از ویژگی های برجسته سروده های حافظ، هندسه، هنجار، ساخت و پرداخت سنجیده و استواری است که کم تر می توان در آن دست برد و پاره ای از نغز کاری های آن را از دست نداد. یکی از زمینه های سامان پذیری این هندسه و هنجار بی هنباز، کوشش و کنکاش های هماره ای است که حافظ در کار بازنگری و دست کاری و به سازی سروده های خویش هزینه می کرده است. بازنگری ها و دست کاری هایی که بسیاری از نسخه بدل ها و دیگر نویسه های گوناگونی را که در نسخه ها و دست نوشته های دیوان او دیده می شود، از پی داشته است. از این روی ویراستاران دیوان او ناگزیر باید بکوشند بر پایه هنجارهایی پسندیده، دیگر نویسه هایی را که پی آمد این بازنگری ها و دست کاری ها می نمایند باز شناسند و در متن بیاورند. در این گفتار پس از بازنمایی این نکته ها با آوردن پارهای از دیگر نویسه ها و نسخه بدل ها کوشیده ایم برخی از دست کاری های او در سروده های خویش را برای رسیدن به هندسه ای چنین سخته و سنجیده باز نماییم.
شمس الدین محمد حافظ شیرازی، ، از حافظان قرآن واز زمره شعرایی است که به بازتاب مفاهیم و مضامین قرآنی درغزلیاتش پرداخته است .تا آن جایی که کمتر غزلی ویا بیتی رامی توان در دیوان اشعارش پیدا نمود که جلوه ای از قرآن و حدیث در آن مشهود نباشد واز جمله سوره هایی که بیشتر از سایر سوره ها مدّ نظر وی بوده سوره یوسف (ع) می باشد که ۱۵ بار در غزلیاتش از آن اثر پذیرفته است که بیشتربه شکل «تلمیح»می باشد.این سوره از نظر موضوع و قالب ، ویژگی های یک داستان کامل را دارد تا آن جا که خود قرآن نیز آن را «احسن القصص» نامیده است ودرحقیقت خداوند متعال آن رابرای دلگرمی حضرت رسول(ص)ویارانش درسال« عام الحزن»بازگومی نماید. حافظ علاوه بر مفردات و ترکیباتی چون یوسف، بیت الحزان، کلبه احزان، مسند مصر و ... ازمضامینی چون جمال یوسف (ع)، فروختن یوسف، به چاه افتادنش، فرمانروایی مصر، فراق و امید و وصال و در نهایت پیراهن یوسف اثرپذیرفته است .پیراهن یوسف ، یک بار توسط برادران حسودش ویک بار توسط نامادری اش ،زلیخا،موردحمله قرارمی گیردو یک بار هم که وسیله بینا شدن چشمان پدرش می شود..در حقیقت پیراهن یوسف، نماد جمال و شأن و شوکت و تقوای وی می باشد که همواره حافظ می خواهد حوادث داستان را با با شخص خودش و یا افراد مورد پسندش مقایسه نماید.