در این پژوهش، به منظور تعیین و بررسی تیپ های هوای ایستگاه سینوپتیک اردبیل، از داده های روزانه ی 18 متغیّر اقلیمی دمای خشک، دمای تر، رطوبت نسبی، سرعت و جهت باد (هر کدام برای ساعات 03، 09 و 15 گرینویچ)، میانگین بارش، حداکثر و حداقل دمای روزانه ی آن ایستگاه در فاصله ی سال های 1358 تا 1385 استفاده شده است. از دوره ی آماری مورد مطالعه، تعداد 9918 روز دارای داده های کاملی از متغیّرهای مذکور بودند. پس از تشکیل ماتریس 18×9918 با آرایش P، فرایند استاندارد سازی داده ها انجام شد. سپس، بر روی ماتریس حاصله که سطر آن، تعداد روزها و ستون آن، تعداد متغیّرها بود، تحلیل خوشه ای انجام و تیپ های هوایی ایستگاه تعیین شد. آنگاه، بر اساس همبستگی های موجود، شش روز به عنوان نماینده ی شش تیپ هوایی ایستگاه اردبیل استخراج و ارتباط ویژگی های اقلیمی سطح زمین و تراز 500 هکتوپاسکال این روزها با تیپ های هوا مورد واکاوی قرار گرفت. نتایج تحلیل خوشه ای نشان داد که شش تیپ هوایی متمایز 1) گرم و خشک، بادی، 2) بسیار گرم و کم باران، 3) بسیار سرد و بارشی، 4) سرد و خشک، بادی، 5) معتدل، 6) گرم و مرطوب، مهم ترین تیپ های هوایی ایستگاه مورد بررسی هستند. در کل، تیپ های 1، 2 و 6، تیپ های گرم و تیپ های 3، 4 و 5، تیپ های سرد و معتدل ایستگاه بودند. نتایج بررسی های آماری نشان دادند که تیپ های شماره ی 6 (گرم و مرطوب) و 5 (معتدل)، به ترتیب در 4/29 و 5/17 درصد از روزهای سال فعالیت داشته و تیپ های غالب ایستگاه اردبیل محسوب می شوند. تیپ شماره ی 3، بیشترین بارش و کمترین دما و تیپ شماره ی 2، کمترین بارش و بیشترین دما را به خود اختصاص دادند. تیپ شماره ی 1، پربادترین تیپ ایستگاه محسوب می شود. تیپ شماره ی 6 نیز طولانی ترین عمر را در بین سایر تیپ ها دارد. نتایج تحلیل همدید تیپ های هوای ایستگاه مورد مطالعه نشان داد که هر یک از این تیپ ها، با الگوی گردشی جوّی خاصی مرتبط هستند. از عمده ترین این الگوهای جوّی در سطح زمین و تراز 500 هکتوپاسکال جوّ می توان به ریزش هوای سرد عرض های بالا توسط پرفشار سیبری و اروپایی و وجود مراکز بسته ی پرارتفاع آزور و جریان های غربی و جنوب غربی اشاره کرد.
