تحول در فضای ژئوپولیتیک محیط امنیتی آسیای جنوب غربی پس از حادثه 11 سپتامبر 2001، قدرتهای منطقه ای و فرامنطقه ای را به در پیش گرفتن رویکردهای متفاوت، نسبت به بحران های حادث شده در این منطقه، وادار نموده است. با توجه به آنکه کشور سوریه سالهای متمادی، نقش دروازه ورود ایران به جهان عرب، محورمقاومت و اتصال استراتژیک ایران به مدیترانه و ... را داشته است. لذا تضعیف سوریه ، علاوه بر تضعیف محور مقاومت، کاهش نفوذ و قدرت منطقه ای ایران را در پی خواهد داشت. پژوهش حاضر توصیفی - تحلیلی بوده و هدف اصلی نوشتار تجزیه و تحلیل قدرت منطقه ای ایران در پرتو مناقشات ژئوپولیتیکی سوریه می باشد. نتایج پژوهش نشانگر آن است که مناقشات ژئوپولیتیکی قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای کشور سوریه، تاثیرات اساسی بر قدرت منطقه ای جمهوری اسلامی ایران در برخواهد داشت.
با توجه به چالش های اخیر مناطق شهری و روستایی کشور، در سال های پیش رو، مناطق شهری و روستایی ایران با عدم قطعیت ها و مسائل کلانی روبرو خواهند شد. آمایش سرزمین و رفع چالش های مسائل کلان شهری و روستایی کشور در آینده نیازمند شناسایی این مسائل و برنامه ریزی برای رفع و یا کاهش اثرت آن است. لذا در این پژوهش با استفاده از رویکرد آینده پژوهی که دارای رویکردی کیفی- توصیفی است، به بررسی هدف تحقیق پرداخته شد. برای رسیدن به این هدف ابتدا با استفاده از ادبیات تحقیق و مطالعات کتابخانه ای و همچنین به کمک نظرات 70 کارشناس در زمینه های مختلف تحصیلی، ابتدا مسائل کلان توسعه شهری و روستایی و آمایش سرزمین در افق ایران 1420 شناسایی شدند. در ادامه با روش تحلیل کیفی و نظر کارشناسان امر سناریوهای استراتژیک کشور برای رفع چالش های آمایش کشور در افق 1420 ارائه شد. نتایج تحقیق نشان داد که آمایش کشور در افق ایران 1420 با اختلالات ناگهانی پیش بینی نشده و افزایش عدم اطمینان در کنار تغییرات دگرگون کننده اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، زیست محیطی، جمعیتی، ژئوپولتیک، تغییرات اقلیمی، فضای مجازی، افزایش نابرابری ها و تهدیدهای پیش بینی شده و نشده ای روبرو خواهد بود. در این راستا 20 سناریوی آینده نگر برای رفع مسائل کلان ارائه شده در پژوهش تدوین و طراحی شد که این سناریوها به منظور به چالش کشیدن مفروضات فعلی و طرح سوالات مهم برای آینده آمایش کشور ارائه و طراحی شده اند. این سناریوها تعدادی ملاحظات استراتژیک را برای چگونگی آماده سازی آمایش کشور برای پاسخگویی به نیازهای در حال توسعه جامعه شهری و روستایی در افق آمایش کشور 1420 در مواجهه با آینده ای بسیار پویا و نامشخص نشان می دهد.
نظریه توسعه پایدار شهری یکی از شاخصه های رسیدن به توسعه پایدار را گسترش حمل و نقل عمومی کارآمد در شهرها می داند؛ چراکه سامانه های حمل ونقل نقش بسزایی در پیشبرد نظام توسعه شهری در چارچوب توسعه پایدار دارند، امّا مشکلات مربوط به حمل ونقل باعث شده تا تأمین حمل ونقل ایمن و کارا یکی از مهم ترین مسائل پیش روی اغلب کشورها باشد؛ لذا لازم است به توسعه زیرساخت های حمل ونقل و گونه های مختلف آن توجه بیش تری شود. براین پایه، پژوهش حاضر قصد دارد نقش حمل ونقل هوشمند به خصوص تاکسی های اینترنتی را در توسعه اقتصادی- اجتماعی -پایدار شهری مورد مطالعه قرار دهد که براساس هدف جزء تحقیقات کاربردی و برمبنای ماهیت و روش جزء تحقیقات توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش، شهر تهران می باشد که اعضای آن از میان نمونه های دردسترس جهت مطالعه و بررسی انتخاب شده اند. داده ها به دو صورت میدانی و کتابخانه ای جمع آوری و با استفاده از نرم افزار ، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج تحقیق حاکی از آن است که بین شاخص توسعه اقتصادی و امکانات حمل و نقل هوشمند و همچنین شاخص توسعه اجتماعی- فرهنگی با خدمات حمل و نقل هوشمند، هیچ همبستگی معناداری وجود ندارد. در بررسی تفکیکی شاخص ها، بیش ترین تاثیر تاکسی های اینترنتی در بعد اقتصادی بر ایجاد فرصت شغل جانبی است و در بخش تاثیرات اجتماعی- فرهنگی نیز بیش ترین تاثیرات بر کیفیت زندگی مردم شهر، صرفه جویی در زمان شهروندان و مسافران و عدالت فضایی شهر؛ یعنی دسترسی به خدمات و امکانات تاکسی اینترنتی در هر زمان و مکان و برای همه بوده است.
