رشد و گسترش بی سابقه صنایع هوایی در آغاز سده بیستم در بسیاری از عرصه های زندگی نمود پیدا کرد و فضای زندگی انسان به شدت توسعه یافت؛ سرعت جابه جایی از مکانی به مکان دیگر چندین برابر افزایش پیدا کرد و افق های جدید دانش پیش روی بشر گشوده شد. صنایع هوایی به یکی از مؤثرترین جلوه های پیشرفت فنّاوری بدل شد. موضوع صنایع هوایی و پرواز در میان شاعران فوتوریست که از مدافعان رشد و پیشرفت این صنعت به شمار می آمدند، انعکاس گسترده ای یافت. آن ها گاهی به تجربه شخصی پرواز خویش تکیه می کردند. در این اشعار، موضوع پرواز و هوا با جهان نوین عجین و جوانب جدید و اغلب تراژیکی از روابط متقابل انسان و ماشین نمایانده شده است. مهم ترین چهره در میان شاعران پروازنگار فوتوریست، واسیلی کامنسکی است. او حتی به شکل حرفه ای خلبان شد و در آثار منظوم خویش به طور گسترده به موضوع پرواز پرداخت. در این آثار، وی مجموعه ای غنی از واژگان نو ایجاد کرد که به واسطه ساخت غیرعادی صرفی و معناشناختی و همچنین نظام آوایی خاص خود، قابلیت بیان شدیدترین احساسات را داشتند. ویلیمیر خلبنیکوف با توصیف سوانح هوایی که در آن زمان بسیار اتفاق می افتاد، «راه های آسمانی» انسان را به شدت دراماتیک جلوه می دهد. بلوک نیز در بعضی از اشعار مرتبط با پروازش، با خلبنیکوف هم عقیده است.
"از میان مضامینی که شخصیت های ژنه را به حضورهایی غایب تبدیل می کند، مضمون نور از دو ارزش گذاری مشخص برخوردار است. هنگامی که کنش نور به شخصیت ها برمی گردد، این مضمون آنها را به ظواهری خالص بدل می کند چرا که به عنوان عامل خالص سازی به آنها این امکان را می دهد که تصویر آرمانی خویش را به دست آورند. هنگامی که نور به عنوان عنصر ضروری صحنه آرایی مطرح می شود، با غرق کردن هم زمان صحنه و تماشاچیان در نور، این عنصر به عنوان عامل خلا در تئاتر ژنه خود را نمایان می کند.
به این ترتیب نور خلا آفرین نمایش نامه ها به شخصیت ها این امکان را می دهد تا جوهر خویش را در ظواهر خالص شده بیابند و دنیای غیر معنوی خود را به جهانی تغییر دهند که نظم آن با نظم دنیای واقعی به مقابله برمی خیزد."
موضوع "" مسخ شدگی "" که از دوران کهن تا به امروز به طور وسیعی در ادبیات مورد بحث و بررسی قرار گرفته، به وسیله اوژن یونسکو و فرانتس کافکا که به کارکرد مبهم و چند پهلوی آن پرداخته اند، جلوه ای نو یافته است. آن چه که در این مقاله به انجام آن خواهیم پرداخت، بررسی تطبیقی موضوع "" مسخ شدگی "" در کرگدن های یونسکو و مسخ کافکا خواهد بود تا بدین طریق به واکاوی دوگانگی یک تغییر و تحول که در آن واحد هم روح و هم جسم را تحت شعاع خود قرار می دهد، بپردازیم. با در نظر گرفتن قابلیت استعاری مسأله مسخ شدگی، بر آن خواهیم بود تا به آشکارسازی تمام تمایلات وحشیانه و هراس های عمیق بشری چه در حوزه اجتماعی و سیاسی، چه در حوزه فلسفی و چه در حوزه روانشناختی مبادرت کنیم.
Sufism as a religious and socio-cultural movement in India and the Middle-East has contributed a whole body of literature for posterity to unravel its mystic and devotional significance. It has also opened up vibrant debates on the quality and true essence of worship to God. While Sufism has been explored in this paper with references to some seminal works of various Sufi saints and poets; the major thrust area of this study deals with an interpretation of The Prophet, a sustained and highly artistic work of devotional literature by the Lebanese American poet and writer, Khalil Gibran. Gibran’s work merits discussion not only because of its inherent philosophy but also due to its combination of a varied aesthetic perception of life, combined with a purely ethical stance; the most important aspect of the work being, how the writer manages to discuss thoughts of the divine through a purely secular framework of the text. This study attempts to explain and analyze the text of The Prophet keeping in mind such predilections and resonances