لایه ی اُزون به عنوان سپر حفاظتی حیات بر روی کره زمین، دارای تغییرات زیادی از نظر حجم و مقدار است. در این پژوهش اثر عوامل اقلیمی بر تغییرات اُزون کلی در ایستگاه اصفهان مورد مطالعه قرار گرفت و نشان داده شد، بخشی از نوسانات روزانه ی اُزون مربوط به الگوهای گردشی جو در سطوح فوقانی و میانی جو است. به این ترتیب شرایط فراز (پشته)/فرود (تراف) در سطح 100 و 300 میلی باری و واچرخند/چرخند در سطح 500 میلی باری موجب کاهش/افزایش قابل توجه در مقدار اُزون کلی در فصل سرد سال که پویش جو فعال است، می گردد و زمانی که محور تراف/فراز بر روی اصفهان قرار دارد، میزان اُزون به حداکثر/حداقل میزان خود می رسد. مقادیر مُد داده ها (274 دابسون) که عمدتاً در فصل گرم سال اتفاق می اُفتد با پُر ارتفاع عمیق در تراز 100 میلی باری همراه است. در سطح 300 و 500 میلی باری در زمان وقوع مُد داده ها، خطوط هم ارتفاع آرایش مداری دارند که اندکی به سمت فراز میل می کند. به این ترتیب فعالیّت پویشی جو در فصل سرد، تغییر و نوسان زیاد اُزون کلی را با باعث می گردد و پایداری جو در فصل گرم سال، تثبیت مقدار اُزون کلی را در پی دارد. از نظر آماری بین نقشه های هم مقدار میانگین روزانه اُزون کلی و نقشه های میانگین ارتفاع ژئوپتانسیل همبستگی معکوس معناداری در سطح اطمینان 01/0 درصد در هر سه سطح 100، 300 و 500 میلی باری وجود دارد که در سطوح 100 و 300 میلی باری قوی تر است. بر اساس تحلیل رگرسیون خطی به ترتیب 1/89، 5/80 و 4/78 درصد تغییرات مقدار اُزون در رخدادهای مُد، مقادیر حداکثر و حداقل توسط تغییرات ارتفاع ژئوپتانسیل تبیین می گردد. انطباق نقشه های هم مقدار اُزون کلی با نقشه های ارتفاع ژئوپتانسیل نیز نشان داد، خطوط هم مقدار اُزون در منطقه وقوع کم فشار پویشی بر روی اصفهان متراکم و دارای مقادیر حداکثر است.
این تحقیق با هدف پیش بینی پراکنش مکانی تخریب جنگل های شمال استان ایلام و به منظور ردیابی عوامل مؤثر بر تخریب جنگل صورت گرفت. در این بررسی تأثیر هفت فاکتور فاصله از جاده و مناطق مسکونی، شاخص قطعه بندی جنگل، جهت جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا و شیب و همچنین فاصله از مرز جنگل و غیرجنگل بر روی تخریب جنگل ، مورد مطالعه قرار گرفت.
در این مطالعه، برای بررسی تغییرات جنگل، داده های سنجنده MSS مربوط به سال 1355 و سنجنده TM مربوط به سال 1386 مورد پردازش و طبقه بندی قرار گرفتند. تصاویر مورد بررسی به دو کلاسه جنگل و غیرجنگل طبقه بندی شدند و به منظور بررسی عوامل تخریب، نقشه ی تخریب جنگل با متغیّرهای مکانی فیزیوگرافی و انسانی وارد مدل شد. برای مدل سازی و برآورد پراکنش مکانی تخریب جنگل های منطقه ی مورد مطالعه از روش آماری رگرسیون لجستیک استفاده شد.
نتایج نشان می دهد که در طول 31 سال حدود 19294 هکتار از سطح جنگل های منطقه کاهش یافته است. با توجه به نتایج مدلسازی مشخص شد که در قطعات جنگلی گسسته و در مناطق نزدیک به مرز جنگل و غیرجنگل تخریب بیشتری صورت گرفته است. همچنین متغیّرهای شیب، فاصله از مراکز جمعیّتی و جاده با مقدار تخریب رابطه ی عکس دارند و با افزایش ارتفاع از سطح دریا در این منطقه مقدار تخریب کاهش می یابد. در نهایت، یک مدل مکانی ساده که توانایی پیش بینی پراکنش مکانی تخریب جنگل را با استفاده از رگرسیون لجستیک دارد، ارائه شد.
برداشت گیاهان خودرو، مانند کنگر، در اغلب دامنه های پایین دست نواحی کوهستانی باعث ایجاد گوال های کوچکی می گردد که در مواقع برداشت زیاد، ظاهر آشفته ای را به دامنه ها می بخشد. این آشفتگی خاک اغلب با بارش های سنگین بهاری همراه می شود که فرسایش خاک را تشدید می کند. از سوی دیگر، نیاز به برداشت این گیاهان به دلایل طبی، غذایی و همچنین امرار معاش تعداد زیادی از مردم در فصول برداشت، غیرقابل اجتناب است. ولی می توان با شناخت آستانه های فرسایشی میزان و شیوه ی برداشت را مدیریت نمود. از این رو، در این پژوهش سعی شد با ساخت 16 کرت، در 4 شیب و 2 جهت مختلف، در دامنه ی کوه ویس در نزدیک کرمانشاه و مقایسه ی رسوب حاصل از کرت های دارای کنگر و بدون کنگر، مشخص شود که آیا اصلاً برداشت کنگر از دامنه ها می تواند عاملی برای تشدید فرسایش باشد و اگر چنین است این تأثیر در جهت ها و شیب های مختلف تا چه اندازه می تواند شستشوی دامنه ها را رونق بخشد. بنابراین، مقدار رسوب حاصل از 9 رویداد بارش در اواخر زمستان 1384 و اوایل بهار 1385 از کرت های آزمایشی اندازه گیری شد. آنالیز فاکتور این داده ها نشان داد که علی رغم معنی دار بودن تولید رسوب در بارش ها، در شیب ها و جهت های مختلف، رسوب تولید شده ی ناشی از برداشت کنگر تفاوت معنی داری را ایجاد نمی کند. ادامه ی تجزیه و تحلیل آماری و محدود نمودن آن به شرایط تنها روزهای برداشت کنگر نشان داد که برداشت بین دو تا 4 کنگر از هر مترمربع در این منطقه باعث افزایش معنی دار فرسایش نمی گردد محل هایی که برداشت در واحد سطح بیشتر صورت گیرد، تولید رسوب نیز ممکن است به سطح معنی دار برسد.
در اقلیم شناسی همدید با تکیه بر اصل پذیرفته شده ی تبیین و تحلیل تغییرات شرایط محیطی سطح زمین از روی تغییرات الگوهای فشار (رویکرد محیطی به گردشی)، می توان بیشتر پدیده های اقلیمی سطح زمین را تبیین، تحلیل و پیش بینی نمود. از مهمترین پدیده-های اقلیمی می توان به موج های سرمایی شدید اشاره نمود. سرمای شدید و نادر دی و بهمن سال 1383 شمسی که بخش های وسیعی از کشور ایران را فرا گرفت، از آن جمله است. به منظور تبیین و تحلیل همدید این موج فراگیر سرما در ایران، دمای کمینه ی ایستگاههای محدوده ی استان چهارمحال و بختیاری، انتخاب شد و سپس از داده های فشار تراز دریا و ارتفاع ژئوپتانسیل تراز میانی جو جهت تبیین این رویداد استفاده گردید.
نتایج این پژوهش نشان می دهد که الگوی حاکم بر این موج سرمای شدید، الگوی پرفشار سیبری بوده است. در این مدت، پرفشار سیبری با هجوم به طرف عرض های پایین، هفت موج سرمایی شدید و نادر را به منطقه ی مورد مطالعه تحمیل نموده است. همزمان با نفوذ و گسترش زبانه ی پرفشار سیبری به منطقه، در ارتفاع ژئوپتانسیل تراز میانی جو، فرازهایی تا ارتفاع 5800 متر تشکیل شد که ریزش هوای بسیار سرد به منطقه را در امتداد شرقی این فرازها، توجیه می کند.
از طرفی مرکز پرفشار سیبری همزمان با گسترش نفوذ خود بر عرض های جنوبی، تا حدود 50 درجه طول شرقی (یعنی دقیقاً در امتداد شمال جغرافیایی ایران) جابجایی داشته است. در اوج این وضعیت که مقارن با 29-25 ژانویه 2005 بوده، ششمین ریزدوره موج سرمایی (با متوسط دمایی 7/16- درجه سانتیگراد) در منطقه ی مورد مطالعه شکل گرفته است.
طبیعت گردی فعالیتی غیرمخرب و سودآور است که در دو دهه ی اخیر به خصوص در کشور های در حال توسعه مورد استقبال قرار گرفته است. یکی از مناطق بسیار مناسب برای فعالیت های طبیعت گردی، پارک های جنگلی است. در این مطالعه به کمک روش فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و سامانه ی اطلاعات جغرافیایی (GIS) به ارزیابی قابلیت تفرجی پارک جنگلی شهید زارع در شهرستان ساری پرداخته شد. همچنین تقاضای تفرجی در این پارک به روش کلاوسون انجام شد. نتایج ارزیابی قابلیت تفرجی در سطح پارک نشان داد که 02/10 درصد سطح پارک دارای قابلیت تفرجی درجه یک، 9/28 درصد توان درجه دو، 02/41 درصد توان درجه سه و 96/19 درصد سطح پارک توان درجه ی چهار را از نظر تفرجی دارد.
