نوع شناسی بازنمایی عشق در رمان های نوجوان فرهاد حسن زاده براساس الگوی رابرت استرنبرگ (مطالعه ی موردی رمان های این وبلاگ واگذار می شود و عقرب های کشتی بمبک ) چکیده دوران نوجوانی به دلیل تغییرات چشم گیری که از نظر مسائل جنسی، عاطفی و شناختی در فرد پدیدار می شود، دوره ای مهم از زندگی به شمار می آید. تغییرات هورمونی، تکمیل اندام های جنسی و دگرگونی های ظاهری، شرایط ویژه ای را رقم می زند که افزایش میزان حساسیت و آسیب پذیری نوجوان را در پی دارد. ارائه ی آگاهی های لازم از سوی والدین و متولیان امور نوجوانان باعث کاهش خطرات و لغزش های احتمالی در این دوره می شود. عشق از آن دسته عواطفی است که در این دوران پدیدار می شود و به سرعت تبدیل به یکی از اصلی ترین دغدغه های نوجوان می گردد. شیوه ی بازتاب عشق در رمان هایی که برای مخاطب نوجوان نوشته می شود، می تواند در زمینه ی آشنایی نوجوانان با این احساس و مدیریت درست آن، اثرگذار باشد. فرهاد حسن زاده از نویسندگانی است که در آثار خود به این مهم پرداخته است. در این پژوهش نحوه ی انعکاس این مفهوم در آثار این نویسنده با توجه به الگوی رابرت استرنبرگ از عشق و تقسیم بندی هشت گانه ی او از این مقوله به شیوه ی توصیفی تحلیلی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که به جز یک ارتباط از نوع کامل، عشق های یک طرفه که در یکی از طرفین به حالت نبود عشق و طرف دیگر به شکل عشق ابلهانه نمودار می شود، در کنار عشق از دو نوع رمانتیک و دلباختگی در هر دو داستان فرهاد حسن زاده نمود بیشتری دارند. واژه های کلیدی : الگوی رابرت استرنبرگ، بلوغ جنسی، بلوغ عاطفی، رمان نوجوان، عشق.
نمود معنویت در داستان های کودک کلر ژوبرت بر اساس نظریه ی آگاهی ارتباطی
فاطمه قانع*
محمدرضا نجاریان**
مجید پویان***
چکیده
معنویت یکی از موضوعاتی است که امروزه توجه پژوهشگران را حوزه ی ادبیات کودک و نوجوان به خود جلب کرده است. یکی از نظریات مطرح در حوزه ی روان شناسی کودک، نظریه ی آگاهی ارتباطی ربکا نای و دیوید هی است که معنویت و ابعاد آن را در ارتباط با کودکان بررسی می کند و ما از آن در تحلیل داستان کودک بهره برده ایم. در این نظریه پنج عنصر در بحث معنویت کودکان مطرح می شود: زمینه ها، شرایط، راهبردها، فرایندها و پیامدها. زمینه های ظهور معنویت کودکان در چهار حوزه ی ارتباطی آن ها صورت می گیرد: رابطه ی کودک با خدا، رابطه ی کودک با دیگران، رابطه ی کودک با جهان و رابطه ی کودک با خود. در این مقاله چهار اثر از کلر ژوبرت، یکی از نویسندگان مطرح حوزه داستان کودک، بر اساس چهار زمینه ی مطرح در نظریه ی آگاهی ارتباطی، نقد و بررسی می شود. بررسی ها نشان می دهد که ابعاد مختلف معنویت کودکان با نگاهی ظریف و هنرمندانه در آثار داستانی این نویسنده ی فارسی زبان نمود یافته است.
واژه های کلیدی: آگاهی ارتباطی، دیوید هی، ربکا نای، کلر ژوبرت، معنویت کودکان.
* دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد fateme.ghane@gmail.com
** استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد reza.najjarian@gmail.com (نویسنده ی مسئول)
*** استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد pooyan@yazd.ac.ir
تاریخ دریافت مقاله: 17/8/ 1399 تاریخ پذیرش مقاله: 21/4/1400
معمولاً بزرگسالان در مواجهه با خردسالان از زبان خاصی استفاده می کنند که از لحاظ کشش های آوایی، زیروبمیِ صوتِ جمله ها، مکث ها و تکرارها و... با زبان گفت وگوییِ بزرگسالان تفاوت دارد. این نوع ویژه از زبان، اصطلاحاً «Babytalk» یا «گفتارِ کودکانه» نامیده می شود. تحقیقاتِ شناختی صورت گرفته بر «گفتار کودکانه»، گویای وجود برخی خصایص بلاغی ویژه در این گفتار است و این امر نشانگر حضور و وجود درک ادبی هنری در کودک، حتی در هفته های نخستین تولد است. در نوشتار حاضر کوشیده ایم نخست بر پایه ی یکی از تحقیقات مهمی که در این زمینه به همت دیوید مایل و الن دیسانایاکی (2002) با روشی بسیار دقیق و علمی انجام شده، اساس نظری تجربی بحث را روشن کنیم. در بخش بعدی سعی بر آن بوده است که امکانات بلاغی موجود در لالایی های فارسی با توانش های شناختی بلاغی نوزادان سنجیده شود و از طریق این سنجش، به دنبال نزدیک شدن به پاسخ پرسش هایی ازاین دست بوده ایم که آیا معیارهای بلاغیِ شناختی در گفتارهای کودکانه، آن گونه که در پژوهش مایل و دیسانایاکی دیده می شود، در لالایی های فارسی نیز یافت می شود؟ آیا جوامع بشری لالایی ها را مطابق با توانایی های درکِ بلاغی نوزادان آفریده اند؟ و از همه مهم تر اینکه آیا می توان لالایی ها را مرجعی برای کشف پارادایم های بوطیقای شناختیِ (Cognitive Poetics) کودکان به حساب آورد؟ نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که لالایی های فارسی در نمونه های متعددی به یافته های بلاغی موجود در گفتار کودکانه پاسخ مثبت می دهند. از میان مهم ترین سازوکارهای بوطیقاییِ شناختی که هم در گفتار کودکانه و هم لالایی ها حضور دارند، می توان به خصایص ویژه ی موسیقایی، ساده سازی و تکرار، وفور واج های قدامی، موازی سازی و شمایل وارگی اشاره کرد.
در این پژوهش کوشش شده، تا با رهیافتی آماری و توصیفی-تحلیلی، چگونگی رویکرد به «شهر» در شعر نوجوان، بررسی شود. برای این منظور 15 تن از شاعران کودک و نوجوان گزینش شدند، سپس از میان آن دسته از مجموعه هایی که برای گروه های سنی «ج تا ه» سروده شده بودند، یک تا پنج مجموعه ی شعری برگزیده، انتخاب شد، تا با درنظرگرفتن سیر تاریخی اشعار، تناسب این مضمون برای نوجوانان و تحول آن تا سال1390 بررسی شود. نتایج نشان داد که شهرستیزی و طبیعت ستایی، نارضایتی از مهاجرت به شهر، فقر شهری و بمباران شهرها در جنگ تحمیلی، رایج ترین مضامین در پیوند با رویکرد به شهر در شعر نوجوان هستند که اغلب، شایستگی های لازم برای پذیرفته شدن از سوی مخاطب را ندارند؛ همچنین، در رویکرد به عناصر زندگی شهری معاصر، مانند نام شهرها و فناوری های جدید، فقط در شعر معدودی از شاعران تحول و نواندیشی صورت گرفته و در سایر آثار، در سطوح زبانی باقی مانده است.
