ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۸۴۱ تا ۳٬۸۶۰ مورد از کل ۴٬۵۶۰ مورد.
۳۸۴۱.

نقد فمنیستی رمان نوجوان در خون آشام سیامک گلشیری و ترجمه ی خون آشام استفنی مه یر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۶ تعداد دانلود : ۴۱۰
نقد فمنیستی رویکردی است که از اواخر قرن بیستم فعالیت خود را آغاز نمود تا به بررسی وضعیت زنان و تجربیات آنها در متون ادبی بپردازد. منتقدین این شیوه برای تحلیل متون ادبی از دو شیوه ی نقد زنانه (زن به عنوان خالق اثر) و تحلیل نقش های جنسیتی (جلوه های زن به عنوان شخصیت) استفاده می کنند. در پژوهش حاضر سعی شده است با استفاده از هر دو گرایش موجود در این رویکرد دو مجموعه ی خون آشام استفنی مه یر و سیامک گلشیری بارویکرد زنانه مورد تحلیل قرار گیرد تا به این سؤال پاسخ داده شود که آیا دو اثر حاضر، تحت تأثیر گفتمان مردسالار قرار گرفته اند؟ و آیا گلشیری که شخصیت خون آشام خود را از افسانه های غربی وام گرفته است و با ورود خون آشام به کوچه های تهران سعی نموده به آن رنگ بومی بدهد، مباحث فرهنگی و اجتماعی مانند نگاه به زن را در اثر خود بومی ساخته است وآیا شخصیت های زن او متفاوت با شخصیت های زن مه یر نمایان شده اند یاخیر؟ مه یر اگرچه به عنوان یک زن سعی کرده است زن های داستان خود را شخصیت هایی قوی و مستقل ارائه نماید، امّا در بعضی از موارد نیز تحت تأثیر گفتمان مرد سالار قرار گرفته است. در خون آشام گلشیری نقش های جنسیتی بیشتر از مه یر تکرار شده است و در برخی موارد گلشیری تحت تأثیر فرهنگ سنتی ایران در نقطه ی مقابل مه یر عمل کرده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار فیش برداری صورت گرفته است.
۳۸۴۹.

Remémoration et répétition: L’étude narratologique du Salon du Wurtemberg(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات جهان نقد و بررسی آثار
تعداد بازدید : ۷۵۰ تعداد دانلود : ۶۲۵
L’aspect psychanalytique de l’écriture romanesque chez Pascal Quignard a été signalé à maintes reprises par les critiques littéraires. Le Salon du Wurtembergqui bénéficie plus que les autres romans quignardiens d’une ample élaboration romanesque, pourrait bien illustrer cette «fictionalisation de la cure psychanalytique» chez cet écrivain. Le narrateur de ce roman se retourne comme malgré lui vers un passé obsessionnel qu’il espère conjurer par l’écriture. La présente étude se propose d’analyser, en recourant à la narratologie, les techniques narratives mises en œuvre par le narrateur quignardien, ainsi que l’adaptation de ces dernières à l’objectif du narrateur qui est de faire cesser le retour interminable d’un passé traumatique. Selon Freud, l’abréaction du refoulé exige la «réconciliation» de l’analysé avec ses souvenirs traumatiques. L’étude du mode narratif du Salon du Wurtembergnous permettra de préciser le degré de cette réconciliation chez le narrateur. En effet, portant sur la manière de représentation du monde romanesque, le mode narratif détermine la distance à laquelle se tient le narrateur par rapport à ce qu’il raconte. Ainsi, par l’étude du mode narratif, nous serons en mesure de préciser si le narrateura réussi à évoquer entièrement et sans détours ses souvenirs obsédants
۳۸۵۰.

پایانی بر «پایان ایدئولوژی» در تئاتر مستند بریتانیا پس از یازده سپتامبر: نگاهی به نمایشنامه نام من راشل کوری است(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۱ تعداد دانلود : ۴۳۹
«پایان ایدئولوژی» نظریه ای است که در بحبوحه جنگ سرد توسط نظریه پردازان محافظه کار آمریکایی مطرح شد، و در منازعه قدرت در جهان دوقطبی پس از جنگ جهانی دوم به عنوان راهکاری برای مقابله با مارکسیسم/کمونیسم در خدمت سیاستمداران غربی قرار گرفت. در نیمه دوم قرن بیستم، «پایان ایدئولوژی»، با نام ها و کسوت های مختلف، به گفتمان غالب سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی تبدیل شد، و عملاً امکان هرگونه نقد جدی و تغییر معنادار در وضعیت حاکم را از بین برد. با این حال، طی دو دهه گذشته، خصوصاً در سال های پس از یازده سپتامبر، نشانه هایی از مخالفت با این گفتمان به روشنی دیده می شود. در مقاله حاضر تلاش شده، تا ضمن بررسی تأثیر این تحولات گفتمانی بر تئاتر معاصر بریتانیا و معرفی فرم کمتر شناخته شده نمایش مستند، به بازگشت ایدئولوژی به تئاتر بریتانیا در قالب تئاتر مستند بپردازیم. در همین راستا، نمایشنامه مستند نام من راشل کوری است، به عنوان نمونه کامل بازگشت ایدئولوژی به تئاتر، مورد بررسی قرار گرفته، و به طور ضمنی به دو اثر مستند دیگر پرداخته شده است.
۳۸۵۳.

بررسی تطبیقی اندیشه های آرمان شهر ی در اشعار نیما یوشیج و والت ویتمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۷ تعداد دانلود : ۳۹۶
اندیشه آرمانشهری به معنای توصیف و آرزوی پیدایی جامعه ای آرمانی که در آن همه ارزش های انسانی به کمال رسیده باشد و آحاد آن در پناه اندیشه و خرد در کنار هم با مسالمت می زیند قدمتی به درازنای تاریخ دارد . چنانکه می توان مدعی شد که هدف غایی و ادعایی همه ادیان ومذاهب و فرمانروایان در طول تاریخ نیل به چنین جامعه ای بوده است. لذا شگفت انگیز نیست که این اندیشه از دیرباز مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان جهان قرار گرفته و بزرگانی چون افلاطون و توماس مور در جهان غرب، و فارابی در جهان شرق هر یک از دیدگاه خویش مختصات آن را برشمرده اند و راه دستیابی بدان را نیز به زعم خود ترسیم کرده اند. در پژوهش حاضر اندیشه های آرمانشهری نیما یوشیج و والت ویتمن به عنوان نمایندگانی از شرق و غرب جهانی که در آستانه قرن بیستم دستخوش تحولاتی شگرف بود مورد بررسی و تطبیق قرار گرفته است.
۳۸۵۶.

مقاله به زبان فرانسه: مضمون درخت در آثار «جای زخمهایِ آفتاب» و «دعای فرد غائب» اثر «طاهر بن جلون» (L’arbre dans Cicatrices du soleil et La Prière de l’absent de Tahar Ben Jelloun)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۶ تعداد دانلود : ۴۵۴
«درخت»، مضمون تکراری در متون مقدس، عهد باستان، ادبیات و نقاشی است. همین مضمون دارای سهمِ اساسی است که آن را در بُعد جهانی قرار می دهد. بُعدی که آن را تبدیل به کُهن الگوی ارزشمند برای طاهر بن جلون، نویسنده فرانسوی زبان اهل مراکش کرده است. در اشعار او، خواه در بطن رُمانهایش، درخت همچون داده ی جغرافیایی، طبیعی، نشاط آور و خیالی عمیقاً حضور دارد. همین درخت تا حدّ یک شخصیت و سخنگویی پیش می رود که به واسطه پویایی و سرزندگیِ خود اَعمال را تغذیه می کنند. همچنین به مکانی مساعد برای نمودِ خیالی و باور نکردنی تبدیل می شود. بنابراین ارزش سَمبلیک آن نیز از این زاویه است. در نزد طاهر بن جلون، درخت همچون پدر و مادر، همچون اسطوره، همچون شاهد عینی ظلم و فریب، جلال و فقر نمود می یابد.
۳۸۵۷.