در بیشتر دره های کوهستانی ایران طیّ پنجاه سال گذشته، استفاده از منابع طبیعی بویژه آب به طور مداوم افزایش یافته است. افزایش مداوم مصرف و به دنبال آن فشار بر منابع طبیعی زمینه بروز چالش های جدی را در این مناطق به وجود آورده است. روند بهره-برداری از منابع آب و خاک در حوضه ی رودخانه کارده واقع در شمال شهر مشهد تحت تأثیر عوامل اقتصادی، اجتماعی و خدماتی در طول سه دهه ی گذشته به طور مداوم افزایش یافته است. این مسأله زمینه ی بروز مشکلات گوناگون از جمله کاهش شدید منابع آب در روستاهای پایین دست حوضه، تشدید بیکاری و روستاگریزی را فراهم آورده است. این پژوهش به روش میدانی و با شیوه ی توصیفی- تحلیلی به کمک مدل SWOT در راستای پایدارسازی فعالیت های انسان، شناخت ظرفیت های متنوع منطقه را به منظور ایجاد تنوع در اشتغال و درآمد با توجه به نگرش مسؤولین محلی وجه همت خود قرار داده است. نتایج پژوهش نشان می دهد در محدوده ی مورد مطالعه ظرفیت های مناسبی برای ایجاد صنایع بسته بندی تولیدات زراعی و دامی، صنایع کوچک روستایی و فعالیت های گردشگری وجود دارد. همچنین با تکیه بر مدیریت مشارکتی و تدوین و اجرای استراتژی های مناسب بویژه رقابتی، می توان از امکانات بالقوه ی منطقه جهت ایجاد شغل و درآمد در بخش های غیرکشاورزی به منظورکاهش فشار بر منابع طبیعی به خصوص آب استفاده کرد.
حمل و نقل نقش مهمی در تحولات اجتماعی دارد و در مناطقی که دسترسی کمتری به سیستم حمل و نقل دارند، تنگناهای ساختاری زیادی در فرایند توسعه اجتماعی بوجود می آید، در این راستا عدم تامین نیاز دسترسی به حمل و نقل یکی از مهمترین موانع در رسیدن به اهداف توسعه پایدار روستایی می باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر دسترسی به محور ارتباطی سنندج - دیواندره بر ارتقای شاخص های اجتماعی روستاهای واقع در حاشیه این محور انجام شده است. داده های مورد نیاز با روش های اسنادی و مطالعات میدانی و تکمیل پرسشنامه جمع آوری گردیده است. بدین منظور ابتدا شاخص های توسعه اجتماعی به عنوان متغیر وابسته تحقیق تعریف شد و 6 شاخص و 64 گویه در زمینه های آموزش، بهداشت، اشتغال و درآمد، مشارکت اجتماعی، امنیت اجتماعی و خدمات اجتماعی برای سنجش آن طراحی گردید. جامعه آماری تحقیق خانوارهای روستایی و مسئولین محلی می باشند که 210 سرپرست خانوار و 14 مسئول محلی این روستاها به عنوان حجم نمونه تعیین و با روش طبقه بندی شده تصادفی انتخاب گردید. روایی پرسشنامه با استفاده از نظرات کارشناسان و پایایی آن با استفاده از آزمون آماری آلفای کرونباخ تأیید گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های تی تست مستقل و تی تست زوجی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر رابطه معکوس بین سطح شاخص های توسعه اجتماعی روستا و فاصله آنها از محور ارتباطی سنندج - دیواندره است. همچنین بین وضعیت شاخص های توسعه اجتماعی روستاهایی که در حاشیه این محور واقع اند با روستاهایی که در 10 کیلومتری این محور قرار دارند، تفاوت معنی داری وجود دارد.
مسجد به عنوان یک مکان مقدس که به صورت روزانه در آنجا به عبادت پرداخته می شود. نمودی از فضایی مقدس و معنوی است. همواره معماران در طول تاریخ از صدر اسلام تاکنون به انواع روش ها سعی نموده اند تا این مفهوم، یعنی تقدس را به روش های گوناگون به مخاطب خویش که همانا نمازگزاران می باشند القا نمایند. در اینجا برای بیان بعضی ابعاد معماری که نشان دهنده ابعاد گوناگون معنوی و مقدس می باشند، تا آنجا که ممکن است وجوه مختلف قدسی در طراحی وساخت مسجد بیان گشته است. معماران مساجد چه در گذشته وچه در زمان حال همواره سعی داشته اند که در کنار ساختار وکالبد ظاهری مسجد بعنوان یک مکان، به آن روح و تقدس بدهند. از آنجا که دست آنها در بیان مضامین مفهومی به علت محدویت های دینی، بسته بوده است، بنابراین معماران مسلمان با سعی و تلاش فراوان با استفاده از هندسه، نقوش ساده شده گیاهی و نیز خوشنویسی و رنگ به بهترین صورت ممکن، مفاهیم مدنظر را به مخاطب منتقل نموده و در عین حال به فضای فیزیکی حال و هوای معنوی و ملکوتی بخشیده اند. در این مقاله سعی شده تا با تحلیلی اجمالی از معماری و با بیان مثال هایی از مساجد مشهور به عنوان دلیل به بررسی و نقد معماری قدسی پرداخته شود.
این پژوهش، شناسایی نواحی مستعد توسعه گردشگری طبیعت در شهرستان همدان را مد نظر دارد امکان سنجی نواحی مستعد طبیعت گردی با استفاده از مدل طبیعت گردی مخدوم انجام شد. این مدل یک مدل خطی ریاضی چند مجهولی می باشد و برای شناخت قابلیت ها و توانمندی های بوم شناختی سرزمین کاربرد دارد. هر یک از پیراسنجه های ارائه شده در مدل از قبیل شکل زمین، خاک شناسی (حاصلخیزی خاک، بافت خاک و ...)، پوشش گیاهی (تراکم، فرم رویشی گیاهان و ...)، مناطق حفاظت شده، وضعیت اقلیمی(توزیع دما، سرعت باد و...) و دبی آب به طور جداگانه بررسی و برای هر یک نقشه رقومی تهیه گردید. لایه های فوق طبق هدف مورد نظر و براساس داده های پیشنهادی طبقه بندی شد. پردازش، جمع بندی و ارزیابی داده ها با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی و ویرایش 3/9 نرم افزار ArcGIS و با توجه به عملگرهایAND ،OR و NOT صورت گرفت و در نهایت نقشه های پهنه بندی نواحی مستعد گردشگری طبیعت شهرستان همدان تولید شد. بدین ترتیب از کل مساحت منطقه 22/37% به تفرج متمرکز طبقه یک، 25/60% به تفرج متمرکز طبقه دو، 9/0 درصد به تفرج گسترده طبقه یک و 63/1 درصد به تفرج گسترده طبقه دو تعلق گرفت.
توسعه پایدارگردشگری، فرآیندی است که با کیفیت زندگی میزبانان، تأمین تقاضای بازدیدکنندگان و بهمان نسبت با حفاظت منابع محیط طبیعی و انسانی در ارتباط است. در رویکرد توسعه پایدار گردشگری با تاکید بر نقش کلیدی نگرش ساکنان و گردشگران به منظور درک و ارزیابی مداوم عقاید، طرز فکر و تصورات آنان نسبت به توسعه گردشگری در مقصد، عمدتا از شاخص های ذهنی استفاده شده و تلاش ها در جهت بسط این نوع شاخص ها بوده است. هدف این مقاله ارزیابی توسعه گردشگری دهستان تمشکل از توابع شهرستان تنکابن در چارچوب توسعه پایدار گردشگری است. از این رو، روش تحقیق پیمایشی متکی بر استفاده از پرسشنامه از سه گروه کلیدی ساکنان محلی، گردشگران و مسئولان بخش عمومی است. نتایج تحقیق نشان می دهد فرایند توسعه گردشگری در دهستان تمشکل با تخریب منابع، نارضایتی جامعه گردشگران و نگرش منفی ساکنان محلی، از اصول و معیارهای توسعه پایدار گردشگری فاصله زیادی دارد و از الگویی ناپایدار پیروی می کند.
کشور ایران بنا به موقعیت جغرافیایی خاص خود، به ویژه از سمت شمال و شمال-شرقی که مدخل ورود اقوام کوچ نشین بوده است، سرزمینی است که در همان ابتدا نومادیسم را تجربه کرده و نخستین مظاهر اجتماعی، فرهنگی و سیاسی را به دنبال آن در خود پذیرفته است. عشایر در طول تاریخ نقش مهمّی را در نگهبانی از مرزهای ایران ایفا کرده اند. اکثر حکومت هایی که در ایران قدرت را در اختیار داشته اند، از منشأ ایلی برخوردار بوده اند و در این میان ارتباط آنها با حکومت مرکزی حائز اهمیّت بسیار است. به واسطه دوری از مرکز، این قبایل همواره تهدیدی برای حکومت به شمار می رفته اند؛ به گونه ای که در اغلب اعصار نفوذ حکومت در میان آنها بسیار کم و آنها عملاً خودمختار بوده اند و فقط در مواقع جنگ، با اعزام نیرو ارتش ایران را کمک می کرده اند. در اعصار گذشته حضور این اقوام کوچ نشین در مناطق مرزی ایران سبب بروز مشکلات بسیاری برای دولت های ایران شده بود. کوچ های فصلی آنها و تابعیت-هایی که به راحتی تغییر می دادند، سرحدهای کشور را بسیار غیرشفاف و بی ثبات می کرد. هدف این پژوهش، بررسی اثر نومادیسم بر تکوین مرزهای غربی ایران است. استدلال مقاله حاضر این است که شیوه زندگی کوچ نشینی در مناطق غربی ایران، باعث تأخیر در فرایند تکوین مرزهای سیاسی در این بخش از کشور شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی- تحلیلی است.
برآورد دقیق تبخیر ـ تعرق پتانسیل برای بسیاری از مطالعات مربوط به کشاورزی و بیلان آب ضروری است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مدلهای مختلف برآورد تبخیر ـ تعرق پتانسیل سالانه در حوضه جنوبی رود ارس انجام شده است. برای این منظور دادههای ماهانه 6 ایستگاه سینوپتیک شامل میانگین دما، حداقل دما، حداکثر دما، سرعت باد، ساعات آفتابی، متوسط و حداقل رطوبت نسبی در طی دوره آماری 20 سـاله (2005-1986) استفاده شده است. پس از بازسازی دادههای مفقوده و بررسی ایستگاهها از نظر مرجع (خوب آبیاری شده) یا غیرمرجع بودن، مـقادیرتبخیر ـ تعرق پتانسیل با استفاده از 9 فرمول معتبر (فائو- پنمن- مانتیس، بلانی- کریدل، هارگریوزـ سامانی، ماکینگ، تورک، روش استاندارد شده [1]ASCE، کیمبرلی ـ پنمن، پنمن و پریستلی ـ تیلور) در نرمافزار REF-ET محاسبه شد. جهت تعیین بهترین روش برای منطقه مورد مطالعه، مقادیر تبخیرـ تعرق پتانسیل به دست آمده از روشهای محاسباتی فوق، بر استفاده از همبستگی و مجذور میانگین اختلاف مربعات با دادههای تشتک تبخیر مورد مقایسه قرار گرفت. نتایج نشان داد بین روش بلانی ـ کریدل و دادههای تشتک تبخیر ضریب همبستگی بالایی وجود دارد و این روش به عنوان بهترین روش برای منطقه مورد مطالعه انتخاب شد. سپس بر اساس روش مذکور و استفاده از روش درونیابی، نقشه هم تبخیر ـ تعرق پتانسیل برای حوضه جنوبی رود ارس ترسیم گردید.
در چند دهه اخیر یکی از موضوعات مهمی که در مطالعات مربوط به گردشگری مورد توجه محققان قرار گرفته است، تصویر (وجهه استنباط شده) گردشگران از یک مقصد گردشگری بوده است. نتایج اکثر این پژوهش ها حاکی از تأثیر تصویر ذهنی گردشگر از یک مقصد در تصمیم به سفر، رفتار در حین سفر و قصد انجام سفرهای مجدد به آن مقصد است. علی رغم اهمیت این مفهوم در توسعه صنعت گردشگری، موضوع تصویر در مطالعات مربوط به گردشگری در ایران، به جز موارد معدود، آن هم در رابطه با گردشگران خارجی مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل تصویر گردشگران داخلی از شهر تبریز در قبل و بعد از سفر به این شهر می باشد. روش تحقیق در این پژوهش از نوع پیمایشی است و اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه گردآوری شده است و سپس با استفاده از روش های آماری و به کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد سفر به شهر تبریز باعث تغییر مثبتی در تصویر گردشگران از این شهر شده است. هم چنین همبستگی مثبتی بین وجهه استنباط شده گردشگران بعد از سفر و میزان تمایل آن ها به سفر مجدد به این شهر وجود داشته است. نکته حایز اهمیت در رابطه با منابع کسب اطلاع گردشگران از مقصد، نقش عمده روش های سنتی (دوستان و آشنایان) در کسب اطلاع گردشگران در قبل از سفر به این شهر بوده است.
ازون، قسمت کوچکی از جو زمین است که با توجه به ویژگی حفاظتی آن در برابر اشعه فرابنفش خورشیدی، نقشی اساس در بقا و حیات ایفا میکند. بیشتر میزان ازون (90 درصد کل ازون) در قسمت فوقانی تروپوسفر و در لایه استراتوسفر متمرکز است که به لایه ازون (ازون سپهر) معروف است. میزان ازون در سطح جهانی بین 500-200 دابسون در نوسان است که این مقدار دارای تغییرات زمانی و مکانی است. در این تحقیق با استفاده از اطلاعات ده ساله ایستگاه ازونسنجی اصفهان و به کارگیری روشهای تحلیل آماری مثل تحلیل رگرسیون، تحلیل واریانس و آزمون استیودنت نیومن کولز به تحلیل آماری تغییرات زمانی میزان ازون اصفهان پرداخته شده است. نتایج تحلیلهای آماری حاکی از وجود تغییر در میزان ازون در سریهای زمانی ماهانه، فصلی و سالانه میباشد که در این دوره آماری، این تغییرات در اصفهان با بازه زمانی فصلی تطابق و هماهنگی کاملی دارد، به طوری که میانگین میزان ازون هر 4 فصل دارای اختلاف معنیدار در سطح احتمال 1 درصد با یکدیگر میباشند. این در حالی است که این هماهنگی در مورد ماههای سال مشهود نمیباشد. تمرکز و غلظت فصلی ازون در فصل بهار به حداکثر و در فصل پاییز به حداقل میرسد. تمرکز و غلظت فصلی ازون در بازه ماهانه در ماه مارس (اسفند) به حداکثر و در ماه اکتبر (مهر) به حداقل میرسد. بررسی روند در میانگین سالانه سری زمانی ایستگاه مزبور حاکی از عدم وجود روند در دادهها در سطح احتمال 5 درصد میباشد.
در ارتباط انسان با طبیعت گیاهان و فضای سبز از دیرباز، یکی از نیازهای اصلی در فضای زندگی بشر بوده که با گسترش شهرها، زندگی شهرنشینی و فزونی آلایندههای ناشی از فعالیتهای انسانی اهمیت خود را در بعد مادی و معنوی زندگی انسان بیشتر نشان داده است.
در توسعه پایدار شهری توزیع متناسب فضای سبز با توجه به پراکندگی متوازن جمعیت یکی از اصول برقراری عدالت جغرافیایی است.
هدف این پژوهش بررسی جایگاه فضای سبز مناطق شهر شیراز در ارتباط با چگونگی توزیع جمعیت با توجه به رویکرد توسعه پایدار میباشد.
روش تحقیق این پژوهش بر اساس هدف کاربردی و بر اساس ماهیت توصیفی- موردی است که در بررسی عدم تعادل پراکنش جمعیت در سطح مناطق شهر شیراز و ارتباط مستقیم آن با توزیع فضای سبز شهری از ضریب آنتروپی و مدل تبدیل کوییک استفاده گردیده است.
از یافتههای این پژوهش میتوان به مواردی چون عدم توازن فضای سبز شهری در ارتباط با روند نامتعادل جمعیت در سطح مناطق شهر شیراز طی دورههای زمانی (1385-1365) بر اساس شاخص ویلیامسون اشاره کرد.
در دهههای اخیر رشد شتابان شهرنشینی و نیز وجود تأثیرات متقابل فضایی و روابط عملکردی بین کلان شهرها با نواحی پیرامونی، موجبات تغییرات عمدهای در جوامع و بالاخص عرصههای روستایی حوزه نفوذ آنها گردیده است. تغییر ساختارهای کارکردی و کالبدی از جمله آنهاست. وجود مشکلات و معضلات عدیده در کلانشهرها (اعم از گرانی زمین و مسکن، آلودگی بیش از حد هوا و...) به عنوان عوامل دافعه و در مقابل ارزانی زمین و مسکن، هوا و محیط سالم و... در مناطق روستایی به عنوان عوامل جاذبه در این امر تأثیرگذار بودهاند.
تحقیق حاضرکه عمدتاً بر تغییرات کالبدی روستاهای خوابگاهی تأکید دارد، از نوع کاربردی و توسعهای بوده و روش بررسی آن توصیفی ـ تحلیلی میباشد. شالوده مطالعه مبتنی بر مطالعات میدانی است و جهت به تصویر کشیدن تغییرات، از تصاویر ماهوارهای چندزمانهای سنجنده TM و ETM+ مربوط به سالهای 1366 و 1382 بهره گرفته میشود.
نتایج بررسی نشان میدهد که تغییرات کالبدی قابل توجهی در روستاهای خوابگاهی مورد مطالعه بوقوع پیوسته است. از بین رفتن زمینهای زراعی و باغات به نفع دیگر کاربریها و بالاخص کاربری مسکونی از تبعات منفی این تغییرات بوده است. در ضمن نحوه گسترش فیزیکی کلانشهر تبریز حکایت از گسترش آن به جانب روستاهای مورد مطالعه و بویژه روستاهای کرکج، نعمتآباد و کجاآباد دارد. در کل از آنجایی که تمامی این تحولات خودجوش و بدون برنامهریزی صورت گرفته است، به نظر میرسد که در سالهای آتی روستاهای مورد مطالعه در صورت تداوم روند کنونی، دچار مشکلات و از آن جمله مشکلات زیست محیطی بیشماری گردند.
امروزه گسترش سریع شهرنشینی، رشد جمعیت، صنعتی شدن، عدم ساماندهی سیستم حمل و نقل و ترافیک شهری و کمبود فضای سبز موجب افزایش غلظت آلودگی هوا در شهرها، بویژه شهرهای بزرگ شده اند. براین اساس، توجه به مسأله آلودگی هوا و شناخت عواملی که موجب افزایش غلظت آلاینده ها می شوند از اهمیت فراوانی برخوردار است. از اینرو هدف از این پژوهش، شناسایی عوامل موثر بر آلودگی هوا در ایستگاه میدان نماز شهر تبریز می باشد.
بدین منظور، مؤلفه های اصلی در هر فصل از سال تعیین گردیدند و با بهره گیری از مدل رگرسیون چندمتغیره، عامل یا عامل های اصلی مشخص شدند. نتایج این تحقیق نشان می دهد که عوامل اقلیمی (مانند سرعت و جهت باد و دما) و عوامل انسانی (مانند ازدحام جمعیت، کمبود فضای سبز، ترافیک سنگین، معابر نامناسب و...) تأثیر زیادی در آلودگی هوا دارند. براین اساس توجه ویژه به عوامل انسانی می تواند موجب کاهش آلودگی هوا در منطقه مرکزی شهر گردد.