مقاله پیش رو به بررسی ریشه های اسطوره ای تشبیه زلف به مار و لب به شفاخانه در بیت «دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست / از لب خود به شفاخانه تریاک انداز» از حافظ می پردازد. این جستار بر مبنای دیدگاه یونگ نوشته شده است؛ دیدگاهی که به وجود تصویرهای اصلی و آغازین (کهن الگو) در ضمیر ناخودآگاه جمعی افراد بشر اشاره دارد. یونگ معتقد به انتقال موروثی افسانه ها و اسطوره ها بود و آن را علت مشابهت افسانه ها و رؤیا و حتی وجود نمادهایی مانند نمادهای باستانی در بیماران روانی عصر ما می دانست. این کهن الگوها معمولاً در آثار شعرا و نویسندگان و هنرمندان نابغه تجلی پیدا می کنند؛ بنابراین وجود فواصل تاریخی و جغرافیایی، مانعی برای تجلی اسطوره های ملل مختلف در رؤیا، هذیان و هنرهای تصویری ایجاد نمی کند.
از پر بسامدترین موضوعات مطرح در دیوان حافظ، تقابل برخی عناوین و اصطلاحات و شخصیت ها است که حافظ به روش های گوناگون با آن ها مضمون آفرینی می کند. او در این مسیر، از تأمّل برانگیزترین بازی، یعنی شطرنج نیز برای تبیین چنین تقابل هایی، بهره می برد. یکی از ابیات درخور تأمل از این دست، بیتِ «تا چه ب ازی رخ نم اید بیدقی خواهیم راند / عرصة شطرنج رندان را مجال شاه نیست»، است.
با نگاهی مختصر به شرح های دیوان حافظ روشن می شود که «هر کسی از ظن خود» دربارة این بیت بحث برانگیز اظهار نظر کرده است و اغلب حافظ پژوهان، بیت را از منظر بازی شطرنج و موقعیت مهره های آن مورد مداقّه قرار نداده اند. این مقاله نخست، در پی اثبات این موضوع است که اراده ذهنی خواجه از ایراد «رخ» و «بیدق» با توجه به ایهام تناسب و استخدام در واژة «شاه»، همان «زاهد» و «سالک» است. در مرحله بعد نیز بررسی شرح های معتبر دربارة بیت مطمح نظر خواهد بود.
در این مقاله، زیبایى شناسی دینی غزلیات حافظ مورد مطالعه و ارزیابى قرارگرفته است. سؤالات تحقیقی این مقاله در قالب جمله هاى اثباتى زیر قابل دسته بندى مى باشند: ا- زیبایى شناسی دینى حافظ از "نوع " نگاه او به جهان نشأت مى گیرد. 2- زیبایى شناسى دینى حافظ مهمترین عامل سازگارى او با محیط است. 3- قرآن، حدیث و سیرهء معصومین از منابع سرشار در تبیین زیبایى شناسى دینى هستند. 4- مرکز ثقل زیبایى شناسی دینى حافظ، "عشق " است. 5- زیبایى شناسی دینی حافظ کمال گرا است. 6- عشق در عین وحدت، آثار، مراتب و جلوات متکثر دارد. 7- ایمان و انتظار, ارکان سازگارى حافظ را تشکیل مى دهند. و... در این مقاله براى اثبالت هریک از فرضیه هاى مربوط به مرضوع، حسب مورد از آیات و روایات و مستندات شعرى، به صورت شواهد امثال، استفاده شده است. تحقیق در این مقاله از نوع تحقیق متن محرر است, و عوامل دخیل خارج از متن، یعنى تاریخ، علوم متداول زمان حافظ و... عوامل فرعى، ارزیابى شده اند. به عبارت دیگر به جاى آنکه از تاریخ به حافظ نگاه کنیم از حافظ به تاریخ نگاه کردیم. زیرا, زبان تاریخ, زبان مستقیم است و شعر، زبانی غیر مستقیم. زبانی مستقیم، ابزار گرد آورى اطلاعات است و زبان شعر، ابزار آفرینش اطلا عات. زبان غیر مستقیم، ظرفیت گسترده ترى براى بیان حقایق دارد.
در این جستار به شرح و تفسیر معنای «نقش» در بیت بحث برانگیز:
داده ام باز نظر را به تذروی پرواز بازخواند مگرش نقش و شکاری بکند
از حافظ پرداخته شده است. ابتدا نکاتی که شارحان پیش از این دربارة واژة «نقش» در این بیت آورده اند مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. بسیاری از شارحان با توجّه به معنایی که سودی از واژة «نقش» به دست داده معنای «نقش» را اصطلاحی در شکار دانسته اند. نگارنده در ردِّ این معنا شواهد بسیاری یافته است و به این نتیجه رسیده که «نقش باز خواندن» در این بیت از حافظ «اثر کسی یا چیزی را درک کردن»، «درک و فهم درست از چیزی» و... است و این واژه در این بیت ارتباطی با شکار ندارد.
اگر نگوییم دانستن نظریه های ادبی بر هر دانشجو و پژوهنده ای که در جهان ادبیات کار و کوشش دارد، واجب است، نمی توان گفت که ندانستن آن، نقصی آشکار نیست. امروز ادبیات جهان بنا بر نظریه ها و نحله ها و مکتب ها خوانده می شود و این امر اتفاقاً به فهم ادبی و فلسفی متن یاری می رساند. در این مقاله کوشش شده است با برخی از نظرها و اصول مقبول اندیشه های منتقدان غربی، رو به حافظ شود و حافظ با آن آرا و گفته ها از نو خوانده شود. در این خوانش، از منظر اصول مکتب کلاسیسیسم، فرمالیسم، ساختارگرایی و پساساختارگرایی و ادبیات سیاسی، به طور فراگیر از حافظ سخن رفته و نتیجه گرفته شده که متن حافظ، با دلایل موجه، متنی پیش رو، فراگیر، جامع الاطراف و زنده و پوینده است.