حس مکان از فعالیت ها و تعاملات بین افراد و مکان ها و همچنین بین خود افراد در یک مکان خاص ناشی می شود. سطح بالای دلبستگی در میان ساکنان یک مکان، محله یا شهر بر اهمیت آن مکان برای افراد تاکید می کند، که منجر به افزایش مشارکت در فعالیت های مدنی و سیاسی و افزایش تعاملات اجتماعی شهروندان می شود. این ارتباطات عاطفی با مکان همچنین بر ظرفیت افراد برای پاسخ به تغییرات، درک خطرات و آماده شدن برای چالش های تاب آوری اجتماعی تأثیر می گذارد. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که تاثیر حس مکان بر تاب آوری اجتماعی در شهرستان مهستان چیست. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و توسعه ای و از نظر رویکرد توصیفی- تحلیلی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی جمع آوری شده است. تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (شامل توزیع فراوانی، میانگین، انحراف معیار و ضریب پراکندگی) و نیز آمار استنباطی مانند مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از SPSS و AMOS استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان شهر جدید به تعداد 95746 نفر می باشد. نمونه ای متشکل از 380 نفر به صورت تصادفی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های تحقیق نشان می دهد که وضعیت متغیر حس فضایی در محدوده متوسط 2.51 تا 3.5 قرار می گیرد. به طور مشابه، وضعیت متغیر تاب آوری اجتماعی نیز در محدوده متوسط 2.51 تا 3.5 قرار می گیرد. تحلیل فرضیه ها با استفاده از نرم افزار AMOS نشان می دهد که تأثیر حس مکان بر تاب آوری اجتماعی در شهرستان مهستان در سطح خطای 05/0 معنادار است. همچنین ضریب مسیر مثبت (/276) بیانگر رابطه مستقیم و مثبت است.
Urban spaces and in other words urban design and architecture have been found with close linkage with art and beauty especially the arts such as painting and sculpture. Addressing beauty at different areas such as creation of galleries to offer works of art, addressing form of urban spaces and representing works of art in urban environment have improved social life and increased identity, consensus and collective solidarity. On the other hand, it can provide an interesting and calm environment for the citizens and residents. Concurrent with the socio-political developments in the twentieth century and the progress of science and technology, all the areas of the arts were subjected to change. The metamorphosis of the art and stylistic developments took place and a large number of artists tended to innovative phenomena. Since the art at the twentieth century especially the second half of the twentieth century sought to affect the addressee, a group of the contemporary artists including sculptors have not known the tight enclosure of museums and galleries to represent their works and preferred to display their works at open space and wide and large places of cities. Representing works at open space requires largeness of dimensions of works at multiple scale and use of modern materials and techniques. Sol Lewitt (1928 - 2007) has been regarded among the artists at contemporary age at the area of Minimalism and Conceptual Art. American philosopher and theorist and contemporary art critic, Arthur Coleman Danto, has conducted articles in criticism to works by Sol Lewitt and has appeared in exhibition of his works. Lewitt made the earliest structures in 1965 and continued his activity at the 1970s by expansion of plans and planning for the larger projects which have been being made based on morphological and conceptual ideas. Ultimately his arrangements were proposed at huge scale and extended from the space of galleries and museums which tended to conceptual and minimalist art to the urban space. In the present research, works of this artist and ideas of Arthur C. Danto about minimalism and works of Sol Lewitt are analyzed. The main questions are as follow: What outcome representation of these works has in natural environment and urban space? how the border between art has removed the daily life and addressee?
امروزه فرونشسست به عنوان عامل مهمی در از بین رفتن منابع آب و خاک هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی به شمار می رود. پیشتر این رویداد در مناطق خشک و نیمه خشک به علت برداشت آب زیرزمینی و تغذیه ناکافی منابع زیرسطحی، امری عادی بود. اما در حال حاضر این رویداد در دشت-های مناطق معتدل، با ورودی آب تغذیه ای مناسب اتفاق می افتد. دشت خانمیرزا از جمله دشت های مناطق سرد و معتدل ایران است که با میانگین بارش 500 میلیمتر در سال و تغذیه کافی از لحاظ وجود منابع سطحی، رویداد فرونشست هم اکنون در آن با روند سریعی در حال اتفاق است. بدین منظور با هدف ارزیابی فعالیت تکتونیکی منطقه در ایجاد پدیده فرونشست از برخی شاخص های ژئومورفیک مانند شاخص شکل حوضه(BS)، گرادیان طولی رودخانه(SL)، عدم تقارن حوضه زهکشی(AF)، شاخص تقارن توپوگرافی معکوس(T)، شاخص انتگرل هیپسومتری(H) فرونشست منطقه از لحاظ تکتونیکی مورد مطالعه قرار گرفت. همین طور با استفاده از تداخل سنجی راداری نرخ فرونشست مشخص شد. بررسی این شاخص ها نشان داد که شاخص های، شکل حوضه(BS)، گرادیان طولی رودخانه(SL)، عدم تقارن حوضه زهکشی(AF)، شاخص تقارن توپوگرافی معکوس(T) ، بیانگر تکتونیک فعال در منطقه است. فعالیت های زمین ساخت باعث کشیدگی دشت و نامتقارن شدن دو طرف رود اصلی شده است. همین طور نتایج مربوط به تداخل سنجی راداری در بازه دوساله بیانگر این است که به موازات فرونشست( با نرخ 9 سانتیمتر) در بخش هایی از دشت، بخش های دیگر با بالاآمدگی( با نرخ 21 سانتیمتر) مواجه است.
امروزه افزایش جمعیت علت اولیه ی گسترش سریع شهرها محسوب می شود، لیکن پراکندگی نامعقول آن اثرات نامطلوبی بر محیط طبیعی و فرهنگی جوامع می گذارد. تلاش های زیادی برای برطرف ساختن اثرات منفی گسترش پراکنده شهرها به عمل آمده که عمده ترین آنها راهبرد رشد هوشمند به عنوان یکی از راهکارهای مقابله با پراکندگی توسعه شهری است که در واقع رشد هوشمند جایگزینی برای پراکندگی محسوب می شود. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحلیل رشد هوشمند شهری بر پراکندگی توسعه شهری شهر بهشهر می باشد. برای دستیابی یه این هدف از 5 شاخص (آموزشی، کالبدی، خدماتی، زیست محیطی و حمل و نقل) استفاده شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی می باشد. اطلاعات اولیه از طریق روش اسنادی (جستجوی کتابخانه ای) و داده های آماری از طریق شهرداری شهر بهشهر گردآوری شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل های کمی برنامه ریزی، از جمله تصمیم گیری های چندمعیاره ی تاپسیس و هلدرن استفاده شده است. بررسی های صورت گرفته نشان داد که بر اساس مدل هلدرن، در دهه های 1355-1385 حدود 60 درصد از رشد مساحت شهر با رشد جمعیت هماهنگ بوده و 40 درصد باقیمانده دارای رشدی ناموزون، افقی و اسپرال شهری بوده است. اما بر اساس محاسبات انجام گرفته در مدل تصمیم گیری چندمعیاره ی تاپسیس بیانگر آن است که از لحاظ شاخص آموزشی، محله 2، در شاخص کالبدی، محله های1و4و5، از لحاظ شاخص زیست محیطی، 1و3و4و5، در شاخص حمل و نقل، محله ای 1 دارای بیشترین رتبه را به خود اختصاص داده اند اما از لحاظ شاخص خدماتی تمام محله های شهر بهشهر از نظر امکانات رفاهی و خدماتی در سطح محروم می باشند.