بایسته های اقتباس در داستان های فلسفه برای کودکان از منظر کفایت فلسفی نمونه ی تطبیقی و پژوهشی: دو رمان لیزا و لیلا رقیه زمان پور* جهانگیر صفری** اسماعیل صادقی*** حمید رضایی**** چکیده سعید ناجی از فعالان برنامه ی فلسفه برای کودکان در ایران است که پژوهش های بسیاری را در این زمینه انجام داده است. یکی از آثار مهم او داستان کودک فیلسوف، لیلا است که آن را از داستان فلسفی لیزا، اثر متیو لیپمن، بنیان گذار فلسفه برای کودکان، اقتباس کرده است. او کوشیده است با ایجاد تغییراتی در محتوا و ساختار این داستان، آن را با عقاید و فرهنگ ما مطابقت دهد و به این منظور، ز روش های افزودن، حذف، تصفیه، تغییر عنوان، تغییر اسامی و معادل یابی واژگان بهره برده است. مقایسه ی این دو داستان، نشان می دهد که تأکید نویسنده بر بومی سازی، بر برخی از مؤلفه های کفایت فلسفی مانند مفاهیم فلسفی، گفت وگوی فلسفی، الگوسازی کندوکاو و ارتباط مباحث با تجارب زندگی کودکان تاثیرگذار بوده است، اما موجب گردیده است که داستان بومی شده از بعد کفایت فلسفی، ضعیف تر از پیش متن خود عمل کند. واژه های کلیدی: اقتباس، داستان های فکری، سعید ناجی، کودک فیلسوف، لیلا، لیزا، متیو لیپمن. * دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد dinkart63@gmail.com (نویسنده ی مسئول) ** استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد safari_706@yahoo.com *** استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهرکرد sadaghiesma@gmail.com **** دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران h.rezaie@pnu.ac.ir تاریخ دریافت مقاله: 3/12/1399 تاریخ پذیرش مقاله: 8/8/1400
یکی از مسائل تأثیرگذار در شکل گیری سبک یک اثر ادبی اهداف و کارکردهایی است که مؤلف برای اثر خود درنظردارد؛ برهمین اساس یک محتوای واحد، متناسب با اهداف و کارکردهای گوناگون، می تواند اساس تولید آثار ادبی کاملاً گوناگونی از نظر سبکی شود. پژوهش حاضر کوشیده است با مبنا قراردادن این اصل، دو کتاب کودک را که طرح داستانی و تصویرپردازی یکسان دارند، بررسی کند و با روش کیفی و رویکردی توصیفی-تحلیلی نشان دهد چگونه اهداف و کارکردهای مختلف، دو سبک کاملاً متفاوت را ایجاد کرده است. در این جستار داستان Ape Date اثر نورا گیدوس با داستان «آقای مونی خانم جونی» اثر ناصر کشاورز از منظر سبک شناسی مقایسه شده است. بررسی سبکی این دو اثر نشان می دهد، هرچند این دو کتاب محتوای یکسانی دارند، اهداف متفاوت مؤلفان آن ها سبک های کاملاً متفاوتی را شکل داده است. کتاب Ape Date اثری ادبی-آموزشی است که می کوشد تلفظ صحیح بعضی صامت ها و مصوت ها را به نوآموزان زبان انگلیسی بیاموزد. پدیدآورندگان این اثر یک «کتاب تصویری داستانی آسان خوان» تألیف کرده اند که تعداد کلمه ها در آن بسیار معدود و متناسب با اهداف آموزشی، کتاب و جمله ها بسیار ساده و کوتاه هستند؛ اما کتاب «آقای مونی خانم جونی» یک «داستان مصور» است که می کوشد با روایتی منظوم همراه با بیان جزئیات صحنه ها و کنش ها، کودک را به خود جذب کند و او را به شنیدن و خواندن چندباره و به ذهن سپاری داستان و بازگویی آن برانگیزد و از این طریق به «رشد ذهنی، تقویت حافظه و زبان آموزی» او یاری رساند.
تبدیل داستان های خردسالان به نمایشنامه و فیلمنامه در رسانه هایی مانند تلویزیون، رادیو وصحنه تئاتر و... از طریق شناخت و دسته بندی قابلیت های نمایشی آن ها، به ماندگاری این آثار، تأثیرپذیری، آموزش بهتر و نشاط بیشتر خردسالان می انجامد و بهبود کیفیت گونه های نمایشی کودکانه را به دنبال دارد. خوانش یازده داستان از میان داستان های بی شمار گروه سنی الف و ب و استخراج عناصر روایی- نمایشی آن ها نشان می دهد که برخی دارای ظرفیت های گسترده و برخی دارای ظرفیت های محدود (ویژه) نمایشی برای تبدیل به انیمیشن های کوتاه، نمایش های رادیویی و عروسکی یا صحنه هستند و این ظرفیت ها در بافت اولیه داستان ها وجود دارند. در نظر گرفتن میزان کنجکاوی، شکیبایی، علائق و رشد ذهنی کودک از یک سو و ویژگی های انواع طرح های روایی و تطبیق دهی آن ها با ساختارهای گوناگون نمایشی از سوی دیگر در تعیین نمایش های پیشنهادی نقش و اولویت بندی آن ها برای هر داستان نقش به سزایی دارد.