La peur du temps chez Alfred de Musset(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۶ تعداد دانلود : ۴۳۱
Le sentiment du temps apparaît comme un thème perpétuel dans la littérature. L’homme a toujours peur du passage du temps, de la mort et de la fin de sa vie mais c’est un voyage obligé, ce qui domine toute sa vie. Dans cet article, nous étudions les visages du temps dans les poèmes les plus célèbres d’Alfred de Musset qui s’appellent <em>les Nuit</em>. L’omniprésence du temps montre que ce dernier occupe une place très importante dans ses poèmes. Le monde imaginaire de Musset provoque l’angoisse, la peur et le désespoir chez le lecteur. En effet, le poète montre son anxiété devant le passage du temps qui suit son chemin vers la mort. Il présente aussi ses échecs dans l’amour qui apporte la mélancolie pour lui et entraine la fin de sa vie. Cet article est donc basé sur les images désespérantes et angoissantes. Pour étudier les visages du temps dans les poèmes de Musset, nous aurons recours à la méthode critique de Gilbert Durand. Notre étude s’intéresse à l’analyse des images et ne fait pas attention aux aspects philosophiques. L’objectif de cet article est de révéler sous quelles formes, l’angoisse du temps se présente dans la conscience du poète.
۳۸۵۸.

خوانش نشانه شناختی کتیبه اخوان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۶ تعداد دانلود : ۵۲۹
مسأله اصلی در این مقاله، بررسی و تحلیل شعر کتیبه اخوان، بر مبنای نظریه نشانه شناسی مایکل ریفاتر است، در این نظریه، ابتدا اشعار به دو شیوه خوانش اکتشافی(Heuristic) و خوانش پس نگر(Retroactive ) بررسی می شوند که در مرحله اول به جستجوی معنا و در مرحله دوم به دلالت های زبانی توجه می شود، در روش تحقیق مبتنی بر نشانه شناسی، کتیبه به شیوه خوانش پس نگرانه (Retroactive ) بررسی می شود و در این مرحله به دلالت های زبانی آن توجه می شود، در این خوانش پس از مشخص کردن عناصر غیردستوری، ارتباط پنهانی و درونی عناصر متن در قالب انباشت و منظومه های توصیفی تبیین می گردد، سپس به دریافت هیپوگرام ها یا موضوعات کلیدی روی آورده می شود و نهایتا به دریافت و کشف ماتریس یا شبکه ساختاری شعر ختم می شود. فرض بر این است که در شعر کتبیه می توان به خوانش دوم یا پس نگرانه دست یافت و عناصر غیر دستوری، انباشت ها، منظومه های توصیفی و شبکه ساختاری آن را نشان داد.
۳۸۶۰.

مطالعه تطبیقی تصویر مرگ در بهشت گمشده و مرگ ایوان ایلیچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴۵ تعداد دانلود : ۴۸۸
مفهوم مرگ و فناپذیری انسان، از پندارهایی است که حضور مهیبش مصرانه چهره برافروخته اش را در همه جا نمایان می کند. به عبارتی، تمام جوانب زندگی، بالاخص فرهنگ، متاثر از نگاه ما به این واقعیت جهان شمول است. برخی مرگ را محدود به آن لحظه نمی دانند که قلب از تپش و ریه از دم و بازدم بازمی ماند. در نزد این گونه افراد ،مرگ حقیقتی است که ممکن است بارها برای یک فرد رخ دهد و برای مدتی کوتاه یا بلند بر او چیره باشد. در طول تاریخ، چنین نگرشی به نیرویی الهام بخش تبدیل شده است. جان میلتون و لئو تولستوی اشخاص برجسته ای هستند که میوه زیباشناختی این دیدگاه متعالی را چیده اند. مطالعه ی پیش رو بر آن است تا با تحلیلی موشکافانه از بهشت گمشده میلتون و مرگ ایوان ایلیچ تولستوی، روشن سازد که میلتون و تولتستوی به نوعی از طبقه بندی درباره مرگ اذعان داشتند و هر یک راهی را برای کنارآمدن و چه بسا مقابله با این واقعیت فراپیش همنوعانشان قرار دادند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان