ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۶۲۱ تا ۱۰٬۶۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۰۶۲۱.

رتبه بندی زمینه های توسعه اکوتوریسم، گردشگری تاریخی و انسان ساخت در جهت توسعه پایدار منطقه ای (مطالعه موردی: استان کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۳۱۶
گردشگری به عنوان فعالیتی که در دنیای امروز توان تأثیرگذاری بر فرایند توسعه متوازن و خردورزانه را در همه عرصه ها به نمایش گذاشته، مورد توجه طیف وسیعی از سیاست گذاران و برنامه ریزان نظام های سیاسی و مدیران اجرایی در کشورهای مختلف قرار گرفته است. در پژوهش حاضر، به منظور تحلیل رتبه بندی زمینه های توسعه گردشگری از آزمون تحلیل عاملی اکتشافی استفاده گردیده است. بدین منظور ابتدا امکان انجام تحلیل عاملی بر روی نمونه تحقیق، با استفاده از آزمون بارتلت و شاخص کفایت نمونه برداری KMO مورد بررسی قرار گرفت. مقادیرKMO برابر با 71/0 به دست آمد. همچنین مقدار آماری آزمون کرویت معادل 84/2323 برآورد شد که سطح معنی داری آن کمتر از 001/0 می باشد. بنابراین علاوه بر کفایت نمونه برداری، اجرای تحلیل عاملی نیز مقبول است. همین طور از آزمون T تک نمونه ای جهت بررسی و رتبه بندی شهرستان های استان استفاده شد. نتایج در بخش جاذبه های انسان ساخت نشان داد که شهر کرمانشاه از نظر جاذبه های انسان ساخت دارای وضیعت مطلوبی می باشد. همچنین نتایج این آزمون در بخش گردشگری تاریخی و فرهنگی برای شهرستان های کرمانشاه، پاوه، دالاهو، هرسین ، و صحنه به ترتیب برابر با  90/4، 69/4،  89/3  ، 12/3 ، 01/3 می باشد. در نهایت در بخش گردشگری طبیعی این شاخص برای تمامی شهرهای کرمانشاه به استثناء شهر سرپل ذهاب، قصر شیرین، اسلام آباد غرب و سنقر در وضعیت مطلوبی قرار دارد. یافته های حاصل از آزمون فریدمن  نشان می دهد که در همه شهرستان ها به استثنای شهرستان های سرپل ذهاب، قصرشیرین، اسلام آباد و کنگاور شاخص های طبیعی در رتبه اول قرار دارد و در بقیه شهرستان ها نیز به غیر از شهرستان قصرشیرین جاذبه های طبیعی در اولویت دوم برنامه ریزی ها قرار دارد. نتایج حاصل از آزمون کروسکال والیس در بخش گردشگری انسانی نشان می دهد که بین شهرستان ها از نظر شاخص های گردشگری انسان ساخت تفاوت فاحشی وجود دارد.
۱۰۶۲۲.

شناخت نقشه مفهومی جمع سپاری در گردشگری هوشمند با رویکرد فراترکیبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۳۵۷
 اگرچه جمع سپاری به عنوان یک اصل تجاری جدید در بسیاری از برنامه های گردشگری در جهان مدرن ظاهر شده است، اما مکانیسم اساسی آن در صنعت گردشگری بویژه در کشور ایران ناشناخته باقی مانده است. هدف اصلی از این پژوهش، شناخت جامع  از یک برنامه جمع سپاری در صنعت گردشگری در دو سطح  فنی و مفهومی (هستی شناختی، چرایی، چالش ها و راهبردها) است. تجزیه و تحلیل خوشه ای در جهت شناخت چارچوب مفهومی چالش هایی که در زمینه جمع سپاری در صنعت گردشگری وجود دارد و در نهایت شناخت راهبردهای معرفی شده در زمینه جمع سپاری در صنعت گردشگری به محققان کمک می کند تا به یک چارچوب شناختی عمیق در زمینه جمع سپاری در صنعت گردشگری دست یابند. روش پژوهش،کیفی و نوعی از متامطالعه به نام فراترکیب است. برای گ ردآوری داده ا از روش کتابخان ه ای استفاده شده است. در راستای انجام پ ژوهش پس از طراحی سؤالات پژوهش، جستجویی نظاممند بر اساس کلیدواژه های مرتبط، از پایگ اه ه ای داده هدف شاملEBSCO Business Source Complete  وWeb of Science صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که الگوی تحقیقات در زمینه چالش های  جمع سپاری در صنعت گردشگری در چهار خوشه فناوری، انسانی، استراتژیک و مطالعات نسل سوم قابل تعریف است و راهبردهای ارائه شده توسط محققین در اجرای موفق یک پروژه جمع سپاری در صنعت گردشگری نیز، در چهار دسته راهبردهای مرتبط با چشم انداز و استراتژی، سرمایه انسانی، زیرساخت و محیط خارجی قابل اجرا است. نتایج این پژوهش به عنوان یک نقشه راه برای تحقیقات آینده پزوهشگران قابل استفاده است و درک کامل تری از چگونگی پلتفرم های جمع سپاری ایجاد شده در صنعت گردشگری ایجاد می کند.
۱۰۶۲۳.

امکان سنجی تشکیل ائتلاف ژئوکالچر منطقه ای با محوریت جشن نوروز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۵۴
ائتلاف ها و سازمان های منطقه ای در جهان کنونی که به سمت نظم چندقطبی در حرکت است، برای تأمین منافع کشوهای عضو ضروری به نظر می رسد. کشورهای موجود در سه منطقه آسیای مرکزی، آسیای جنوب غربی و غرب آسیا به دلیل نداشتن یک اتحادیه منطقه فراگیر و کارآمد و دوری گزینی از منطقه گرایی نتوانسته اند به درستی از ظرفیت های این مناطق استفاده کنند و وجود اختلاف ها و خلاء قدرت فراگیر، این مناطق را به محل تنازع قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای تبدیل کرده است. پژوهش پیش رو با استفاده از روش ترکیبی (توصیفی – تحلیلی و پیمایشی) و تحلیل برنامه ریزی راهبردی SWOTو با استفاده از اطلاعات و داده های اِسنادی و کتابخانه ای و کسب نظر 30 تن از کارشناسان خبره جغرافیای سیاسی، علوم سیاسی، مطالعات منطقه ای و زبان و ادبیات فارسی از کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان و قزاقستان، به امکان سنجی تشکیل یک ائتلاف منطقه ای با محوریت جشن و فرهنگ نوروز پرداخته است. نتایج نشان داد که باوجود اختلافات و ضعف های موجود در زمینه تشکیل اتحادیه نوروز، امتیاز نهایی 2.56 از 5 به دست آمده است که نشان گر بالا بودن احتمال تشکیل اتحادیه می باشد، هرچند افزودن استراتژی های اقتصادی و ژئواکونومیک برای تکوین چنین ائتلافی، ضروری است.
۱۰۶۲۴.

پیوند پایدار شهر و طبیعت از طریق طراحی شبکه فضاهای عمومی (نمونه موردی: شهر نور)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۵ تعداد دانلود : ۲۴۵
برقراری رابطه فضایی مناسب میان بخش ساخته شده و عناصر طبیعی موجود در بافت شهر یکی از شروط اساسی پایداری است. رابطه ای که با ایجاد دگرگونی در نگاه بشر پس از رنسانس و در ادامه انقلاب صنعتی به طور چشمگیری دچار تغییر گشت و ارتباطی که میان شهر و بستر طبیعی تا پیش از آن به شکل مطلوبی وجود داشت کمرنگ گشته که نیازمند بازنگری است. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که چه نوعی از برخورد با طبیعت در فرم شهر و ساختار فضاهای عمومی شهری جهت ارتباط مجدد این دو عنصر پاسخده است؟ آنچه در این مقاله مدنظر است، شناسایی امکانات طراحی شبکه ای و یکپارچه فضاهای عمومی در ایجاد ارتباط مناسب میان بافت طبیعی و مصنوعی و تقویت پیوند شهر و طبیعت با رعایت اصول مطرح شده در نظریه های شهرسازی طبیعت مبنا است. در این پژوهش با تحلیل محتوای منابع و نظریات مطرح شده در ادبیات توسعه سبز شهری و نظریات رویکرد شبکه فضاهای عمومی انجام گرفته تلاش شد تا شاخص های ساختار فضایی شهر در راستای پیوند آن با طبیعت استخراج گردد. مطابق مطالعات انجام شده نظریه های شهرسازی طبیعت مبنا بر لحاظ نمودن بستر طبیعی موجود در شهرها و چرخه های زیست محیطی آن ها در ساختار اصلی شهر تأکید و هر یک پیشنهاداتی را ارائه نموده اند. همچنین تجربه های انجام شده در زمینه شهرسازی یکپارچه نیز بهره گیری از عناصر طبیعی شهر در مجموعه فضاهای عمومی را تأمین کننده انسجام بافت شهری دانسته و از امکانات این عناصر در راستای ایجاد شبکه ای از فضای عمومی بهره برده اند. لذا می توان این طور نتیجه گرفت که بهره گیری از رویکرد شبکه فضاهای عمومی شهری در پیوند شهر و طبیعت می تواند فرصتی را در فرآیند طراحی ایجاد نماید تا عناصر طبیعی به عنوان بخشی از استخوان بندی شهر و نه جزئی منفک از آن لحاظ گردند؛ طبق یافته های پژوهش توجه به شاخص های اتصال، تداوم، تنوع، عدالت دسترسی، کفایت فضای طبیعی، کیفیت فضای طبیعی، ایمنی، مقیاس انسانی، هویت – شخصیت، اختلاط کاربری، و پیاده مداری می-توانند در پیوند شهر و طبیعت مؤثر باشند. در نهایت با توجه به شاخص های استخراج شده میزان هم پیوندی ساختار شهر نور با طبیعت ارزیابی گردید.
۱۰۶۲۵.

ارزیابی و تبیین مؤلفه های مؤثر بر زیست پذیری شهری (مورد مطالعه: شهر ساری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۴۶
یکی از کاربردی ترین راهبردها در حوزه برنامه ریزی شهری، لزوم توجه به زیست پذیر بودن مناطق شهری است. زیست پذیری در نواحی شهری به معنای سکونت مطلوب و بهینه برای تمامی افراد ساکن در یک نقطه ی خاص است؛ با وجود این، گسترش سکونت گاه های شهری از یک سو و عدم تفاوت بین پیوندهای جدید و قدیم در نواحی شهری باعث بروز مشکلات فراوانی شده است که رفع این مشکلات در گرو شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار در فرایند زیست پذیری شهرها است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی و تبیین مؤلفه های تأثیرگذار بر زیست پذیری شهری در شهر ساری صورت پذیرفت. روش مورد استفاده در این تحقیق توصیفی – تحلیلی است. داده های مورد نیاز با استفاده از پرسش نامه و با منطق نمونه گیری خوشه ای و تصادفی از میان ساکنان نواحی 20 گانه ی شهر ساری، با سهمیه ی هر ناحیه 20 نمونه و درمجموع 400 نمونه جمع آوری شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در میان شاخص های سنجش زیست پذیری، در شاخص اجتماعی مؤلفه ی «حس تعلق به شهر ساری»، در شاخص زیست محیطی «وضعیت فضای سبز و تأسیسات و تجهیزات شهری» و در شاخص اقتصادی «وضعیت مسکن» از میان دیگر مؤلفه ها با سطح معناداری 99 درصد در سطح بالاتر از متوسط قرار دارند 05/0) >000/0Sig). با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت تقویت زیست پذیری شهری در شهر ساری منوط به ارتقای شاخص های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی، ایجاد فضای سبز و امکانات رفاهی و ساماندهی جمعیت شهری به سمت نواحی مستعد رشد است.
۱۰۶۲۶.

پیمایش عوامل مؤثر بر تحرک سکونتی از دیدگاه ساکنین مرکز شهر (مطالعه موردی: مرکز شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۱ تعداد دانلود : ۲۵۷
یکی از عوامل پویایی شهر، تحرک سکونتی خانواده ها در درون شهر است. این حرکات که به دلایل مختلفی صورت می پذیرد، گاهی موجب بروز مشکلات در محله مقصد یا مبدأ می شود. هدف از این پژوهش، یافتن علل خروج خانواده ها از مرکز شهر تهران، از دیدگاه ساکنین آن مناطق است. روش پژوهش، پیمایش یا روش تحقیق زمینهابی، جامعه آماری ساکنین محله های اطراف بازار تهران و روش نمونه گیری، خوشه ای چندمرحله ای است. ابزار اندازه گیری پرسش نامه ای متشکل از 38 سؤال و نحوه پاسخ دهی به آن طیف لیکرت چهار تایی است. ابزار آماری مورد استفاده در این تحقیق تحلیل عامل R و داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه با متخصصان گردآوری شده است. بدین صورت که پس از استخراج مفاهیم کلیدی مصاحبه ها و تشکیل جدول هدف-محتوا، به منظور پیمایش زمینه ای سؤالات پرسش نامه طراحی و بین 40 نفر به شکل پایلوت اجرا شد. بعد از تحلیل سؤالات، 5 سؤال حذف شد و در نهایت پرسش نامه اصلاح شده بین 203 نفر از ساکنین توزیع شد. پس از چرخش داده ها به کمک ابزار تحلیل عامل R، 12 عامل مشخص شد. پس از حذف عواملی که شامل کمتر از سه سؤال بودند، در نهایت 7 عامل شناسایی شد. نتیجه تحقیق نشان می دهد: "ناامنی و معضلات اجتماعی"، "شکل گیری هرم منزلت مکانی در شهر"، "مشکلات کالبدی و فرسودگی بافت" و "عدم پاسخگو بودن بافت به نیازهای جدید"از مهم ترین عوامل تسهیل کننده برای خروج و متغیرهای "ساخت تصویرذهنی جدید از بافت در ذهن شهروندان"، "مدیریت مشارکتی" و "ایجاد کیفیت منحصربه فرد در بافت" از عوامل بازدارنده در ترک خانواده ها است.
۱۰۶۲۷.

اولویت بندی مناطق هشت گانه کلان شهر اهواز از نظر شاخص های شهر یادگیرنده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۲۱۳
امروزه رقابت شهرها در پذیرش تحولات و یادگیری است. تحول ذهنی فرد در ارتباط با جامعه، شهر را به یک منبع برای یادگیری تبدیل می کند. شهر یادگیرنده مهارت های ضروری توسعه رفاه و پایداری را برای شهروندان فراهم می کند. هدف اصلی این پژوهش، اولویت بندی مناطق هشت گانه کلان شهر اهواز از نظر شاخص های شهر یادگیرنده است. روش انجام آن، تجربی با ماهیتی توصیفی تحلیلی و با هدف کاربردی است. جمع آوری داده کتابخانه ای و میدانی و جامعه آماری کلیه ساکنین اهواز است که با استفاده از فرمول کوکران به 384 نمونه تقلیل یافت. ابتدا با مطالعه مقالات معتبر، مؤلفه های شهر یادگیرنده شناسای و در نهایت پنج شاخص معنوی، دانشی، اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی انتخاب و در قالب پرسش نامه با نمونه گیری تصادفی ساده منظم بین شهروندان توزیع و تکمیل شد. پاسخ ها در نرم افزار SPSS ، با ضریب آلفای کرونباخ 945/0 تحلیل شد. پس از تعیین اوزان مؤلفه ها در نرم افزار SUPER DECISION با به کارگیری مدل AHP به اولویت بندی مناطق هشت گانه اهواز پرداخته شد. نتایج نشان می دهد کلان شهر اهواز از نظر وضعیت مؤلفه های شهر یادگیرنده به طور کلی در سطحی نامطلوب قرار دارد. همچنین دارای عدم تعادل در مناطق مختلف است. منطقه 2 اهواز بالاترین رتبه از لحاظ مؤلفه های شهر یادگیرنده را دارا است و بعد از آن منطقه 3 و 4 در رتبه های بعد قرار می گیرند. مناطق 5 و 6 تقریباً در یک سطح و اولویت، در شرایط نامطلوب قرار می گیرند. در واقع شکاف و نابرابری بین مناطق 1 تا 4 با مناطق 5، 6 و 7 ملموس است. همچنین نتایج حاصل از تحلیل های استنباطی نشان داد میزان تمایل شهروندان اهواز در مشارکت و ایجاد شهر یادگیرنده، حدود 7/49 درصد کاملاً موافق آموختن و یاد گرفتن و 3/56 درصد کاملاً موافق آموزش به دیگران بودند.
۱۰۶۲۸.

تبیین روش های تأمین منابع مالی پایدار شهرداری ها با تأکید بر شهر خلاق (پژوهش موردی: شهرداری یاسوج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۱ تعداد دانلود : ۲۵۲
ناپایداری منابع درآمدی شهرداری ها در ایران ازجمله چالش های مدیریت شهری است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل ساختار درآمدی شهرداری شهر یاسوج ازنظر منابع مالی پایدار و ناپایدار، همچنین ارائه ی راهبردها و استراتژی های مناسب جهت تأمین منابع درآمدی پایدار برای شهرداری است. پژوهش حاضر، کاربردی و روش پژوهش، شبه ریاضی است. نمونه ی آماری پژوهش، منابع درآمدی شهرداری شهر یاسوج بین سال های 98-1394 است. تعداد 19 نفر از کارشناسان و خبرگان متخصص جهت شناسایی منابع درآمد جدید شهرداری شهر یاسوج به صورت هدفمند انتخاب شدند. نمونه برداری به صورت طبقاتی و نمونه برداری هدفمند است. روش های تجزیه وتحلیل داده ها و اطلاعات مورد نیاز در پژوهش حاضر مبتنی بر دو بخش کیفی (تحلیل های تطبیقی و مقایسه ای) و کمی- کیفی (مدل اثرات متقاطع  و مدل سایب) است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد در بین سال های 98- 1394، منابع مالی ناپایدار وصول شده توسط شهرداری نسبت به منابع مالی و درآمدی پایدار در حال افزایش بوده است. لذا در سال های 1397 و 1398، منابع مالی ناپایدار وصول شده توسط شهرداری نسبت به سال های قبل، افزایش و به ترتیب به 45/48 و 58/51 درصد رسیده است. درواقع می توان گفت که در طول سال های 1398- 1395، محور اصلی شهرداری جهت تأمین منابع مالی خود مبتنی بر درآمدهای ناپایدار (معادل 41 درصد) بوده است. لذا بخش اساسی درآمدزایی شهرداری از منابع مالی ناپایدار و براساس تخلفات ساختمانی و ساخت وسازهای غیرقانونی ازجمله (جرائم و تخلفات ساختمانی، فروش تراکم، جریمه ی کمیسیون ماده صد شهرداری، درآمد حاصل از تغییر کاربری ها و جریمه ی سد معبر) بوده است. نتایج چشم انداز جامع حاصل از پژوهش نشان داد که مهم ترین الگوریتم های خلاق استخراج شده جهت درآمدزایی پایدار شهرداری شهر یاسوج شامل مدیریت جامع دکل ها و آنتن ها، مشارکت و سرمایه گذاری شهرداری از شرکت های دانش بنیان و همچنین استارت آپ ها، .... مبتنی بر راهبرد BOT مانند احداث پارکینگ طبقاتی، مجمع تجاری و ... خواهد بود.
۱۰۶۲۹.

رتبه بندی و تحلیل توازن توسعه ی زیرساختی و طبیعی در شهرستان های استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۷ تعداد دانلود : ۲۴۱
بررسی وضعیت نابرابری در نواحی جغرافیایی همواره یکی از مهم ترین دغدغه های محققان در حوزه ی مطالعات شهری و منطقه ای است. این نابرابری و عدم توازن در بین مناطق، نتیجه ی وجود عوامل مختلفی مانند منابع طبیعی، موقعیت جغرافیایی، نیروی انسانی و به ویژه سیاست گذاری های دولتی است. مطالعات منطقه ای به ویژه در مقیاس کلان یکی از راه های کشف نابرابری ها و تصمیم گیری مناسب برای کاهش آن ها در ایجاد توازن بین مناطق است. هدف این نوشتار بررسی و تعیین توازن، توسعه یافتگی و تعارض در شهرستان های استان خراسان رضوی و رتبه بندی آن ها به لحاظ میزان برخورداری از شاخص های مختلف توسعه است. این تحقیق از نوع کاربردی و از لحاظ روش شناسی، توصیفی-تحلیلی است که در آن با استفاده از مدل هایMACBETH  و MOORA و نرم افزار Arc GIS اقدام به رتبه بندی در مقیاس شهرستان ها شده است. جهت تعیین توازن و تعارض توسعه، 39 متغیر در قالب شش دسته شاخص اجتماعی-سلامت، فرهنگی-تفریحی، زیربنایی، اقتصادی، مخاطرات طبیعی و زیست محیطی جمع آوری و تحلیل شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شهرستان باخرز، مشهد و بجستان به ترتیب رتبه ی اول تا سوم و شهرستان های سرخس، رشتخوار و زاوه نیز به ترتیب در رتبه های پایین با فاصله ی زیاد از هم قرار گرفته اند. بیشتر شهرستان های دارای توازن در شرق و مرز شرقی و جنوب شرقی استان قرار دارند. همچنین اکثر شهرستان ها تنها در شاخص های طبیعی یا زیرساختی توسعه یافته محسوب می شوند و به جز چند شهرستان بجستان، گناباد و نیشابور در سایر شهرستان ها تعارض در هر دو بخش مشاهده می شود. لذا به منظور جبران این نابرابری ها و عدم تعادل ها ضروری است که در سیاست گذاری های توسعه ی منطقه ای توجه ویژه ای برای کاهش شکاف توسعه بین مناطق توسعه یافته و کمتر توسعه یافته صورت پذیرد و توازن توسعه ای تقویت گردد.
۱۰۶۳۰.

پایش و پیش بینی عوامل اقلیمی مؤثر بر تحرک پذیری تپه های ماسه ای با استفاده از شاخص لنکستر(مطالعه موردی: کویر سیرجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۲۵
تپه های ماسه ای از مهم ترین و حساس ترین لندفرم های حساس به فرسایش بادی هستند که میزان فعالیت آن ها بسته به شدت تأثیر عوامل متعدد اقلیمی و زمینی، متفاوت است. پایش بلندمدت این عوامل به همراه وضعیت تحرک پذیری ماسه های روان در مناطق مختلف می تواند اثر قابل توجهی بر کاهش اثرات نامطلوب آن ها داشته باشد. ﻣﺤﺪوده ﻣﻄﺎﻟﻌﺎﺗﻲ؛ کویر سیرجان در استان کرمان، ﺷﻬﺮﺳﺘﺎن سیرجان ﻗﺮار دارد. به این منظور، از داده های ساعتی سرعت باد، کد پدیده های گردوغبار، بارندگی و دمای هوای ایستگاه سینوپتیک سیرجان در دوره آماری ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۹ استفاده شد. داده های بارندگی و دما برای محاسبه مقدار تبخیروتعرق به روش تورنت وایت استفاده شد. پس از محاسبه درصد فراوانی بادهای فرساینده و شاخص خشکی، با بهره گیری از شاخص لنکستر وضعیت تحرک پذیری ماسه های روان در منطقه مورد واکاوی قرار گرفت. به منظور پیش بینی اثر تغییر احتمالی عوامل اقلیمی بر تحرک پذیری ماسه های روان از آزمون تحلیل حساسیت استفاده شد. نتایج نشان داد حدود ۹۰% از سال های آماری از نظر اقلیمی در معرض خطر بیابان زایی بسیار شدید بوده است. بر این اساس، با کاهش مقدار شاخص خشکی یونپ و افزایش خشکی محیط بر میزان تحرک پذیری ماسه در کل منطقه مطالعاتی افزوده شده و خطر بیابان زایی در منطقه تشدید می شود. مقادیر شاخص سالیانه لنکستر در این ایستگاه نشان دهنده این است که وضعیت تپه های ماسه ای به صورت فعال  فقط در نوک تپه است. براساس تحلیل حساسیت مشخص شد که در صورت افزایش ۳۰% فراوانی بادهای فرساینده و تبخیروتعرق پتانسیل، فعالیت تپه های ماسه ای به میزان ۶۹% افزایش خواهد یافت و از حالت فعال فقط در نوک تپه به فعال تبدیل شده و وضعیت فعالیت تپه ماسه ای در ایستگاه مطالعاتی در اثر کاهش توأم دو پارامتر یادشده به همان مقدار، فعالیت تپه های ماسه ای ۵۱% کاهش و از حالت فعال فقط در نوک تپه به غیرفعال تغییر خواهد یافت.
۱۰۶۳۱.

تحلیل نقش ابعاد محیط مسکونی در رضایتمندی سکونتی ، مطالعه موردی: محله بالای قاین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۰۳
رضایتمندی سکونتی را می توان درک ساکنان از میزان تأمین انتظاراتشان از محیط مسکونی، تعریف کرد. عدم تأمین این انتظارات باعث نارضایتی از محیط مسکونی می شود. نارضایتی سکونتی ضمن کاهش کیفیت زندگی فردی، می تواند آثار منفی اجتماعی نیز به همراه داشته باشد. از این رو سنجش رضایت سکونتی و عوامل مؤثر بر آن بسیار حائز اهمیت است. هدف این تحقیق، سنجش رضایتمندی سکونتی و تحلیل تاثیر ابعاد محیط مسکونی بر این متغیر در محله «بالا»ی قاین است. رویکرد پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی است و از نظر هدف، توسعه ای و از نظر روش، کمی و میدانی است. داده های میدانی با استفاده از ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جهت تحلیل داده ها از آزمون T تک نمونه ای، همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون چندگانه و آزمون چاو استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد رضایت ساکنان این محله از محیط مسکونی شان بالاتر از حد متوسط است. همچنین هر 4 بعد مسکونی مورد مطالعه (کیفیت مسکن، کیفیت محیطی-بصری، دسترسی به خدمات و محیط اجتماعی محله) تأثیر معنادار بر رضایت سکونتی دارد. با توجه به نتایج رگرسیون چند گانه متغیرهای مستقل مورد بررسی در مجموع 58 درصد واریانس متغیر رضایت سکونتی را تبیین می کند. در این بین کیفیت محیطی بصری با ضریب بتای ۰/۳۸۳ بیشترین سهم و پس از آن متغیر محیط اجتماعی با ضریب ۰/۳۲۶ رتبه دوم را دارد و کیفیت مسکن کمترین نقش را دارد. بنابراین می توان گفت نقش محله در رضایت سکونتی بیش از نقش مسکن است. همچنین نتایج آزمون چاو نشان داد که ویژگی های فردی و جمعیت شناختی پاسخ دهندگان نقش تعدیل کننده را در برخی از روابط بین متغیرهای مستقل و وابسته دارد.
۱۰۶۳۲.

ارزیابی زمانی – مکانی روند خشکسالی و اثرات آن بر تغییرات پوشش گیاهی در استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۰۹
هدف از این مقاله ارزیابی وضعیت خشکسالی استان فارس طی سه دهه اخیر است. استان فارس به دلیل وسعت زیاد، تفاوت در موقعیت جغرافیایی و ویژگی های توپوگرافیکی نواحی مختلف آن از یک سو و موقعیت قرارگیری این نواحی در برابر توده های آب و هوایی مختلف، منطقه ای بسیار مناسب جهت ارزیابی تغییرات اقلیمی، به ویژه خشکسالی است. به همین دلیل، در این پژوهش استان مذکور جهت بررسی خشکسالی از نظر فراوانی، شدت و گستره مناطق مختلف آن در طول یک دوره ی آماری 28ساله (1994-2021) انتخاب شده است. برای انجام این امر از دو شاخص SPI و PNPI و جهت صحت سنجی این شاخص ها و پیامدهای خشکسالی در این استان از شاخص NDVI استفاده شده است. بر اساس نتایج حاصله از هر دو شاخص فوق، خشکسالی های اقلیمی در طول سه دهه گذشته تداوم داشته و شدت و فراوانی آن ها نیز افزایش پیدا کرده است. با این تفاوت که شاخص (SPI) شدت خشکسالی را بهتر نمایش می دهد و بر روی گستره های حداقلی تاکید دارد، اما شاخص PNPI ضمن ارائه طبقه بندی بهتر از شدت خشکسالی، گستره های سرزمینی حداکثری را برای نمایش خشکسالی در یک منطقه ارائه می کند. به علاوه، بر اساس نتایج حاصله از این دو شاخص نه تنها گستره، شدت و فراوانی خشکسالی ها افزایش قابل توجهی پیدا کرده است، بلکه جابه جایی مکانی در شدت و فراوانی خشکسالی ها نیز در محدوده استان فارس روی داده است. دلیل آن به نظر در ارتباط با تغییر در ویژگی توده های هوای مرطوب وارده به ایران است.
۱۰۶۳۳.

شبیه سازی و ضعیت رسوبگذاری رودخانه ابرو سد اکباتان همدان با مدل ریاضی GSTARS 2.1(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف از این پژوهش ، شبیه سازی و ضعیت رسوبگذاری رودخانه ابرو سد اکباتان همدان با استفاده از مدل ریاضی GSTARS 2.1 می باشد .بدین ﻣﻨﻈﻮر ﺟﻬﺖ ﮐﺎﻟﯿﺒﺮاﺳﯿﻮن و واسنجی ﺑﺨﺶ ﻫﯿﺪرودﯾﻨﺎﻣﯿﮏ و رسوب ﺟﺮﯾﺎن، از اﻃﻼﻋﺎت ﻫﯿﺪروﻣﺘﺮی اﯾﺴﺘﮕﺎه اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی ابرو ، داده ﻫﺎی تغییرات رقوم سطح آب د رسال 1384 ، داده های هندسی مقطع عرضی برداشت شده در سال های 1384و 1397 و معادلات انتقال رسوب در ﯾ ﮏ دوره آﻣ ﺎری13 ساله استفاده شد . بررسی ها نشان می دهد که مقطع عرضی رودخانه از سال 84 تا 97 از حالتV شکل به U شکل در حال تغییر است. فرسایش بیشتر در ساحل چپ نسبت به ساحل راست رودخانه ابرو موجب افزایش عدم تقارن و کج شدگی بستر رودخانه شده است . افزایش ضریب مانینگ و ته نشینی رسوبات در قسمت های پر پیچ و خم مسیر رودخانه نیز منجر به توسعه پیچ و خم هاو مئاندری شدن رودخانه ابرو شده است . بررسی میزان رسوبگذاری در طول 13سال ( 84تا97) نشان می دهد که تراز مقطع عرضی رودخانه حدود 6/24سانتی متر و با استفاده از روابط رسوبی توفالتی و یانگ به ترتیب 8/22 و2/20 سانتی متر تغییر یافته که بیانگر تطابق خوب مدل در ارزیابی و شبیه سازی تغییر مقطع عرضی در اثر فرسایش و رسوبگذاری می باشد . به دلیل اینکه مقادیر شیب و سرعت در میانه محدوده مورد بررسی کمتر از ابتدا و بیشتر از انتها است، لذا میزان رسوبگذاری در میانه نسبت به ابتدا بیشتر و نسبت به پایین دست منطقه کمتر می باشد. پیشنهاد می شود از روش ها ی FLUVIAL 12,HEC-RAS استفاده تا کاربردی ترین روش انتخاب و بکار گرفته شود.
۱۰۶۳۴.

بررسی روند دبی و بار رسوب رودخانه مردق چای با استفاده از آزمون های ناپارامتری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۳ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف از این بررسی، تحلیل روند تغییرات تدریجی و سریع دبی جریان  و بار رسوب  رودخانه ی مردق چای واقع در استان آذربایجان شرقی می باشد. در این راستا با استفاده از روش های ناپارامتری، داده های دبی و رسوب ایستگاه هیدرومتری قشلاق امیر در سه مقیاس زمانی سالانه، فصلی و ماهانه بررسی شده است. آزمون من-کندال اصلاح شده جهت تحلیل روند تغییرات تدریجی دبی و رسوب و آزمون تخمین گر شیب سِن برای تخمین شیب خط روند مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین از آزمون ناپارامتری پتیت برای بررسی تغییرات ناگهانی (سریع) سری زمانی دبی و رسوب رودخانه استفاده شده است. نتایج بررسی ها نشان می دهد دبی سالانه، ماهانه و دبی فصل بهار، تابستان و زمستان دارای روند کاهشی معنی دار در سطح 5 درصد می باشد. داده های بار رسوب سالیانه و تمام فصول در ایستگاه مردق چای نیز دارای روند کاهشی معنی دار در سطح 5 درصد می باشد. همچنین روند کاهشی معنی دار رسوب در تمام ماه ها به جز ما ه های March، April و October وجود دارد. نتایج آزمون پتیت نشان می دهد. میانگین دبی سالانه در بازه ی زمانی بعد از نقطه شکست (1998) به اندازه ی 45 درصد نسبت به بازه ی زمانی قبل از نقطه شکست کاهش داشته است. همچنین میانگین رسوب سالانه در بازه ی زمانی بعد از نقطه شکست (1996) حدود 52 درصد نسبت به بازه ی زمانی قبل از آن کاهش یافته است. بر این اساس لازم است تا مدیران با اتخاذ استراتژی های مناسب به مدیریت منابع آب حوضه در زمان های آتی بپردازند چرا که کاهش دبی، پیامدهای جبران ناپذیر زیست محیطی در داخل حوضه بوجود خواهد آورد.
۱۰۶۳۵.

ارتباط شاخص های پوشش گیاهی و ژئومورفیک با مقادیر فرسایش و رسوب در حوضه آبریز کوزه توپراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۰۸
فرسایش خاک یک فرایند ژئومورفیک غالب است که امنیت غذایی را در بخش های وسیعی از کره زمین را تهدید می کند. ویژگی های ژئومورفیک حوضه در هیدرولوژی، فرسایش خاک و تولید رسوب نقش مهمی دارد و می تواند شاخصی از وضعیت فرسایش و رسوبگذاری حوضه باشد. بنابراین هدف از این پژوهش ارتباط شاخص های پوشش گیاهی و ژئومورفیک با مقادیر فرسایش و رسوب در حوضه آبریز کوزه توپراقی است که با بهره گیری از قابلیت های سیستم اطلاعات جغرافیایی جهت استخراج خصوصیات ژئومورفیک حوضه انجام شد. بدین منظور مقادیر فرسایش و رسوب با استفاده از مدل پسیاک اصلاح شده (MPSIAC)، محاسبه شد. هم چنین به منظور استخراج خصوصیات فیزیوگرافی و ژئومورفیک (شامل: رطوبت توپوگرافی TWI، قدرت جریان SPI، شیب SLOPE، انحناء دامنه، انحناء پروفیل و انحناء پلان) زیرحوضه ها، از مدل رقومی ارتفاع با دقت مکانی 30 متر و نیز سایر لایه های مورد استفاده در مدل MPSIAC شامل نقشه های توپوگرافی 1:25000، زمین شناسی 1:100000 و نیز نقشه های موضوعی: خاکشناسی، پوشش گیاهی و تصاویر ماهواره ای، آمار ایستگاه های هواشناسی، باران سنجی مناطق مجاور حوضه آبریز استفاده شد. نتایج نشان داد که که ارتباط میان مقادیر فرسایش و رسوب در زیرحوضه های مورد مطالعه معنی دار است. علاوه براین، مقدار فرسایس و رسوب با مقادیر شیب نیز دارای رابطه ی معکوس و معنی دار هستند. هم چنین میان شیب و نیز شاخص قدرت آبراهه رابطه ی مثبت و معنی دار از نظر آماری وجود دارد. شاخص های مرتبط با انحناء دارای تغییرات اندکی در منطقه مورد مطالعه هستند. اما به دلیل توپوگرافی متنوع منطقه، مقادیر شیب دارای تغییرات قابل توجهی در میان زیرحوزه ها است.
۱۰۶۳۶.

مدل سازی اثرات اقدامات مدیریتی به منظور بهبود وضعیت منابع آب و خاک حوزه آبخیز تویسرکان در محیط نرم افزار mDSS(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۹۰
در این تحقیق به مدل سازی اثرات اقدامات مدیریتی به منظور بهبود وضعیت منابع آب و خاک حوضه آبریز تویسرکان در محیط نرم افزار mDSS پرداخته شده است. حوضه آبریز تویسرکان به وسعت حدود 80420 هکتار در استان همدان واقع شده است. برای انجام این تحقیق ابتدا، از طریق رویکرد DPSIR به تحلیل وضعیت سیستم حوضه آبریز پرداخته شد. سپس با توجه به نتایج رویکرد DPSIR، هفت فعالیت مدیریتی برای بهبود وضعیت منابع آب و خاک حوضه و کاهش فشارها با توجه به نظرات خبرگان تهیه شد. در ادامه به پیش بینی اثرات اجرای هر یک از فعالیت های مدیریتی با استفاده از شاخص های ارزیابی فیزیکی، اجتماعی، اقتصادی و اکولوژی کی پرداخته شد. در نهایت با استفاده از ت کنیک های TOPSIS و SAW در محیط نرم افزار mDSS به اولویت بندی فعالیت های مدیریتی پیشنهادی پرداخته شد. نتایج حاصل از رویکرد DPSIR نشان داد، مهم ترین فشارهای موثر بر حوضه تصرف و تغییر کاربری و از بین رفتن پوشش گیاهی است. هم چنین از مهم ترین اثرات ایجاد شده بر وضعیت سیستم حوضه آبریز، معیارهای از بین رفتن پوشش گیاهی، کاهش تغذیه ی آب زیرزمینی و افزایش خطر و خسارت سیل معرفی شده است. در نهایت با توجه به نتایج رویکرد DPSIR، مجموعه راهکارهای اصلاح بیولوژیکی مرتع و عملیات بیومکانیکی جهت ذخیره ی نزولات، برای بهبود وضعیت منابع آب و خاک حوضه پیشنهاد شد. با توجه به نظرات خبرگان و شرایط محیطی منطقه هفت فعالیت مدیریتی (قرق، درختکاری، احداث باغ، علوفه کاری، کنتورفار، کپه کاری و بذرپاشی) از مجموعه راهکارهای اصلاح بیولوژیکی مرتع و عملیات بیومکانیکی جهت ذخیره ی نزولات انتخاب شد. با توجه به نتایج بدست آمده از اولویت بندی فعالیت های مدیریتی در کلیه روش های پیشنهادی، فعالیت درختکاری بیشترین امتیاز را به خود اختصاص داده است و در اولویت ابتدایی قرار گرفته است و فعالیت کنتورفارو کمترین امتیاز را به خود اختصاص داده است و در اولویت انتهایی قرار دارد. لذا با توجه به این نتایج، درختکاری در این حوضه یک فعالیت مهم تلقی می شود که باید توجه ویژه ای به آن شود. همچنین کاشت درختان بومی و سازگار با منطقه از جمله بادام کوهی، سماق و سنجد پیشنهاد می شود.
۱۰۶۳۷.

Adopting the Indicators of Rural Governance in Realizing the Coordinated Management of Rural Development in Giulan Province(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۲۷۱
Purpose- The administration and policy-making have long been a principle to impact the sustainable development of rural areas. One of the most critical factors that ensure the achievement of an organization's goals is the structure design of the organization. The present research examines the influential factors in the organizational structure of rural development management in Guilan Province. The study analyzed the role of rural governance indicators and inter-organizational coordination in realizing the coordinated management of rural development. Ultimately, it proposed an executive strategy to realize the coordinated management of rural development planning in Guilan Province.Design/methodology/approach- Based on Morgan's table, a sample size of 81 individuals with roles like specialist, expert, manager and employee of different organizations in Giulan Province, professors and graduate students of geography and rural planning were randomly and systematically selected. Data collection was done using a researcher-made questionnaire. The professors confirmed the validity of the questionnaire, and the reliability was determined with Cronbach's alpha, with a value of 0.82.Finding- This research is an applied study in terms of the purpose; In terms of nature, it is descriptive-analytical and quantitative-qualitative in terms of methodology. The data obtained from 37 items were analyzed using SPSS statistical software to provide solutions based on seven leading indicators of rural governance and five indicators of inter-organizational coordination. The research findings show that the model based on rural governance indicators and inter-organizational coordination mainly consists of coordinating, obliging and responsive indicators to realize the coordinated management of rural development planning.Practical implications- To this end, the establishment of a "coordinated management council for rural development planning of Giulan Province under the supervision of the governor” is proposed.
۱۰۶۳۸.

الگویی برای توانمندسازی زنان روستایی شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۳ تعداد دانلود : ۳۱۰
جامعه برای رسیدن به توسعه، نیازمند تحقق عدالت اجتماعی است و این امر در سایه توانمندسازی زنان ممکن خواهد بود. پژوهش کیفی حاضر با هدف ارائه الگویی برای توانمندسازی زنان روستایی شهرستان کرمانشاه انجام شد. جامعه مورد مطالعه صاحب نظران و کارشناسان امور زنان روستایی بودند که با روش نمونه گیری هدفمند متوالی و تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از 16 مصاحبه نیمه ساختارمند انجام شد و داده ها با استفاده از تحلیل محتوای جهت دار تجزیه وتحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که اولویت نداشتن زنان در برنامه های توسعه، فراهم نبودن فضای کسب وکار برای زنان روستایی، کم رنگ شدن فرهنگ کار و مشارکت در روستاها و شرایط خاص زنان روستایی از جمله عواملی هستند که برنامه های توانمندسازی را محدود می کنند. بر اساس یافته ها، اهداف مدل مطلوب توانمندسازی باید شامل تحول در نگرش ها و عقاید زنان، توجه به ابعاد مختلف توانمندی، افزایش نقش عاملیت در توانمندی و بهبود ساختار فرصت باشد. برای توانمندسازی زنان اقداماتی شامل شناسایی وضعیت موجود، آموزش هدفمند و مستمر، تحول در اقدامات حمایتی، بازآفرینی ساختار برنامه ریزی، افزایش نقش آفرینان و پشتیبانان، ضروری تشخیص داده شد که به این ترتیب پیامدهایی شامل بازآفرینی نقش ها و تعیین مسئولیت ها، ارتقای جایگاه اجتماعی و اقتصادی زنان روستایی در جامعه و دگرگونی در طراحی و تدوین برنامه های توانمندسازی را در پی خواهد داشت. نتایج این مطالعه می تواند برای برنامه ریزی جهت ارتقای وضعیت اقتصادی اجتماعی زنان روستایی مورد استفاده برنامه ریزان توسعه قرار گیرد.
۱۰۶۳۹.

شناسایی استراتژی های توسعۀ گردشگری کشاورزی و ارزیابی نقش نهادهای مؤثر در اجرای آن برای استان گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۷ تعداد دانلود : ۲۷۸
زمینه و هدف: این پژوهش به دنبال شناسایی استراتژی های توسعه گردشگری کشاورزی در استان گلستان است.روش شناسی: برای این منظور ماتریس SWOT با 19 ضعف، 12 قوت، 14 تهدید و 15 فرصت توسط چهل نفر از خبرگان سازمان های ذی ربط کمی شد. با توجه به ارزیابی نتایج، استراتژی بهینه استان برای توسعه گردشگری کشاورزی  استراتژی «محافظه کارانه» خواهد بود. برای تأمین این هدف، هشت استراتژی برای توسعه گردشگری کشاورزی در استان گلستان طراحی شد. در ادامه نگرش سازمان های تصمیم گیر در توسعه اگریتوریسم در برابر استراتژی های شناسایی شده در مرحله قبل، براساس تحلیل مکتور MACTOR  شناسایی و ارزیابی شد.یافته ها: نتایج نشان از آن دارد که هیچ کدام از نهادها، مخالفتی با اجرای هشت استراتژی های شناسایی شده ندارند اما با توجه به نظر سازمان ها اولویت اول با اجرای استراتژی «شفاف سازی قوانین و مقررات با ایجاد پنجره واحد صدور مجوز و کاهش دیوانسالاری و بوروکراسی اداری برای تاسیس کسب وکارهای گردشگری کشاورزی» بوده است.نتیجه گیری و پیشنهادات: علاوه بر این نتایج نشان از آن دارد که پایین ترین درجه همگرایی بین نظرات سازمان ها مربوط به جهاد کشاورزی با نیروی انتظامی، محیط زیست با نیروی انتظامی، و میراث فرهنگی و گردشگری با نیروی انتظامی است. همچنین ارزیابی میزان همگرایی استراتژی ها با یکدیگر نشان داد که درجه همگرایی متفاوت بین استراتژی ها مختلف وجود داشته است.نوآوری و اصالت: شناسایی استراتژی های توسعه گردشگری کشاورزی برای استان گلستان و همچنین تحلیل نقش نهادهای تصمیم گیر در اجرای این استراتژی ها.
۱۰۶۴۰.

تحلیلی بر بازآفرینی پایدار شهری با رویکرد انسجام و پیوستگی بر اساس آینده پژوهی سناریو مبنا، مطالعه موردی: محلات شمالی بافت تاریخی – فرهنگی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۹۹
بازآفرینی شهری به منظور معکوس نمودن جریان تغییر و افت شهری هست. در بستر بازآفرینی شهری گونه های جدید سازمانی در حال شکل گیری هستند که هدف آن ها نگاه توسعه از پایین به بالاست که در آن همه کنشگران درگیر شده و این امر موجب توسعه راه حل های پایدار در بلندمدت می شود. این پژوهش با هدف بازآفرینی پایدار محلات شمالی بافت تاریخی – فرهنگی شهر تبریز صورت گرفته است. روش پژوهش بر اساس ماهیت، تطبیقی- تحلیلی و از منظر هدف جزء تحقیق های کاربردی محسوب می شود. متغیرهای استخراج شده از مبانی نظری، از طریق مصاحبه با 15 نفر از کارشناسان خبره (اساتید دانشگاه، متخصصان، مدیران و کارشناسان اداره مسکن و شهرسازی و شهرداری) موردبررسی قرار گرفت. در این پژوهش از شاخص های اقتصادی، اجتماعی، کالبدی، زیست محیطی و مدیریتی و نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از مدل های تحلیل معادلات ساختاری، مدل سناریونویسی GBN، SWOT و QSPM بهره گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که از بین 39 عامل 15 عامل کلیدی در بازآفرینی محدوده موردمطالعه نقش دارند که بر اساس اهمیت و عدم قطعیت دو عامل اقتصادی و مدیریتی چهار سناریو مطرح گردیده که برای رسیدن به سناریو طلایی باید راهبرد رقابتی (ST) موردتوجه قرار بگیرد و با ارائه راهبردهای تهیه طرح ویژه بافت های تاریخی محلات، ایجاد سرمایه گذاری برای اشتغال و زمینه برای فعالیت NGO ها و کارهای دریافت وام ویژه بازآفرینی و نظارت دقیق بر رعایت قوانین و مقررات شهرسازی می توان به بازآفرینی بافت های پایدار محلات موردمطالعه اقدام نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان