ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰٬۶۶۱ تا ۳۰٬۶۸۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۳۰۶۶۱.

تحلیل نقش سازمان فضایی کلان شهرها در حمل ونقل کم کربن، نمونه موردی: شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۹
هدف این پژوهش تحلیل تأثیر سازمان فضایی شهر و وضعیت ارتباطی عملکردهای تجاری آن با یکدیگر می باشد. تک مرکزیتی و چند مرکزیتی بودن شهرها می تواند تأثیر شگرف بر مسافت سفرها ایفا نماید و بدین ترتیب از اتلاف وقت و انرژی در شهرها جلوگیری شود. وسایل نقلیه موتوری تولیدکننده گازهای گلخانه ای می باشند و موجب گرمایش زمین در طولانی مدت می شوند. شناخت این عوامل می تواند  میزان انتشار گازهای گلخانه ای را کاهش داده و از گرمایش زمین جلوگیری کند. نوع تحقیق کاربردی و روش بررسی توصیفی-تحلیلی می باشد. این تحقیق، پس از مطالعات علمی جهت برآورد گازهای گلخانه ای براساس فرمول های پیشنهادی توسعه پاک (CDM) انجام گرفته است. سازمان فضایی کلان شهر مشهد در دو سناریو مورد بررسی قرار گرفت. سناریو اول ، سازمان فضایی تک مرکزی موجود شهر و سناریو دیگر شهر با سازمان فضایی سه مرکزی در امتداد استخوان بندی شهر در نظر گرفته شد. سازمان فضایی متعادل کلان شهر مشهد موجب کاهش انتشار گازهای گلخانه تا حدود 43 درصد در بخش خودروهای شخصی می شود. میانگین مسافت طی شده به وسیله خودروهای شخصی در سازمان فضایی متعادل حدود 4 کیلومتر کاهش می یابد. کاهش انتشار گازهای گلخانه ای به میزان 9/7 کیلوگرم  CO2 به ازای هر مسافر می باشد. وجه تمایز و نوآوری این پژوهش بررسی ارتباط شاخص مرکزیت در  سازمان فضایی کلان شهرها و میزان انتشار گازهای گلخانه ای می باشد.
۳۰۶۶۲.

ارزیابی وضعیت هوش سازمانی در شهرداری های شرق مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۲
هدف از این پژوهش بررسی وضعیت هوش سازمانی در مدیریت شهری شرق استان مازندران بوده است. طبق نظر آلبرخت هوش سازمانی استعداد و ظرفیت یک سازمان در حرکت بخشیدن به توانایی ذهنی سازمان و تمرکز این توانایی درجهت رسیدن به رسالت سازمان می باشد. مولفه های هوش سازمانی بر اساس مدل آلبرخت عبارتند از: 1. چشم انداز استراتژیک، 2. سرنوشت مشترک، 3. میل به تغییر، 4. روحیه، 5. اتحاد و توافق، 6. کاربرد دانش و 7. فشار عملکرد. روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و نمونه های تحقیق شامل 133 نفر از کارکنان ستاد اداری پنج شهرداری نکا، رستم کلا، بهشهر، خلیل شهر و گلوگاه بوده اند که به روش نمونه گیری گروهی انتخاب شدند. ابزار تحقیق پرسش نامه هوش سازمانی آلبرخت با ضریب پایایی آلفای کرونباخ 918/0 بوده است. نتایج اصلی پژوهش نشان داد که: 1. بر اساس آزمون t تک نمونه با فاصله اطمینان 95 درصد، میانگین وضعیت هوش سازمانی و مولفه های آن در حد مناسبی بوده است؛ 2.بر اساس آزمون فریدمن، بین رتبه میانگین حداقل دو مولفه از مولفه های هوش سازمانی تفاوت معناداری وجود داشته است. رتبه بندی میانگین ها بر اساس مولفه ها عبارت بودند از: 1.فشار عملکرد، 2. روحیه، 3. اتحاد و توافق، 4.سرنوشت مشترک، 5. کاربرد دانش، 6. میل به تغییر، 7. چشم انداز استراتژیک. در نهایت یافته های پژوهش ضرورت توجه بیشتر به بهبود مستمر مولفه های هوش سازمانی و توسعه همزمان و متوازن این مولفه ها را نمایان ساخت.
۳۰۶۶۳.

ارزیابی عملکرد بهره برداری از سدهای حوضه آبریز ارومیه با رویکرد پویایی سیستم ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۱۷
در مدیریت جامع منابع آب در سطح حوضه، یکپارچه دیدن سیستم و در نظر گرفتن اندرکنش میان اجزای مختلف آن ضروری است. روش پویایی سیستم، یک ابزار مدیریتی براساس این نگرش است که علاوه بر تشریح سیستم های پیچیده ی منابع آب براساس واقعیت، امکان دخالت کاربر در توسعه مدل را نیز فراهم می آورد. تحقیق حاضر در حوضه آبریز دریاچه ارومیه و با تاکید بر روند افت تراز آب دریاچه ارومیه انجام گرفته است. در پژوهش حاضر، تلاش شد تا رفتار تراز آب دریاچه تحت تاثیر طرح های سازه ای در حوضه بررسی شود. بدین منظور مدل مفهومی سیستم منابع آب حوضه با در نظر گرفتن متغیرهای مؤثر بر معادله بیلان آبی سدها جهت برآورد مقادیر سرریز از سدها و جریان زیست محیطی ورودی به دریاچه در محیط مدل Vensim شبیه سازی شد. پس از اعتبارسنجی مدل، با طراحی دو سناریو، اثر هر یک از طرح های سازه ای و هم چنین الگوی نیاز آبی تامین شده از هفت زیرحوضه ی اصلی بررسی شد. نتایج نشان داد که طرح های سازه ای در سطح حوضه 42 درصد از جریان ورودی به دریاچه را کاهش داده اند که از این میزان حدود 26 % مربوط به بهره برداری از هفت سد اصلی است و 16 % در ارتباط با توسعه کشاورزی و افزایش بهره برداری از نیاز آبی در حوضه بوده است. 
۳۰۶۶۴.

مقایسه مدل های SRM و HEC-HMS در شبیه سازی رواناب ناشی از ذوب برف حوضه ی آبریز شهرچای ارومیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۰۵
ه دف این مطالعه، شبیه سازی رواناب حاصل از ذوب ب رف در حوضه ی ش هرچای، با استفاده از دو مدل SRM و HEC-HMS است. بدین منظور، ابتدا با وارد کردن داده های پوشش برف، متغیرهای هواشناختی و پارامترهای لازم به مدلSRM ، رواناب ناشی از ذوب برف شبیه سازی شد. در مدل HEC-HMS نیز پس از ایجاد مدل حوضه با نرم افزار HEC-GeoHMS در محیطGIS  و ایجاد مدل هواشناختی و واردکردن پارامترهای لازم مانند تلفات، روندیابی و ذوب برف شبیه سازی انجام شد. ضریب تعیین (R2) مدل SRM معادل 9/0 و درصد خطای حجمی آن (DV) 96/1 به دست آمد. از طرفی مدل HEC-HMS نیز با دقت رضایت بخش (ولی کمتر از SRM) شبیه سازی رواناب ناشی از ذوب برف را انجام داد. به طوری که ضریب تعیین ( R2) آن 85/0 و درصد خطای حجمی آن (DV) 1/2 درصد به دست آمد. صرف نظر از دقت بالای مدل SRM یکی از نقاط قوت مدل HEC-HMS، استفاده از داده های دما و بارش است؛ در صورتی که مدل SRM علاوه بر این پارامترها نیازمند داده های مساحت سطح پوشش برف است که از تصاویر ماهواره ای به دست می آید. نتایج نشان داد که مقدار کل رواناب در منطقه ی  مورد مطالعه با مدل SRM ، معادل 106×9/129 متر مکعب بود. در حالی که این رقم با مدل HEC-HMS معادل با 106×6/129 متر مکعب به دست آمد. با مقایسه ی  این ارقام با مقدار مشاهداتی (یعنی 106×4/132 متر مکعب) می توان نتیجه گرفت که عملکرد مدل SRM در مقایسه با مدل HEC-HMS نسبتأ خوب است.
۳۰۶۶۵.

پیش بینی تغییرات کاربری اراضی با استفاده از روش های پردازش شیءگرا و زنجیره مارکوف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۱۹۷
کاهش سطح تراز آبی دریاچه ارومیه و اثرات آن بر محیط پیرامون دریاچه از موضوعات و چالش های مهم ملی و بین المللی در دو دهه اخیر بوده است. بر اساس مطالعات صورت گرفته یکی از مهم ترین عامل اثرگذار بر این روند تغییرات اراضی، به ویژه کشاورزی بوده است. بر همین اساس هدف تحقیق حاضر بررسی وضع فعلی و پیش بینی وضعیت آتی کاربری اراضی حوزه آبخیز گدارچای واقع در استان آذربایجان غربی یکی از زیر حوضه های مهم حوضه آبریز دریاچه ارومیه است. به همین منظور ابتدا تصاویر ماهواره ای سنتینل-۲ برای سال های میلادی ۲۰۱۶،2020 و ۲۰۲۲ از سایت کپورنیک اتحادیه اروپا دریافت گردید. سپس روش های پیش پردازش در محیط نرم افزارهای مختلف اعمال و تصاویر مربوطه به محیط نرم افزار eCognition ارسال شد. در این محیط با استفاده از روش های مختلف دانش پایه و شی گرا (به ویژه سگمنت سازی و تولید لایه های ضرایب مختلف) روش طبقه بندی نزدیک ترین همسایگی اجرا و نقشه های کاربری اراضی تولید شد. درنهایت از مدل زنجیره مارکوف به منظور پیش بینی تغییرات کاربری اراضی در سال های آتی استفاده گردید. برای بررسی صحت مدل CA مارکوف، ابتدا نقشه تغییرات پیش بینی شده سال 2022 با نقشه طبقه بندی 2022 صحت سنجی شد. نتایج تحقیق نشان داد که با کاربرد روش های دانش پایه به ویژه طبق ه بن دی نزدیک ترین همس ایگی امکان تولید نقشه های کاربری اراضی با دقت بالا (ضریب کاپا ۹۰ درصد) امکان پذیر است. ضمناً با اعمال مدل مارکوف نقشه های تغییرات کاربری اراضی با دقت قابل قبول (در حد ۸۰ درصد) امکان پذیر است. نتایج نهایی مبین این واقعیت است که تا سال ۲۰۲۸ میلادی کاربری اراضی کشاورزی (۱۳.۸۹) کشت دیم (14/1) محدوده های مسکونی (33/0) و عرصه های نمکی دریاچه ارومیه حدود (26) درصد افزایش خواهد داشت. یادآور می گردد کلاس کاربری خاک در حد (26/10) و مراتع به میزان (35/5) درصد کاهش خواهند داشت. درمجموع مدل های نهایی مبین دقت بالایی روش های دانش پایه و شیء گرا و کارایی مناسب مدل مارکوف در روند مطالعه تغییرات کاربری اراضی هستند.
۳۰۶۶۶.

تغییرات فصلی غلظت آلودگی و ارزیابی ریسک اکولوژیک عناصر سنگین در گرد و غبار اتمسفری شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۲۰۲
فرونشست گرد و غبار به طور گسترده در مناطق خشک و نیمه خشک جهان اتفاق می افتد. به دلیل ریز بودن و بالا بودن جذب سطحی ذرات گرد و غبار، امکان انتقال آلودگی بالا با اتصال فلزات سنگین به آنها وجود دارد. یزد از جمله شهرهای صنعتی ایران است که کارخانجات و صنایع مختلف فولاد و کاشی و سرامیک در اطراف آن وجود دارد. این مطالعه به منظور بررسی آلودگی عناصر سنگین در گرد و غبار اتمسفر شهر یزد انجام شد. نمونه های گرد و غبار به صورت فصلی از پائیز 1397 تا تابستان 1398 و از 30 نقطه با استفاده از تله های رسوبگیر نصب شده در بام ساختمان های یک طبقه جمع آوری شد. غلظت عناصر سنگین تعیین و شاخص های ارزیابی آلودگی فلزات سنگین شامل شاخص زمین انباشتگی (Igeo)، شاخص جامع آلودگی نمرو INPI))، شاخص آلودگی تجمعی IPI)) و شاخص ریسک اکولوژیک اصلاح شده (MRI) برای ارزیابی سطح و میزان آلودگی گرد و غبار در منطقه محاسبه شدند. بر اساس نتایج شاخص آلودگی تجمعی دو فصل پائیز و زمستان دارای شاخص آلودگی زیاد و فصل بهار و تابستان دارای مقدار آلودگی متوسط است. بر اساس شاخص جامع آلودگی نمرو عناصر آرسنیک، کادمیوم و روی به ترتیب با میانگین 8/7، 7/3 و 9/6 در کلاس آلودگی شدید قرار دارند. مقادیر متوسط شاخص انباشتگی به ترتیب از بیشتر به کمتر روی>کروم> مس> سرب>آرسنیک>کبالت> آهن> نیکل> منگنز> کادمیوم می باشد. نتایج شاخص ریسک اکولوژیک اصلاح شده نیز در همه فصول بین 300 تا 600 بوده است و به همین دلیل منطقه در طبقه ریسک اکولوژیک قابل توجه قرار می گیرد.
۳۰۶۶۷.

تحلیل عوامل کالبدی موثر بر تاب آوری مناطق حاشیه نشین در کلانشهرها (مطالعه موردی: محله ایده لو شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۶
در دهه های اخیر، افزایش جمعیت در مناطق شهری به عنوان یک پدیده مهم، پیچیدگی ها و مشکلات زیادی را در زمینه های مختلف ایجاد کرده است. وجود بحران های اقتصادی، اجتماعی، محیط زیستی و کالبدی همراه با رشد حاشیه نشینی در شهرها، تاب آوری شهری و مدیریت بحران در این سکونتگاه ها را برجسته کرده است. یکی از ابعاد مهم تاب آوری، بعد کالبدی آن است. هدف تحقیق تحلیل عوامل کالبدی موثر بر تاب آوری مناطق حاشیه نشین در کلانشهرهاست. روش تحقیق حاضر، توصیفی - اکتشافی و از نوع ترکیبی کیفی و کمی است. جامعه آماری متشکل از 30 نفر از خبرگان شهری است. در تجزیه و تحلیل کمی از روش نظریه - مبنا و نرم افزار مکس کیودی و در تحلیل های کمی از روش معادلات ساختاری استفاده شده است. برای ارزیابی پایایی سوالات، آلفای کرونباخ به کار رفته است. نتایج تحلیل عاملی مرتبه دوم نشان داد که بارهای عاملی تمام شاخص های کالبدی در تاب آوری مناطق حاشیه نشین شهر تبریز(محله ایده لو) بزرگ تر از 4 /0 و در سطح احتمال 99 درصد معنی دار هستند. بیشترین تأثیرات مربوط به عامل نفوذپذیری بوده با بار عاملی (86/0) و بعد آن به ترتیب عوامل انعطاف پذیری (72/0)، پایداری کالبدی (68/0) و ایمنی با بار عاملی (62/0) قرار دارند. در نتیجه چگونگی ایجاد تاب آوری کالبدی یک استراتژی حفاظتی مؤثر در مناطق حاشیه نشین است. ایجاد فضاهای تاب آور، مناطق امنی را در یک منطقه حاشیه نشین پدید می آورد و  ظرفیت های محلی را تقویت می کند.
۳۰۶۶۸.

بررسی تطبیقی زیبایی شناسی بصری فضای شهری در محلات گلستان و مرادآب از شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۱۹۱
زیبایی در زمره متعالی ترین نیازهای بشری است. انسان از زمانی که به ساخت شهرها مبادرت ورزیده، به حس زیبایی شناسی توجه داشته است. هدف این پژوهش ارزیابی مقایسه ای دو محله گلستان و مرادآب به عنوان دو محله مشهور برخوردارترین و نابرخوردارترین محلات از شهر کرج، به لحاظ شاخص های زیبایی شناسی فضای شهری است. روش تحقیق توصیفی_ تحلیلی بوده و گردآوری داده ها در خصوص 14 مؤلفه برگزیده مربوط به زیبایی شناسی محیط شهری، با روش مشاهده مستقیم و استفاده از ابراز سیاهه ارزیابی صورت گرفته است. برای تحلیل و مقایسه سطح زیبایی شناسی دو محله، پارامترهای آمار توصیفی به کار گرفته شده و برای تحلیل نابرابری های فضایی به ترسیم نقشه های پهنه بندی در سیستم اطلاعات جغرافیایی و محاسبات و تحلیل بر روی جداول توصیفی مربوط، مبادرت گردیده است. با توجه به ارزیابی شاخص ها در دامنه امتیازات 10-1 و قائل شدن امتیاز بالاتر به سطح بالاتر از زیبایی شناسی، یافته ها نشان دادند که رقم میانگین کل شاخص ها در محله گلستان 6/31 و در محله مرادآب 2/57 است. همچنین در محله گلستان رقم میانه 6/43 و رقم چارک اول 4 است درحالی که در محله مرادآب این ارقام به ترتیب 1/78 و 1 هستند. تحلیل فضایی نقشه پهنه بندی نشان داد که در محله گلستان در مجموع شاخص ها، پهنه هایی که به لحاظ زیبایی شناسی در سطوح «بسیار پایین» و «پایین» قرار داشته باشند وجود ندارد حال آنکه در محله مرداب، هیچ پهنه ای در سطوح «بالا» و «متوسط بالا» قرار ندارد، می توان نتیجه گرفت که محله گلستان در سطح بالایی از نظر شاخص های زیباشناسی قرار داشته و نابرابری فضایی زیادی در درون و میان دو محله مطالعه شده، وجود دارد.
۳۰۶۶۹.

پایش مکانی خشکسالی با استفاده از شاخص های سنجش از دوری (مطالعه موردی: استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۱۷۲
سابقه و هدف: پایش خشکسالی به دلیل تأثیرات گسترده آن در اقتصاد، محیط زیست و جامعه، مسئله ای حیاتی است. برای پایش دقیق خشکسالی، داده های جامع و یکپارچه هواشناسی و هیدرولوژیکی ضروری است؛ به ویژه در مناطقی مانند استان سیستان و بلوچستان که با خشکسالی شدید مواجه است. مطالعات اقلیمی نشان می دهد که استان سیستان و بلوچستان، به دلیل عوامل اقلیمی مانند بارندگی اندک، تبخیر بالا، بادهای شدید و پوشش گیاهی محدود، به منطقه ای خشک و بسیار مستعد خشکسالی های طولانی مدت تبدیل شده است.مواد و روش ها: در این پژوهش، برای ارزیابی جامع خشکسالی در استان سیستان و بلوچستان، از داده های ماهواره ای مادیس و گریس بهره گرفته شد و شاخص پوشش گیاهی VHI برای پایش تغییرات پوشش گیاهی و شاخص TSDI برای تحلیل تغییرات منابع آب زیرزمینی به کار رفت. برای اعتبارسنجی نتایج، داده های رطوبت خاک GLDAS به منزله داده مرجع در نظر گرفته شد. با توجه به محدودیت های داده ای گریس، دوره مشترک شانزده ساله (2002-2017) برای تحلیل انتخاب شد. همچنین، برای بررسی روندهای بلندمدت خشکسالی، شاخص SPEI طی دوره سی ساله (1987-2018) محاسبه شد.نتایج: از لحاظ جغرافیایی، نقشه های VHI نشان داد استان سیستان و بلوچستان، در تمامی سال ها، با خشکسالی متوسط و ملایم روبه رو بوده و در سال های منتهی به دوره مطالعاتی، بر شدت خشکسالی ها افزوده شده است. به منظور پایش خشکسالی هیدرولوژیکی، از محصول ماهواره ای گریس استفاده شده است که تغییر در مقدار آب زمینی را اندازه گیری می کند. نتایج مطالعه شاخص TSDI مفهوم کمّی خشکسالی را پوشش می دهد. این شاخص، با هدف پایش خشکسالی هیدرولوژیکی، در تمامی حوضه های آبریز درجه 3 (پنجاه حوضه) محاسبه شد. فرایند پایش خشکی، در گام نخست، با محاسبه کسری خشکسالی به منزله ماه هایی با TWSA منفی به صورت چهار ماه متوالی تعریف شد. نتایج میزان افزایش کسری خشکسالی، از جنوب به شمال استان مورد مطالعه را به خوبی به نمایش گذاشته است. تمامی حوضه ها، تقریباً از 2011، با کسری های بزرگی مواجه بودند. این مطالعه، ازطریق برآورد کسری و کاهش ذخیره کلی آب زمینی در ماه آوریل، نشان داد تمامی حوضه ها، در سال های منتهی به پایان دوره مطالعاتی، شاهد کمبود ذخیره آب، آن هم در محدوده خطرناک و استثنایی بوده اند.نتیجه گیری: نتایج حاصل از VHI نشان داد که استان مورد مطالعه، در سال های اخیر، دچار خشکسالی گسترده ای شده است. مناطق جنوبی و مرکزی استان با کلاس های شدیدتر خشکسالی مواجه بوده اند. تحلیل نمودارهای شاخص خشکسالی، در کلاس های متفاوت شدت خشکسالی، تأیید می کند که همه حوضه های آبریز با شرایط خشکسالی، به ویژه در سال های اخیر، روبه رو بوده اند. داده ها نشان می دهند که استان با بحران شدید آب مواجه است. اقدامات فوری و هماهنگ برای مقابله با این چالش ضروری است.
۳۰۶۷۰.

شناسایی ظرفیت های اقتصادی و اجتماعی جامعه عشایری غرب ایران (مطالعه موردی: شهرستان روانسر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
جامعه عشایر علی رغم محدودیت ها و محرومیت های متعدد، نقش کلیدی را در تأمین مواد اولیه مورد نیاز جوامع شهری و روستایی ایفا می کنند. پرورش دام، تولید صنایع دستی، حفاظت و حراست از مرزها، تنها بخشی از توانمندی های این قشر تلاشگر است. با توجه به بنیان های جغرافیایی حاکم بر کشور، میان مناطق مختلف به لحاظ ظرفیت های جامعه عشایری تمایزات فراوانی وجود دارد. بهره مندی از توانمندی های جامعه عشایر، در گرو شناسایی ظرفیت های آن ها در نواحی مختلف است. از این رو هدف اصلی پژوهش کمی و کاربردی حاضر که با ترکیبی از روش های توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، شناسایی ظرفیت های اقتصادی و اجتماعی جامعه عشایر شهرستان روانسر است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی عشایر شهرستان روانسر است که از میان آن ها 150 نفر به عنوان نمونه آماری در نظر گرفته شده اند. داده های میدانی، از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید که روایی و پایایی آن تأیید شده است. جهت تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده از جدول توزیع فراوانی، تکنیک تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون تحلیل واریانس و تست دانکن در نرم افزار SPSS استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد شش عامل کلیدی به عنوان مهم ترین ظرفیت های اقتصادی و اجتماعی جامعه عشایر شناسایی شده اند و در مجموع توانسته اند حدود 64 درصد واریانس متغیر وابسته را تبیین نمایند. در این میان سه عامل مهم تر عبارت اند از: رونق درآمدزایی و کسب و کار (289/12 درصد)، متنوع سازی فعالیت اقتصادی (765/10 درصد) و تقویت سرمایه اجتماعی (667/10 درصد). نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد آماره F با مقدار 598/82 در سطح 95/0 درصد اطمینان معنادار بوده و تفاوت معناداری میان جوامع عشایری به لحاظ ظرفیت های اقتصادی و اجتماعی وجود دارد. نتایج آزمون دانکن نشان داد جامعه عشایری متعلق به دو روستای بدرآباد و گرگیدر به ترتیب با میانگین رتبه ای 657/4 و 55/3 دارای بیشترین و کم ترین ظرفیت اقتصادی و اجتماعی هستند.
۳۰۶۷۱.

اثرات خشک سالی بر فعالیت ها و معیشت خانوارهای روستایی (موردمطالعه: شهرستان میرجاوه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۳۱
تغییرات آب وهوایی و ازجمله وقوع خشک سالی اثرت زیادی بر فعالیت ها و معیشت خانوارهای روستایی به ویژه در روستاهای مناطق مرزی که با کمبود گزینه های معیشتی روبه رو هستند، وارد می سازد. با توجه به اهمیت این موضوع، در پژوهش حاضر به بررسی اثرات خشک سالی بر فعالیت ها و معیشت خانوارهای روستایی شهرستان میرجاوه پرداخته شد. تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن توصیفی-تحلیلی است. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات پرسش نامه، مصاحبه ی آزاد و مشاهده ی محقق از منطقه ی موردمطالعه بوده است. جامعه ی آماری، خانوارهای روستایی شهرستان میرجاوه در استان سیستان و بلوچستان است (29752 N=). با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری سهمیه ای، 348 خانوار به عنوان نمونه انتخاب گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آمار توصیفی و مدل رگرسیون لجستیک باینری (روش LM-نیوتن-مارکارد-رافسون) استفاده شد. نتایج نشان داد که از میان 18 متغیر در نظر گرفته شده، وقوع خشک سالی به ترتیب بیش ترین اثر را بر پنج متغیر کاهش تولیدات کشاورزی، کاهش درآمد و پس انداز، افزایش مهاجرت روستایی، کاهش منابع آب و کاهش تنوع گیاهی و جانوری منطقه داشته است. همچنین از نظر اثرات کلی خشک سالی بر ابعاد معیشتی خانوارهای روستایی، این پدیده بیش ترین اثر را بر فعالیت های اقتصادی، محیطی- فیزیکی و اجتماعی داشته است. از نتایج این پژوهش برای کاهش اثرات خشک سالی بر فعالیت ها و معیشت روستایی، کاهش مهاجرت روستایی و انجام روش های سازگاری با اثرات مهم آن می توان استفاده نمود.
۳۰۶۷۲.

سنجش و مقایسه ردپای بوم شناختی و ظرفیت زیستی شهرستان های استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۰۸
در دهه های اخیر مشکلات محیط زیستی ناشی از فعالیت های انسانی، به عنوان یک چالش جدی برای توسعه پایدار جهانی مطرح شده اند. یکی از مفاهیم کلیدی در این زمینه، ردپای بوم شناختی است که به میزان مصرف منابع طبیعی توسط جامعه انسانی اشاره دارد و در مقایسه با مفهوم ظرفیت زیستی که نشان دهنده توانایی زمین برای تأمین نیازهای انسانی و جذب پسماندها است، کمبود بوم شناختی منطقه را مورد ارزیابی قرار می دهد. پژوهش حاضر، به تحلیل تولیدات بیولوژیکی به منظور محاسبه میزان بار و فشار وارده بر طبیعت در اثر بهره برداری انسان و میزان ظرفیت زیست کره جهت ارائه زمین مورد نیاز برای جذب کربن، مصارف انرژی، حمل ونقل و . . .  پرداخته است. در این پژوهش برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش ردپای اکولوژیک با واحد اندازه گیری هکتار جهانی (gha) استفاده شده و کمبود بوم شناختی شهرستان های استان مازندران برآورد شده است. نتایج نشان می دهد سرانه کمبود بوم شناختی کل استان در سال 1400، برای هر مازندرانی 49/0- درصد هکتار جهانی است. این مهّم بیانگر عدم تعادل میان فعالیت های اقتصادی و حفظ محیط زیست و همچنین مصرف بیش ازحدّ منابع طبیعی است. قائم شهر با بیشترین سرانه کمبود بوم شناختی (03/1- هکتار جهانی) ناپایدارترین شهرستان و گلوگاه با بیشترین سرانه مازاد بوم شناختی (54/2 هکتار جهانی) پایدارترین شهرستان استان هستند. پژوهش حاضر می تواند پایه ای برای تصمیم گیران و مسئولان جهت اتخاذ تدابیر مناسب و تصمیم گیری های آگاهانه برای حفظ محیط زیست باشد و توسعه پایدار مناطق را ایجاد کند.
۳۰۶۷۳.

تحلیل رفاه ذهنی کشاورزان در شرایط خشکسالی: مطالعه موردی شهرستان کوهدشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۸۰
بروز خشکسالی های مکرر در نقاط خشک و نیمه خشک روستایی، نه تنها خانوارهای کشاورز را با مشکلات اقتصادی و اجتماعی روبرو می سازد، بلکه رفاه ذهنی آنان را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو، پژوهشی با هدف تحلیل رفاه ذهنی کشاورزان در شرایط خشکسالی با استفاده از روش پیمایش انجام شد. کشاورزان شهرستان کوهدشت (23600=N) به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد و از بین آنها نمونه ای به حجم 379 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. داده ها به کمک پرسشنامه جمع آوری شد که روایی صوری آن توسط گروهی از متخصصان موضوعی تأیید گردید. برای سنجش میزان پایایی پرسشنامه نیز، یک مطالعه راهنما انجام شد و میزان آلفا کرونباخ مقیاس های سنجش در حد قابل قبولی بدست آمد. یافته های پژوهش نشان داد با توجه به این که معیشت بیشتر خانوارها بر پایه کشاورزی استوار است، خشکسالی، رفاه ذهنی کشاورزان را تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس، عواطف مثبت و رضایت از زندگی بالاترین رتبه را در سنجش رفاه ذهنی کشاورزان داشته اند. از سوی دیگر، میان رفاه ذهنی کشاورزان خرده مالک و غیرخرده مالک، دیم کار و آبی کار، سالخورده و غیرسالخورده، کمتر برخوردار و برخوردار تفاوت معنی داری وجود داشت. بنحوی که کشاورزان غیرخرده مالک، آبی کار، مسن و متمول از رفاه ذهنی بیشتری برخوردار بودند. بر اساس یافته های پژوهش، توصیه هایی برای افزایش رفاه ذهنی کشاورزان در مواجهه با خشکسالی ارائه گردید
۳۰۶۷۴.

تبیین مدل هنجار فضایی با هدف ترویج رفتار پایدار در مجتمع های مسکونی بر اساس نظریه نحو فضا (مطالعه موردی: شهر شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۴۹
مقدمه: با توجه به اهمیت رفتار افراد در تحقق اهداف پایداری، مدل های رفتاری به نحوی سعی در شناخت مولفه هایی داشته اند که پیش بینی کننده رفتار پایدار باشد. علی رغم تحقیقات بی شماری که رفتارها و ساختارهای فضایی را مورد مطالعه قرار داده اند، تاکنون تحقیقی در زمینه تاثیر رفتار فضایی بر رفتار پایدار انجام نشده است. پژوهش حاضر با افزودن رفتار فضایی به مولفه های مدل رفتار برنامه ریزی شده (انگیزش، نگرش، هنجار و کنترل رفتاری درک شده) به بررسی تاثیر این عامل پرداخته است. هدف پژوهش: هدف نهایی دستیابی به دیدگاه مشخص تری در رابطه بین محیط فیزیکی مسکن و رفتار انسان با تاکید بر فضامحوری معماری معاصر است. روش شناسی تحقیق: 516 پرسشنامه محقق ساخته که توسط محققان حوزه رفتار و روان شناسی مورد تایید قرار گرفته بود توزیع شد. چگونگی این تاثیرگذاری مستلزم بررسی ساختارهای فضایی و ویژگی های آن ها بود. به همین دلیل، الگوهای ساختاری و نحوی مسکن شهروندان مورد آزمون قرار گرفته نیز برداشت شد. مدل معادلات ساختاری، آزمون تحلیل واریانس و آزمون های نحوی محاسبه شاخص دید، هم پیوندی، عمق و ارزش فضایی ابزارهای تحلیلی این پژوهش بوده اند. قلمرو جغرافیایی پژوهش: شهر شیراز و مناطق 11 گانه آن محدوده مورد مطالعه تحقیق را تشکیل می دهند. یافته ها: رفتار فضایی دارای ارتباط مثبت و متقابل با همه فاکتورهای رفتار برنامه ریزی شده می باشد و بیشترین تاثیر را بر رفتار همیشگی و هنجارها داشته است. آزمون مقایسه میانگین نشان داد میان رفتار فضایی و رفتار پایدار افراد در دو الگوی مرکزگرا و محورگرا تفاوت معناداری وجود دارد. این تفاوت ناشی از ارزش فضایی قلمروهای مختلف و امکانات محیطی و فضایی بود که در اختیار ساکنان خود قرار می دهند. الگوی مرکزگرا، قلمروی عمومی را با یکپارچگی و دید بالاتر در معرض استفاده بیشتر قرار می دهد و الگوی محورگرا قلمروهای خصوصی را مورد اهمیت بیشتری قرار داده و خلوت گزینی را تشویق کرده است. نتایج: نتیجه تحقیق، با توجه به تاثیر استفاده پذیری و میدان های دید و عمق متوسط هر فضا که کنترل کننده ارتباطات و تعاملات بین اعضای یک جامعه کوچک مانند خانواده هستند، مدل هنجار فضایی نام گذاری شده است.
۳۰۶۷۵.

ارتباط کاربری های اراضی شهری با تغییرات ویژگی های تابش مطالعه موردی: شهرهای میانی استان مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۴۷
تغییر در توازن تابش از طریق افزایش شهرنشینی و تغییر کاربری منجر به افزایش درجه حرارت شهرها شده است. بیلان تابش از طریق ویژگی های شار تابش خالص (RN)شامل، آلبیدو (α)، طول موج بلند ورودی(RL ↓)، طول موج کوتاه ورودی(RS )، تابش بلند برگشتی(RL ↑)، و درجه حرارت سطح زمین (LST) قابل اندازه گیری است. پژوهش پیش رو بیلان تابش را با بهره گیری از تصاویر ماهواره ای لندست 4-5 و 8 برای سال های 1998، 2010 و 2017 در ماه آگوست برای منطقه مورد مطالعه مورد بررسی قرار داده است. ویژگی های تابش خالص در کاربری های مختلف (مناطق مسکونی شهری و حومه شهر، فضای سبز شهری و حومه شهر) از طریق آزمون تحلیل واریانس یک طرفه (آنوا) و آزمون تعقیبی توکی تحلیل شدند. نتایج نشان داد مقدار شار تابش در کاربری های انتخاب شده دارای تفاوت معناداری می باشند. تفاوت های یادشده به دلیل تغییر در مقادیر انرژی خروجی ( α و RL ↑) به وجود آمده است و هرگونه افزایش ساخت وساز و کاهش پوشش گیاهی در منطقه، نهایتاً منجر به تغییر بیلان تابش و شکل گیری خرد اقلیم جدید خواهد شد. بنابراین بخشی از روند افزایش درجه حرارت ایستگاههای هواشناسی که در شهرها قرار گرفته اند یا ایستگاه هایی که فضای سبز آنها طی زمان تخریب شده است نه به خاطر تغییر اقلیم و گرمایش جهانی بلکه متاثر از توسعه شهرها و تغییر کاربری بوده است.
۳۰۶۷۶.

توسعه کشاورزی ارگانیک و موانع فراروی آن از دیدگاه کارشناسان کشاورزی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۱۹
بر خلاف برنامه هایی که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوژی به کشاورزی داشت، اصلی ترین هدف آن یعنی تولید غذا نیز به خطر افتاده و باعث شده که در دهه های اخیر امنیت و سلامت غذا در قالب پروتکل ها و قراردادهای بین المللی مورد توجه قرار گیرد و تحقیقات متخصصان کشاورزی متوجه کشاورزی ارگانیک گردد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های توسعه کشاورزی ارگانیک و به روش توصیفی- همبستگی انجام گرفت. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان کشاورزی سازمان جهاد کشاورزی، مرکز تحقیقات کشاورزی و مرکز آموزش کشاورزی استان اردبیل (365=N) بودند که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و یا کارشناسی ارشد در یکی از گرایش های مهندسی کشاورزی بوده و در یکی از سازمان های مذکور اشتغال داشتند که بر اساس فرمول کوکران حجم نمونه 171 نفر تعیین شد. نمونه گیری بر اساس روش طبقه ای با انتساب متناسب بود و در داخل طبقه ها تعداد نمونه مورد نیاز به طور کاملاً تصادفی انتخاب شدند. ابزار اصلیجمع آوری داده ها، پرسشنامه بود که روایی محتوایی آن توسط کارشناسان و صاحبنظران تولیدات ارگانیک تأیید شد. پایایی ابزار سنجش با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ تأیید گردید که مقدار آن 76 .0 به دست آمد. نتایج تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، حکایت از شناسایی سه چالش اصلی شامل بینشی، اطلاعاتی و اقتصادی داشت. این عوامل درمجموع 28/ 64 درصد از کل واریانس مربوط به متغیرهای چالش های توسعه کشاورزی ارگانیک را تبیین کردند. با توجه به نتایج، توسعه کشاورزی ارگانیک بیش از هر چیز مستلزم توسعه اطلاعات تولیدکنندگان نسبت به تولید محصولات ارگانیک می باشد تا با اتکا به آن و برنامه ریزی در جهت ارائه آموزشهای بنیادین و اساسی به منظور ارتقا سطح دانش تولیدکنندگان، چالش های توسعه کشاورزی ارگانیک را مرتفع نمود .
۳۰۶۷۷.

ارزیابی عملکرد طرح های آبخیزداری بر وضعیت سیل خیزی حوزه آبخیز سد سیوند، استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۹
در ایران با وجود پنج دهه از اجرای طرح های آبخیزداری و حفاظت خاک، همچنان روش ارزیابی کمی و کیفی مناسبی جهت بررسی این اقدامات ارائه نشده است. تغییر کاربری، چرای مفرط دام، فرسایش خاک، تغییر هندسه آبراهه ها ازجمله عوامل هستند که در اکوسیستم موجب به هم خوردن تعادل هیدرولوژیک آبخیز می شوند. عدم تعادل سیستمی در حوزه آبخیز شهری خرمبید سبب تشدید سیلاب های شهری، افزایش فرسایش و رسوب گذاری خاک در پشت سدهای مخزنی و تخریب اراضی کشاورزی و جاده ها و روستاها و در ادامه کاهش توان تولید، منابع تولیدی شده است. این تحقیق با هدف ارزیابی عملکرد پروژه های (مدیریتی، بیولوژیک و سازه ای) بر رواناب خروجی و منابع آب در آبخیز خرمبید در استان فارس انجام شده است. در این تحقیق ابتدا به منظور تعیین طول مسیر حرکت جدید آب ارتفاع چکدم ها، طول مخزن و شیب آبراهه ها در زیر حوضه هایی که پروژه های سازه ای انجام شده است اندازه گیری شد. سپس زمان تمرکز جدید با استفاده از روش برانسی-ویلیامز محاسبه شد. در گام بعدی اطلاعات لایه پوششی خاک از قبیل درصد تاج پوشش گیاهی، گروه های هیدرولوژیک و وضعیت پوشش گیاهی برای تعیین شماره منحنی و حداکثر توان نگهداری و نفوذ در خاک به دست آمد. با استفاده از روش SCS و تحلیل منطقه ای حجم رواناب برای زیر حوزه های مختلف بعد از اجرای عملیات آبخیزداری استخراج گردید. نتایج نشان داد که پروژه های آبخیزداری منجر به افزایش متغیرهایی ازجمله زمان تمرکز و طول آبراهه اصلی و کاهش 41 و 72 درصدی در حجم سیلاب سالانه به ترتیب در زیر حوضه های A و C شده است.
۳۰۶۷۸.

شناسایی راهبردها و اولویت بندی مکانیابی بهینه سکونتگاههای روستاهای استان آذربایجان شرقی (مطالعه موردی روستای باشسیز کوه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۷
زمینه و هدف: در دهه های اخیر، تحولات جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی، به ویژه در مناطق روستایی، نیازمندی به یک نگاه کارآمد و مستدام به مسائل مسکن و توسعه سکونتگاه های روستایی را افزایش داده است. شناختن اصول مکان یابی بهینه در این حوزه امری حیاتی است که تأثیر مستقیم بر کیفیت زندگی اهالی روستاها و همچنین توسعه پایدار این مناطق دارد. روش بررسی: این پژوهش باهدف شناسایی راهبردها و اولویت بندی مکان یابی بهینه سکونتگاه های روستایی، به بررسی چالش ها و فرصت های این زمینه می پردازد. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و در زمره مطالعات میدانی محسوب می شود و در راستای اولویت بندی از روش «تحلیل سلسله مراتبی» به عنوان یک شیوه در دسترس، برای مراجع تصمیم گیر درزمینه راهبرد دفاعی- امنیتی می پردازید، تا این مراجع از این روش برای اولویت بندی و تعیین راهبرد دفاعی- امنیتی استفاده نمایند، یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصله از بررسی این معیارها و زیر معیارها بر اساس مدل فرآیند تحلیل سلسله مراتبی، نشان از امتیاز نسبی مکان شماره یک نسبت به مکان شماره دو هست. مکان شماره یک به لحاظ طبیعی و مخاطرات طبیعی از پایداری بیشتری نسبت به مکان پیشنهادی شماره دو برخوردار است هرچند مکان شماره دو نیز دارای پایداری نسبی هست. مکان پیشنهادی شماره یک دارای امتیاز 0.523 و مکان پیشنهادی شماره دو امتیاز 0.481 است. لازم به ذکر است با توجه به مساحت کم مکان پیشنهادی شماره یک، گروه کارشناسی مکان پیشنهادی شماره دو نیز جهت توسعه آتی روستا در نظر گرفته شود. بدین ترتیب پیشنهاد بر این است که ضمن تائید اولویت مکان شماره یک به عنوان سمت توسعه روستا در آینده، مکان پیشنهادی (سمت توسعه شماره دو) نیز به لحاظ طبیعی – اقتصادی - اجتماعی مورد تائید هست و ساکنین روستا به ویژه بخش های زاغه دار به آنجا انتقال داده می شوند.
۳۰۶۷۹.

طراحی مفهومی پارک های طبیعت گردی به عنوان تاسیسات گردشگری و تدوین ضوابط اجرایی آنها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۰ تعداد دانلود : ۲۲۴
هدف پژوهش حاضر طراحی مفهومی پارک های طبیعت گردی به همراه چگونگی اجرایی شدن آن در ایران منطبق بر نمونه مطالعاتی Awelani Eco-tourism Park در آفریقای جنوبی است. نتایج این پژوهش که با استفاده از روش اسنادی در بررسی پیشینه پژوهش و روش رگرسیون چندگانه توام صورت گرفته نشان می دهد که پارک های طبیعت گردی می توانند عرصه های طبیعی را برای انجام رشته های طبیعت گردی ویژه گردشگران مهیا سازند؛ به گونه ای بالاترین سطح ممکن ضوابط زیست محیطی و پایبندی کامل به اصول توسعه پایدار محقق شود. در این پژوهش سه عامل زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به عنوان اصول توسعه پایدار، مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری این پژوهش در چهار طبقه، شامل کارشناسان طبیعت گردی ادارات کل میراث فرهنگی 31 استان کشور، کارشناسان محیط زیست، جنگل ها و مراتع، فعالین طبیعت گردی، تورگردانان و راهنمایان، مجموعا از 227 نفر تشکیل شده است. نتایج ناشی از تحلیل پرسشنامه های این پژوهش نشان می دهد که فرضیه پژوهش مبنی بر تحقق حضور ضابطه مند گردشگران در محیط های طبیعی با طراحی و بومی سازی مفهوم بین المللی پارک های طبیعت گردی و در نتیجه حفاظت از منابع طبیعی محقق خواهد شد.
۳۰۶۸۰.

بررسی روند تغییرات کاربری اراضی با تاکید بر افزایش جمعیت طی سالهای 95-1380 ه.ش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۵۴
زمین منبع طبیعی محدود و تجدید ناپذیری است که تحت تاثیر فشارهای ناشی از افزایش جمعیت می باشد. جهت استفاده مطلوب از این منبع محدود آگاهی از کاربری اراضی و تغییرات آن ضروری است. این تغییرات اثرات مطلوب و نامطلوبی بر سکونتگاههای روستایی می گذارد که به طور کلی به سه دسته ی عوامل قانونی، عوامل اقتصادی و عوامل جمعیتی تقسیم می شود که عوامل جمعیتی در تغییرات کاربری اراضی مهمترین عامل است و دو عامل دیگر را تحت الشعاع قرار میدهد. پژوهش حاضر به بررسی روند تغییرات کاربری اراضی در شهرستان رشت در بازه زمانی 15 ساله و تاثیر تغییرات جمعیت بر آن می پردازد. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات اسنادی-میدانی است. جهت پی بردن به تغییرات کاربری از تصاویر ماهواره ای لندست، پردازش تصاویر ماهواره ای از نرم افزار ENVI ، ترسیم نقشه ها از نرم افزار Arc GIS و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد با گذشت زمان به کاربریهای انسان ساخت و کشاورزی افزوده شده و از کاربریهای بایر، جنگل و آبی کاسته شده است. بیشترین تغییرات در تغییر اراضی کشاورزی به کاربری انسان ساخت، اراضی جنگلی به اراضی کشاورزی، کاربری بایر به کاربری انسان ساخت و اراضی کشاورزی می باشد. همچنین از میزان کاربری آبی به دلایلی مانند؛مصرف بی رویه، افزایش جمعیت و تغییرات جوی کره زمین کاسته شده است. همچنین با در نظر گرفتن عامل جمعیت، مشخص شد بین رشد جمعیت و کاربری ساخته شده ارتباط مستقیم وجود دارد .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان