکانی مناسب، با اطلاعات تصاویر ماهواره ای مادیس با قدرت تفکیک پذیری زمانی مناسب، می تواند راه حلی برای پیوند بین داده های با وضوح زمانی و مکانی مناسب باشد. هدف از این تحقیق ارزیابی الگوریتم های مختلف ادغام تصاویر در تهیه نقشه شاخص پوشش گیاهی (NDVI) می باشد. بدین منظور از شش الگوریتم تلفیق، شامل NNDiffuse (انتشار نزدیک ترین همسایه)، PC (مؤلفه های اصلی)،Brovey، CN(رنگ نرمال شده)، Gram-Schmidt و SFIM (مدل مبتنی بر فیلتر هموارسازی) در یک محدوده آزمایشی در استان خوزستان استفاده شد. پس از ارزیابی نتایج الگوریتم ها و انتخاب مناسب ترین الگوریتم تلفیق، بر اساس محاسبه میزان خطاهای آماری و ارزیابی معیارهای طیفی (ضریب همبستگی) و مکانی (فیلتر لاپلاسین)، اطلاعات طیفی و مکانی بازتاب باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک هشت تصویر موزائیک شده لندست-8 (30 متر) با باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک یک تصویر مادیس (250 متر) تلفیق گردید. جهت بررسی پوشش های گیاهی، با تصویر ماهواره ای تلفیق شده، شاخص پوشش گیاهی (NDVI)، در محدوده استان خوزستان تهیه گردید. نتایج به دست آمده نشان داد که الگوریتم NNDiffuse از دقت مطلوب تری جهت ادغام باندهای قرمز و مادون قرمز نزدیک لندست 8 و مادیس برخوردار است، به طوری که شاخص گیاهی NDVI به دست آمده از این الگوریتم در مقایسه با تصویر لندست- 8 اصلی، از کم ترین خطای آماری (1234/0) RMSE و (081/0)MAE برخوردار است.
۱۱۶۵.

فرونشست دشت های ممنوعه بحرانی (منطقه مورد مطالعه: دشت اشتهارد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۱۹۷
در دو دهه اخیر فرونشست به عنوان یک مخاطره ژئومورفیک و یکی از بحران های زیست محیطی، هر ساله خسارات جبران ناپذیری را به دشت های ایران تحمیل می کند که می توان گفت یکی از مهم ترین علل آن در حال حاضر برداشت غیراصولی و بی رویه از سفره های زمینی می باشد. دشت اشتهارد به عنوان یکی از قطب های صنعتی و کشاورزی استان البرز حائز اهمیت است و به دلیل افت شدید سطح آب زیرزمینی توسط وزارت نیرو ممنوعه بحرانی اعلام شده است. ازاین رو بررسی میزان نرخ فرونشست و پرداختن به علل و عوامل تأثیرگذار در جهت مدیریت خطر آن، دارای اهمیت زیادی است. در این پژوهش جهت بررسی فرونشست دشت اشتهارد از تکنیک تداخل سنجی تفاضلی راداری (D_ InSAR) و از داده های ماهواره Sentinel-1A در بازه زمانی (۲۰۲۳ تا ۲۰۱۷) استفاده شد. در این بازه زمانی فرونشست منطقه بین ۲.۰۸- تا ۲.۹۳- سانتی متر متغیر است که بیشترین مقدار فرونشست مربوط به بازه زمانی ۲۰۲۰ -۲۰۱۹ حدود ۲.۹۳ - سانتیمتر و کمترین مقدار فرونشست در بازه زمانی ۲۰۲۳ -۲۰۲۲ حدود ۲.۰۸- سانتیمتر است. نرخ فرونشست از شرق به غرب و در پهنه جنوبی با افزایش همراه است. درواقع بیشینه فرونشست در تمام بازه های مطالعاتی در محدوده آبخوان اشتهارد متمرکز است که بخش عمده ای از مزارع، آبادی ها، کارخانه ها و شهر اشتهارد، شهرک های صنعتی (کوثر، امید و اشتهارد)، زمین های کشاورزی و بیشترین تمرکز و استقرار منابع زیرزمینی (چاه ها) را در خودش جای داده است. نتایج هیدروگراف ها و درون یابی با استفاده از آمارهای چاه های پیزومتری نیز افت آب های زیرزمینی و افزایش عمق را در این محدوده نشان می دهد؛ این در حالی است که نتایج بررسی همبستگی میزان فرونشست زمین با تغییرات عمق آب زیرزمینی هم در سطح %95 معنی دار بوده است به طوری که با افزایش عمق آب زیرزمینی فرونشست در منطقه افزایش می یابد. براساس پروفیل های تغییرات فرونشست، فرونشست منطقه موردمطالعه الگوی پیچیده ای دارد که این تغییرات و نوسانات زمانی - مکانی نشان دهنده تأثیرات مختلفی ازجمله فعالیت های انسانی (مانند شدت، نوع فعالیت یا استخراج بی رویه آب از منابع زیرزمینی)، زیست محیطی، مشخصات زمین شناسی (جنس رسوبات، ضخامت سفره، موقعیت سنگ کف و...) میزان تغذیه و تخلیه آبخوان و... می باشد.
۱۱۶۶.

آینده پژوهی توسعه منطقه شهری تهران در فرآیند جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۰۰
امروزه تغییرات ساختاری در اقتصاد، تحولات سریع علم و فناوری، محدودیت ها در منابع مالی و انسانی، وابستگی متقابل کشورها، رقابت در سطح جهانی و تمایل روزافزون به جهانی شدن، لزوم درک بهتر «تغییرات» و «آینده» را برای دولت ها، کسب وکارها، سازمان ها و مردم ایجاب می کند. بدین منظور، آینده پژوهی از طریق ایجاد ارتباط، هماهنگی و هم اندیشی بین سازمان ها و نهادها به سیاست گذاران و برنامه ریزان کمک می کند تا برنامه های توسعه مناسبی را طراحی کنند. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق توصیفی- تحلیلی و از نظر الگوی سناریونویسی اکتشافی است. داده ها به روش اسنادی و میدانی گردآوری شدند. در روش میدانی پرسشنامه محقق ساخته در قالب ماتریس متقابل برای امتیازدهی عامل ها در اختیار کارشناس ها قرار گرفت. به روش دلفی 30 نفر کارشناس انتخاب شدند. توزیع پرسشنامه ها نیز به روش غیراحتمالی از نوع در دسترس بود. برای تحلیل داده ها از نرم افزار میک مک و مورفول استفاده شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سیستم منطقه شهری تهران در حالت ناپایدار قرار دارد. ده نیروی پیشران از جمله عامل های ایدئولوژی حاکم، مدیریت یکپارچه، گسترش زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات، تجارت الکترونیک، گسترش رقابت پذیری اقتصادی، برندسازی اقتصادی، سیستم مدیریت الکترونیک، شفافیت سیاسی، تسهیل ورود شرکت های چندملیتی، گسترش دیپلماسی شهری به عنوان پیشران های تأثیرگذار در توسعه منطقه شهری تهران استخراج شدند. در نهایت سناریوهای پیش روی توسعه منطقه شهری تهران نشان داد که هشت سناریو وجود دارد که سناریوی اول با بالاترین احتمال وقوع دارای 9 گمانه بدبینانه و یک گمانه بینابین است.
۱۱۶۷.

پیش بینی فضایی تغییرات کاربری اراضی کلان شهرها براساس مدل LCM با استفاده از RS و GIS، مورد پژوهش: کلان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۰
کلان شهر اراک و اراضی پیرآمون آن در سال های اخیر با تغییرات زیادی مواجه بوده است. هدف این تحقیق پایش تغییرات کاربری اراضی در گذشته و بررسی امکان پیش بینی آن در آینده با استفاده از مدل ساز تغییر زمین در کلان شهر اراک است. در این تحقیق تصاویر ماهواره ای لندست سال های 1976، 1996 و 2024 تجزیه و تحلیل شدند. تصاویر هر سه مقطع زمانی به 4 کلاس اراضی شهری، مرتع، کشاورزی و جنگلی طبقه بندی شدند. پیش بینی وضعیت کاربری اراضی برای راستی آزمایی در سال 2024 با استفاده از نقشه های 1976 و 1996 به کمک مدل ساز تغییر زمین و بر پایه شبکه های عصبی مصنوعی و تحلیل زنجیره مارکوف انجام گردید. به این منظور از متغیرهای مکانی فاصله از جاده، فاصله از شبکه آبراهه، فاصله از اراضی شهری، ارتفاع، شیب و فاصله از حاشیه اراضی تغییر یافته، به عنوان عوامل مؤثر بر تغییرات در شبکه عصبی مصنوعی استفاده شد. نتایج نشان می دهد در طول دوره 1976 تا 2024 معادل 38/50 درصد برابر 9343 هکتار از مراتع کاهش یافته است. طی این دوره حدود 72/147 درصد معادل 3194 هکتار و 53/83 درصد معادل 4547 هکتار به ترتیب اراضی کشاورزی و انسان ساخت شهری افزایش یافته است. همچنین نتایج پیش بینی مدل نشان داد که مساحت اراضی مرتعی، کشاورزی و جنگلی در سال 2040 در مقایسه با 2024 کاهش یافته و اراضی انسان ساخت شهری افزایش خواهند یافت. بنابراین در سا ل های آتی شهر اراک توسعه شدیدی به سمت شرق و شمال خواهد داشت.
۱۱۶۸.

ارزیابی کارایی شبکه عصبی پرسپترونی چند لایه در پیش نگری طوفان های گرد و غبار برخی ایستگاه های سواحل خلیج فارس (آبادان، اهواز و بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۲
تغییرات اقلیمی و به دنبال آن رخداد وقایع حدی نظیر طوفان های گردوغبار علاوه بر اختلال در محیط زیست، تأثیر مستقیم بر سلامت انسان و روند طبیعی زندگی داشته و طی سال های اخیر در بخش کشاورزی پیامدهای نامطلوبی را بر جای گذاشته است. در این پژوهش برای پیش نگری و مدل سازی طوفان های گردوغبار، داده های ساعتی گردوغبار، میانگین دما، رطوبت نسبی، سرعت و جهت باد در برخی از ایستگاه های سواحل خلیج فارس (آبادان، اهواز و بوشهر) با طول دوره آماری ۳۷ سال (۲۰۲۳-۱۹۸۷) گردآوری شد. پیش نگری تعداد روزهای همراه با طوفان های گردوغبار در مقیاس فصلی با استفاده از مدل شبکه عصبی پرسپترون چندلایه و مدل فصلی SARIMA انجام شد. براساس نتایج حاصل از شبکه عصبی پرسپترون چندلایه، ضریب همبستگی بین مقادیر مشاهداتی و پیش نگری شده برای سه ایستگاه همدیدی آبادان، اهواز و بوشهر به ترتیب برابر با ۴۳/۰، ۵۰/۰ و ۹۰/۰ و مقدار RMSE برابر با ۹۶/۶، ۹۷/۱ و ۱۶/۰ بوده و نسبت به مدل SARIMA خطای کمتر، همبستگی بیشتر و عملکرد بهتری در پیش نگری داشته است. پیش نگری با شبکه عصبی برای ۱۶ سال آینده (۲۰۴۰-۲۰۲۴) بیشترین احتمال رخداد گردوغبار را در فصل بهار و کمترین مقدار را برای پاییز نشان داد. شدت گردوغبار نیز طی دوره های مشاهداتی و آینده در آبادان بیشتر از بقیه ایستگاه ها بوده است. مسیریابی ذرات گردوغبار با مدل HYSPLIT و  به روش پسگرد در سه ارتفاع ۲۰۰، ۱۰۰۰ و ۱۵۰۰ متری، ایجاد ذرات گردوغبار در عراق، قسمت هایی از سوریه و عربستان و حرکت آن به سمت غرب و جنوب غرب ایران را برای تاریخ های مشترک در سه ایستگاه تصدیق می کند و نتایج آن مطابقت خوبی را با عمق اپتیکی گردوغبار، تراکم گردوغبار سطحی و نحوه حرکت توده غلظت بر اساس مدل های NAAPS و COAMPS نمایش می دهد. نتایج این مطالعه می تواند در مدیریت پیامدهای ناشی از طوفان گردوغبار و برنامه های مقابله با بیابان زایی در مناطق تحت مطالعه مؤثر باشد.  
۱۱۶۹.

بررسی اثرات فرم شهری و عناصر هواشناسی بر آلودگی هوای تهران و تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۷
فرم شهری، به طور چشمگیری بر تولید و انتشار آلاینده های هوا تأثیر می گذارد؛ بنابراین شناخت رابطه بین فرم شهری و آلودگی هوا می تواند با بهینه سازی سیاست های برنامه ریزی و مدیریت شهری، پیامدهای مهمی در زمینه بهبود کیفیت هوا داشته باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی ارتباط فرم شهری با غلظت آلاینده های CO، NO2، SO2، O3، PM10، PM2.5 و BC در تهران و تبریز و بازخوردهای آب و هوایی آن ها در طول 2021 -2015 است. این هدف با محاسبه سنجه های سیمای سرزمین مرتبط با ویژگی های مختلف فرم شهری شامل اندازه، شکل، تکه تکه شدگی، فشردگی و پراکندگی براساس سری زمانی داده های کاربری اراضی ماهانه «Dynamic World» با دقت 10 متر در سامانه «گوگل ارث انجین» و نرم افزار R4.3.3 و به کارگیری تحلیل همبستگی اسپیرمن و مدل های رگرسیون خطی چندگانه (MLR) و جنگل تصادفی (RF) محقق شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فرم شهری، نقش بسیار مهمی در تولید و انتشار آلاینده های هوا در شهرهای تهران و تبریز در طول دوره آماری مورد مطالعه ایفا کرده است. علاوه بر این، مکانیسمی که توسط آن فرم شهری بر سطح غلظت آلاینده های هوا در تهران و تبریز تأثیر می گذارد، با توجه به تفاوت در ویژگی های منطقه ای این شهرها از جمله جمعیت، شرایط آب و هوایی و ساختار صنعتی برای برخی از آلاینده ها نسبتاً متفاوت است. در تهران پارامترهای هواشناسی دما، بارش و سرعت باد و در تبریز دما و سرعت باد نقش مهمی در ارتباط شاخص های فرم شهری با غلظت آلاینده های جوی دارند
۱۱۷۰.

راهکارهای طراحی فضای باز آموزشی کودکان بر مبنای ارزیابی و تحلیل نیازهای دختران و پسران 3-6 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۳
کودک از تولد پای در راهی می نهد که می تواند شخصیت و جسم او را تکمیل و خلاقیتش را پایه گذاری کند. یکی از روش های رشد خلاقیت، روش غیرمستقیم یا تأثیر محیط طبیعی و غیرطبیعی در بروز و افزایش خلاقیت در کودکان است. از این نظر فضاهای آموزشی ازلحاظ ساختار مکانی به عنوان بستری مناسب برای رشد کودک معنا می پذیرند. تحقیق پیش رو کاربردی و روش آن پیمایشی-اکتشافی با شیوه توصیفی است. در این پژوهش، جهت شناخت نیاز و انتظار کودکان از فضای باز آموزشی، تکنیک نقاشی، مشاهده و مصاحبه نیمه سازمان یافته مخصوص کودک استفاده شد تا اطلاعات لازم در مورد فضای باز دلخواه کودکان حاصل شود. جامعه موردتوجه، کودکان 3-6 سالِ مهدها و پیش دبستانی های شهر تهران و حجم نمونه، 25پسر و 35دختر که به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. تمام اطلاعات موجود در نقاشی کودکان با تفکیک بر اساس جنسیت و مطابق با اهداف ادبیات موضوع به لحاظ آمار توصیفی طبقه بندی شدند و درنهایت بعد از تفسیر و تحلیل کیفی تصاویر، با کمک 5 نفر از مربیان کودک با سابقه بیش از 15سال و دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد، دکتری روانشناسی و یا علوم تربیتی، با استفاده از روش دلفی نتایج به جمع بندی رسیدند. یافته ها نشان از تشابه ها و تفاوت هایی برای دختران و پسران بود. پیشنهاد می شود برای پسرهای 3-6 سال در حیاط، زمین چمن، درختان بلند و گیاهان خوش بو در کنار پیش بینی مکانی برای نمایش دوره ای چارپایان حتماً وجود داشته باشد. همچنین طراحی مسیر عبوری با خط کشی عابر پیاده و زمین بازی های توپی گروهی برای پسران در نظر گرفته شود. برای دخترهای 3-6 سال در حیاط، امکان کاشت درختچه و گیاهان رنگی میسر باشد و مکانی برای قفس ماکیان، خرگوش و یاگوسفند در نظر گرفته شود. بر وجود فضاهای سایه انداز و نیمه باز همراه با تزئینات برای دختران تاکید می شود و پیشنهاد می گردد وسایل بازی آن ها رنگارنگ همراه با تزئینات باشد.
۱۱۷۱.

فراتحلیل کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه در دهه های اخیر، تنوع کاربری اراضی شهری به عنوان یکی از ارکان کلیدی پایداری شهری اهمیت یافته است، چرا که مدل های سنتی برنامه ریزی مبتنی بر تفکیک کاربری ها قادر به پاسخ گویی به پیچیدگی ها و نیازهای فضایی اجتماعی شهرهای معاصر نبوده اند، که این ناکارآمدی به صورت گسست های فضایی، تضعیف تعاملات اجتماعی و افزایش وابستگی به حمل ونقل موتوری بروز یافته است. در مقابل، توسعه مبتنی بر کاربری ترکیبی با تأکید بر هم زیستی عملکردهای گوناگون در یک بستر مشترک، امکان بهبود دسترسی پذیری و بهره وری فضایی را فراهم می آورد و می تواند مصرف انرژی را کاهش دهد و پیوندهای اجتماعی را تقویت کند و بهره وری زیرساخت ها را ارتقا دهد؛ ولی تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل های دقیق و چندلایه از ساختارهای کالبدی، اجتماعی و اقتصادی شهر است، امری که بدون بهره گیری از فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی ممکن نیست. هوش مصنوعی با الگوریتم های یادگیری ماشین قادر است داده های مکانی و اجتماعی را به صورت هم زمان پردازش کرده و الگوهای پنهان و همبستگی های پیچیده را شناسایی کند، که این قابلیت به برنامه ریزی شهری مبتنی بر داده امکان می دهد تا ساختارهای هدفمند و انطباق پذیر برای کاربری ترکیبی طراحی کند و سیاست های شهری را به سوی تاب آوری و پایداری سوق دهد. افزون بر این، کاربری ترکیبی نه تنها یک راهکار کالبدی، بلکه ابزاری چندبعدی برای ارتقای تاب آوری اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی فضاهای شهری محسوب می شود که با تقویت اقتصاد منطقه ای و افزایش تعاملات اجتماعی، آسیب پذیری های شهری را کاهش می دهد؛ اما تحقق این چشم انداز نیازمند داده های دقیق مکانی، ابزارهای تحلیل پیشرفته و نهادینه سازی سازوکارهای مشارکتی مبتنی بر داده است که در بسیاری از شهرهای در حال توسعه با محدودیت هایی همچون ضعف زیرساخت های فنی و نهادی مواجه است. اگرچه فناوری های هوشمند پتانسیل بالایی در تحلیل پیچیدگی های فضایی دارند، استفاده عملی از آن ها در مقیاس های کلان محدود و کمتر به نیازهای زمینه ای پاسخ گو بوده است؛ از این رو، شکاف میان ظرفیت نظری فناوری و کاربرد عملی آن به تحول ساختاری در نظام های قانونی و مدیریتی نیاز دارد تا بتوان نظام تصمیم سازی هماهنگ، مشارکتی و آینده نگر را پایه گذاری کرد و الگوهای پایدار، منعطف و تاب آور کاربری زمین را طراحی و اجرا کرد. در نهایت، با توجه به چالش های جمعیتی و کالبدی شهر تهران و محدودیت های برنامه ریزی موجود، این پژوهش به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی با تمرکز بر ایجاد الگوهای داده محور، چندبعدی و انطباق پذیر می پردازد تا پاسخ گوی پیچیدگی های فضایی معاصر باشد. مواد و روش ها پژوهش حاضر با رویکرد فراتحلیل و مرور نظام مند به بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تحلیل ترکیب کاربری اراضی شهری می پردازد و از روش تحلیل مسیر برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل بر توسعه کاربری های ترکیبی استفاده کرده است. در بخش مرور نظام مند، با بهره گیری از نرم افزار PRISMA و طی فرایندی سه مرحله ای، ابتدا جست وجوی گسترده ای در پایگاه های معتبر اسکاپوس، اسپرینگر لینک، گوگل اسکالر و سمنتیک اسکالر انجام شده و ۲۱۰۷ مقاله شناسایی شد. پس از حذف مطالعات نامرتبط و کاهش تعداد مقالات به ۶۵۴، با استفاده از معیارهای دقیق تری بر اساس ورود و خروج، تعداد به ۱۸۷ و در نهایت، به ۶۵ مقاله با کیفیت رسید. داده ها با نرم افزار VOSviewer تحلیل و نقشه های بصری آن تهیه شدند. در بخش دوم، هفت مؤلفه کاربرد هوش مصنوعی به عنوان متغیرهای مستقل و پنج مؤلفه توسعه کاربری ترکیبی به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شدند و تأثیرات آن ها توسط جامعه ای شامل ۹۶ خبره و متخصص با نمونه گیری هدفمند بررسی شد. مقیاس پرسشنامه بر اساس طیف لیکرت پنج سطحی طراحی و تحلیل داده ها با مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS3) انجام گرفت. تحلیل مدل های اندازه گیری و ساختاری با نرم افزار SMARTPLS انجام شد که پایایی، روایی و معناداری مدل ها را تأیید کرد.  یافته ها یافته های توصیفی پژوهش نشان می دهد مطالعات مرتبط با کاربرد هوش مصنوعی در توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهری بیشتر در سه حوزه تحلیل کاربری اراضی و تحلیل فضایی شهری، استراتژی های توسعه و مدیریت کاربری ترکیبی و تصمیم گیری های مرتبط با کاربری اراضی دسته بندی می شوند که به ترتیب شامل ۲۹، ۳۰ و ۷ مقاله هستند. از نظر توزیع جغرافیایی، چین با ۴۰ مقاله پیشرو بوده و پس از آن آمریکا، اروپا و ایران به ترتیب با ۱۲، ۹ و ۳ مقاله قرار دارند؛ این ترکیب نشان دهنده تمرکز علمی جهانی و همچنین، شکاف های موجود در کاربرد هوش مصنوعی در برنامه ریزی کاربری زمین است. روند زمانی مطالعات نیز حاکی از افزایش چشمگیر انتشارات از سال ۲۰۲۰ به بعد و اوج آن در سال ۲۰۲۴ است که این موضوع بیانگر توجه روزافزون جامعه علمی به فناوری های هوشمند در مواجهه با پیچیدگی های برنامه ریزی شهری است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها نیز تأکید می کند که رویکردهای یکپارچه هوش مصنوعی با مفاهیمی همچون برنامه ریزی پیشگیرانه، تغییرات جمعیتی و تحولات زیست محیطی پیوند خورده و نقش مهمی در ایجاد الگوهای پویا و انعطاف پذیری سیستم های شهری دارد. بررسی کاربرد تکنیک های هوش مصنوعی نشان می دهد روش هایی مانند یادگیری عمیق، الگوریتم های ژنتیک، یادگیری ترکیبی و تحلیل کلان داده در حوزه هایی نظیر طبقه بندی و پیش بینی کاربری زمین، شبیه سازی چیدمان فضایی و بهینه سازی تخصیص کاربری زمین کاربرد گسترده دارند. در تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری، متغیرهای پژوهش مشتمل بر هفت مؤلفه برای کاربرد هوش مصنوعی و پنج مؤلفه برای توسعه کاربری های ترکیبی شناسایی شدند و مدل اندازه گیری با بارهای عاملی بالاتر از 0/4، پایایی و روایی مطلوب تأیید شد. شاخص های برازش مدل ساختاری نیز حاکی از کیفیت بالای مدل است؛ معیار GoF برابر 0/739، R² معادل 0/716 و Q² برابر 0/506 نشان دهنده تبیین قوی و پیش بینی مناسب متغیر وابسته است. تمامی مسیرهای اثرگذاری میان متغیرهای مستقل و وابسته در سطح معناداری ۹۵ درصد تأیید شده اند که مهم ترین آن ها مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی (15/858=t)، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان (5/765= t) و هم افزایی الگوریتم های هوشمند (4/339= t) بوده اند؛ همچنین مسیر پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین (3/652= t)، کاربرد هوش مصنوعی (2/868= t)، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی (2/510= t)، تحلیل کلان داده و روندهای شهری (2/09= t) و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری (2/023= t) نیز به طور معنادار بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی تأثیرگذار شناخته شده اند که درمجموع اهمیت هوش مصنوعی را در بهبود کاربری های ترکیبی اراضی شهری به روشنی نشان می دهد. نتیجه گیری هوش مصنوعی با بهره گیری از تحلیل های عمیق و تلفیق داده های جغرافیایی، اجتماعی و محیط زیستی، ظرفیت های چشمگیری در درک و مدیریت پیچیدگی های کاربری های ترکیبی اراضی شهری ایجاد کرده است. مرور نظام مند پژوهش ها نشان می دهد کاربردهای هوش مصنوعی عمدتاً در سه حوزه تحلیل فضایی و کاربری اراضی، استراتژی های توسعه و تصمیم گیری برنامه ریزی شهری متمرکز شده و از سال ۲۰۲۰ رشد قابل توجهی داشته است. تحلیل هم زمانی کلیدواژه ها، هوش مصنوعی را به عنوان عاملی تحول آفرین معرفی می کند که پیوند مفاهیم زیست محیطی، جمعیتی و برنامه ریزی پیشگیرانه را تسهیل کرده و گذار از مدل های سنتی به الگوهای پویا و آینده نگر را ممکن ساخته است. تکنیک های پیشرفته ای مانند یادگیری عمیق، یادگیری ماشین، الگوریتم های ژنتیک و مدل های عامل محور، با بهره گیری از داده های چندمنبعی شامل تصاویر ماهواره ای، داده های حمل ونقل و شبکه های اجتماعی، نقش مهمی در طبقه بندی، بهینه سازی و شبیه سازی کاربری زمین شهری ایفا کرده و انعطاف پذیری سیستم های شهری را در مواجهه با چالش های محیطی و اجتماعی افزایش داده اند. پژوهش ها بر اهمیت ابعاد اجتماعی فرهنگی، حکمرانی شفاف و عدالت الگوریتمی تأکید دارند و توسعه چارچوب های اخلاقی و همکاری های میان رشته ای را ضروری می دانند. همچنین، محدودیت های فناورانه مانند نیاز به منابع پردازشی بالا و چالش های داده ای، ضرورت استفاده از رایانش ابری و یادگیری فدرال را برجسته می کند. تحلیل معادلات ساختاری نشان داد تمامی مسیرهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر توسعه کاربری های ترکیبی اراضی شهر تهران در سطح اطمینان معنادار هستند؛ مهم ترین مؤلفه ها شامل مدل سازی و شبیه سازی چیدمان فضایی، مدل سازی مشارکت و مذاکره ذی نفعان و هم افزایی الگوریتم های هوشمند هستند. دیگر مسیرهای معنادار شامل پیش بینی و طبقه بندی کاربری زمین، کاربرد هوش مصنوعی، ترکیب داده ها و یادگیری ترکیبی، تحلیل کلان داده و روندهای شهری و تحلیل و بهینه سازی تخصیص کاربری نیز در مدل تأیید شده اند. در مجموع، هوش مصنوعی با فراهم آوردن بستری کارآمد برای مدل سازی، پیش بینی، مشارکت پذیری و بهینه سازی، به ارتقای کیفیت تصمیم گیری و تحقق توسعه پایدار کاربری های ترکیبی در تهران کمک شایانی می کند، هرچند نیاز به توسعه زیرساخت های فنی، تضمین عدالت الگوریتمی و همکاری های میان رشته ای در پژوهش های آینده حیاتی است.
۱۱۷۲.

بررسی مقایسه ای مشارکت اجتماعی در میان عشایر و مردم شهر و رابطه آن با احساس امنیت (مطالعه موردی عشایر شاهسون و شهر پارس آباد مغان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۹
مقدمه: مشارکت از دیر باز با زندگی انسان پیوند داشته است. توجه به پدیده مشارکت اجتماعی از بعد امنیتی در سکونتگاه های مختلف و شیوه زندگی از اهمیت خاصی برخورداراست. ارتباط میان امنیت اجتماعی و مشارکت مردمی یک ارتباط دوسویه است. از یک طرف گسترش امنیت اجتماعی می تواند زمینه ساز توسعه مشارکت های مردمی باشد از طرف دیگر افزایش مشارکت های مردمی پشتوانه محکمی برای حاکمیت و بقای امنیت در جامعه است. هدف پژوهش: هدف پژوهش بررسی مقایسه ای مشارکت در دو  سکونتگاه انسانی جامعه شهری و عشایری می باشد. روش شناسی تحقیق: تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت کاربردی و به روش توصیفی - تحلیلی و علی مقایسه ای است. این پژوهش روش گردآوری داده ها در این تحقیق شامل روش کتابخانه ای و روش پیمایش مقطعی است که با استفاده از منابع دیجیتال و کتاب های موجود اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز گردیده و برای بررسی فرضیه ها، اقدام به جمع آوری اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت گرفته است. روش های تجزیه و تحلیل آماری در این تحقیق در دو بخش آماره های توصیفی که شامل جداول و نمودارها، شاخص های پراکندگی، فراوانی ها و ... است، بخش دوم شامل روش های تحلیل استنباطی که از آزمون هایی مانند T-test(تفاوت میانگین ها)، آزمونF ( آنالیز واریانس)، همبستگی پیرسون، و با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفته است. قلمروجغرافیایی پژوهش: در قلمرو کوچ نشینان عشایر شاهسون پارس آباد مغان مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها و بحث: یافته های اصلی پژوهش  بیانگر آن است که 90 درصد از پاسخگویان شهروندان مغان و 94 درصد عشایر معتقدند مردم به فکر همدیگر هستند، 68 از پاسخگویان شهر پارس آباد  و 74 درصد عشایر معضلات و مشکلاتی که در سطح جاوامع آنها وجود دارند به آن ها مربوط می شود و خود را موظف به رفع این مشکلات می دانند، 54 درصد از پاسخگویان شهروندان مغان و 56 درصد عشایر اظهار داشته اند که نسبت به این که دیگران چگونه و در چه شرایطی زندگی می کنند توجه دارند. نتیجه گیری: نتایج تحقیق بیانگر آن است حاضر و جود رابطه معنادار بین امنیت اجتماعی با مشارکت اجتماعی اثبات می شود. و اینکه این مشارکت در جامعه عشایر از  ضریب اهمیت بالاتری برخوردار است.
۱۱۷۳.

بررسی نابرابری های ناحیه ای در توسعه خدمات بهداشتی- درمانی (مورد مطالعه: شهرستان های استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۲۸۴
پیشینه و هدف: در جهان معاصر نابرابری های منطقه ای پدیده ای فراگیر و رو به گسترش و مورد توجه برنامه ریزی فضایی هستند. یکی از موضوعات مورد تأکید این برنامه ریزی، توزیع متعادل خدمات بهداشت و درمان در همه سطوح فضایی است. موضوع برابری در توزیع مناسب این خدمات و اثرگذاری آن بر کمیت و کیفیت تندرستی مردم، سیاست گذاران را به چالش کشیده و اتخاذ سیاست های مشخص برای افزایش میزان سلامت و چگونگی توزیع خدمات بهداشتی ضروری است. استان تهران به عنوان مرکز دارای امکانات، سالانه جمعیت زیادی را جذب خود می کند. در این میان شهرستان تهران، جمعیت مهاجر را در خود جذب نمی کند بلکه بیشتر  به شهرستان های حاشیه کشیده می شوند که سبب می شود برخی از شهرستان های حاشیه ای، جوابگوی نیازهای خدمات بهداشتی-درمانی جمعیت  نباشند. با توجه به این مهم، هدف پژوهش، بررسی تفاوت های بین شهرستان های استان تهران در این زمینه و علت و چرایی آن است. روش شناسی: پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و روش انجام آن توصیفی تحلیلی است. در این پژوهش اطلاعات و داده های مورد نیاز از روش کتابخانه ای و مطالعه اسنادی استخراج گردیده است. به این صورت که ابتدا با استفاده از اطلاعات کتابخانه ای (کتب، مقالات، اسناد و ....)، بخش مربوط به مقدمه، مبانی نظری و پیشینه پژوهش نوشته شد و در این راستا اطلاعات مربوط به شاخص ها، از طریق سالنامه آماری مربوطه جمع آوری شده است. این اطلاعات ابتدا نرمال سازی و با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون وزن دهی شد. در مرحله بعد با استفاده از تکنیک تصمیم گیری ماباک، شهرستان های استان تهران از نظر خدمات بهداشتی و درمانی رتبه بندی شدند و در مرحله آخر با توجه به وضعیت هریک از شهرستان ها، به علت و چرایی این نابرابری ها پرداخته شد. یافته ها و بحث: بین شهرستان های استان تهران از نظر توزیع خدمات بهداشتی و درمانی، تفاوت های زیادی وجود دارد به گونه ای که شهرستان تهران با مقدار 54/123- در رتبه اول، شمیرانات با 72/123-در رتبه دوم، فیروز کوه با 26/125- در رتبه سوم و در سطح توسعه یافته قرار گرفته اند. شهرستان ورامین با مقدار 87/126- در رتبه چهارم، دماوند با 99/126- دررتبه پنجم، ری با 05/127- در رتبه ششم، پاکدشت با 39/127- در رتبه هفتم، شهریار با 55/127- در رتبه هشتم، پردیس با 56/127- در رتبه نهم و پیشوا با مقدار 81/127- در رتبه دهم و در سطح نیمه توسعه یافته رتبه بندی شدند و نهایتاً شهرستان های رباط کریم، بهارستان، قرچک، اسلامشهر، ملارد و قدس به ترتیب با مقدارهای، 83/127-، 93/127-، 128-، 2/128-، 18/128- و 22/128- در رتبه 11 تا 16 و در سطح توسعه نیافته قرار گرفتند. شهرستان تهران به علت مرکز و پایتخت بودن، تمامی امکانات از جمله بهداشتی و درمانی (پزشکان متخصص کافی، بیمارستان های مجهز و با تخت کافی را به طور کامل در اختیار دارد به همین دلیل از نظر خدمات بهداشتی و درمانی  توسعه یافته هستند. نتیجه گیری: دلیل برخوداری شهرستان تهران از خدمات بهداشتی و درمانی، موقعیت مناسب سیاسی، پایتخت، مرکز بودن و توجه جدی مسئولین امر به این مقوله است که باعث شده متناسب با جمعیت و حتی بیشتر از آن، خدمات بهداشتی و درمانی در این شهرستان فراهم شود و جمعیت آن و حتی از پیرامون (مرکز و جنوب کشور) جهت بهره مندی از خدمات مناسب به این شهرستان مراجعه کنند. از طرفی دیگر شهرستان هایی مانند شمیرانات، فیروز کوه، دماوند و ورامین و ری با وجود موقعیت نه چندان حساس، به دلیل جمعیت زیاد توانسته اند متناسب با جمعیت خدمات درمانی لازم را فراهم کنند و از امکاناتی مانند بیمارستان چند تختخواب، اورژانس های مناسب، پزشکان کافی و متخصص و ... بهره مند شوند. در  مقابل شهرستان هایی مانند اسلامشهر، ملارد و پیشوا، فاقد بیمارستان و امکانات لازم مثل پزشک متخصص، ام.آر.آی، سی تی اسکن و ... هستند. به گونه ای که جمعیت برای رفع نیازهای درمانی خود به شهرستان اطراف و برخوردار از جمله تهران مراجعه می کنند. نتایج پژوهش، می تواند مسئولین و برنامه ریزان کشوری را در امر توزیع متعادل این خدمات به نفع شهرستان های محروم یاری رساند.  
۱۱۷۴.

ارزیابی مؤلفه های زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
شیوه زندگی و مجموعه رفتارهای انسانی از آن جهت که در طبیعت شکل می گیرند، زیست-محیطی محسوب می شوند. معماری و توسعه شهری به عنوان رفتار و کنش انسانی و تأثیراتی که در زیست گاه انسانی دارند، رابطه متقابل با سبک زندگی داشته و اثرات زیست-محیطی دارد. یکی از راه های کاهش آسیب های زیست محیطی معماری و توسعه شهری، تصویب طرح ها و ضوابط زیست محیطی توسط شورای عالی شهرسازی و معماری است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر ارزیابی معیارهای زیست محیطی سبک زندگی اسلامی در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری است. روش تحقیق، تحلیل محتوای جهت دار و کیفی است که طی آن، معیارهای اصلی زیست محیطی با استفاده از منابع اسلامی استخراج و به عنوان چارچوب مفهومی برای تحلیل محتوای مصوبات این شورا به کار گرفته شد. برای این منظور به تحلیل محتوای مجموعه مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری انتشار یافته توسط انتشارات دانشگاه تهران در سه عنوان کتاب؛ الف) از سال تأسیس تا 1395، ب) مصوبات سال 1395 و 1396 و ج) مصوبات 1397 و 1398 پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که ۴۴ درصد از مجموع ۴۱۲ مصوبه بررسی شده، حاوی ارجاع مستقیم یا ضمنی به ارزش های زیست محیطی هستند. مقایسه نسبت تعداد مصوبات کل به مصوبات مرتبط با زیست محیط در هر کتاب نیز حاکی از افزایش رو به رشد مسائل زیست محیطی در مصوبات بوده است. با وجود این توجه رسمی، اجرای عملی این مفاد با چالش هایی مواجه است که نشان دهنده فاصله میان سیاست گذاری و اجرا است. لذا حسن ختام این پژوهش طرح این چالش است که چه حلقه ی مفقوده ای بین مصوبات زیست محیطی شورای عالی شهرسازی و معماری و فرآیند اجرای این مصوبات وجود دارد که با وجود توجه به محیط-زیست در اکثر مصوبات، شاهد تخریب آن در عمل و فرآیند اجرا بوده ایم.
۱۱۷۵.

نقدی بر مبانی نظری مدل شهر 15دقیقه ای از رویکرد نقد پساساختارگرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۵۷
هدف این مقاله ارائه نقدی بر مدل شهر 15 دقیقه ای، به عنوان یکی از مدل های معاصر برنامه ریزی شهری است. بنابراین از رویکردی انتقادی به این مدل می نگرد. نقدهای این مقاله از رویکردی پساساختارگرا ارائه شده اند. پس از بررسی مبانی و پیشینه اسنادی این حوزه موضوعی، نقدها از سه بعد هستی شناختی، نقد جغراتاریخی و نقد کارکردی پرداخته شده اند. در هرکدام از نقدها، ابتدا مفروضات نظری این مدل ارائه شده و سپس با مبانی پساساختارگرا مورد نقد و بررسی قرار گرفتند. یافته های این مقاله نشان داد مدل شهر 15 دقیقه ای طراحی یک فضای مطلق و ایستا را در نظر میگیرد که قابلیت تحلیل قلمروزدایی ها و بازقلمروگذاری های فضاهای شهری را نداشته و نمونه ای از برنامه ریزی قلمرویی است. علاوه بر آن نتایج حاکی از این است که این مدل علیرغم ادعای دیجیتالی شدن و گذر از فوردیسم، اساسا از درک فضاهای شهری پست فوردیسیتی کنونی از هر دو منظر فضاهای جدید کار و فضاهای جدید مصرف ناتوان است. این مقاله نتیجه میگیرد که این مدل یک طرح آرمانشهری با ارائه تصویری غایی و غیرزمانمند است که از کارکردهای فضا و تأثیرات گردشی سرمایه بر آن نمیتواند سخنی بگوید.
۱۱۷۶.

تبیین پیامدهای بحران کرونا (کوید 19) در عناصر گردشگری شهری، مورد مطالعه: شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۸
شهر سیستمی پویا و پیچیده است که عوامل متعددی در آن تأثیرگذارند. در این میان، گردشگری شهری اردبیل خرده سیستمی از این سیستم پیچیده است که ورود بحران آنی و فراگیر کرونا (بیماری کوید 19) نظم و پیوستگی آن را بر هم ریخته و کلیت آن را دچار چالش کرده است. هدف از این پژوهش شناخت و ارزیابی اثرپذیری عناصر و ساختارهای گردشگری شهری اردبیل از بحران کرونا به منظور تعیین سازوکار تأثیرگذاری این بحران به لحاظ زمانی (پیش و پس از آن) در شهر اردبیل است. رویکرد منطقی حاکم بر پژوهش استقرایی   قیاسی است. این پژوهش از نظر هدف شناختی   کاربردی و از نظر ماهیت و روش از نوع تحلیل پس رویدادی است. جامعه آماری پژوهش دربردارنده متخصصان و کارشناسان حوزه شهری، مسئولان و استادان دانشگاهی حوزه های مرتبط با پژوهش است. شیوه گردآوری داده ها از نوع میدانی   پرسش نامه ای است که براساس نمونه گیری هدفمند 56 نفر انتخاب شده اند. برای تحلیل داده ها از آزمون تی و فریدمن و شبیه سازی روابط علّی معلولی در محیط ونسیم (Vensim) استفاده شده است. یافته ها و نتایج نشان می دهد که عناصر (اولیه و ثانویه) گردشگری شهری اردبیل، پیش و پس از دوره کرونا، دچار تغییرات ناشی از ورود بحران شده و اختلاف و تفاوت معناداری میان عناصر اولیه در دو دوره وجود دارد، که این مهم از طریق کاهش رتبه اهمیت در دوره حین و پس از کرونا نمایان شده است. تحلیل عناصر ثانویه نشان می دهد که بالاترین اهمیت و رتبه برای دوره حین و پس از کرونا به ترتیب مربوط به وضعیت دسترسی به مهمان سراها و هتل ها، ویژگی های ظاهری و چشم اندازهای محیط گردشگری، وضعیت حمل ونقل حوزه گردشگری شهر اردبیل و اطلاع رسانی دقیق بوده که متفاوت با دوره پیش از کرونا است. شبیه سازی روابط علّی معلولی نشان می دهد که دو حلقه R1 و R2 در مدل گردشگری شهری اردبیل وجود دارد که تأثیرات کاهشی و افزایشی در هم دارند و روندی میانجی و واسطه ای بر روی عناصر اولیه و ثانویه (در دو دوره بررسی شده) را نیز نمایان کرده است
۱۱۷۷.

نقش پرنده نگری در جذب گردشگر و توسعه روستاهای ساحلی، مطالعه موردی: روستاهای شهرستان فریدونکنار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۶۵
استان مازندران نیز با بیش از 330 گونه از پرندگان اعم از بومی و مهاجر که در تالاب ها و زیستگاه ها و نوار ساحلی زندگی می کنند، از نظر پرنده نگری در مقایسه با سایر مناطق دارای مزیت نسبی بالایی است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و از نظر روش توصیفی - تحلیلی و میدانی می باشد. پایایی ابزار تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرون باخ برای مولفه های مورد بررسی تحقیق برابر با 81/0 بدست آمده است. روایی پرسش نامه نیز با اعتبار صوری (با استفاده از نظر متخصصان و کارشناسان)بدست آمده است. جامعه آماری سرپرست خانوارهای ساکن در 9 روستای شهرستان فریدونکنار می باشند. تعداد نمونه ها بر طبق فرمول کوکران معادل 300 نفر بدست آمده است که برای تکمیل پرسش نامه به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های مستخرج از پرسش نامه با بهره گیری از نرم افزارspss و با استفاده از آزمون های تحلیل همبستگی کای اسکوئر، مقایسه میانگین فریدمن و رگرسیون خطی چندگانه مورد تجزیه و تحلیل و سنجش قرار گرفتند. برای بررسی میزان رابطه توسعه پرنده نگری و گردشگری با ظرفیت های جذب گردشگر از تحلیل همبستگی کای اسکوئر استفاده گردید و نتایج نشان دهنده رابطه 99 درصدی می باشند. و نتایج کروسکال والیس در خصوص عملکرد دستگاههای متولی در ترویج پرنده نگری و حفظ محیط زیست، تفاوت معنادار در سطح اطمینان 99 درصد را نشان داده و مشخص می کند سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و محیط زیست بالاترین مقادیر را به خود اختصاص دادند و از وضعیت مطلوب تری نسبت به دیگر دستگاه ها برخوردارند. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون خطی چندگانه نیز برای تبیین میزان توسعه یافتگی نواحی روستایی نشان می دهد که مؤلفه های بررسی شده تاحد قابل قبول و معناداری وابسته به متغیرهایی هستند که مورد بررسی قرار گرفتند.
۱۱۷۸.

تحلیل شاخص های زیست پذیری از بعد کالبدی-فضایی در محلات شهر بناب و اولویت بندی مداخله در محلات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
زمینه و هدف: زمینه و هدف: با توجه به رشد سریع جمعیت و فرآیندهای شهرنشینی، چالش های قابل توجهی در کیفیت زندگی و زیست پذیری شهری در شهرهای ایران ازجمله بناب به وجود آمده است. این مطالعه به منظور تحلیل و ارزیابی وضعیت زیست پذیری کالبدی-فضایی محلات شهر بناب، در پهنه های مختلف شهری شامل بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی و مناطق غیر فرسوده، انجام شد تا با ارائه اولویت بندی مشخص، راهنمایی برای مداخلات برنامه ریزی هدفمند فراهم آورد. روش شناسی : این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با بهره گیری از داده های اسنادی و میدانی انجام گردید. داده های میدانی از طریق توزیع پرسشنامه در بین ساکنان ۱۵ محله شهر بناب جمع آوری و پس از پردازش در نرم افزار SPSS تحلیل شدند. شاخص های کالبدی-فضایی شامل کیفیت ساخت وساز، شبکه حمل ونقل، دسترسی به خدمات، کیفیت معابر و کیفیت منظر شهری تعیین و با به کارگیری روش موریس و شاخص توسعه یکپارچه (DI) محلات بر اساس وضعیت زیست پذیری رتبه بندی شدند. یافته ها و نتایج : یافته ها و نتایج: نتایج حاکی از تمرکز بافت های فرسوده و سکونتگاه های غیررسمی در نیمه جنوبی و جنوب شرقی بناب بوده که با ضعف در کیفیت مصالح و ساختارهای کالبدی مواجه اند. در مقابل، محلات شمالی و بخشی از مناطق مرکزی مانند کوی شهرداری (DI=0.85)، شهرک امام-خانم باغی (DI=0.79) و فرهنگیان ۱ (DI=0.78) از شرایط کالبدی-فضایی مطلوب تری برخوردارند. محلات آغداش (DI=0.15)، دیزج شمالی (DI=0.20)، دیزج جنوبی (DI=0.27) و اکبرآباد (DI=0.31) در پایین ترین سطوح زیست پذیری کالبدی-فضایی قرار داشته و توجه و مداخلات فوری و هدفمند در این مناطق ضروری است.
۱۱۷۹.

تحلیل ظرفیت کاهش حرارتی بر اساس فضاهای سبز در شهر مراغه با استفاده از مدل سرمایش شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه و هدف : با توجه به افزایش دمای جهانی و تشدید اثر جزیره حرارتی شهری ، گسترش پوشش گیاهی می تواند از شدت این پدیده بکاهد و محیطی سالم تر و پایدارتر را برای ساکنان شهرها فراهم کندبه طور کلی مناطق سبز در شهرها رویکردی مؤثر برای کاهش اثرات جزیره گرمایی شهری و ایجاد آسایش برای ساکنان می باشد. بهبود شرایط ریزاقلیمی در محیط های شهری بیشتر تحت تأثیر تبخیر و تعرق است. به عبارتی با کاهش پوشش گیاهی و تغییرات کاربری زمین مرتبط است. روش شناسی: در این مقاله با استفاده از مدل سرمایش شهری به بررسی تاثیرات فضاهای سبز بر روند کاهش اثرات جزایر حرارتی در شهر مراغه پرداخته شد. با توجه به ماهیت موضوع، هدف پژوهش کاربرد ی و روش تحقیق مبتنی بر روش توصیفی – تحلیلی است. در این پژوهش به منظور پایش تغییرات کاربری شهری در بازه زمانی 1363تا  1401 تصاویر ماهواره لندست با پیکسل سایز 30×30 استفاده شده است برای بررسی میزان خنک کنندگی در شهر مراغه  از مدل سرمایش شهری در نرم افزار Invest استفاده شده است. نتایج و یافته ها : در سال 1363 در کلاس 0.83 تا 0.90 برابر با 19.5 درصد ،در سال1383 در کلاس 0.60 تا 0.93 برابر با 19.87  . درصد و در کلاس 1401 در کلاس 0.59 تا 0.83 برابر با 20.65 درصد توانسته جزایر گرمایی را کاهش دهد .با توجه به نتایج به دست آمده از مدل سرمایش شهری مشاهده شد که در هر سه دوره  شهر مراغه در کاهش جزایر گرمایی وضعیت چندان مطلوبی  نداشته است. با توجه به نقشه های کاربری اراضی سه دوره  الگوی رشد شهر مراغه از الگوی رشدی پراکنده و افقی ناموزون با تخریب زمین های باغی و حاصلخیز کشاورزی و جایگزین شدن آنها با بافت محله های پراکنده و نامنسجم شهری و روستایی تبعیت نموده است که این با توجه به از بین رفتن باغات وپوشش های گیاهی اطراف شهر جزایر حرارتی در شهر گسترش روز افزون داشته است. صرفه جویی انرژی ناشی از کاهش جزایر گرمایی شهری را براثر زیرساخت های سبز شهری در سال 1363 در شهر مراغه 10626 مگاوات برای سال 1383برابر با 19252مگاوات و در نهایت برای سال 1401برابر با  36234مگاوات بوده است.
۱۱۸۰.

بررسی و تحلیل تأثیر برنامه های آگاهی بخشی عمومی بر رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی در مجموعه گردشگری گاوازنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی و تحلیل تأثیر برنامه های آگاهی بخشی عمومی بر این رفتارها در مجموعه گردشگری گاوازنگ انجام شده است. این مطالعه تلاش دارد تا با استفاده از روش های ترکیبی کیفی و کمی، تأثیر این برنامه ها را بر نگرش و رفتارهای زیست محیطی شهروندان ارزیابی کند. پژوهش حاضر بر مبنای نوع تحقیق، کاربردی و روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است که جهت گردآوری اطلاعات و داده ها از روش های کتابخانه ای و مطالعات میدانی مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. برای تحلیل نتایج از نرم افزار Spss و Minitab استفاده شد. برای بررسی ویژگی های پاسخ گویان از آمار توصیفی (درصد، فراوانی) برای تجزیه و تحلیل نهایی یافته ها از آزمون تی تک نمونه ای (t-test) و آنوا (Anova) استفاده شد. برای سنجش پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد. مقدار آلفا 735/0 است. نتایج نشان می دهد که برنامه های آگاهی بخشی بر پنج شاخص رفتار زیست محیطی شهروندان زنجانی بازدیدکننده از گاوازنگ تأثیر مثبت داشته است: آگاهی زیست محیطی، رفتار زیست محیطی، مشارکت در برنامه های زیست محیطی، نگرش به مسائل زیست محیطی و دسترسی به منابع اطلاعاتی زیست محیطی. همچنین، نتایج آزمون واریانس یکطرفه نشان داد که شاخص های مشارکت در برنامه های زیست محیطی و دسترسی به منابع اطلاعاتی زیست محیطی بیشترین تأثیرگذاری را داشته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان