یکی از اقدامات اولیه جهت مدیریت حرکتهای توده ای و کاهش خسارات ناشی از آنها، تهیه نقشه پهنه بندی خطر حرکتهای توده ای و شناسایی نواحی مستعد و دارای پتانسیل بالای خطر وقوع این پدیده می باشد. در تحقیق حاضر که با هدف پهنه بندی خطر وقوع حرکتهای توده ای در حوزه آبخیز صفارود به وسعت 135 کیلومتر مربع صورت گرفته است، با استفاده از نقشه های توپوگرافی با مقیاس 1:25000، سیستم اطلاعات جغرافیایی، کنترل میدانی و تفسیر عکسهای هوایی، لایه های اطلاعاتی مورد نیاز نظیر نقشه های زمین شناسی، طبقات ارتفاعی، زاویه شیب، جهت شیب، بارندگی متوسط سالیانه، بارندگی حداکثر 24 ساعته با دوره بازگشت 100 ساله، حداکثر شتاب زلزله، فاصله از آبراهه ها و رودخانه ها و فاصله از جاده تهیه شده است. سپس با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره خطی، وزن و نقش عوامل مختلف مؤثر در وقوع حرکتهای توده ای تعیین شده و نهایتاً نقشه پهنه بندی خطر حوضه تهیه گردیده است. نتایج حاکی از این بوده است که 28/56 درصد از سطح حوضه دارای کلاسهای خطر زیاد و بسیار زیاد بوده اند که این مناطق، در نزدیکی جاده ها، آبراهه ها و گسلها، بر روی سازندهای زمین شناسی محتوی لایه های سیلت سنگ، شیل، ماسه سنگ، کنگلومرا و ذغال، در شیبهای 15 تا 35 درجه و ارتفاعات متوسط (1000 تا 1500 متر از سطح دریا) حوضه که دارای بارندگی زیاد (بیش از 850 میلیمتر) هستند، واقع شده اند
بدون شک سیلاب به عنوان یک بلای طبیعی شناخته شده است. بر اساس مطالعات صورت گرفته، با توجه به زمان تداوم بارش ها میزان خسارات ناشی از سیل در حوضه های کوچک بیشتر از حوضه های بزرگ است. برای بررسی وضعیت سیلاب در این حوضه، بارش های کمتر از 24 ساعت و رگبارهای منفرد آن تجزیه و تحلیل گردید. میزان شدت بارش در دوره برگشت های مختلف و زمان تداومی معادل زمان تمرکز از طریق روابط محاسباتی بر آورد گردید .حوضه فارسان جزیی از ابر حوضه کارون است. این حوضه با جمعیت 60000 نفر اقتصادی متکی بر کشاورزی (زراعت و باغداری)دارد. اراضی تحت کشت آبی آن به طور کامل بر روی تراست های روخانه فارسان است که هر ساله با رخداد سیلاب ،منابع آب و خاک حوضه تهدید می گردد و توسعه اقتصادی آن تحت تاثیر قرار می گیرد. با توجه به مقادیر شدت بارش و دبی راهکارهای اعمال مدیریت بحران مانند عملیات بیولوژیک در ارتفاعات،احداث سد مخزنی، ساحل سازی رودخانه برای جلوگیری و کاهش خسارات ناشی از سیلاب به اقتصاد کشاورزی حوضه پیشنهاد گردیده است.
نظام شهری عبارت است از مجموعهای از شهرکها و شهرهای وابسته به یکدیگر که ساختار نظام سکونتگاههای شهری را در یک منطقه یا کشور بهوجود میآورند. یکی از مهمترین مباحث در نظام شهری، چگونگی توزیع فضایی جمعیت است. از آنجا که توزیع فضایی جمعیت در سطح نظام شهری، از یک طرف تحت تأثیر عوامل مختلف بهوجود میآید و از طرف دیگر بر عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی تأثیر میگذارد، درخور بحث و بررسی دقیق است. مطالعات حاکی از آن است که در کشور ما، در سال 1279 خورشیدی نظام شهری، همگونی نسبی داشته است. این روند تا سال 1335 ادامه پیدا کرده و شبکه شهری در آن زمان به صورت کهکشانی بوده است. اما از سال 1335 به بعد روابط بین روستاها، شهرکها و شهرها و توازن جمعیتی و فعالیتی بین آنها بههم ریخت و عدم تعادل و نابرابری در نظام شهری کشور بهوجود آمد. در نوشتار حاضر بهمنظور بررسی روند تغییرات نظام شهری از سال 1335 تا 1385 و تأثیر سیاستهای اعمالشده برای به تعادل رساندن آن، از روشها و مدلهای مختلفی نظیر شاخصهای نخستشهری، شاخصهای تمرکز و شاخصهای تعادل استفاده شده است. نتایج حاصل از ارقام بهدست آمده از مدلهای منتخب در این پژوهش، نشان میدهد که عدم تعادل و توازن در توزیع فضایی جمعیت و فعالیت در نظام شهری کشور از سال 1335 تا 1355 افزایش یافته است. اما از سال 1355 تاکنون بهرغم وجود سطحی از نابرابری، بهسمت توزیع متناسبتر و متعادلتری در حرکت بوده است.
جغرافیدانان فرهنگی با تأکید بر مبانی و اصول علم جغرافیا و با اعتقاد به فضای شهری بهعنوان چشمانداز فرهنگی (انسانی)، به بررسی تحولات فرهنگی و نقش آن در شکلدهی به فضاهای جغرافیایی میپردازند. در این نوشتار، منظور از تحولات جغرافیای فرهنگی شهر، بررسی تحولات فرهنگی برپایة پنج مفهوم محوری یعنی «ناحیه فرهنگی»، «پخش فرهنگی»، «بومشناسی فرهنگی»، «درهمتنیدگی فرهنگی» و «چشمانداز فرهنگی» در فضای شهری است. مراد از تحولات فرهنگی، تغییر اندیشه، دیدگاه و رفتار ساکنان شهر است که بر سیمای شهر تأثیری سرنوشتساز میگذارد. شهرها بهعنوان مراکز اداری ـ سیاسی، اقتصادی ـ اجتماعی و فرهنگی در کانون بیشترین تحولات، بهویژه تغییرات فرهنگی هر کشور قرار دارند. در این پژوهش مناطق 1 و 12 شهر تهران ـ بهدلیل ویژگیهایشان ـ انتخاب شدند و بهمنظور شناخت ویژگیها و آزمون فرضیات مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج تحقیق حاضر نشان میدهد که ریختشناسی فضایی و فرهنگی شهر تهران بهطور اعم، و مناطق موردنظر بهطور اخص، مظهر تأثیرگذاری ساخت ارتباطات و فناوریهای جدید ارتباطی (نوگرایی) و تغییرات سطح رفاه زندگی و پایگاه اجتماعی ـ اقتصادی آنهاست.
مکانیابی و تعیین مکانهای مناسب برای انواع کاربریها، ازجمله موضوعات مکانی و تصمیمگیری دربارة مکان محسوب میشود. مدلها و روشهای متفاوتی در این حوزه وجود دارد، که میتوان آنها را به دو دستة گسسته و پیوسته تقسیم کرد. در این تحقیق به مقایسه روشها و مدلهای مختلف و مزایا و معایب آنها پرداخته شده، و از روشهای TOPSIS در گروه مدلهای گسسته و روشهای شاخص وزنی و بولین برای مدلهای پیوسته استفاده شده است. براساس نتایج تحقیق مدل TOPSIS برای شرایط اولویتبندی گزینهها و روشهای شاخص وزنی و بولین، میتوان برای تعیین مناطق مناسب در سطح سرزمین استفاده کرد.
شهر یزد از دهه 1350 با پدیده رشد افقی سریع روبه رو بوده است. موضوع رشد اندازه و اندام شهر به خودی خود یک معضل به شمار نمی رود، لیکن ترکیب آن با مقوله زمان یا به عبارتی «سرعت یافتن رشد افقی شهر» در مقایسه با رشد سایر ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و سیاسی شهر است که می تواند آن را به عنوان یک مساله مطرح نماید و باید از آن جلوگیری یا آن را ساماندهی کرد و این امر به مدد شناخت عوامل به وجود آورنده و تاثیرات بجا مانده از آن میسر می شود. بر اساس یافته های تحقیق، از یک سو مهاجرتهای روستا شهری آن هم با انگیزه اشتغال در این شهر به عنوان یکی از عوامل عمده و موثر بر پیدایش این پدیده در شهر یزد محسوب می گردد و از سوی دیگر، رشد افقی سریع شهر یزد موجب حرکات مرکز ـ پیرامون در این شهر به عنوان یکی از آثار و پیامدهای آن شده است. پس، از یک طرف توجه به برنامه ریزی منطقه ای در جهت پخشایش متعادل جمعیت و فعالیت در پهنه استان در جهت ممانعت از مهاجرت به شهر یزد و از طرف دیگر، تهیه برنامه جامع بافت قدیم شهر در جهت بازگرداندن شرایط مطلوب زندگی در این بافت ضروری است. پژوهش حاضر به روش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی با استفاده از تکنیک مطالعات کتابخانه ای و مطالعات میدانی از طریق تکمیل پرسشنامه انجام گرفته است.
علیرغم تلاشهای گسترده بسیاری که در جهان برای تعیین خطرات زمینلرزهای انجام شده است هنوز امکان پیشبینی دقیق زمان و مکان زمینلرزهها میسر نشده است. بررسیها و مطالعات انجام شده حاکی از آن است که با توجه به اطلاعات قابل دسترس و آمار و احتمالات میتوان آسیبپذیری مناطق مسکونی در حین رخداد زمینلرزه را پیشبینی و تدابیر لازم را اندیشید. در راستای این هدف با توجه به پژوهشهای کتابخانهای و میدانی پرسشنامهای تهیه شد و از طریق معادله کوکران 322 پرسشنامه در مناطق 11 و 12 براساس جمعیت موجود توزیع شد. سپس با استفاده از تحلیلهایی مثل رگرسیون و روش T، کیدو و همبستگی از طریق نرمافزار SPSS تجزیه و تحلیل اطلاعات آماری انجام شده است. نتایج تحلیلهای بهعمل آمده حاکی از آن است که بین شاخصهای آسیبپذیری، قدمت ساختمان، تراکم، نوع مصالح و عرض معبر رابطه معنیدار وجود دارد و از نظر شاخص آسیبپذیری، منطقه 12 بیش از منطقه 11، در شاخص عرض معبر، منطقه 12 کمتر از منطقه 11 بوده و 3/81% از مساکن قرار گرفته در بافت متراکم در سطح آسیبپذیری زیاد قرار دارند. در ضمن برای طراحی نقشهها و تحلیل فضایی نیز از نرمافزار Arc GIS استفاده شده است.
یکی از سازوکارهای مناسب برای نظمدهی فضایی، جلوگیری از رشد بیرویه شهری و مقابله با از بین رفتن اراضی مناسب برای هر کاربری خصوصاً کاربری مسکونی؛ اعمال قوانین افراز و تفکیک در اراضی شهری است که باید بر اساس طرح جامع و تفصیلی و هادی صورت گیرد. ادارات ثبت در درجه اول و دادگاهها در درجه دوم در این امر دخالت دارند، البته دخالت این سازمانها باید بر مبنای نقشه جامع شهر و نقشه¬های اجرایی و ضوابط شهرسازی شهرداریها صورت گیرد. قوانین موجود در ایران به¬تنهایی نمی¬توانند از به وجود آمدن این پدیده نامناسب (تفکیکهای غیرقانونی) جلوگیری کنند. در چنین وضعیتی تنها با فرهنگسازی صحیح و مدیریت و نظارت دقیق بر اجرای وظایف دستگاههای دولتی و ملزم ساختن عموم به رعایت قوانین و مقررات طرحهای جامع و تفصیلی و هادی، می¬توان به بهبود وضعیت موجود در ایران کمک کرد. در این مقاله سعی شده است تا تفکیک، افراز و روند قانونگذاری در اراضی شهری (افراز و تفکیک) با مواد قانونی بیان شود.
با توجه به نقش و جایگاه مناطق آزاد تجاری ـ صنعتی در تعامل با اقتصاد جهانی، توجه ویژه به چنین مناطقی ضرورت یافته و رتبهبندی و اولویتبندی فعالیتهای اقتصادی آنها از اهمیت خاصی برخوردار میشود، از این رو در این مقاله بهمنظور تخصیص هر چه بهینهتر منابع اقتصادی کشور، اولویتبندی مناطق آزاد با استفاده از روشهای تصمیمگیری چندمتغیره برای سال 1383 مورد آزمون قرار گرفته و سپس بهمنظور ترکیب بهینه نتایج تکنیکهای بهکار رفته با استفاده از روشهای مختلفی چون (بوردا، کوپلند و پوزت) رتبهبندی نهایی مناطق صورت گرفته است. نتایج بهدست آمده از ترکیب روشهای مذکور حاکی از آن است که منطقه آزاد کیش از بالاترین رتبه برخوردار بوده و پس از آن به ترتیب مناطق آزاد قشم و چابهار قرار دارند، از این رو میتوان به افزایش سرمایهگذاریهای خارجی و دستیابی به بازار جهانی و منطقهای با استفاده از این رتبهبندی توجه کرد.
با اینکه موضوع جمعیت از مباحث جغرافیای انسانی، جغرافیای جمعیت و جامعه شناسی به شمار می¬رود، اما اثربخشی سیاسی آن باید در جغرافیای سیاسی مورد بررسی قرار گیرد. در حقیقت انسان به عنوان یکی از دو عنصر اصلی ژئوپلیتیک (جغرافیا و انسان)، ماهیت پویا و دیالکتیک ژئوپولیتیک است. بر این اساس، همیشه از پدیده¬هایی می باشد که در مبحث قدرت و سیاست مورد بررسی است. متغیر جمعیت به عنوان یک عامل مؤثر در توسعه ملی، قدرت و دفاع ملی کشور، از دو بعد کمّی و کیفی ویژگیهای مختلفی دارد که هر کدام از این ویژگیها می¬توانند به عنوان عواملی مثبت و یا منفی در تکوین و تثبیت وزن ژئوپلیتیکی کشور عمل کنند. جمعیت ایران در حال حاضر با توجه به تغییراتی که در چند دهه گذشته شاهد آن بوده است، علی¬رغم وضعیت کمّی مناسب، به لحاظ ویژگیهای کیفی رضایت¬بخش نیست. در این میان، چیزی که بیشتر از همه جلب توجه می¬کند، آن است که تغییرات عمده در بعد کیفی جمعیت ایران با مؤلفه¬های قومیتی، زبانی، فرهنگی و مذهبی جامعه ایرانی ارتباط تنگاتنگی داشته است؛ به طورکلی این مقاله علی¬رغم مباحث نظری آن، ضمن مطالعه کمّی و کیفی جمعیت ایران با مبنا قراردادن آمار مربوط به سرشماری 1385 و مقایسه آن با آمار چند دوره قبل، پاسخگوی این سؤال اصلی است که نقش جمعیت ایران در شکلدهی وزن ژئوپلیتیکی آن چیست؟
با گسترش مراکز شهری و رشد پدیده شهرنشینی، اشتیاق به سیاحت و سیر و سفر افزون شده است؛ به طوری که مشتاقان این امر با عنوان گردشگر در اقصا نقاط کره زمین امر گذران اوقات فراغت را تکامل بخشیده اند. بدین لحاظ توجه به ماهیت گردشگری و پیامدهای ناشی از آن لزوم تحقیق و مطالعه را در این موضوع بر مجامع علمی جهان آشکار کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و جایگاه برنامه ریزی چند بعدی در توسعه توریسم و اکوتوریسم منطقه خرو طبس انجام شده است. گرچه این منطقه از جاذبه های متعدد گردشگری برخوردار است، اما محرومیت های آن در سطوح مختلف، به خصوص در زمینه توسعه صنعت گردشگری نگران کننده است. به منظور توسعه و گسترش امر توریسم و اکوتوریسم در منطقه، برنامه ریزی در این بخش امری ضروری است. روش تحقیق در این پژوهش ترکیبی از روش های تاریخی، توصیفی، اسنادی و میدانی است. برای تکمیل داده ها و اطلاعات از مطالعات میدانی و تکمیل پرسشنامه کمک گرفته شده و پس از استخراج داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل قرار شده است. همچنین از نرم افزارهای Excel و Corel Drawنیز استفاده شده است.نتایج پژوهش نشان از آن دارد که برنامه ریزی چند بعدی نقش موثری در توسعه و ساماندهی گردشگری منطقه خواهد داشت و رفع محرومیت و بهره گیری از پتانسیل های متنوع و متعدد منطقه خرو طبس جز با نگرش همه جانبه و برنامه ریزی چند بعدی میسر نخواهد شد.
در این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، سلسله مراتب و تحولات شبکه شهری استان آذربایجان غربی بررسی شده است. پژوهش حاضر سعی دارد به بررسی الگوی پراکنش سکونتگاه های شهری، نظام یابی استقرار شهرها و نحوه توزیع و استقرار جمعیت در آنها بپردازد. در این راستا شهرهای استان بر اساس نتایج سرشماری های عمومی نفوس و مسکن در طی سال های 1335 تا 1385 و با استفاده از مدل های «تحلیل نزدیک ترین همسایگی»، «مرتبه - اندازه» و «ضریب آنتروپی» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که الگوی پراکنش سکونتگاه های شهری استان تصادفی و متمایل به منظم بوده است. به علت وجود نخست شهر ارومیه، سلسله مراتب شهری استان از قانون مرتبه - اندازه تبعیت نکرده و ناهمخوانی و عدم تعادل در سلسله مراتب شهری استان مشخص بوده است. همچنین عدم تعادل در توزیع و استقرار جمعیت و حرکت به سوی نامتعادلی شدید استقرار جمعیت در نقاط شهری استان در طی سال های اخیر وجود داشته است. جهت رسیدن به سلسله مراتب شهری و فضایی بهینه، رعایت عدالت در توزیع امکانات و خدمات و همچنین ایجاد فرصت های یکسان برای شهرهای استان ضرورت دارد.