قصه ها بخش مهمی از فرهنگ و ادبیات عامه را شکل می دهند. این بخش از فرهنگ عامه، جلوه گاه باورها، اندیشه ها و شیوه های زندگی مردم هر ملت است. قصه های هر منطقه، به ویژه قصه های شفاهی، بستری مناسب برای واکاوی باورهای اساطیری و توتمی آن قوم است. در این پژوهش یکی از رایج ترین قصه های منطقه ی کوهمره سرخی فارس با عنوان قصه ی «چل گیس» واکاوی شده است. نگارنده نخست به روش میدانی، قصه را به دقت ثبت کرده و سپس به روش توصیفی تحلیلی به بررسی بن مایه های اساطیری آن پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد باورهای اساطیری در همه ی محورهای داستان، گاه آشکارا و گاه نمادین و رمزآلود دیده می شود. نگارنده کوشیده است این بن مایه ها را در بخش های زیر بررسی کند: 1. ایزدبانو آناهیتا: بررسی ویژگی های برجسته ی آناهیتا در این قصه: الف) الهه ی آب؛ ب) افزاینده ی رمه؛ ج) پاک کنندگی زهدان زنان و هم چنین بررسی نمود حیوانی آناهیتا در روایت؛ 2. حمایت حیوان جادویی از قهرمان داستان؛ 3. گیاهان جادویی و حمایت آن ها از قهرمان؛ 4. پیکرگردانی پریان؛ 5. پیکرگردانی انسان به درخت و به عکس؛ 6. نقش درختان در باروری زنان؛ 7. جایگاه پریان در قصه؛ 8. مو به عنوان ابزار باروری؛ 9. تولد شگرف قهرمان قصه؛ 10. قداست اعداد.
این مقاله برآنست تا پس از معرفی بوم فمنیسم با کاربستش در ادبیات کودک ایران جنبه های جدیدی از آن را آشکار کند. رابطه ی زن طبیعت کانون بررسی پژوهش های بوم فمنیسم است. دو دیدگاه جوهرگرا و ساخت گرا برای تفسیر این رابطه وجود دارد. بوم فمنیسم سه موضع مختلف در برابر این رابطه اتخاذ می کند: تقویت، تضعیف و یا بازنگری در آن. البته، توجه به بدن به عنوان چاره ای برای برون رفت از اختلاف نظرها بر سر جوهرگرایی و ساخت گرایی مطرح شد. به رغم اختلاف نظرها، بوم فمنیست ها بر سر مبارزه با منطق چیرگی، تکثّرگرایی و رویکردهای چندفرهنگی، تأکید بر تنوع، و ارتباط انواع مختلف تعدی با یکدیگر توافق دارند. پس از تبیین اصول بوم فمنیسم، دلینگ، دلینگ نوشته ی زهره پریرخ و به تصویرگری لیسا جمیله برجسته و دو دوست اثر هدا حدادی در این چارچوب بررسی می شوند. دلینگ، دلینگ رابطه ی زن طبیعت را به شکلی سنتی، غیرنقّاد و بدون به چالش کشیدن آن بیان می کند. همین رویکرد سنتی در رابطه ی متن و تصویر نیز آشکار است. مضمون متن و تصویر پیرامون رابطه ی مادر، دختربچه و عناصر طبیعی و تلاش انسان برای مهار نیروی طبیعت است و هر دو ویژگی های مادرانگی سنتی را به زن و طبیعت نسبت می دهند. اما دو دوست تأویلی متفاوت از این رابطه به دست می دهد که در برهم کنشی فعّال و افزاینده ی متن و تصویر نیز نمود یافته است. در این کتاب تصویرها به جای رنگ از عناصر طبیعی تشکیل شده اند و رابطه ی زن طبیعت غالباً به دور از برتری جویی انسان بر طبیعت تصویر شده و به تقویت رابطه ی زن زن و توجه به بدن و مفاهیم انتزاعی چون عشق می انجامد.