امروزه توسعه گردشگری در تمامی عرصه ها، چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی مورد توجه برنامه ریزان دولتی و شرکت های خصوصی قرار گرفته است. آگاهی جوامع از این که گردشگری منبع درآمد ارزی بسیار مناسب و قابل ملاحظه ای در اختیار اقتصاد یک کشور قرار می دهد، باعث شده است که گردشگری مفهوم بسیار گسترده ای در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی پیدا کند و به عنوان یک صنعت تلقی شود. هدف اصلی این مطالعه، بررسی اثرات سرریز فضایی گردشگری داخلی و خارجی بر رشد اقتصادی استان های منتخب کشور و همچنین نقش گردشگری در سرعت همگرایی استان های مورد بررسی است. برای این منظور، ابتدا همگرایی (بتا) رشد اقتصادی 18 استان ایران در طی سال های 1384 تا 1392 با استفاده از مدل پانل فضایی برآورد شده، سپس به نقش گردشگری در سرعت همگرایی استان ها پرداخته شده است. نتایج حاصل از مدل پانل فضایی نشان می دهد که رشد اقتصادی استان های منتخب دارای اثرات فضایی و مکانی بوده و رشد اقتصادی هر استان متاثر از استان های مجاور نیز است. ازاین رو همگرایی فضایی از نوع بتا بین استان های کشور تایید می شود. همچنین گردشگری یکی از متغیرهای موثر بر رشد اقتصادی استان ها است و اثر فضایی آن به لحاظ آماری معنی دار است. نتایج تحقیق حاکی از آن است که توسعه گردشگری در کشور می تواند سرعت همگرایی استان ها را افزایش دهد.
تجدید حیات شهرها نیز مانند موجودات زنده از طریق نوسازی سلول ها و بافت هایی است که همواره فرسوده می شوند. گاهی روند فرسودگی سریع تر از روند نوسازی حرکت می کند، که در این صورت انباشت فرسودگی، بحرانی شده و تسریع در نوسازی بافت های فرسوده را ضروری می سازد. آنچه در این زمینه اهمیت دارد، میزان مشارکت مردم در امر بهسازی و نوسازی بافت های فرسوده است. این پژوهش از نوع کیفی بوده و روش انجام آن، مرور نظام مند ادبیات با استفاده از رویکرد فراترکیب برای تحلیل داده های مستخرج از منابع منتخب است. در نهایت، در فرایند مرور نظام مند، 28 منبع برای تحلیل کیفی و کدگذاری انتخاب و استفاده شدند. برای این منظور، با مراجعه به اسناد و مدارک معتبر قابل دسترس در سامانه های جستجو همچون گوگل، نورمگز، مگیران علم نت و اس آی دی در دوره زمانی سال های 1390 تا 1400 انجام شده است. در نتیجه تجمیع و دسته بندی کدهای احصا شده، تعداد 15 بعد و 67 شاخص استخراج شد. کدها شامل ابعاد کالبدی، اجتماعی، زیست محیطی، مدیریتی، روانشناختی، خدماتی، زیرساختی، مشارکت جزئی، چگونگی دخالت مردم، سطح فراگیری سطوح اجرایی و عملکردی، انگیزه ایجادکننده آن، کیفیت همکاری مردم، قلمرو اجرایی و موضوع هستند. نتایج پژوهش نشان می دهند پایین بودن ارزش زمین و مسکن با فراوانی (27) و ساختمان های غیر استاندارد با فراوانی (23) شاخص هایی هستند که اهمیت زیادی را در پژوهش های مختلف ایفا کرده اند. از سوی دیگر، اطلاع رسانی، انگیزه درون زا و برون زا، کیفیت همکاری تحمیلی و اجباری و..... از شاخص های کم اهمیت در این زمینه هستند. مهم ترین جنبه های نوآوری این پژوهش نگاه چندسطحی و نظام وار به مشارکت مردمی در بهسازی و نوسازی بافت فرسوده شهری است و همچنین شناسایی عناصر اصلی این موضوع است.
تائید فرضیه ی، گردشگری عامل توسعه روستا است، خصوصاً در حاشیه شهرها کمی دشوار و پیچیده است. در این تحقیق فرض بر این است که گردشگری باغ ویلا و کافه رستوران باغی در قالب گفتمان، از روابط قدرت در شهر و روستا محافظت کرده و به بازتوزیع سرمایه شهری کمک نموده است. به طورکلی این گونه از گردشگری در حاشیه شهر ارومیه در توسعه روستاهای مورد مطالعه نقش مثبتی نداشته است. در این تحقیق تحلیل گفتمان به عنوان یک روش شناسی مناسب برای مطالعه روابط روستاهای امام زاده، بند، گوگ تپه و برهانلو با کلان شهر ارومیه با ماهیت گردشگری بکار گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که اصول توسعه پایدار و ایدئولوژی در صورت بندی گفتمان گردشگری روستایی باغ ویلا و کافه رستوران نقش داشته است. همچنین نتایج بیان می کند که گفتمان گردشگری روستایی موجب تضییع حقوق عمومی به نفع خصوصی شده است و این انتقال از طریق سازوکارهایی مانند سلب مالکیت و مسئله سازی انجام گردیده است. البته فرضیات این تحقیق را می توان در ساختار سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ایدئولوژیکی متفاوت با ایران نیز مطالعه نمود صحت وسقم آن را بیشتر آشکار کرد.
مقدمه: همه گیری ویروس کرونا در جهان، مشاغل و کسب و کارهای زیادی را مختل نموده و معیشت میلیون ها انسان را در وضعیت ناپایداری قرار داده است. بیماری و علائم تنفسی، مرگ یا از دست دادن توان اشتغال بویژه برای سرپرستان خانوارها تهدیدی برای امنیت غذایی از جمله در مناطق روستایی است که از بحران کووید -19 زاده شد. هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثرات شیوع ویروس کرونا در معیشت پایدار روستاییان در سکونتگاه های روستایی استان آذربایجان شرقی با تاکید بر قلمرو عشایری بود. روش شناسی تحقیق: تحقیق از نظر هدف در جرگه تحقیقات کاربردی – توسعه ای، از لحاظ ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی بوده و برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از مطالعات اسنادی و میدانی (مصاحبه های نیمه ساختار یافته) استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، استان آذربایجان شرقی (در سال 1395 دارای 1100220 نفر جمعیت و 335878 خانوار روستایی) است. حجم نمونه 48 نفر از صاحبان مشاغل، دهیاران، کارشناسان بخشداری ها، اساتید دانشگاهی و ... می باشد که در انتخاب آنها از روش کیفی متواتر نظری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها و اطلاعات از روش کیفی نظریه مبنایی (گراندد تئوری) استفاده شد. قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش سکونتگاه های روستایی در مناطق عشایری استان آذربایجان شرقی است. یافته ها و بحث: یافته های پژوهش نشان داد، پس از انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با جامعه نمونه و کدگذاری باز این مصاحبه ها به شناسایی 37 مفهوم کلی، 26 مقوله و 18 شاخص منجر شد که اثرات شیوع ویروس کرونا را در جوامع روستایی استان آذربایجان شرقی بخصوص در قلمرو عشایر را نشان می دهد. نتایج: شیوع ویروس کرونا در نقاط روستایی این استان بخصوص در قلمرو عشایر اثراتی در سرمایه های معیشتی روستاییان برجا نهاده است. از دست رفتن شغل ثابت، کاهش درآمد و توان مالی، کاهش انگیزه ایجاد شغل جدید، امنیت غذایی، کاهش جریان فضایی کالا و محصولات، افزایش ناهنجاری اجتماعی، کاهش اعتماد اجتماعی، افزایش استرس و فشار روانی، مشکلات حمل و نقل و تردد بین شهری و کاهش ارتباطات اجتماعی، کاهش جریان سرمایه ورودی، کاهش جریان افراد، نیاز به دریافت تسهیلات بانکی، انتظار حمایت نهادی و ... از آن جمله اند.
در چند دهه اخیر دولت ها به منظور تسهیل در امر برنامه ریزی توسعه و امکان کنترل بیشتر بر فضای محلی- ناحیه ای، سعی بر کوچک سازی فضاها داشته اند و در راستای چنین هدفی تقسیمات سیاسی-اداری در فضای ناحیه ای و منطقه ای صورت گرفته است. قدرت داخلی دولت ها، مهمترین عامل در تصمیم گیری های سیاسی و امور سیاسی آنها به شمار می رود و در دراز مدت، باعث تغییراتی در سیستمهای شهری و نظام سلسله مراتب شهری می شود. همواره درایران بین مرکزیت اداری - سیاسی و تمرکز قدرت و سرمایه رابطه مستقیم وجود داشته است. زیرا دولت به عنوان عنصرشهری قدرتمند در رشد وتوسعه شهری یابه تعبیر بهتر توسعه شهرنشینی و شهرگرایی نقش اساسی داشته و دارد. هدف اصلی این مقاله، ارائه تحلیل رویکرد سیاسی دولت و برخی نتایج آن در شناخت عدم تعادل شهری- ناحیه ای استان خراسان شمالی بعد از گذشت ده سال از زمان تقسیم خراسان است. در این پژوهش سعی شده است به منظور شناخت نابرابری شهری- ناحیه ای از مدلهای کمی و نرم افزارهای آماری استفاده و معیارهای انتخابی (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، بهداشتی، کالبدی) مورد آزمون قرار گیرد. روش پژوهش از نوع «توصیفی- تحلیلی» است. نتایج حاصله نشانگر آن است که براساس مدل ضریب تغییرات(cv) و تعیین z شهرستان های منطقه، شهرستان بجنورد در6 معیار از11 معیار انتخابی رتبه اول را داراست و مقدار z آن (57/8 )، فاصله آشکاری با شیروان به عنوان شهرستان دوم استان، (54/3–) داراست. از این رو نتیجه ارزیابی ناحیه ای، بیانگر ارتقایابی شهر بجنورد و تأثیر بیشتر تحولات سیاسی بر پدیده نخست شهری بوده است. تحلیل حاضر با استفاده از مدل رتبه- اندازه به انجام رسیده و به وضوح گویای آن است که بجنورد با کارکرد سیاسی- اداری، مرکزیت خود را تحکیم نموده و تحولاتی ساختاری را در پی داشته است.
مقدار کربن آلی کل موجود در سنگ منشاء منابع هیدروکربن یکی از پارامتر های حائز اهمیت در ارزیابی آن است. بنابراین لازم است تا با روشی خصوصیات سنگ منشاء برآورد گردد. برای برآورد خصوصیات سنگ منشاء روش های مختلفی وجود دارد. یکی از ابتدایی ترین روش ها استفاده از روش سنتی است که بسیار هزینه بر و زمان بر می باشد، لذا محققان به دنبال روش های کاراتر می باشند. با توجه به پتانسیل بالای سنجش از دور و محدوده های طیفی VIR,VNIR این امکان فراهم تا خصوصیات سنگ منشاء را در سطح وسیع تری و با هزینه کمتر برآورد نمود. روش های کمی و کیفی مختلفی جهت ایجاد ارتباط بین مقدار غلظت عناصر سنگ منشاء و طیف حاصل از داده های سنجش از دور موجود می باشد. که در این تحقیق سعی در برآورد مقدار غلظت کربن آلی کل سنگ منشاء با استفاده از تصویرسنجنده OLI لندست 8 و با بهره گیری از مدل شبکه عصبی مصنوعیMLP شده است.بدین منظور باند 5 محدوده طیفی(885/0-845/0) با ضریب همبستگی پیرسون 62/0 بهترین ورودی برای شبکه عصبی انتخاب شده است. شبکه عصبی مصنوعی با تعداد 5 نورون در لایه مخفی با 79/0R2= و0081/0 RMSE= برای تهیه نقشه کربن آلی کل انتخاب گردید.
امروزه روند فزایند های از مطالعات اجتماعی به بررسی و ارزیابی ارتباط تصمیمات سیاست گذاری های عمومی و الگوی حاکمیت شهری بر کیفیت زندگی و شادی شهروندان پرداخته اند. حکومت خوب همواره یکی از معیارهای کلیدی اثرگذار بر شادی شهروندان شناخته شده و بهترین جوامع با میزان شادی و خوشبختی شهروندان ارزیابی شده اند. محدودیت مطالعات در این حوزه و وضعیت بحرانی شادی شهروندان ایرانی در آمارها و گزارش های جهانی شادی، نشانگر اهمیت توجه به این مسئله می باشد. این پژوهش باهدف شناسایی معیارهای اثرگذار حکومت بر شادی شهروندان مبتنی بر مرور سیستماتیک در پایگاه های داده , Google Taylor and Francis, science direct Scholar, Sage در بازه زمانی سال های 2000 تا 2022 انجام شده است. در مجموع 402 مقاله مرتبط شناسایی شده که پس از بررسی دقیق و تفصیلی مقالات در نهایت 35 مقاله شناسایی و طبقه بندی شدند. یافته ها نشانگر اهمیت و اثرگذاری کیفیت های سیاست گذاری- حقوقی، اقتصادی- مالی، عملکردی و اجتماعی بر شادی شهروندان می باشد، مؤلفه های دموکراسی، آزادی، عدالت و اعتماد اجتماعی، مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری و در نظر گرفتن سیاست های شادی شهروندان دارای بالاترین فراوانی در مطالعات می باشد. یافته های این پژوهش می تواند سیاست گذاران و برنامه ریزان شهری و حکومتی را در مسیرارتقاء کیفیت زندگی و شادی شهروندان یاری نماید.
خطر سیل یک مفهوم چندبعدی مربوط به عدم اطمینان و پیچیدگی است. در مناطق شهری ارزیابی خطر سیل هنوز چالش برانگیز است زیرا تجزیه وتحلیل خطر سیل معمولاً در ترکیب اثرات اجتماعی و اقتصادی مشترکاً انجام نمی شود، اما منحصراً در ارزیابی خسارت های اقتصادی از نظر مالی قابل اندازه گیری است. مدیریت سیلاب متضمن کاهش اثرات و خطرات است، اما حذف اثرات و خطرات تقریباً ناممکن است. دلیل این امر، محدودیت های مالی و دانش محدود و اندک ما انسان ها است. یکی از راهکارهای کاهش اثرات در برابر مخاطرات، تاب آوری است. بر همین اساس هدف اصلی این پژوهش شناسایی پراکنش فضایی وضعیت تاب آوری در نواحی منطقه یک شهر تهران است. لذا برای دستیابی به هدف از روش فازی در نرم افزار GIS استفاده شد. نتایج شاخص نهایی تاب آوری نشان می دهد که ناحیه یک بالأخص جنوب و مرکز آن دارای بهترین شرایط بودند. نواحی 4 و 5 نیز در مجاورت آن دارای شرایط مناسبی بودند، اما در مقایسه با ناحیه یک میزان کمتری از مساحت آن ها در دسته با شرایط مناسب قرار می گرفت. به طورکلی این سه ناحیه (1، 4 و 5) یک قطب به هم پیوسته را تشکیل داده بودند. بعد از ناحیه 1، ناحیه 6 دارای بهترین وضعیت بود. حوزه نفوذ این ناحیه برخلاف ناحیه 1 یک محدوده به هم پیوسته را در سایر نواحی تشکیل نداده و صرفاً محدوده ناحیه 6 را شامل می شود. همچنین به طورکلی نواحی غربی (2، 3، 7 و 8) تا حدی دارای وضعیت نامناسب تری نسبت به نواحی شرقی بودند.
شهر، صحنه استراتژیک فهم روندهای بازپیکربندی نظم اجتماعی است. ازنظر لوفور، این فضا همچون ابزار هژمونیک طبقه مسلط، برای بازتولید سلطه خود است. در این صحنه همواره شاهد کشمکش های دو گفتمان مسلط و مقاومت برای تسلط بر فضای جغرافیایی هستیم. شکل گیری گفتمان مقاومت در فضای شهری روندی را طی می کند که هدف اصلی این مقاله تبیین این روند است. روش تحقیق مقاله حاضر توصیفی - تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و مقالات پژوهشی منتشرشده در سایت ها می باشد. نتایج نشان می دهد که اولین جرقه شروع گفتمان مقاومت از نقد سیاست ها و بیان مسئله شروع می شود و تا بحران سیاسی ادامه پیدا می کند. نارضایتی های محلی موجب خروج شهروندان متفاوت از دنیای خصوصی خود و تبادل نظر با دیگران در مورد مسائل موردعلاقه مشترک، ایجاد ایده ها و روایات مشترک در مورد فضای زندگی می شود. جابه جایی و محروم سازی سیستماتیک از فضای زندگی روزانه، موجب تسریع در تجمیع قدرت ساکنان شهر برای دفاع از تولید فضا می شود. مشارکت در مبارزات مکرر حس عاطفی را ایجاد می کند که از طریق آن وابستگی های فردی به جنبش های اجتماعی و جمعی بیشتر می شود. این بسیج محلی عملکردهای حیاتی را به کار می گیرد، زیرا این عملکردها افراد متفاوت را به عرصه عمومی می کشاند و دارایی ها و ابزارهای ارتباطی و عاطفی را ایجاد می کند که فعالان جدید را قادر می سازد تا وقت و منابع خود را برای مبارزه ای با ریسک بالا به کار بگیرند.
کشف روابط بین برنامه ریزی استراتژیک منابع انسانی و آینده پژوهی، فرصت های محتملی را برای اثربخشی دوچندان هر دو حوزه فراهم می آورد. پژوهش حاضر با هدف ارایه الگوی برنامه ریزی راهبردی منابع انسانی آینده پژوهانه در سازمان های دولتی با استفاده از روش فراترکیب و آنتروپی شانون انجام شده است. ازین رو 314 مقاله حوزه برنامه ریزی راهبردی منابع انسانی و آینده پژوهی، ارزیابی و با تحلیل محتوا، ابعاد و کدهای مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک به کمک روش کمی آنتروپی شانون تعیین شد. بر اساس یافته ها، شش مرحله و هفده گام برای برنامه ریزی راهبردی منابع انسانی آینده پژوهانه در سازمان های دولتی شامل بررسی پیش نیازها و ضرورت ها، آماده سازی آینده پژوهانه، معناسازی آینده، توسعه و طراحی آینده پژوهانه، اقدام آینده پژوهانه و ارزیابی آینده پژوهانه ارایه شد. همچنین مشخص شد که ایجاد درک صحیح، توجیه، تبیین و تشریح اهداف برای مدیریت ارشد، مدیران عملیاتی و کاربران به منظور جلب حمایت آنها دارای بیشترین ضریب اهمیت در میان 110 کد شناسایی شده می باشد. با مشخص شدن هریک از مراحل و گام ها و همچنین کدهای مربوطه و به تبع آن مدل برنامه ریزی راهبردی منابع انسانی آینده پژوهانه در سازمان های دولتی، نقشه روش شناختی این مدل نیز مطرح گردید و دامنه ای از روش ها برای هر گام عنوان گردید تا بتواند پاسخگوی عدم اطمینان و شرایط متغیر محیطی امروزه ی سازمان ها باشد.
شبکه شهری مجموعه شهرها را در فضای جغرافیایی خاص جای میدهد و مجموعه شهری را میتوان بعنوان یک اصطلاح نو درمطالعات کلان شهرها بررسی نمود. مجموعه شهری، پهنه ای جغرافیایی است متشکل از شهر مرکزی و مراکز جمعیتی، تولیدی، خدماتی پیرامون آن، که در تعامل محیطی، اقتصادی، اجتماعی و فضائی با یکدیگر قرار دارند و نظام واحدی از سکونت و فعالیت و خدمات را در حال و آینده تشکیل می دهند. برنامه ریزی و مدیریت این مجموعه در قالب سازمان واحد فضائی و یکپارچه ای انجام می گیرد. محدوده مجموعه های شهری، به عنوان محدوده همبسته فضایی و عملکردی، دارای الگوی منظم تعامل های جمعیتی و فعالیتی هستند. شهر اراک از سال 9 138با تصویب شورای عالی شهرسازی و معماری کشور به مجموعه کلان شهرهای ایران پیوست دراین پژوهش محقق با بیان استانداردها و شاخص های کلان شهری در ایران با استفاده از مدل های رتبه اندازه، به این نتیجه می رسد،که این شهر دارای ظرفیت تشکیل مجموعه شهری را با نتایج بدست آمده با شهرهای شازند، توره، مهاجران، جاورسیان، داوودآباد و کارچان با شعاع عملکرد حداکثر 45 کیلومتری را دارد. همچنین بررسی ها نشان داد، شهر ساوه با داشتن حداقل جمعیت لازم برای شهر مرکزی و فاصله کم با شهرهای پیرامون خود، ارتباط و پیوند مستقیمی را به وجود می آورد؛ بنابراین می توان برای این ناحیه از استان نیز یک مجموعه شهری تعیین کرد. جهت افزایش توان این مجموعه های شهری می توان با محاسبه ضریب اشتغال در بخش صنعت و خدمات با شعاع عملکردی معینی، نیاز به سرمایه گذاری در بخشهای یاد شده از جمله ضرورت ها است.
جغرافیای مشارکت و رفتارهای انتخاباتی از مه مترین مباحث جغرافیای انتخابات محسوب می گردند. با بررسی علمی این دو شاخه جغرافیای انتخابات می توان بسترهای لازم را برای تحول در روند مشارکت در مناطق مختلف جغرافیایی با توجه به تنوع عوامل انسانی و شرایط طبیعی آنها فراهم ساخت. بررسی نه دوره انتخابات ریاست جمه وری ایران نوع خاصی از تنوع رفتارهای انتخاباتی و میزان مشارکت مردمی را به نمایش می گذارد که این تنوع نمی تواند بی تأثیر از عوامل ثابت جغرافیایی مناطق این کشور و شرایط متغیر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و نحوه عملکرد جناح حاکم و رئیس جمهور منتخب باشد. این مقاله با روش تحلیل محتوا ضمن بررسی عوامل کُلی مؤثر بر روند مشارکت و رفتارهای انتخاباتی در انتخابات ریاست جمهوری ایران به بررسی آماری نه دوره انتخابات ریاست جمهوری در استان سمنان از مناطق مرکزی ایران می پردازد نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان می دهد روند مشارکت م ردم استان سمنان در انتخابات ریاست جمهوری بیشتر از آنکه متأثر از عوامل کشوری باشد، تابع عوامل محلی است و رفتارهای انتخاباتی مردم این استان در اکثر دوره ها از عوامل کشوری پیروی می کند